خوب بد زشت

    خوب.



    عکسی از اون ندارم ولی این عکس منو باید اون میندازه صورتی نمکی ،خنده ای شیرین و صدایی که پشت تلفن قلبت رو از جا می کند وقتی برای اولین بار دیدمش توی دلم گفتم این رو باید برای همیشه نگه دارم ،کسی که میتونم عاشقش بشم و باهاش ازدواج کنم و زندگیم رو بسازم همینه اصلا به فکر سکس نبودم.با چند تا تماس و اسمس یکم کل کل و دو سه تا قرار باهم دوست شدیم..کمی لجباز بود و نبعدا فحمیدم میخواست شانس های بهتر دیگه اش رو از دست بده البته بهشون حق میدم توی سن هجده سالگی دخترا خیلس بی قرار هستن و فقط میخوان تجربه کنن و سخت دل میبندن تا بهترین شانس رو پیدا کنن.
    به محض کنکور قبول شدنم روابط کمرنگ شد و قهر های کوتاه و بلند جای خودش توی زندگیم باز کرد اگر تماسی هم از شر دل تنگیم توی شهر غریب میگرفتم حرف هایی میگفت که خیلی رک توی پیشونی آدم میخورد و منم که نه کاری داشتم و نه هیچ قدرتی محکوم به شنیدنش بودن.قصدم از اول هم ازدواج بود اما خریت بزرگی کردم قبل از تعطیلات عید سال اول دانشجوییم وقتی که دانشگاه تعطیل شد و برگشته بودم به شهرم رفتم محل کار پدرش و دلیل این رفتار دخترش رو جویا شدم.


    کلا چون خونواده خیلی مذهبی بودن و تصویر روابط دختر و پسرا براشون شبیه به جنایت بود خیلی بهش برخورد اما با اینکه نظامی عالی رتبه بود نه توهینی کرد و نه دعوایی خیلی منطقی جوابم رو داد و گفت که دخترش بچه اس و قصد ازدواج نداره و منو با احترامی از سر ترحم بیرون کرد.


    اما باز هم ول کن نبودم تمامی دنیام اون شده بود انگاز وقتی بهش برسم دیگه هیچ مشکلی ندارم…یکی نبود بگه آخه پسرهء احمق این که [واب تماس و پیامک تو رو به زور میده چرا بیخودی میخوای الافش بشی،بیش از ده تا پیامک در روز میدادم ولی دریغ از یک جواب … از هر بیست تا تماس یک تماس رو جواب میداد و باز هم به ایم رابطه امیدوار بودم.
    سه سال توی تب و تاب عشقی سوختم که حتی یک بار هم نبوسیدمش چه رسد به سکس…تو روزایی که پسرای دانشگاه از خوابگاه جدا میشدن و دو سه نفری خونه میگرفتن تا دخترای ترم جدید رو ببرن خونه و مشروب بخورن و قلیون بکشن و کون و کسشون رو جر بدن من تنهایی رو بخاطرش ترجیح دادم و رابطه جدیدی رو شروع نکردم…سال سوم دانشجوییم بودم که فهمیدم این دختر به دردم نمیخوره و قیدش رو زدم و باز به دنیای فیلم پورن و جق های مختصر تنهایی برگشتم


    بد



    سال چهارم بودم که پاره وقت کار پیدا کردم و سر کار یه دختر چشمم رو گرفت قدش بلند بود و صورت نمکی داشت خونه گرفتم و یواش یواش باهاش گرم گرفتم و با دوسه تا قرار مخشو زدم دختری با قد بلند هیکلی قلمی و کون خوش فرم…صورت مهربون و خیلی سازگار در خدی که خودش پیشنهاد سکس از عقب داد و این بار دیگه فرصت رو از دست ندادم


    به محض اینکه از در وارد خونه شد لبشو گذاشت روی لبم و عشق بازی شروع شد روی تختم خوابوندمش رو تک تک لباساشو در اوردم ممه هاش وحشیانه میخوردم اون نمیدونست اما خیلی پر بودم پر از شهوت سه ساله ای که فقط با دیدن فیلم پورن به سختی با جق کنترولش کرده بودم و حالا یه هیکل ناز زیر دستم بود…یع تن بلوری و گرم با دوتا ممه به اندازه لیمو که توی حلقم خیس میخورد و صدای آخ یواش گفتنش گوشم رو نوازش میداد



    وقتی از خوردن ممه سیر شدم بازم لب گرفتم یه لب بازی پنج دقیقه ای و با گستاخی توی شرت گیپورش بردم …هرچه پایین تر میرفتم گرم تر و لیز تر بود وقتی خیسی کسش رو تو انگشتام حس کردم بی درنگ شروع کردم به مالیدن کسش و زبونم توی سق دهانش بود و اون میک میزد


    شصت نه شدیم و کیرم به راحتی گرمی و لیزی دهن یه دختر رو حس کرد زیاد نیاز به تقلا نبود با کمتر از بیست بار رفت و آمد کیرم تو نرمی دهانش و کشیدن زبانش زیر کیرم آبم تو دهنش ریخت و تف کرد تو دستمال کاغذی



    رو کونش دراز کشیدم اینقد نرم و گوشتی بود که کیرم بعد از پنج دقیقه مالیدن سینه هاش خوردن لاله گوش و گردنش سیخ شد این بار بدون هیچ رحمی یکم وازلین و ژل زدم و سرشو کردن توش و بعد از ده دقیقه خیس عرق شدن آبمو تو کونش خالی کردم.


    سکس به پنج بار نرسید و به پیشنهاد ازدواجم جواب رد داد اما اون هم گویا برای رسیدن به کس دیگه ای عجله داشت سه ماه بعد ازدواج کرد و بازم تنها شدم و خسته از هر نوع رابطه با دخترای چشم سفید و بی وفا


    زشت



    مدرکم و گرفتم و برگشتم به شهرم و به جمع لیسانسیه های بیکار تاکسی دار اظافه شدم
    خسته از هر رابطه ای اگر کسی هم نخ میداد من بیخیالی طی میکردم.روزا و شبام سکوت بود و چرخیدن تو سایت شهوانی و خوندن داستان و کنجکاوی های ساده و در نهایت قصد تجربه ء سلیقهء جنسی متفاوطی که مثل خوره به جونم افتاده بود.


    یه پسر از شهرم پیام داد و توی تلگرام آشنا شدیم و عکس کیر و کون همدیگه رو واسه هم فرستادیم
    زن پوش بود و قسم خورد که تا حالا نداده ولی با خیار خودشو میکنه دقیقا بلایی که من با خوندن داستان های گی به سر خودم میاوردم.


    عکس کیر خودم



    عکس کیر اون



    از بی آبرویی میترسیدم اما حس این تجربه متفاوت روحمو همیشه آزار میداد جالب اینجا بود که اون هم حدودا همین شرایط رو تجربه کرده بود و هرچی میگفتم رو قبول میکرد.


    قرار شد دوطرفه باشیم شیو باشیم و هر دو لباس زنونه بپوشیم شلوار جورابی و شرت و صورتمون رو با ماسک بپوشیونیم و باید این خرید لباسا رو در عرض یک هفته انجام میدادیم چون هفته بعد داییش میرفت مسافرت و خونه دایی توی یه آپارتمان بود برای یک هفته مکان خوبی بود.
    تو تلگرام هرچی میخواستیم بخریم رو باهم مشورت می کردیم و قراز شد زیاد خرج نکنیم بالاخره اینترنتی سفارش دادیم و سه روز بعد به دستمون رسید.



    من یه شرت لا کونی و یه شلوار جورابی و یه کلاه جلو دار سفارش دادم ک سه روز بعد به دستم رسید.


    بچه کوچیک خالم اینا لباس مرد عنکبوتی داشت و صورتش کاملا پوشیده بود الگوش رو روی کاغذ برداشتم نیم متر پارچه استرج و کشی مخمل قهوه ای رنگ صورت خریدم و یه روز که کسی خونه نبود الگو رو بریدم و با چرخ دوختم جای دهنش یه سوارخ کوچیک اندازه قطر کیر خودم و چشماش هم دو تا سوارخ بزرگتر از ندازه قطر یه خودکار رو با قیچی در آوردم و کاملا فیت و چسب صورتم شد اصلا صورتم معلوم نبود.


    شب قبل از روز پنجم آبان نود و هشت عکس و فیلم از خونه واسم قرستاد و حدود ساعت 12 فرداش آدرس رو پیامک کرد و گفت تا اون موقع آماده شو و من هم باید ساعت 6 عصر اونجا میبودم…
    کارمو ساعت 3 تموم کردم یه کرم دپی خریدم و سریع رفتم خونه خودمون و رفتم حموم با کرم دپی شیو کردم و موهای کل تنم و ران و کون و حتی صورتم رو زدم…توی حموم حسابی توی کونم رو خالی و تمیز کردم بیرون که اومدم رفتم سر یخچال یه خیار و سیب برداشتم و بردم تو اتاقم و درو بستم خیار رو با یکم تف آروم آروم کردم توی کونم و شرت لا کونی رو روش پوشیدم و شلوار جورابی و به سختی پام کردم



    بالاخره بعد از کلی کلنجار رفتن برای پوشیدن شلوار جورابی جوراب مردونه خودم رو و لباس بیرون رو روش پوشیدم، ماسک رو توی جیبم گذاشتم کلاه رو سرم گذاشتم ادرس رو توی یه کاغد نوشتم کمی پول از کیفم برداشتم و گفتم با دوستام میرم یه جای تفریحی یه چرخی بزنم یکم دیر میام راه افتادم.نه موبایل بردم و نه مدارک



    از خونه که بیرن زدن هوای بیرون میرفت زیر شوارم و مور مورم میشد…شلوار جورابی چسبیده بودن به رون و کون و بدنم و کاملا حس دادن داشتم شرت لا کونی لای کونم داشت دیوونم میکرد با هر قدمی که بر میداشتم وسط کونم بازی میکرد از اون بدتر حسابی کونم یخ کرده بود…خیار توی کونم با هر تکونی که میخوردم تکون میخورد و وقتی کونم نبض میزد میرفت بالاتر و کیرم مثل سنگ شده بود.


    توی مترو تنم داغ بود و ساکت و توی فکر بودم کاملا صورتم از خجالت کاری که میخواستم بکنم گرم شده بود.بالخره از مترو پیاده شدم و تاکسی گرفتم و سر کوچه پیاده شدم و ادرس رو پیدا کردم ماسک رو سرم کردم و کلاه رو روش پوشیدم و جلوی آیفون تصویری زنگ زدم و در باز شد


    رفتم توی آسانسور و همونجوری که گفته بود طبقه ششم پیاده شدم و طبق قرار قبلی در واحد 12نیمه باز بود و رفتم تو و درو بستم و شب بند رو انداختم و چون کلید پشت در بود و بهم فگته بود قفلش کردم و کلید رو درآوردم و گذشانم روی اوپن.


    چون واسم فیلم و عکس فرستاده بود خونه رو میشناختم کسی تو حال نبود اما از توی حال توی آینه یک از اتاقا دیده میشد که روی تخت یکی دمر با لباس زنونه و دامن و صورت پوشیده دراز کشیده…اولش ترسیدم گفتم نکنه زن باشه ولی گفتم بزار بیینم


    چون محیط آپارتمان بود قبلا قرار گذاشته بودیم که هیچ حرفی نزنیم و بی سرو صدا فقط کارمون رو بکنیم و حقم با اون بود چون آپارتمان بود نباید سرو صدا میکردیم که توجه جلب بشه ولی قرار کرده بودیم هر چقدر میخوایم سفت بکنیم و هیچ رحمی در کار نباشه جوری که دردمون بیاد و نتونیم راه بریم…توافق کرده بودیم اول من بکنمش چون زودتر آبم میومد.


    وارد اتاق شدم و در رو پشت سرم بستم لباسام رو در آوردم فقط شلوار جوابی و شرتم پام بود


    یه دامن کوتاه آبی پاش بود مشخص بود که خودش نخریده و از لباسای توی خونه اس چون عکس شلوار جورابی و شرتی که خریده بود رو واسم فرستاده بود…دامن رو زدم بالا اووووف یه کون هلو و سفید و شیو شده افتاد بیرون ..علاوه بر شلوار جورابی که پاش بود و یه کفش پاشنه بلند جیر قرمزم پوشیده بود…دیگه مطمعن شدم این لباسا رو از صابخونه کش رفته…کاملا معلوم بود از وسایل زن خونه استفاده کرده….حسابی دیووونه شدم و شروع کردم مالوندن کونش و در آوردن شلوار جورابی و شرتش..همینجوری که شرت رو در میکشیدم پایین دیدیم رو کیرش کاندم گذاشته تا تخت کثیف نشه و زیرش هم یه سفره انداخته بود تا اگر چیزی ریخت تخت رو به گند نکشه


    روی عسلی کنار میز کاندم و ژل و کرم و برای قرارمون دو تیکه طناب هم گذاشته بود که دست و پای همدیگه رو ببیندیم…کیرمو درآوردم و جلوی چشمش یه کاندم رو سر کیرم کشیدم و یکم ژل به سوراخ کونش زدم و انگشتمو دو سه بار کردم تو کونش که حسابی داغ کرده بود زیاد طولش ندادم چون داشتم از شهوت میمردم رفتم رو تخت سگیش کردم و به قصد جا کردن فشار دادم



    هر کاری کردم نرفت توش بازم ژل زدم و یکم انگشتش کردم تا باز شد…اینبار چون میدونستم زود ابم میاد درازش کردم رو تخت
    هر دو پاشو با طناب بهم بستم و هر دو دستش رو پشت کمرش بهم طناب پیچ کردم…
    نشستم رو کونش یه سیلی به کونش زدم و شلوار جورابی خودمو رو تا زانو کشیدم پایین کیرم رو که مثل سنگ شده بود درآوردم و بی رحمانه تپوندم تو کونش که گفت آااااااخ بالا گذاشتی و با دستش کونشو باز کرد یه تف انداختم و اینبار تنظیم کردم رو سوراخ و بی رحمانه هل دادم تو و چسبیدم به کمرش


    یه آخ کونمی گفت که صداش هنوز تو گوشمه…یکم نگه داشتم و دستمو زیر کتفش قفل کردم و بی توجه به صدای آی آی سوختمش شروع کردن به کردن تقلا میکرد ولی راه فراز نداشت بی رحمانه نگهش داشتم و بعد از ده بیست تا تلمبه تو کونش ارضا شدم.


    روش دراز کشیدم تا کیرم کوچیک شد و دراومد وقتی خستگیم در رفت دست و پاشو باز کردم تا نفسی جاق کنه که اون بکنه روی صندلی نشسته بود و کسرشو میمالید تا واسش ساک بزنم



    شلوار جورابیم رو پایین کشیدم و رو تخت دمر دراز کشیدم تا هر وقت میخواد بیاد سراغم…



    قرارمون این بود که چیزی نخوریم ولی وقتی نوبت اون شد فحمیدم یا اسپری زده یا چیزی خورده


    پاهامو و دستمو رو با طناب بست و کیرشو کرد تو دهنم و یه پنج دقیقه ای واسش ساک زدم و کونم رو ماساژ داد بعد ژل زد به کونمو و یه انگشتش رو داد تو کونم و گفت…ااااه این چیه


    خودم فشار دادم و خیار رو از کونم در اورد یه کاندم باز کرد و زد به کیرش رفت روم و مثل حیووون کرد تو کونم کیرش از من کوچیک تر بود ولی یهوی کردش توش خیلی دردم اومد ولی مثل اون آخ نگفتم یه کلمه گفتم جوووون بکن
    طولی نکشید که با تلمبه های بی امانش هر دو خیس عرق شدیم و فقط صدای تقه ای که میزد تو کونم رو میشنیدم میگفت جووون چه کونی داری جرش میدم الان واست…. هی در میاورد و میکرد تو چند تا تلمبه صدا دار میزد و دوباره در میاود یکم میمالید لای چاک لیز کونم و ناخواداگاه کونم رو جمع میکردم ولی اون درحالی که چاک کونمو با دستاش باز میکرد و من کونم رو از لذت سفت میکردم دوباره با فشار زیاد یهو فرو میکرد توش جوری که تنم مور مور میشد و ناخواگاه آخ آخ میگفتم و کونم کیرشو میک میزد و کیرم از لذت نبض میزد نفسم بند میومد ولی دوسداشتم بازم عمیق تر و سفت تر تلبنه بزنه… وقتی یهو با فشار میردش تا ته کونم و وقتی سفت به کونم میچسبید به خودم میپیچیدم، لامصب کارشو خیلس بلد بود ، درد و لذت باهم قاطی شده بود نمیتونم بگم درد نداشتم ولی لذتش اینقدر زیاد بود که کردنش به سوزش کونم میرزید و دوست داشتم محکم تر تو کونم آوار بشه.


    نمیدونم چقدر کرد ولی وقتی نفساش توی گوشم بلند تر شد و محکم تر میزد تو کونم فحمیدم به زودی ارضا میشه اما جز آی آی کردن چیزی نمیتونستم بگم و تنم کاملا در اختیارش بود و انگار مست بودمحس میکردم کیرش انگار تو کونم بزگتر و سفت تر میشه و قوی تر و محکم تر توی کونم تقه میزد جوری که صدای تخت جیر جیر فنرای تخت رو میشنیدیم و پوست خیس شکم و جلوی کیرش به کون و کمرم میچسبید…نمیدونم چقدر ولی حس نیکنم حدودا یک دقیقه پشت سر هم اینجوری کرد و من ارضا شدم و برای بار دوم آبم اومد و کونم سفت کیرشو میک میزد ولی اون دست بردار نبود و بازم تو کونم تلبمه میزد.


    آبم که اومد لمس شده بود و با هر تلنبه انگار جونم میومد نوک دماغم دیگه لذت نداشت فقط میخواستم زودتر تموم بشه هر رفت و برگشت واسم توهین بود ولی خوش شانش بودم چون زیاد طول نکشید و با چند تا تلمبهء وحشتناک که واقع زیرش له شدم آبش اومد و لبشو چسبوند به لبم و با تن خیس عرق روم ولو شد.


    یکم که کنارم دراز کشید و خستگیش در رفت بهش اشاره کردم دستامو باز کنه


    دستامو باز کرد و خودش ولو شد رو تخت


    از رو تخت که پا شدم انگار از کوه بالا رفته بودن…جنازه بودم ولی خودمو رسوندم دستشویی و خودمو شستم کاندم رو گذاشتم تو سطل آشغال دستشویی لباسمو پوشیدم و کلاه رو سرم گذاشتم و ساعت حدود ده بود که زدم بیرون چون هوا تاریک بود چند قدمی که از در آپارتمان فاصله گرفتم ماسک رو در آوردم و دربستی گرفتم و وقتی رسیدم خونه خیلی خسته بودم روی تخت اتاقم خوابم برد


    نوشته: حشری

  • 7

  • 19




  • نظرات:
    •   boyboy36
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • خاااااااک برسر الندگ بی شعورت بکننن
      این عکسا چی بود هر کدوم از یه دره و کوهیی (dash)


    •   پدرام80
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • ??????


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • عکس ها با تگ داستان یکی نیستن(مخصوصاً اولی) ترجیح میدم نخونم.


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • خو من که اینجوری ریدم تو کله خودت و این داستانت که. اون کتاب داستان کودکانه که عکس داره الدنگ.


      این چه وضعشه ادمین.


    •   Meisam65
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • این همه لازم نبود بگی تا بفهمیم کونی.از اولش میدونستیم


    •   koochebagh
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • معلومه دوستان نخونده کامنت گذاشتن :)


    •   samsepg
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • اینکه یه مزخرف تمام عیار بود.
      اما دلیل نمیشه یادمون بره سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.
      ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


      دختر و زن و پسر و مرد هم نداره. هر جنسیتی که قراره سکس همراه با دخول باهاش انجام بشه، حتماً باید توی اون سکس ،کاندوم باشه. دختر بیچاره رو بی کاندوم ، بعد برای پسره کاندوم! هر دوتاش باید با کاندوم باشه!
      ضمناً، کاندوم رو نمیکشن سر اون لامصب که تخت کثیف نشه، میکشن که به فاک‌ فنا نرن!


    •   سرو_تنها
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کدوم بی ناموسی به تو با این درجه سواد املا و نگارشت لیسانس داده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    •   Rbleipzig
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • كيرم لا دفتر مشقت بچه كونى كه سفيد گذاشتيش ازش استفاده نكردى حداقل دو قرون عقل داشتى الان خاك تو سرت گى بودنتون هم مثل بيشوراست


    •   سالار۲۰۰۲۸۵۶۹
    • 1 ماه
      • 0

    • احسنت ب این همه مدارک و جزئیات دقیق
      لنتی خیلی خنده دار و کیری بود دیگه ننویس :\ (rolling)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو