خیانت به دوستم

    سلام
    اسم من شاهینه.داستانی روکه می حوام واستون تعریف کنم داستان سکس با زن بهترین دوستمه که امیدوارم هم اون هم خدامنو ببخشه.
    بریم سر داستان.یه روز زن دوستم که از اینجای داستان با اسم مستعار مهتاب بیان میشه زنگ زدوگفت به کمکت احتیاج دارم منم گفتم بفرما هر کمکی ازدستم بر بیاد کوتاهی نمیکنم گفت شوهر من داره بهم خیانت میکنه و می خوام ازش جدابشم توبایدکمکم کنی و...
    از اون روز به بعد خیلی باهم حرف میزدیم و دردودل میکرد حتی حرفهای سکسی و اینکه اصلا بهم توجه نمیکنه و الان چندماه بهم دستم نزده منم ادمم و نیاز دارم...
    بعد از مدتی دوستم که اسمش امیره رفت مسافرت یه روز صبح تو محل کارم بودم که گوشیم زنگ خورد و دیدم مهتابه
    بعد از کلی حرف زدن گفت تلفنی نمیشه امیرم مسافرته عصری بیا از نزدیک باهم صحبت کنیم منم قبول کردم و بعد از تعطیل شدم رفتم جلودرشون در زدم رفتم داخل وقتی درخونه روباز کردکه برم داخل یک لحظه فکر کردم واحدو اشتباه اومدم گفتم ببخشدمثل اینکه اشتباه درزدم با واحد بغلی کار دارم که یهو گفت چرت نگو محمدبیا تو. واقعاداشتم شاخ درمی اوردم مهتاب با یه آرایش غلیظ و با یه تاب که فقط قسمتی از سینه هاشو پوشنده بود با یه دامن کوتاه که با یکم دقت میشدشورتش و دید.من سرمو انداختم پایین و رفتم رو مبل نشستم خدا شاهده تا اون لحظه من یکبار فکر خیانت به دوستم نزده بودبه سرم بعداز رفت دوتا چای آورد و اومد نشست بغل دست من.
    من قلبم داشت ازجاش درمی اومد انعکاس نور رو، باسن وتوچشمام داشتم حس میکردم.که یهوباصدای مهتاب به خودم اومدم که گفت چته محمد چرارنگت پریده .باگذشت زمان به خودم اومدن وشروع کردیم به حرف زدن وکم کم حرفهامون به سکس داشته کشیده میشدکه گفت منم می خوام کارشوتلافی کنم منم داشتم باحرفهام منصرفش کنم که گفت دیگه دیرشده من هم آدم شوپیداکردم هم الان تومشتمه من می خوام بانزدیکترین کسش بهش خیانت کنم که باگفتن این حرف چسبیدبه منولباش وگذاشت رولبام اولش خواستم هولش بدم کنار اماداغی لباش وبوی بدنش این اجازه روبهم نداد.دیگه هیچی دست خودم نبودنه دوستم یادم بودنه اینکه دارم چیکارمیکنم داشت لبامومیکند وزبونشوتودهنم میجرخوندوقربون صدقم میرفت منم کم کم داشتم همراهیش میکردم اومده بودروپام نشسته بودمنم بایه دستم نوازشش میکردم وکونش میمالیدم و بایه دستم هم سینه هاشومیمالیدم بعدازچنددقیقه رفتیم روتختشون اون لباسهاشوکامل دراورد منم همینطورمن فقط شورت تنم بود رفتم خوابیدم روش وشروع کردم به خوردن گردنش واومدپایین سینه هاشومی خوردم که سینه های خوبی داشت صداش کل اتاق گرفته بودمن باصداش بیشترتحریک میشوم ووحشیانه تر سینه هاشومیمالیدم که بعدازچنددقیقه بالیس زدن وبوس کردن اومدم سمت کوسش ازروشورت کوسشوبومیکردم واقعااون لحظه غیرقابل وصفه بادندونام شورتشودرآوردم بااین کارم حشری ترشدشروع کردم به خوردن کوسش خیلی حال میدادهم به اون هم به من اصلا نمی خواستم دل به کنم که به ازچنددقیقه گفت حالانوبته منه من خوابیدم واون شورتمودراوردوشروع کرد به ساک زدن واقعاحرفه ای ساک میزد طوری که احساس کردم آبم داره میاد که بهش گفتم رفت از کشویه اسپره اورد وزدبه کیرم به ازاسپره زدن دیگه نزاشتم بخوره چون دهن خودش بی حس میشد امااون اسرارداشت که گرفتم بغلم وباانگشتم کوسشومیمالیدم تاهم اسپره تاثیرشوبزاره هم کوسه اون آبدارتربشه بعدپاشدم وکیرم وگذاشتم دم کوسش وده دوروبرکوسش میمالیدم اونم التماس میکردمیگفت توروخدامنوبکن دیگه طاقت ندارم ۶ماهه کیرنرفته توکوسم که من بایه فشارتمام کیرموکردم تویک لحظه جفتمون بدون حرکت موندیم واقعاکوس داغ وتنگی داشت بعداز چندلحظه شروع کردم به تلمبه زدن اونم محکم منوبه خودش فشارمیداد وچنگ مینداخت پشتمو بعدازچنددقیقه حالتمونوعوض کردیم من درازکشیدم اون اومدنشست روم خودش کیرموکردتوشروع کردبه بالاپایین کردن من عاشق این حالت توسکسم منم بادستام سینه هاشوهاشومیمالیدم یه لحظه دیدم سرعتش زیاد شدوصداش روفت بالاکه بعدازچندثانیه شل شد خوابیدروم فهمیدم ارضاع شده برشگردونم وازپشت کیرموکردم توچندتاتلمبه زدم وآبم وریختم روکمرش به چندتابوس ازکباش گرفتم وبادستمال آبموپاک کردم و لباسهاموپوشیدم وسریع از خونه زدم بیرون بعدازاون روز چندبارزنگ زد من دیگه جواب ندادم بادوستم هم به یه بهانه ای رابطموقطع کردم چون واقعا روی نگاه کردن بهشو نداشتم.
    ازهمه ی دوستان بابت طولانی شدن داستان معذرت میخوام امیدوارم خوشتتون اومده باشه یه نصیحتم دارم هیچ وقت بایه زن که نمی خواید باهاش رابطه داشته باشید تو یه جا تنها نباشید چون جلوی شیطون و شهوت و نمیشه گرفت من خودم شخصاازکارم پشیمونم امیدوارم این اتفاق واسه هیچ کی نیوفته چون uذاب وجدان بعدش خیلی بیشتر ازاون چن دقیقه حاله.
    پایان


    نوشته: شاهین

  • 10

  • 22




  • نظرات:
    •   JOKER1993
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • گوه نخور مگه مرد قحطیه اون اومد به توی جقی داد؟


    •   Ares.1
    • 2 ماه،1 هفته
      • 4

    • خسته شدیم بابا!! چقدر خیانت؟؟؟
      چه عجب یکی شربت نیاورد چایی آورد!!
      یه سوال فنی ، چطوری همزمان هم زبونشو داخل دهنت میچرخوند هم قربون صدقت میرفت؟! چند تا دهن داره مگه!!!!


    •   boyboy36
    • 2 ماه،1 هفته
      • 3

    • تو که راست میگی.ّّ...
      ما که میدونیم رفیقت کونتت گذاشته


    •   مهتاب عشق
    • 2 ماه،1 هفته
      • 8

    • اسمت شاهینه رفتی در خونشون گفت محمد بیا تو
      فهمیدم جقی هستی بقیشو نخوندم
      دیسلایک چهارم


    •   Paria_1991
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • خوب بود


    •   royaei
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • بلاخره تو محمد هستی یا شاهین ؛ مثلا اسم مستعار گذاشتی ؟ لو دادی که خودتو ؛
      خوش باش


    •   reza1023
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • به دور از واقعیت بود


    •   Fe4rless
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • جقی صابونت رو عوض کن
      اول شاهین بودی بعد به محمد تغییر دادی؟
      .
      .
      به امید روزی که نویسنده های خرد سال و جقی از نوشتن داستان های محارم و خیانت و... دست بکشن


    •   دکتر_رادیکال
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • اگه هدف بخششِ پس چرا داستانا لود میکنی شاهین پلاستیکی؟!


    •   ARYA52
    • 2 ماه،1 هفته
      • 4

    • بالاخره شاهین محمد رو کرد یا محمد شاهین رو کرد تو شب مهتاب؟تاب اونی هست که تو پارک بچه ها سوار میشن ، حالا طرف چجوری تاب رو پوشیده بود؟ احتمال با اسرار( اصرار) اسپره( اسپری) زد به تاب.


    •   n_f_404
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • باز همین که قبول داری اشتباه بوده و نتونستی جلوی خودتو بگیری قابل قبوله
      کمتر کسیه که بتونه جلوی شهوتشو تو اون شرایط بگیره


      اینجا یه مشت کسمشنگ کله کیری ریختن فقط بلدن در مورد راست و دروغ داستان نظر بدن
      خو کسکشا کیر بره تو دهن تک تکتون به شما چه ک راسته یا دروغ؟
      داستان رو بخونید در موردش نظر بدید
      اشکال نگارشی یا قلم داستان رو بگیرید
      الان مثلا گفتید دروغه که چی؟تهش چی میخواد بشه؟
      فقط یه مشت احمق پر مدعا ریختید اینجا بی دلیل به ناموس مردم فحش میدید


    •   Momoooam
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • نویسنده رو در حال بوس از کباش میگذاریم..( ابش میپاشد روی چشمش با این داستان نوشتن )


    •   Hamidarakii
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • من با یه زن رفتم باغ خودم وقتی متوجه شدم شوهر داره با اینکه داشتم میترکیدم از شهوت خدا شاهده همون لحظه ولش کردم. درسته بهتره آدم تو همچین شرایطی قرار نده خودشو ولی در نهایت اگه فقط یه ذره اعتقاد داشتی همون لحظه ازونجادبا یه بهونه راحت میزدی بیرون وبعد لذت کارتو خودت درک میکردی


    •   Jnoobi18cm
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • فردین حشری آدرس بده خودم هلاکشم


    •   Pesar.ass
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • اسمت شاهین بود که چطور شدی محمد؟


    •   Peres.jerman
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • ارضاع؟


    •   Taabad
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • یروزی زنت یجابا یکی ازدوستات تنهامیشه وشیطان گولش میزنه ودوستت کس وکونشویکی میکنه بعدش میادداستانشواینجامینویسه واخرش هم میگه پشیمونم واینکارونکنین...
      نظرت چیه؟؟؟


    •   Emperatoorxxx
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • بالاخره شاهینی یا محمد خرچنگ


    •   پروفسور بالتازار
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • این uذاب وجدان که آخر داستان نوشتی چیه آقای محمدشاهین؟


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • ان اف ۴۰۴ کیررم تو کووص کوون خواهر مادرت کسکشش لاشی


    •   iman.shahvanii
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • برو خرخودتي،،جاكش رفتي با زن صميميترين دوستت خوابيدي بعد كه ابت اومده تريپ فردين وعذاب وجدان گرفته ترو؟؟؟شك ندارم تخمتو حروم انداختن


    •   shahvanii139797
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • ای کس خواهرت چقدر جغ میزنی کسکش 15 ساله کیر دوستت تو کس مادرت


    •   .Asdollakhan
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • انعکاس نورو رو باسن چجوری میشه از تو چشم دید!!!!!


    •   feri.sexy
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • آقای جاکش خانم بیار شرط می بندم تا حالا کص از نزدیک ندیدی


    •   Soltanekir.mashhad
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • رییییییییدی
      آب هم قطعه


    •   وب.گرد
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • وای چه راحت بهت داادد. روت شد بکنیش ولی روت نشد تو رو رفیقت نیگا کنیی؟ باز خوبه نمیخاسی به رفیقت خیانت کنی. اگه میخاسی چی میشد؟ پشیمون شدیی؟ الااهی


    •   ک+ک+ک
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • بچه ها این محمد شاهینه بچه محلمونه اذیتش نکنید یه ذره کسخول میزنه از بچگی نه کیر داشته نه پستون خایشو کشیدن هندستون انقده بی آزاره زنای محلمون باهاش استخر میرن بعضی وقتام دیلدو تو کونش میذارن


    •   moj7878
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • مرسی بچه ها از کامنتهای زیباتون


      واقغا محشرید و مچشون خوب میگیرید


      چقدر خوبید شماها


    •   Amoomamal
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • نکنه اسمت محمدشاهینه؟؟؟؟؟خخخخ
      ولی این برنامه عینا برا من اتفاق افتاد،بااین تفاوت که اول به زنه گفتم با شوهرت حرف میزنم و اینا،اما فایده نداشت و بعد بم گفت اگ تو بام نباشی میرم با یکی دیگه،منم بخاطر اینکه مطمعنم بخودم ک دهنم قرصه و ابروش رو نمیبرم باهاش بودم و هستم و خواهم بود،فقط بخاطر اینکه اون تلافی کنه اروم بشه و من ابروش رو نمیبرم،


    •   dr.omidkiani
    • 2 روز،9 ساعت
      • 0

    • منم خیلی دوست دارم دوستم اینجوری زنمو بکنه ولی حیف که هیچکدوم پایه نیستن..


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو