داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

خیانت با زن لاشی یا ناشی

1399/05/23

کلانتری
نشسته بودم رو صندلی کلانتری و به دستبند روی دستام نگاه میکردم…
چقدر قشنگ بود
یه پیرزن با گریه اومد سمتم
_قاتل، پس فطرت، بی شرف، دختر من چه گناهی داشت
+دختر تو یه جنده بود. یه هرزه، خدا میدونه هرروز تو ماشین چن نفر جندگی میکرد.
_خفه شو بی شرف، صب کن داداشش بیاد، همینجا اویزونت میکنیم
و حمله کرد… سرباز مانع شد و گفت :خانم برو اونور، بذار قانون کار خودشو بکنه


یک ساعت قبل
کارمون تو اداره تموم شد. بعد خداحافظی سوار ماشین شدم.توراه خونه بودم که دیدم یه زن خوشگل با اندام سکسی کنار خیابون ایستاده، یه چراغ دادم بهش و یکم جلوتر زدم رو ترمز…تو اینه نگاش کردم که برگشت نگام کرد، یکم دنده عقب اومدم و اومد سوارش شد صندلی جلو
تجربه اینکارارو نداشتم، فقط شنیده بودم که میشه اینجوری مخ زنی کرد. نمیدونستم چی بگم، خودش شروع کرد حرف زدن
_هوا چقدر گرمه
+بله… یکم مکث کردم، تو این گرما، کجا تشریف میبرین؟
_والا اومده بودم دنبال یه نفر… قرار بود از ش پول بگیرم، مامانم اینا چند هفته ای نیستن، رفتن سوئد. یکم پول کم اوردم حدود 140هزار تومن میخواستم از مهندس رسولی بگیرم.
خونشون اینجا بود، ولی مثل اینکه نیستن،الانم که موندم از کی بگیرم؟
نمیدونستم چی بگم، که دوباره ادامه داد:
_ دیشبم برقا رفته بود خیلی ترسیدم. اینجا کسی رو ندارم، به هرکسی هم نمیشه اعتماد کرد
+اگر مبخواین من این پولو بدم بهتون
_نه اخه شما منو نمیشناسین که… البته فردا بهتون پس میدم، شمارمو بزنین تو گوشیتون، اسمم ارزو پارسا فره… فردا حتما پس میدم
شمارشو زدم. گفتم شماره کارت بده،گفت اگه میشه نقد بدین
یکم یخم باز شد… گفتم :میخواین یه نهار بگیریم بریم خونه شما بخوریم؟
گفت اره، فقط اول پولو بگیرین.
پیاده شدم پولو گرفتم.دادم بهش، گفت میشه 50تومنم بگیرین. گفتم باشه
اومدم تو ماشین گفتم بذار اول زنگ بزنم به خانومم…
+الو سلام من نهار نمیام، باید بریم مجلس ترحیم بابای همکارم
_نمیشه نری، من خیلی خستم…بچه بی تابی میکنه
با تندی گفتم :
+یعنی چی نرم…همکارمه. ازت اجازه نمیگیرم که فقط خبر دادم
_چرا عصبانی میشی. خب دوست داشتم زودتر بیای
+غلط اضافه میکنی، دستور میدی و بدون خداحافظی گوشی رو قط کردم و پرت کردم روی صندلی پشت
برگشتم سمت آرزو… پاهاشو وا کرد، گفت دوس داری بخوریش… من خیلی حشری ام… باید هرروز بیای منو بکنی… میتونی؟
گفتم آره اره… چنان حالی بهت بدم که کیف کنی
گفت :چیکار میکنی؟ کسمو میخوری چطوری میخوری؟
دستمو گذاشتم روی کسش… چقدر داغ بود…
گفتم اول حسابی لیسش میزنم، بعد زبونمو میکنم توش، با لبام حسابی میمکمش… اونم با اه اه کردنش حشریم میکرد.
گفتم کاندوم داری یا نه؟
گفت نه سر راه بگیر.
دستم فقط لای پاش بود، گاز میدادم که زودتر برسیم. بعد گوشیشو برداشت
نفهمیدم کی زنگ خورد!! سلام دایی /چی دارین میای خونه ما؟ نه من اول میرم خونه مامانبزرگ/باشه میام
برگشت سمتم
_عزیز دلم… امروز نمیشه باید برم داییم اینا میخوان بیان، من برم خونه مادربزرگم باهاش برم خونمون…
+صب کن بریم یجای دگ یکم حال کنیم بعد برو
_نه نمیشه… بیا یکم به سینه هام دست بزن ببین چقد حشری ام
با همه گاگولیم فهمیدم میخواد بپیچونه… گفتم میخوای بپیچونی؟
دیدم یهو عوض شد… تو بمن تو هین میکنی؟ تو منو دسمالی کردی تو ماشینت… نگه دار پیاده میشم
+پولو بده بعد هرجا دوس داشتی برو
_نمیدم، تا تو باشی به زنت خیانت نکنی، گوه میخوری خیانت میکنی. نگه دار وگرنه ابروتو میبرم… گفتم نگه دار…
من لاشی ام… تو دادسرا کلی پرونده دارم، ابروتو میبرما. بنا کرد به داد و بیداد… جیغ میزد نگه دار بی شرف…
خون به مغزم نمیرسید… اگه کاری میکرد، آبرومو میبرد …
بهتره ببرمش یه جای پرت… بیرون از شهر… انقدر بزنمش که پولو بگیرم ازش… یه چاقو تو داشبورت داشتم… باید تهدیدش میکردم… باید تمومش میکردم


رسیدم خونه، اشک از چشمام جاری شده بود… خانومم اومد جلو…
گفتم این زندگی ارزش چیزی رو نداره… فکر کرد تحت تاثیر مراسم ترحیم اینو گفتم.
گفت قربونت بشم، ناراحت نباش، مرگ حق، دیر یا زود… نذاشتم حرفش تموم بشه، لبامو چسبوندم بهش
یادم اومد هیچوقت باهاش عشق بازی نکردم… هیچوقت کسشو نخوردم
هیچ وقت ارضاش نکردم


با سرعت رانندگی میردم… گفتم ارزو تروخدا پس بده پولمو
گفت نمیدم تا تو باشی دگ خیانت نکنی… یهو به ذهنم رسید که میرم پاسگاه
گفت برو منم تا زنتو نکشم اونجا ولت نمیکنم… من دیونه ام، بعد زنگ زد 110اقا یکی منو دزدیده داره میبره کلانتری… نه شماره پلاکشو نمیدونم… فهمیدم داره کسشر میگه… یکم خونسرد شدم… گفتم میبرم میگم ایشون تو خیابون دست تکون داد بعد نشیت تو ماشین از تو داشبورد پولمو برداشت، الانم میگه جای پول بیا دسمالیم کن…
دیدم خفه شد، رفتم جلوی کلانتری دیدم گفت باشه 80تومن پس میدم
گفتم همشو باید بدی، کیفشو باز کرد پولو داد بهم،،
گفتم گمشو پایین
یه نفس عمیق کشیدم… ده دقیقه ای حالم بد بود، خواستم زنگ بزنم به خانومم بگم میام خونه، دیدم گوشیم نیست…
ای بی شرف حتما دزدیده… رفتم تو کلانتری، نشستم رو صندلی… مرد کناریم زنشو کتک زده بود… و داشت با مادرزنش بگو مگو میکرد… نمیدونستم چی بگم، چه شکایتی بکنم. بگم یه زنی رو سوار کردم گوشیمو دزدیده… اگه بگن چرا سوار کرد ی، تو مگه تاکسی هستی؟ چی بگم؟
به دستبندی که خانومم واسم گرفته بود نگاه کردم، روش نوشته بود خدا…
چقدر قشنگ بود…
از جام پاشدم، رفتم تو ماشین، همین که نشستم دیدم صدای گوشی از صندلی عقب میاد… اس ام اس تبلیغاتی بود. هیچوقت از دیدن پیام ایرانسل انقدر خوشحال نشده بودم… روشن کردم برم خونه…

نوشته: آرش آبی متمایل به سبز


👍 41
👎 21
37400 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

908020
2020-08-13 00:03:37 +0430 +0430

چطوری میخوری: لاشو وا میکنم زبونمو میکنم توشو و لیس میزنم☹بیشتر شبیه تبلیغ کص حاج عبدالله بود

1 ❤️

908023
2020-08-13 00:08:00 +0430 +0430

فقط نام نویسنده ارش ابی متمایل به سبز😐
منم ممد کیری متمایل به کص عمتم😐

2 ❤️

908024
2020-08-13 00:08:52 +0430 +0430

همین…!!

1 ❤️

908028
2020-08-13 00:15:21 +0430 +0430

آبکی…
دیس دوم برای تو…
خیلی خرانه خرت کرد که فقط خر می تونه باور کنه نه خوانندگانِ زبل شهوانی😁

4 ❤️

908033
2020-08-13 00:17:25 +0430 +0430

خواستی با استفاده از ندیدن و فقط خوندن خواننده ها ابهام ایجاد کنی و غافلگیرشون کنی . ابتکار از عناصر اصلی نوشتنه…

2 ❤️

908044
2020-08-13 00:31:44 +0430 +0430

الان چی شد دقیقا ؟
بخش اول چی بود ؟ چ ربطی به داستان داشت؟
نولان هم نمیتونه اینجوری مخاطبشو کسخل کنه .

3 ❤️

908046
2020-08-13 00:35:00 +0430 +0430

اولا نفهمیدم تو نه نکشتیش پس اون قاتل و … اول داستانت چی بود؟! من نگرفتم یا داستان درپیته؟

ثانیا این دیالوگا چرا انقد مصنوعیه؟ چطوری میخوریش لاشو وا میکنم زبونمو میکنم توش؟!!! مگه سکس چته؟!
دیس

2 ❤️

908113
2020-08-13 01:30:46 +0430 +0430

کیر اسب رستم تو کونت

1 ❤️

908130
2020-08-13 01:53:05 +0430 +0430

ننویسی میمیری تو فقط بخون

1 ❤️

908141
2020-08-13 02:18:23 +0430 +0430

خوب بود.

1 ❤️

908142
2020-08-13 02:22:35 +0430 +0430

کونی تخم داری توی کلانتری به یکی بگی جنده؟؟؟ خودت و همه کس و کارت رو همون جا بگای عظما میدن

آخرش رفتی توی کلانتری یه کون به اونا دادی اومدی بیرون

1 ❤️

908149
2020-08-13 02:32:29 +0430 +0430

چی شد الان ؟؟ من که نفهمیدم اینقدر درپیت بود
دیس چهارم

1 ❤️

908160
2020-08-13 03:23:58 +0430 +0430

داستانت مث جنبش سبز بی سر و ته بود آرش قرمز

1 ❤️

908163
2020-08-13 03:31:54 +0430 +0430

آرش آبی متامیل به سبز ؟؟؟؟
ولش کن به نظرت احترامت میزارم ولی برای داستانت دیس میدم…

1 ❤️

908164
2020-08-13 03:32:41 +0430 +0430

خواستی متفاوت باشی ولی داداش صنعتی و سنتی رو باهم زدی اسمتم باس بزاری آرش صنعتی متمایل ب سنتی یا آرش سنتی متمایل ب صنعتی خلاصه پرت و پلا نوشتی سعی کن اول بنویسی بعد بزنی با صابون داوو(Dove)نزن برا مغزت ضرر داره

1 ❤️

908181
2020-08-13 06:10:56 +0430 +0430

خیلی خوب بود من معمولا نظری نمیدم ولی داستان شما با اینکه خیلی سکسی نبود و شاید خیلی از جقیا خوششون نیاد به نظرم بهترین داستان سایته

1 ❤️

908182
2020-08-13 06:12:18 +0430 +0430

داستانت عالی بود اینایی که چرت و پرت نظر میدن هیچی از داستان نویسی حالیشون نیست بازم بنویس

2 ❤️

908200
2020-08-13 08:05:07 +0430 +0430

جا اقل وقتی یه مرد میخواد زنشو بپیچونه زنشو نمیشوره بزاره کنار… از خیانت متنفرم چه مردش چه زنش…

1 ❤️

908202
2020-08-13 08:15:49 +0430 +0430

قشنگ بود لایک داشت

1 ❤️

908212
2020-08-13 09:05:18 +0430 +0430

کیر مدیرعامل شرکت فابرکاستل و استدلر [تولیدکننده‌‌های مداد رنگی] تو کونت

0 ❤️

908228
2020-08-13 10:55:44 +0430 +0430

چرت وپرت پراکنده بود خودت فهمیدی چی نوشتی

1 ❤️

908229
2020-08-13 11:00:11 +0430 +0430

گایدم اون صفحه کلیدی رو که باهاش تایپ کردی

1 ❤️

908255
2020-08-13 14:23:00 +0430 +0430

تو که از جنده قاطی تری . توی داستانت اصلا معلوم نشد کیر کی تو کون کی شد . 😁

1 ❤️

908262
2020-08-13 14:40:38 +0430 +0430

بیشعور کصکش عوضی
چطور دلت میاد انقد بازنت بد صحبت کنی

2 ❤️

908287
2020-08-13 16:32:38 +0430 +0430

سعی کرده بودی متفاوت بنویسی و با ایجاد تعلیقهای پی در پی خواننده رو غافل گیر کنی… البته تا حدودی موفق بودی اما نمی دونم چرا دلچسب نبود…

یا داستانت چنگی به دل نمی زد یا شخصیتت دلچسب نیست…

خلاصه نگرفت داداش …

2 ❤️

908385
2020-08-14 01:52:13 +0430 +0430

!!!
به قول عارف لرستانی بلدالملک ( قهوه تلخ )
من که نفهمیدم چی گفتی ولی احسنت

1 ❤️

908397
2020-08-14 02:22:52 +0430 +0430

کلید اسرار
این قسمت:
متاهلین هوس جنده بازی نکنید.

1 ❤️

908427
2020-08-14 05:31:35 +0430 +0430

یک درس برای متاهلین

1 ❤️

908488
2020-08-14 10:29:52 +0430 +0430

خوب بود عین سریالهای ایرانی سربزنگاه قطعش کردی

1 ❤️

908490
2020-08-14 10:41:13 +0430 +0430

💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩 💩

0 ❤️

908548
2020-08-14 16:47:58 +0430 +0430

سلام. دوستای خوبم
ممنونم که داستانو خوندین… بالاخره نمیشه همه رو راضی کرد. از کسانی که لایک کردن ممنونم و البته کسانی که دیس لایک کردن هم همچنین. قبول دارم کم و کاستی داشت و اومدم کمی توضیح بدم…


من از سال 92 تو این سایت عضو هستم با اکانت arash.abiو معمولا رو خیلی از داستانا نظر گذاشتم. متاسفانه اصلا نمیدونم چطور شد که چند هفته پیش اکانتم غیر فعال شد. تصمیم گرفته بودم که دگ وارد نشدم. داستانمو خیلی قبل تر فرستاده بودم. حالا ادمین حال کرده تو این زمان آپ کنه. امروز فقط واسه این که یسری نکات رو توضیح بدم دوباره اکانت ساختم

0 ❤️

908552
2020-08-14 17:22:46 +0430 +0430

توضیح داستان، چند نفری گفتن ما متوجه نشدیم چی به چی بود.
خب اول بگم که داستان واقعی بود. چندین سال پیش
یه خانومی رو سوار کردم، شهوت زده بود به مغزم. همچین که پول رو دادم بهش خواست بپیچونه… منم رفتم جلو کلانتری ترسید و پولو پس داد.
قالب نوشته به مثابه یه فیلنامه تک قسمتی از فیلمهای مناسبتی میمونه
با توجه به اینکه با گوشی نوشتم و البته الکلی که بخاطر کروناروزانه رو گوشی مالیدم. صفحه کلید گوشی اصلا همراهیم نکرد و از سرو ته داستان زدم و این کمی از قشنگی داستان کم کرد.
بخش اول نوشته یه ذهنیتی به خواننده القا میکنه… که در بخش بعدی داستان تقریبا همه فکر میکنن شخص اول داستان بخاطر پولش یا آبرو، زن خیابونی رو کشته. تو بخش سوم بیشتر گیج میشید. و فکر میکنید شاید طرف بعد کشتن زن خیابونی برگشته و میخواد با زنش حرف بزنه و شاید اعتراف کنه. و در بخش چهارم گره های داستان باز میشه
1.این که رفتن به کلانتری واسه شکایت سرقت موبایل بوده
2.اینکه بخش اول در واقع دعوای خانوادگی بین چند نفر دگ بوده و شخص اول داستان فقط نظاره گر دیالوگ بینشون بوده
3.دستبندی که تو کلانتری بهش نگاه میکرده، نه دستبند مجرمانه بلکه یه دستبند هدیه از طرف زنش بوده که خیلی از ماها داریم و دستمون میکنیم. یه ایهام ریز داشت
4.وقتی برمیگرده تو ماشین. متوجه میشه که تو بخش دوم بعداز دعوا بازنش گوشی رو انداخته صندلی پشت، و زمانی که دنبال گوشی تو داشبورد بوده، این موضوع رو فراموش کرده…
البته بازم میگم… این داستان باید دنباله دار میشد. ولی وقتشو نداشتم
قبول دارم که جزئیات رو کم کردم. میشد قسمت سکسیش رو بیشتر کرد. و این از جذب مخاطبش کم کرد.
در مورد اسم نویسنده. من ارش ابی ثبت کردم، تمایل به سبز یه فکتی بود واسه رفقای بورسی. خیلی عجیبه که چنتا از دوستان دگ هم اکانتشون غیر فعال شده. ادمین سایت یه چن نفری رو داره که مبادا ازشون ایراد بگیرید و یا بحث کنید… به سرنوشت من دچار میشین
پایدار باشید

2 ❤️

908604
2020-08-14 23:27:43 +0430 +0430

ناموسا باحال بود

1 ❤️

908673
2020-08-15 00:52:58 +0430 +0430

خودت فعميدي؟؟
سايت سكسيه اينجا ها
نه سريال شايد براي شما هم اتفاق بيوفته! 😳

1 ❤️

908844
2020-08-15 20:58:59 +0430 +0430

آخوندا توی این سایت چیکار میکنند؟؟؟🙄🙄🙄

0 ❤️

909298
2020-08-17 17:49:27 +0430 +0430

حاجی لطف کن بیا پی کارت دارم

0 ❤️

909679
2020-08-19 13:07:36 +0430 +0430

دمت گرم واقعیت محض بود ولی کل حس جقو پروند

0 ❤️

909933
2020-08-20 16:55:30 +0430 +0430

کصشعربه تمام معنا

1 ❤️

911247
2020-08-26 00:22:53 +0430 +0430

وحشین شما چقدر به خاطر دویست تومن میخواستی بکشیش

0 ❤️







Top Bottom