داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

خواهر گل و هوسی من

1393/07/05

من اشکان 17 ساله پسر و بچه بزرگ یه خونواده پنج نفره هستم . مادرم معلمه و بابام هم بازاریه . یه خواهر دارم به اسم آرا که دوسال ازم کوچیکتره و یه داداش هم دارم به نام اردشیر که 4 سالشه . تا چند وقت پیش عادت داشت شبا پیش بابا مامانم می خوابید ولی وقتی که بزرگتر شد ظاهرا مزاحم عملیات پدر و مادرم می شد و اونا هم اونو فرستادند به اتاق دیگه که تنها بخوابه . خونه مون تا دلت بخواد اتاق خواب داره منتها همه کوچولو . اردشیر از بس گریه می کرد و می گفت که تنهایی می ترسه بخوابه و دزد میاد و از این حرفا خواست بیاد پیش من که تحویلش نگرفتم و آرا دلش سوخت و اونو برد پیش خودش تا این که یه شب که مادر بزرگ جراحی می کنه یه شب جمعه ای آبجی میره بیمارستان پیشش . این داداش کوچولوی ما دوباره لج می کنه و به اصرار بابا ننه ام اونو می برم اتاق خودم . موی دماغ ما شده بود . از اون زبلها بود می خواستم برم سایت سکسی داستان بخونم فقط سایت امیر سکسی یه خورده امنیت تصویریش بهتر بود . مشغول خوندن داستان بودم که دیدم از پشت سر داره بهم نگاه می کنه . زهر مارمون کرده بود . مجبور شدم کامپیوترو خاموش کنم دراز بکشم . چند دقیقه بعد که حس کردم خوابه رفتم یه فیلم سکسی ببینم که دیدم یه صدایی به گوشم خورد که میگه داداشی شومبول آقاهه چقدر گنده هست … عجب گندی زده بودم این وروجک داشت فیلم سکسی می دید -چرا نمی خوابی پسر . لعنت به تو آرا که به این بچه شب زنده داری رو عادت ندی . واسش قصه شنگول و منگول رو تعریف کردم تا خوابش بگیره دیدم اون قسمتهایی رو که در اثر فراموشی چاخان می کردم اون ازم ایراد می گرفت به یادم می آورد یا واسم تعریف می کرد -من چیکار کنم که تو بخوابی -داداش شومبولمو دس می زنی ؟/؟ آرا جون دست می زد . واسه یه لحظه بدنم به لرزه افتاد . گفتم شاید حتما به داداش کوچولوش علاقه داره رو محبت این کارو می کنه . ولی کیر بچه رو دست زدن و باهاش وررفتن باعث میشه که اون شیطون بشه . واسه این که از شرش خلاص شم این کار رو انجام دادم . چندشم می شد . بازم خوابش نبرد -داداشی آرا جون شورتشو در می آبرد کونشو می چسبوند به شومبولم … وایییییی این دفعه دیگه لرزشم از اون لرزشهای ادامه دار شد و دیگه نتونستم بر خودم مسلط شم -عزیزم بخواب این کارا بده . پیش هیشکی دیگه از این حرفا نزنی ها . اگه واسه کسی واسه بابا مامان بگی دیگه نمیذارن تو پیش آرا جون بخوابی و اون وقت تنها می خوابی و دزده میاد سراغت . می خواستم بترسونمش که این قدر راحت سوتی نده . عجب تخسی بود این پسره . واسش گفتم که این کارا زشته و اونقدر با موهای سرش وررفتم تا خوابش برد . غروب از وقتی که آرا بر گشت با آینه قرار داد بست و خیلی هم کون خودشو ورانداز می کرد که یه استیل درست و حسابی بهش بده . خواهرم از اون دخترای جذاب و تپل بود با یه کون گوشتی و تپل و آبدار . وقتی که فهمیدم به یه پسر 4 ساله رحم نمی کنه به خودم گفتم که دوای دردش پیش منه . یه کیر 17 سانتی کجا و یه سه چهار سانتی کجا . تازه اون 17 سانتی کلفت هم هست و شق هم میشه . رفتم تو نخ کونش . خیلی خودشو هوس انگیز کرده بود اون که عادت نداشت زود بره تو رختخواب به داداش کوچیکه گفت اردی جون زود باش بریم تو رختخواب صبح زود باید بری مهد … خیلی دلم می خواست ببینم اونا چیکار می کنن . به داداش کوچیکه ام حسودیم می شد . این حق من بود که باید بهم می رسید . اون نبایستی در حق من نامردی می کرد . خواهر یکی یدونه امو میگم . داشتم آتیش می گرفتم . حدسم درست بود در اتاقو قفل کرده بود . از سوراخ هم هر چی نگاه می کردم چیزی نمی دیدم . نصفه شبی هم رفتم پشت در و فقط صدای ناله های آرام آرا را می شنیدم . دلم داشت می رفت . کون لختشو تصور می کردم که رو کیر بچه از همه جا بی خبر فرود اومده . مگه این اردشیر وقتی که بزرگ شد ول کنشه … هر جوری شده باید از حقم دفاع کنم . تصمیم گرفتم یه خورده بیشتر با آرا گرم بگیرم و کمتر باهاش کل کل کنم . از فردای اون روز بهش توجه بیشتری می کردم . می رفتم کتاب ریاضی دوم دبیرستانو می خوندم و بهش درس می دادم که بیشتر نزدیکش باشم . یه بار که مست بوی موی سرش شده بودم دیدم با دستاش داره تکونم میده . داداش خوابی یا بیداری ؟/؟. .یکی دو روز بعد از فینال جام حذفی فوتبال بود و هردومون طرفدار یه تیم بودیم وقتی تیممون برد بغلش کردم و بوسیدمش . این اولین باری نبود که اونو می بوسیدم ولی اولین باری بود که لباشو به لبای خودم قفل کرده نمی ذاشتم تکون بخورن و خودم با لبای خودم اونا رو حرکت می دادم . بابا مامان خونه نبودند و ار دشیر هم که تو باغ نبود . معلوم نبود کجا هم هست . بعد از بوسه بهم گفت اشکان چیکار کردی ؟/؟-از خوشحالی زیاد بود . دست خودم نبود . حالا دیگه آسیایی شدیم . می دونستم که به همون نسبت که من سینه های در حال رشد اونو رو سینه هام احساس کرده بودم اونم کلفتی کیر منو رو بدنش احساس کرده بود یه نیم ساعتی رو رفتم بیرون وقتی که بر گشتم اونو ندیدم . اردشیر هم نبود . گفتم حتما بازم خبریه . کفش داداشو ندیدم . با این حال از سوراخ در آرا یه دیدی زدم . این بار اونو یه لحظه دیدم که شورتشو پایین کشیده و داره با کوسش ور میره . پس حتما یکی اومده و اردشیرو برده بیرون . از روبروی در کنار رفت و دیگه ندیدمش . دلم می خواست برم داخل نمی دونستم قفله یا نه . جراتشو نداشتم دستگیره رو فشار ش بدم . دیگه هیجان گاییدن آرا یک لحظه ولم نمی کرد . عاشق اون کون تپلش شده بودم . اوخ که وقتی اون سوراخ تنگشو تصور می کردم وایییی ناز یه دونه خواهر خوشگل خودمو بخورم . داداش فداش شه . چه هیکلی کرده بود . من بمیرم براش حتما روش نمی شد که بیاد طرف من تاحاجتشو بر آورده کنم و دست به دامن یا همون دست به کیر داداش کوچولو شده بود و حتما حساب کرده بود در بیابان لنگه کفشی نعمتیست … اوخ آبجی خوشگله من با کفش من راه برو که مثل یه جت تو رو می گردونه … رفتم رو کاناپه دراز کشیده و شلوارمو کشیدم پایین یه فیلم سکسی گذاشتم و صداشو بلند کردم . زیر چشمی هم یه نگاهی به در اتاق خواهر جونم داشتم دیدم یه خورده باز شد . اون حالا می تونست خیلی راحت هم فیلمو ببینه هم کیر منو . حتم دارم با دیدن فیلم داشت کیف می کرد . من تا می تونستم کیرمو بیشتر توی دیدش قرار می دادم . با کیرم رفتم جلو تلویزیون و با صدای بلند گفتم جووووون عجب کونی عاشق کون گنده اتم . کاش از این صفحه نمایش میومدی بیرون و خودم می گاییدمت … دیگه تو ذهنم بود که هر جوری شده آرا رو بگام . چون اونم با هوس داشت صحنه رو نگاه می کرد و می دونم نه می تونست دل بکنه و نه می تونست یه قدم جلو بذاره . داشتم واسه خودم نقشه می کشیدم که چطور بتونم آرا رو بگام که دیدم صدای در اومد . بابا مامان وارد شدند و حال من گرفته شد . البته سریع تلویزیون را خاموش کرده بودم . اردشیر نیومده بود و هوسمو با جلق زدن تو دستشویی خالی کردم . داداش کوچولو لج کرده بود که شبو خونه مادر بزرگه بمونه . همش از این می ترسیدم که کیر کوچولوشو بده دست مامان بزرگش تا واسش بماله . فکر کنم مادر بزرگه قبل از این که اردشیر مجبور به توضیح دادن شه با کمال میل و از روی علاقه این کارو واسه نوه اش انجام بده … بابا مامان خسته بودند و زود خوابیدند . آرا رو صدا زده و گفتم آبجی تو غروبی خونه بودی ؟/؟ -آره چی شد مگه ؟/؟ دوست دختر آورده بودی خونه ؟/؟… یه نگاه مخصوص همراه با لبخندی خاص بهم انداخت که از نود و نه در صد اطمینان به صد در صد رسیدم از این که چشمش به جمال کیر من و اون فیلم سکسی رو شن شده -آرا جان من امشبه رو می تونم بهت ریاضی درس بدم فردا یه خورده کار دارم . از طرفی اردشیر هم نیست راحت تریم . حس کردم یه جوری نگام می کنه . تو عمق نگاش یه نیاز و تمنای خاصی بود . نمی دونم اون می خواست درس بخونه یا این که بره مهمونی . شلوارشو عوض کرد تا کون گنده اش گنده تر به نظر بیاد . موهای بلندشو افشون کرد ویه عطری به خودش زد که می ارزید آدم واسه همون عطر یه جق بزنه . اصلا حالیم نبود که دارم بهش چی درس میدم . منم حس می کردم که حواس اون پرته . سرشو به طرف کتاب خم می کرد . سینه های دخترونه اشو می دیدم که انگاری داره داد می زنه یکی بیاد اونا رو میک بزنه -آرا چقدر ناز شدی -حالا می بینی داداش .؟/؟ چشم بزرگون تنگه دیگه . ما همیشه ناز بودیم و تو نمی دیدی .تو همش چشمت به دخترای مردمه . اصلا چیکار به کار خواهرت داری … قند تو دلم داشت آب می شد با این حرفایی که اون می زد . ترسم داشت می ریخت و شجاع تر می شدم از این که با قدمهای استوار تری پیشروی کنم -آخه آرا جون من که جسارتا نمی تونم برم دنبال خواهرم … واییییی آرا هر لحظه خودشو بیشتر بهم می چسبوند -اشکان نمی خوای از اون بوسه های بعد از ظهری بهم بدی ؟/؟ این جمله رو که گفت دیگه داشتم از حال می رفتم حالا خود بوسه رو بگو . لبامو گذاشتم روی لبای داغش . حرف نمی زدیم . سخت همدیگه رو بغل زده ومنم قبل از این که پشیمون شه سعی کردم داغ ترش کنم . اون با دستایی دور کمرم حلقه زده منو به طرف در کشوند و کلید رو روی در گردوند ودرو از داخل قفل کرد . دیگه حساب کار دستم افتاد . لباشو مثل یه تشنه و حریصی که تو یه بیابونی گیر افتاده می مکیدم . سینه هاشو از پشت بلوز تو چنگم گرفتم و از قسمت باز بلوزش تا اونجایی که می شد انداختمشون بیرون . چشای ناز و خوشگلشو باز و بسته می کرد . یه سینه رو سپردم به دستم و یکی رو به لبم و البته جا به جا می کردم .