خیانت به بشریت

1395/09/20

سلام این داستان هیچ صحت و سقمی نداره و متاسفانه زاییده ذهن بندس اما با این تفاسیر و این سرعتی که ما تو این موضوع پیش گرفتیم به زودی در سراسر ایران عزیزمون شاهد واقعی بودن این داستان خواهیم بود…من قصدم با نوشتنه این داستان که شاید مسایل سکسیشم کم باشه فقط یه چیزه …اونم…

خیانت به بشریت.

در اخر طبق پایان تمام داستانام ازتون خواهش میکنم به خاطر اینکه نوشتم و طرزفکرم با سلایق محترم شما یکی نیس به خانوادم که هر کدومشون عزیز ترین ادم هایه زندگیمن توهین نکنید…ممنونم از همه.
امیدوارم با طرح این داستان حداقل یک نفر هم از بلایی که خودمون داریم با چاپ داستان های تخیلی سر خودمونو نسل ایندمون میاریم نجات بدم…ممنون.

16 سالم بیشتر نبود.اوج شهوتو سکس بودم .همه رو به چشم یه سوارخ یه کون دوتا ممه میدیدم.سرم همش تو سایت های سکسی بود.تمام زندگیم پر شده بود از سکس.تو خیابون هرکیو میدیدم سریع حسی تو وجودم رخنه میکرد که ای برو سمتش اون یه جندستو میتونی بکنیش.خیلی وقتا تو خیابون سر دستمالیکردن یه زن یا دختر کسی کتک خورده بودم اما بازم از رو نمیرفتم.تفکرم این بود.هر زنی رو دیدی میتونی بپری روش…

احسان فیلم سوپر جدید نداری؟
اح:اره علی جون یه خوبشم دارم یه ایرانی مشته دخترو بد جرش میدن.سه نفری میکننش.
ع:جووووونننننن بده ببینم حتما.من عاشق فیلم سوپر ایرانی ام.اخ اخ اصلا نمیدونی احسان چقدر کیرم راست میشه باورت میشه با اون فیلم قبلی من 4بار جق زدم تو یه ساعت؟
اح:کدومو میگی جقی جونم؟
ع:همون که دختره رو دست و پاشو بسته بودنو به زور ازش فیلم میگرفتن.اصلا اون دختره اونجوری التماس میکرد من ابم بیشتر میومد.
اح:واییی اونو میگی منم دیونه اون بودم.بی پدر چه کسیو کردن ایشالا کوفتشون بشه.دیوثا.
ع:خوب حالا کم کسشعر نگو و سی دی رد کن بیاد.
اح:کسکش اینجا مدرستا جنده خونه ننت نیس که فیلمو اینجوری بیارم عصر بریم دم خونمون بهت میدم.
ع:باشه ننه جنده درس تموم شود بریم.
اح:علی راستی یه چیزی؟
اع:چی میگی ان اقا؟
اح:داداش ابجیت یه دور نمیخواد مارو مهمون کنه؟قول میدم خوب بکنمشا.
ع:جوووون تو بیا اونو بکن ولی قبلش باید ابجیتو از زیر این کیر خرم بکشیش بیرون…
اح:اون عادت داره کسخل تو حرصشو نخور.
ع:میدونم جنده خانم این کیرا براش کیر نیس.
با گفتن این جملم معلم درو وا کردو اومد تو و ما مجبوری به این شوخی هامون پایان دادیم.شوخی هایه جالبی که بین منو دوستام رایج بودو توش از اندام مادر خواهرمون صحبت میکردیمو به راحتی لفظ جنده رو براشون به کار میبردیمو میخندیدم چیزی که انگار خیلی خنده دار بود برامون چون هیچ وقت تکراری نمیشود و تازه برعکس هر دفعه بیشتر و متنوع تر میشود.
تو کلاس همش هواسم به اون سی دیه بود دنبال این بودم که زودتر برم ببینمو یه جق مشتی باهاش بزنم.
عصر که رفتیم دم خونه احسانو سی دیو گرفتم چشمم افتاد به ابجیش به ناموسش…اوفف چه کسی بود حتی از زیر اون چادر رنگی هم میشود دید چه سینه هایی داره چقدر خوشگله…دوسش داشتم.اینقدری سن نداشت اما خوب کسی بود.این نگاه کردنمو حتی احسان فهمید که با دست زد بهم گفت:کونگشاد ابجیمو بگایی ابجیتو میگاما هواست باشه.
همینجوری که حرف میزدیم مادرش اومد بنده خدا کلی زحمت کشیده بودو قهوه و درست کرده بود و شیرینی اورده بود اما من همه هواسم به خط سینه هاش بود که یه ذره از کنار شالش معلوم بود…سی دیو گرفتو اومدم خونه .تو مسیر یه دستی به کون یه خانم چادری زدم.یه تیکه به یه دختر انداختم…تو یه شلوغی کیرمو مالوندم به کون یه دختر خوشگل. حتی یه جایی هم تو اتوبوس پاهامو میمالیدم به پای زن بغلیم که یه بچه بغلش بودو نمیتونست تکون بخوره.تو مترو خودمو مالوندم به کون یه زنی که با شوهرش اومده بود مترو و از ترس اینکه دعوا نشه چیزی نمیگفت اما من داشتم کیف میکردم…
با هر بدبختی بود رسیدم خونه و با مامانم دست دادم.دستش مثل همیشه نرم بودو باعث میشود که دوباره راست کنم.اما خودمو زدم به کوچه علی چپ.
سریع رفتم تو اتاقم.تصمیم گرفتم اول چند تا داستان سکسی بخونم بعد فیلمه رو ببینم اینجوری حالش بیشتر بود.
یه داستان توپ پیدا کردم که عالی بود.سکس با ابجیم.خیلی قشنگ بود پسره از کس ابجیشو کرده بودو پردشو زده بود.اونم چه کسی.خوشگل ورزشکار کون گنده و سینه های سایز 75 تازه.وقتی هم که شلوار و شرتشو در میاورد اوففف چی میدید یه کس سفید و بدون مو…تو ذهنم تصور کردم منم میتونم مثل این ابجیمو بکنما…تو ذهنم ابجیمو تصور کردم که داره کیرمو میخوره…وای چه حالی میداد…بعدش رفتم سراغ یه داستان دیگه…
تجاوز به مامانم …اوی چه باحال بود.پسره مامانشو بیهوش کرده بودو مادرشو میکرد سینشو میمالید…حتی یه جاش نوشته بود که به زور کردم تو کون مامانم. و من بازم با همونم صحنه سازی کردمم و داشتم فکر میکردم اگه بکنم تو کس مامانم چی میشه؟خوب یکم گشاده چون منو به دنیا اورده اما ایرادی نداره کس کسه…یا شاید یکم صورتش شکسته و درب و داغون شده که اونم اثرات سختیه زندگیه اما ایرادی نداره ابمو میپاشم رو صورتش…
داستان بعدی سکس با خاله زیبام بود.
اونم خوب بود پسره رفته بود خونه خالش.هیچکسی نبود حشری شده تا خالش رفته بود لباسشو عوض کنه پریده بود تو اتاقو یکم مالونده بودش اونم حشری شده بودبهش داده بود.از اون روز همیشه دیگه بهش کس داده بودحتی بیشتر از شوهر خودش.دوباره ذهنم رفت سمته خالم چه خاله کسی .حالا ایرادی نداره شبیه مامانمه و میتونه جایه مادرم باشه.حتی منو از بچگی بزرگ کرده مهم اینه که من میتونم کسشو بکنم.جوننننن کیرمم تو نامردی به پسر خالم که از بچگی با هم بزرگ شودیمو اونم عین داداشمه.اصلا اگه عرضه داره اونم بره مامانمو بکنه.داستان بعدی سکس با دختر خاله بود.پسره عاشق دختر خالش شده بود اونم زرتی عاشق شده بودو یه روز که خالش و شوهرش رفته بودن واسه فوت یکی از اقوام پسره رفته بود از کون دختر خالشو کرده بود…و باز من دوباره فکرم رفت سمته دختر خالم.عجب کسی بودو من نمیدونستم یه جفت سینه سفت و قشنگ و گرد با یه کون قلمبه .حالا بیخیال که یه دختر مومنیه.بیخیال که بعد از تجاوز کنم شاید کارش به خودکشی برسه.مهم اینه که من بکنمش.
بعدش سکس با زن داداشم.بعد سکس با عمه سکس با زندایی سکس با خواهر زاده سکس با برادر زداده سکس با داماد سکس با شوهر خواهر…همشون قشنگ بودنو من جایه همشون ترتیب کل فامیلمونو دادم.حالا مهم نیس که داداشم اگه بفهمه زنشو کردم میشکنه.یا به داییمو عموم خیانت کردم.اصلا چه اهمیتی داره داداشم یا دامادمون بفهمه من دخترشو کردم حالا چه به زور چه به دل بخوایی تقصیر خودشه میخواستن دختر نشن.به من چه که کیر راست شودمو تحمل کنم.اصلا میخواست فامیل من نشه.یا حتی اصلا میخواست تو ایران به دنیا نیاد که بشه دستگاه تخلیه جنسی من.
خلاصه با همه این فانتزی ها تصمیم گرفتم برم اب بخورم که دیدم مامانم نیستو ابجیم دراز کشیده.یاد داستانی افتادم که پسره ابجیشو مالوند اونم حشری شوده و بهش کس داده.پس واسه منم شودنی بود.رفتم دستمو گذاشتم رو پای خواهرم وای چه سفید بود چه نرم بود.شروع کردم به مالوندنش که یهو بیدار شود…اما نمیدونم چرا بر خلاف این داستان هایی که تو سایت خوندم شروع کرد به جیغ جیغ منم مجبور شودم با دستم دهنشو بگیرم.طفلی سنی نداشت.کلا 14 سالش بود زورش نمیرسید مقاومت کنه به زور لختش کردمو کیرمو کردم تو کسش .اشکش مثل بارون بهاری میومد اما اصلا برام مهم نبود مهم من بودم که اخرش تونستم یه کس بکنم.
وقتی ابمو ریختم تو کسش دیدم بی حرکته و بیهوش شده…از درد طفلی حالش بد شده بود.تازه ترسیدم.تازه چهره بابام.اومد جلو صورتم.تازه چهره دایی و داداشو شوهر خالمو دامادمونو پسر هایه فامیلی که من تو توهماتم زن یا ابجیشونو کرده بودم اومد جلو صورتم.دست وپام میلرزید نمیدونستم چیکار کنم.اگه بابام میفهمید من دخترشو کردم قطعا منو میشکت.پس عقلانی ترین کار این بود که خواهرمو از بین ببرم.واسه همین همونجوری که لخت بود یه روسری انداختم دور گردنشو محکم گره زدم بعدم رفتم جنازشو انداختم تو چایی که بابا تازه تو حیاط زده بود…
الان دو سالیه که از اون موقعه میگذره و من منتظرم که 18 سالم تموم بشه تا به حکم قصاصی که پدر ظالمم برام گرفته برم رویه چوبه دار و بعد از دخترش پسرشم از دست بده…

راستی هنور فیلم سوپر ایرانی که احسان بهم داده تو کشومه و نتونستم ببینمش.

ببخشید از همه میدونم تلخ و ناراحت کننده بود اما حرف هایه دلم بود.دلی که اتیشه.میدونم اینجا جایه این حرفا نیس اما مجبور بودم چون میبینم چه فاجعه ای داریم به بار میاریم.بی بند و باری.شوخی های ناموسی و این اواخر راحتیه سکس های خارج از عرف.اول داستانم خواهش کردم بهم توهین نکنید.الانم میگم توهین نکنید اما اینبار اگه توهین هم بشنوم ناراحت نمیشم چون به حرفو داستانم ایمان دارم.
ببخشید اگه کسیو ناراحت کردم با داستانم.َ
پایان.َ

نوشته: حسین


👍 6
👎 8
10613 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

568241
2016-12-10 21:51:03 +0330 +0330
NA

خوب بود بیشتر بنویس

0 ❤️

568254
2016-12-10 22:51:12 +0330 +0330

عاليييي بود واقعا متأثر شدم

0 ❤️

568265
2016-12-11 00:01:27 +0330 +0330

کص ننت بابا کسخل اون کونیایی که میان میگن خوب فازشون چیه کیرم تو قوه تخیلت

1 ❤️

568281
2016-12-11 07:17:35 +0330 +0330

راستی هنوز فیلم سوپر
ایرانی که دوستم بهم داده
تو کشومه و نتونستم
ببینمش. (rolling)
دهنت سرویس

1 ❤️

568296
2016-12-11 09:27:25 +0330 +0330

سکس با محارم فاجعه‌ست فاجعه!
اصلا تو تصورم آدم نمیگنجه
حیوانات فقط همچین کاری میکنن

0 ❤️

568306
2016-12-11 11:20:43 +0330 +0330

برو عمو.برو جلقتو بزن کاری به بشریت هم نداشته باش.اسم خواهر و مادرت رو هم نیار زشته.فقط شامپوتو عوض کن

0 ❤️

568308
2016-12-11 11:38:38 +0330 +0330
NA

خیلی چت و گند بود

0 ❤️

568312
2016-12-11 12:15:05 +0330 +0330

اوضاع جامعه متاسفانه همینجوری شده که نوشتی. زمانی بود ما تو محل روی دخترای محل تعصب داشتیم. الان میبینم بچه های دبیرستانی یا دانشگاهی که از ناموسشون مثل نقل و نبات برای شوخی کردن مایه میذارن.

0 ❤️

568323
2016-12-11 14:48:38 +0330 +0330

من خوشم امد…

0 ❤️

568384
2016-12-12 02:59:21 +0330 +0330

هروقت تو دنيا تناقض نباشه و همش خوبي باشه دنيا تبديل ميشه به يك جاي كسشر، نميتوني جلويه بدي رو بگيري همونطور كه نميتوني جلوي چيزاي خوبو بگيري پس بقولي شما خودشو اذيت نكن!

0 ❤️

568519
2016-12-13 11:52:24 +0330 +0330
NA

دمت گرم حلالت شيرى كه خوردى
ادم باوجدانى هستى ممنونم
زنده باشى

0 ❤️

568970
2016-12-17 04:42:37 +0330 +0330

...تو مسیر یه دستی به کون یه خانم چادری زدم. یه تیکه به یه دختر انداختم.. تویه شلوغی کیرمو مالوندم به کون یه دختر خوشگل. حتی یه جایی هم تو اتوبوس پاهامو میمالیدم به پای زن بغلیم که یه بچه بغلش بودو نمیتونست تکون بخوره. تو مترو خودمو مالوندم به کون یه زنی که با شوهرش اومده بود مترو و از ترس اینکه دعوا نشه چیزی نمیگفت اما من داشتم کیف میکردم...

0 ❤️







Top Bottom