-آرا جوووووون چقدر مزه میده سینه تازه یه دختر تازه رو خوردن . خواهرم خیلی بیحال شده بود . افتاده بود رو دستام و من اونو بردم و انداختم رو تختش -داداش هر کاری دوس داری باهام انجام بده . من هوس دارم هوس دارم هوس … چند بار خواستم موضوع اردشیر رو پیش بکشم و گفتم ولش ضرورت نداره … سینه هاشو به صورت دایره ای تو دستام حرکت می دادم و داغ داغ که می شد اون وقت میذاشتمشون تو دهنم . دیگه آبجی تو این عالم نبود . اون فقط می خواست که بهش حال بدم و ارضاش کنم . بلوزشو در آوردم وشلوارشو . شورت خوشگلشو هم از پاش در آوردم و یه گازی هم بهش زدم اونو بوکردم و گفتم حتی شورتتم گاییدن داره . آرا روبروی من قرار داشت . واسه دیدن کون درشت و بر جسته اش بی طاقت شده بودم . دهنمو گذاشتم رو کوسش . کوسش یه خورده مو داشت ولی هر تار موی کوسش یه دنیایی از هوس بود . دستمو از زیر رسوندم به کونش و اونو تو چنگم گرفتم و کوس کوچولو ونازشو میک می زدم . وقتی که هر یه دقیقه در میون ازم می خواست که با دستمال کوسشو خشک کنم از این که واسه چند ثانیه دستمو از رو کونش ور دارم نوعی احساس دلتنگی می کردم .-داداش کیییییییررررررر میخوام من کییییییییییرررررررر تو می خوام . ببینم چه شکلیه چقدریه ؟/؟ -تا حالا ندیدی ؟/؟ -واسه چی می پرسی ؟/؟ -واسه این که ببینم خواهری که عاشق برادرشه تا کجا حرف راستو می زنه .-این قدر گیر نده از راه نزدیک که ندیدمش -اونم بهت میدم آرا . هر وقت گرسنه و تشنه ای من خودم تا مینت می کنم . دستامو از کونش به جفت رونهاش رسونده و فقط رفتم تو فاز کوس خوری . بیچاره اش کرده بودم . بالش نرمو گذاشته بود تو دهنش و اونو گاز می گرفت . دیگه خیسی کوسشو می خوردم که هر لحظه با خشک کردنش وقفه تو سکسمون نیفته . با فشار می خواست سرمو بزنه عقب ولی من بهش همچین اجازه ای نمی دادم . اونو به خودم جفت و پرس کرده بودم . مقاومت فایده ای نداشت وبالاخره در مقابل من و هوس خودش تسلیم شد . از دست و پا زدن که افتاد دونستم که ارگاسم شده . اونو بوسیدم و افتادم روش وبا روندی عاشقانه لذت سکس اونو تکمیل کردم کیرمو رسوندم به دهنش تا واسم ساک بزنه ودستمو هم به زحمت رسوندم به کوسش و اونو تو چنگم گرفتم . کیرم تو دهن آرا جون جا نمی شد ولی اون یه جوری ساک می زد که بدون استارت پرواز کرده بودم . یه طرف بیضه امو میون دو تا دستاش می گرفت و اونو میذاشت تو دهنش و تخم منو طوری میک می زد و می خورد که رگهای آلت من هر لحظه از هوس زیاد در حال ترکیدن بودند . زبونشو از ته کیر تا سرش می کشید وبعد از یه حال دادن درست و حسابی کیرمو گذاشت تو دهنش تا ساک زدن و هیجان منو به بی نهایت برسونه . شل شده بودم . نتونستم جلو خودمو بگیرم . آرا نذاشت کیرم از دهنش بیاد بیرون . با فشار بیشتری میکش زد .-اوووووووههههه نهههههه آرااااا آرااااا کییییییرم جوووووون … به اندازه دو تا جلق زدم آب کیرم ریخته شد تو دهن خواهر نازم . حس می کردم سبکبال شدم . انگشتمو کردم تو کون آبجی -دردم می گیره -عزیزم من که می خواستم یه چیز گنده تر و کلفت تری رو داخلش فرو کنم -مگه میشه به داداش بزرگه نه نگفت … رفت و یه کرم آورد و داد به دستم . پشت به من قرار گرفت وبرای اولین بار در عشقبازی قالب کون تو دید من قرار داشت . چند دقیقه فقط داشتم کونشو نگاه می کردم وبهش دست می کشیدم . دلم می خواست از هر تیکه کونش مزه بگیرم . قبل از کرم زدن زبونمو گذاشتم رو سوراخش و یه خورده لیسش زدم . بعد که با کرم لغزنده اش کردم کیرمو بهش چسبوندم طوری با پنجه هاش به تشک و ملافه فشار می آورد که انگار داره زایمان می کنه -آبجی گلم تحمل کن الان دارم میره آها رفت رفت رفت … کیف نمی کنی که داداشی داره با این کون گنده ات حال می کنه . این کونتو باید رو یه کیری باشه که قدرشو بدونه و بدونه حال کردن یعنی چه -چی میگی اشکان من که به غیر تو با کس دیگه ای حال نمی کنم . اول کیرمو که فرستادم بقیه خود به خود تا وسطا رفت . دیگه بیشتر نمی رفت . سینه های قشنگ خواهر قشنگمو گرفته بودم تو دستام و با گاییدن کونش اونا رو فشارش می گرفتم . یه چند دقیقه ای که اونو به همین وضع گاییدم راه افتاد . در یه حالت دراز کش و به شکم خوابیده طوری کونشو حرکت می داد که دیگه من تکونی به خودم نمی دادم و اون با حرکات انفجاری خودش کیر منو به مرز جنون رسونده بود . وای همچین حالتی رو هر چند ساده بود و دور از ذهن هم نبود ولی تصورشو نمی کردم که آرایی که احساس درد می کرد حالا خودش کونشو واسم تنظیم کنه . وای که این کیرم چه جالب با این سوراخ تنگ خواهر جونی می کرد وکف دستامو انداخته بودم رو قاچای کونش و آرا جونم بلایی بر سر من و کیرم آورد که فقط موقعی به خودم اومدم که دیدم آب روان دوباره داره می ریزه. این بار تو سوراخ کون آرا . کیرم و جسم و جونم یه حس آرامش عجیبی داشتند . آب شیری کیری من وقتی که از سوراخ کون آرا بیرون می زد حس می کردم که دارم یه شکوفه سفید یا غنچه گلو می بینم . این آرا هم نذاشت زیاد با این منظره حال کنم . انگشتشو می ذاشت دم سوراخ کونش یا اون داخل آب منو می گرفت و میذاشت تو دهنش و می خورد .-آبجی تو که تازه نوش جون کردی -هنوز سیر نشدم … اونو یه بار دیگه بغل کرده بوسیدم -آرا می تونم یه خواهشی ازت بکنم .-بگو اشکان جون می خوای بگی همیشه بهت کون بدم و با هم حال کنیم . این همون چیزیه که منم ازت می خوام این که همیشه با هم حال کنیم .-می تونی کاری کنی که این اردشیر حداقل یه شب در میون بره پیش بابا مامان بخوابه ؟/؟ -میشه ولی تو باید بیای بهم درس بدی ومنم درسامو خوب بخونم .-خواهرم استاد منه -داداش این کیر تو سرور ماست -بنده کوس و کونتم آبجی -دستشو به کیرم رسوند و گفت فدای مرامت داداش لاتی من کیر شکلاتی من … قول و قرار ها رو با هم گذاشتیم و با این که از درس خوندن مخصوصا خوندن کتابای دوسال قبل بیزار بودم با این حال علاوه بر ریاضی روی فیزیک و شیمی آرا هم زوم کردم تا به بهانه بیشتری وارد اتاقش شم و از شر اردشیر خلاص شیم … اون شب در استارت کار رفتم روی کوسش و دو طرفشو باز کرده و با نوک انگشتام چو چوله هاشو می مالیدم -داداش نکن دوباره هوسم زیاد میشه ولت نمی کنم ها -خواهر گل و هوسی من چیکار کنم دارم تدریس زیست شناسی می کنم دیگه


👍 11
👎 4
262556 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

438031
2014-09-27 17:07:23 +0330 +0330
NA

بی ناموس حرومزاده کیرم تو هرچی داستان محارمه بچه کونی چاقال…خجالت بکش ابجیتو کردی سوژه جقت…بی ناموس عوضی

0 ❤️

438032
2014-09-27 17:14:22 +0330 +0330
NA

مسخره بیناموس با همه اره با خواهرتم اره

0 ❤️

438033
2014-09-27 17:17:02 +0330 +0330
NA

بنده نخوندم .فقط شدیدا حرف های نفرات قبلی رو تایید میکنم . والا اینجوری شماها مینویسید که داداش منم با من سکس داشته و من خودم خبر ندارم.
روزی چند تا داستان سکس اپ می شه؟ این که نمیشه تمام پسر های یک کشور از بی دختری یا برن سراغ مامانشون یا خواهرشون. خجالت بکشید بابا.
اشغالای عوضی.پسر بچه های زیر ۱۸ سال که هیچ کس نگاه سگشون هم نمیکنه. از ۴ تا بزرگتر یاد بگیرید . نمیمیرید که. برو گمشو اینورا پیدات نشه. حروم زاده عوضی.

0 ❤️

438034
2014-09-27 17:29:05 +0330 +0330
NA

یه جقی هستی به اونش کاری ندارم
نسبتا خوب توضیح دادی.یه کم جقولانه نوشتی.
ولی در کل اگه کار کنی یه چی ازت در میاد.

0 ❤️

438035
2014-09-27 17:37:07 +0330 +0330
NA

سلام داتان خوبی بود امیدوارم کسشم مال تو بشه خخخخخ

0 ❤️

438037
2014-09-27 18:46:19 +0330 +0330
NA

کسکش حرومزاده چرا با داستانای بی ناموسی من دراوردی فکر مردم رو خراب میکنید مادر جنده

0 ❤️

438038
2014-09-27 19:36:20 +0330 +0330
NA

اخه من چی بگم…
بگم کس کش خوبه
بگم بی ناموس خوبه
ولی من نمیگم که
جاش میگم مخ مجلوقت رو گاییدم
کس کش محارم ننویس
لاشی محارم ننویس
چاقال محارم ننویس

0 ❤️

438039
2014-09-27 20:24:34 +0330 +0330
NA

ببین کوسکشه عوضی با چه ذوقی مینویسع!… ای که کیرم تو جا گوزت لاشی سگه لوک خوش شانس گاییدت… قرقی تو کونت موش شکار کنه… تک شاخ تو دهنت گوزید ننویییییییس آب کیره جفنگ

0 ❤️

438040
2014-09-27 21:03:57 +0330 +0330
NA

Dayus khahareto kardi sozhe jaget. Kire ardeshir to konet

0 ❤️

438042
2014-09-28 00:20:25 +0330 +0330
NA

اصلأ نخوندم.حتی 1 کلمه.
فقط اومدم بگم ننویس لاشـــــــــــی بی نامـــــــوس

0 ❤️

438043
2014-09-28 02:09:58 +0330 +0330
NA

اي كير ابوموسي اشعري تو كونت كوسخول ملجوق

0 ❤️

438044
2014-09-28 06:04:00 +0330 +0330
NA

کسسسسسسسسسسسسسسکش

شمبولم که از تهران تا تبریزه تو کوس خواهر و مادر دروغگوت با داستانت!!!

0 ❤️

438045
2014-09-28 06:47:18 +0330 +0330
NA

داستان که کسشر بود ولی راجب نظرات ؟عجب

0 ❤️

438046
2014-09-28 08:27:02 +0330 +0330
NA

از داستانت فقط با اسمایی ک بابا مامانت واستون انتخاب کردن حال کردم(اسم ایرانی) خودت ک…

0 ❤️

438047
2014-09-28 08:41:56 +0330 +0330
NA

واقعا که دیگه نمیشه چیزی گفت .این ملت به فاک رفت . خدا بیامرزه

0 ❤️

438048
2014-09-28 10:29:19 +0330 +0330

واقعا عالی بود هرچند سکس با محارم رو اصلا قبول ندارم ولی داستانت واقعا خوب بود.مشخص بود که ساخته ذهنت نیست ممنون اشکان جان

0 ❤️

438050
2014-09-28 12:33:50 +0330 +0330
NA

خاک بر سر جقیت کونم اوبی محارم ننویس ننه جنده

0 ❤️

438051
2014-09-28 15:26:23 +0330 +0330
NA

حاصل کاندوم پاره سکس با محارم ننویس.
مثلا باید غیرت داشته باشی سلطان ملجوقین.
پایه بودی پیام خصوصی بده خودم طوری جرت میدم که بخیه بخوری.
کل شبکه برق ایران تو کونت بی ناموس.
مادر و خواهر و محارم مقدسن پس اسم اینا رو با داستانای تخمی تخیلی لکه دار نکنین.

0 ❤️

438052
2014-09-28 16:59:55 +0330 +0330
NA

محصول داروخونه بسته.
کاش بابات ریده بود
کاش آخوند محلتون خواب مونده بود و توی حرومی رو کادو نمیکرد بده به بابات.
کاش اون اخونده ریخته بودت لای دسمال کاغذی

0 ❤️

438053
2014-09-28 17:13:22 +0330 +0330

17 سالته کیر 17 سانتی هم داری هر سال یک سانت خیلی خوب رشد کردی

0 ❤️

438054
2014-09-28 18:09:06 +0330 +0330
NA

عالی بود

0 ❤️

438055
2014-09-29 01:42:35 +0330 +0330
NA

دیوس با این داستانت!!!

0 ❤️

438056
2014-09-29 13:02:45 +0330 +0330
NA

از اونجایی که این آقا احتمالا اصلا خواهر نداره و هر چی فحش خواهر بهش بدیم کلی حال میکنه این فحشا رو بهش میدم
گور خر نر برینه تو دهنت اگه خوهر نداری
کیر شتر دو کوهان تو کون ننه جندت اگه …
عصای موسی بره تو کونت همونجا اژدها بشه اگه …
مامان عزیزت گم بشه بعد از یک سال تو خونه مجردی افغانیا پیداش کنن اگه …
شاخ کرگدن سیاه تو کون خودت و ننت اگه …
زرافه مامانت رو از پشت جر بده اگه …
آپاچی ها ببرن اول کونت رو جر بدن بعد حسابی بکننت اگه …
و از همه اینا مهمتر کیر خودم تو کون خودت و همه کس و کارت چه خواهر داشته باشی چه نداشته باشی با این داستان نوشتنت

0 ❤️

438057
2014-09-30 14:28:58 +0330 +0330
NA

آب شیری کیری من وقتی که از سوراخ کون آرا بیرون می زد حس می کردم که دارم یه شکوفه سفید یا غنچه گلو می بینم؟
کیرم تو اون تخیلت بچه.
ریدی داداش
ننویس آقا ننویس

0 ❤️

438058
2014-10-03 15:23:24 +0330 +0330
NA

کس خواهرت بی ناموس

0 ❤️

438059
2014-10-24 08:34:15 +0330 +0330

خوشم میاد اینجا همه فکرهمه شون خلاقه و هرچی تو تصورشون هست مینویسن.توفقط یک بچه جلقی هستی.آخه بچه 17 ساله کیرش 17 سانته؟؟؟؟؟؟من که همه اش را نخوندم چون کس وشعر بود .کیرم تو مغز فاسدت crazy

0 ❤️

438060
2014-10-24 12:06:10 +0330 +0330
NA

کیر یه گله اسب تو کونت fool

0 ❤️

438061
2014-12-04 08:46:33 +0330 +0330

محارم ننوسید بی ناموسای بی غیرت آخه حالا چی گیرت اومد که با ناموسی که باید ازش محافظت کنی که کسی بهش چپ نگاه نکنه خودت میری باحاش حال میکنی diablo

0 ❤️

438062
2014-12-16 06:40:15 +0330 +0330

جامعه به فاک رفته. مملکتی که فاحشه خونه نداشته باشه و اینقدر ازادی را از همه گرفته باشن همین میشه دیگه !!!

0 ❤️

438063
2015-03-01 14:39:04 +0330 +0330
NA

کاش خاطرات کون دادنتو مینوشتی بچه کونی

0 ❤️

438064
2015-05-22 06:48:04 +0430 +0430

دوست ندارم فحش بدم,خوب بچه جون این بچه ها راست میگن دیگه,اینهمه انواع و اقسام مختلف سکس هست,فتح خیبر کردی؟تازه تعریفشم میکنی؟ سکس با محارمو نیستم… ننوبسید بابا dash1

0 ❤️

596464
2017-05-18 10:44:47 +0430 +0430

دریای عشق خواهر و برادری به اقیانوس تبدیل شد

0 ❤️

666662
2017-12-23 07:48:16 +0330 +0330

اخه سکس با خواهر؟با مادر؟
والا من تو مخم نمیگنجه
توم دیگه ننویش لاشی دوستان به اندازه کافی حرف بارت کردن لازم به من نیس

1 ❤️

719748
2018-09-26 00:30:16 +0330 +0330
NA

اول این که کیرم تو خودتو داستانت کسکش
دوم این که ننه بابات ریدن با این اسم انتخاب کردنشون
اشکان،آرا،اردشیر آخه؟ کدوم کسکشی الان اسم بچشو میزاره اردشیر
بجای اردشیر باید میذاشت اردکیر
و در آخر بازم کیرم دهنت با این داستان تخمیت
مرتیکه جقی

0 ❤️

887183
2020-06-08 19:20:54 +0430 +0430

جوووووون

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom