خیانت حاج خانوم

    اسمم علی 18 سالمه پدرم حاجیه شاید باورتون نشه هنوز شغلش رو نمیدونم اما آدم كلفتی باید باشه ، مادرم به رحمت خدا رفته بابام هم مجددا ازدواج کرده اسم حاج خانوم سمیراس جوون خوشکل سفید خلاصه کس خوبیه این حاج خانوم هیچوقت هیچ چشمداشتی بهش نداشتم یه دختر هم آورده برا بابام اسمش زهرا هست ی سالو نیمشه تقریبا بگذریم این حاج خانوم سفید ما طبق معمول روزه داشتن منو كرد بیرون منم اومدم پیش دوستام كسشرامونو گفتیم چت خوبی هم كردیم اونا رفتن قهوه خونه من از قلیون بدم میاد رفتم رسوندمشونو برگشتم زنگ زدم به زهرا ی دوس دختر داشتم اونم از این كسخلا بود كه میومدن روزه موزه گفت كه امروز روزه نبوده اگه هم بوده من خبر ندارم


    رفتم خونه از بالای در نگاه كردم دیدم كه كسی نیست آخه روزایی كه از اینجور كسشرا بود تو حیاطم آدم بود اما خونه خیلی خلوت بود از دركشیدم بالا رفتم تو خونه دیدم از اتاق حاجی صدا داره میاد گفتم شاید حاجی برگشته منو دودر كردن تو روز حال كنن خندم گرفته بود زدم بیرون بعد چند دقیقه گفتم بزار یكم حالشونو بگیرم زنگ زدم حاجی گفتم یكم پول نیاز دارم گفت كه هستم جایی نمیتونم بفرستم امشبم نمیام خونه از مامان بگیر گفتم مگه خونه نیستی گفت نه قط كن كار دارم تلفنو قط كردم گازشو گرفتم برگشتم خونه در خونه دیدم دیدم شوهر یكی از دوستاش از خونمون زد بیرون اولش ناراحت شدم كه حاج خانوم و این ریختن رو هم بعدش گفتم بتوچه مگه ننته خدایی نكرده یكم آروم شدم برگشتم خونه زنگ زدم كسی جواب نداد از در كشیدم بالا اومدم تو دیدم جنده خانوم تو حمومه رفتم یكم غذا خوردم رفتم تو اتاقم گرفتم خوابیدم تا شب بلند شدم دیدم حاج خانوم با تاپ شروال تو آشپز خونه داره آشپزی میكنه سلام كردم چنان پشماش ریخت كه نزدیك بود سكته كنه گفت كی برگشتی گفتم كه هرچی در زدم درو باز نكردی از در كشیدم بالا اومدم حموم بودی گرفتم خوابیدم تا حالا راستی روزه چخبره از نذری چیزی مونده یکم آروم شده بود گفت نه همرو خوردن اگه میخوای درست کنم واست گفتم نه همینو میخوریم خوبه شامی کباب درست میکرد گفتم که میرم دوش میگیرم چیزی نگفت اومدم تو حموم ی دوش درست حسابی گرفتم اومدم بیرون غذارو باهم خوردیم یکم فیلم دیدیم گفت میرم زهرا بخابونم خودمم میخوابم کاری نداری گفتم نه زهرارو خابوندی صدام بزن چندتا سوال دارم ازت پشماش دوباره ریخت پرسید راجبه چیه سوالت گفتم فعلا بچرو بخوابون میام بهت میگم با پشمای ریخته شده رفت بعد چند دقیقه صدام کرد رفتم تو اتاقشون گفت سوال داشتی بپرس گفتم شرعیه اشکال نداره دوباره پشماش فر خورد ولی میخواست تابلو نکنه گفت نه جانم بگو گفتم دوستم پدر و مادرشو در حال روابط زناشویی دیده گناه حساب میشه گفت که اگه ناخواسته بوده فلان فلان.... نه گفتم راستشو بگم چشماش گرد شد گفت منظورت چیه از این حرفا دوباره پیچونم گفتم دوستم رفته خونه دیده ننش با غریبه ها ریخته رو هم حالا دوستم باید چیکار کنه که درست باشه چون مسئله ناموسیه و آبروریزی دوباره آروم شد و گفت ما دقیقا نمیدونیم مشکل از کیه و نمیتونیم نظر بدیم علی جان بنظرم با اون دوستت قط رابطه کن تا برای خودت هم مشکلی پیش نیومده و کسشر پشت سر کسشر انگار نه انگار چهار ساعت پیش زیرمردم داشته آه و اوه میکرده شب بخیر گفتمو اومدم توی اتاقم تا ساعت سه داشتم به حرفا و اتفاقای امروز فکر میکردم که این شاه کس خانوم رو چطوری بکنم عادت نداشتم دیر بخوابم مغزم هنگ کرده بود هرجوری شده بود باید اینو امشب میکردم وگرنه دیگه باید با کسش خدافظی میکردم


    آخرش طی یک عمل سالار پسندانه رفتم سمیرارو بیدار کردم بلند شد یکم نگای دخترش کرد یکم نگای من کرد گفت چی شده ساعت چنده گفتم ی لحظه بیا کسکش مگه میومد گفتم ی اتفاقی افتاده باید ببینیش لطفا بلند شو بیا تا در اتاق رسما دهنمو گایید رسیدیم اتاق هلش دادم رو تختم درو قفل کردم لامپم روشن کردم گفتم جنده خانوم من از همچی خبر دارم چرا به بابام خیانت کردی ها افتاد گریه و هرچی میگفتم دهنش قفل کرده بود حاجی خانوم جنده تا الان دهن مارو با دین ایمان گاییده بود حالا از زیر مردم باید جمش میکردی گفتم که فایده ای نداره باید به حاجی بگم اعدامت میکنه و واقعا هم اینکارو میکرد خداروشکر بعد نیم ساعت زجه زدن رسید به حرفم گفت که چی میخوای بخدا هرکاری بخوای انجام میدم واست فقط اینو که گفت یکم سکوت کردم و گفتم از این به بعد باید با من سکس کنی بلند شد خواست بزنه تو گوشم بغلش کردم و دستشو گرفتم در گوشش گفتم تنها راهیه ک واست مونده ده دقیقه حق فکر کردن داری در اتاقو باز کردم رفتم ی سیگار کشیدم برگشتم تو اتقاق یه نیم ساعتی میگذشت فکر کردم نمیاد نمیومدم به حاجی نمیگفتم کصافط کاریشو بجز آبرومون زندگیمون میریخت بهم حاجی که کیرشم نبود میرفت یه جنده دیگه صیغه میکرد تو این فکرا بودم سمیرا اومد بالای سرم از بس گریه کرده سیاه شده بود بلند شدم دستشو گرفتم و بردم دستشویی یکم آب زدم دست صورتش اومدیم تو اتاق ازش سراغ زهرارو گرفتم هیچی نگفت گفتم میشه دراز بکشی چشماشو بست و دراز کشیدیکوچولو پشیمون شده بودم و دلم براش میسوخت اما شهوتمم خب حرف خودشو میزد لبامو گزاشتم رو لباش اما همکاری نمیکرد تند تند بوسش میکردم و گوشاشو گاز میگرفتم با دستام ممه اش رو میمالیدم تاثیری نداشت گفتم میشه لباساتو دربیاری گفت لامپو خاموش کن قند تو دلم آب شد سریع برقو خاموش کردم اونم یواش یواش شروالشو کشید پاینن گفتم اینطوری نمیشه کلا لباساتو درار مشغول لباس دراوردن شد آروم آروم منم لختم شدم بدنش توی اون تاریکی زیاد معلوم نبود بعدا فهمیدم که چه جواهری زیرم بوده سمیرا مثل ربات خودشو سفت گرفته بود اینطوری ارزش نداشت اومدم کنارش دراز کشیدم یه چند دقیقه ای گذشت سمیرا سکوتو شکست و گفت کارت تموم شد من برم خوابم میاد حرفی نزدم بلند شد که بره آروم دستشو گرفتم و گفتم کارمون هنوز تموم نشده گفت کارتو انجام بده زود میخوام برم گفتم اینطوری که تو خودتو سفت گرفتی ارزش نداره گفت انتظار داری برای تو که همسن بچمی چیکار کنم راستشو بگم من که داشتم عشق میکردم که حاج خانوم اینجور حرفایی میزد بهش گفتم اجازه هست حرفی نزد دوباره افتادم روش سینه هاشو میلیسیدم از کسلیسی واقعا بدم میومد به ناچار سرمو آوردم پایین بین پاهاش شروع کردم به بوسیدن چوچولش بوی گلاب میداد یدونه مو هم نداشت چنتا بوس ازش کردم خودمم خوشم اومد کم کم شروع کردم به لیسیدن چند دقیقه ای براش لیسیدم و میک میزدم فهمیدم خوشش اومده اما میخواست ضایع نکنه منم چنان میک میزدم براش که یهو جیقش رفت رو هوا منم همچنان داشتم میلیسیدن و مک میزدم چوچولشو کسش خیس شده بود و ی مایع های لزج و تقریبا ترش مزه ای ازش ترشح میشد اما من انقدر حشری شده بودم که همشو خوردم اینقدر کسشو خوردم که آبش اومد رفتم دهنمو شستم و با دستمال کسشو پاک کردم افتادم به جون لباش اونم همکاری میکرد چند دقیقه ای لباشو خوردم اخ چه مزه ای میداد باورم نمیشدم کیرمو گرفت با دست با کسش تنظیم کرد منم کیرمو فرستادم تو چند دقیقه ای تلمبه زدم کسش تنگ نبود ولی بهشتی بود برا خودش داشت آبم میومد که صدای زهرا آومد گفت برم بهش شیر بدم الان میام رفت منم همینجوری منتظرش موندم بدو بدو اومد تو برقارو روشن کرد باورم نمیشد کیو داشتم میکردم وای ممه های تپل چه کس تپلی چقدر سفید بود بدنش طوریکه رگای ممه ش کاملا مشخص بود سریع کیرم سیخ شد یکم اسپری تاخیری که مال حاج آقا بود برام زد لباشو گزاشت رو کیرم دیگه داشتم میمردم از این همه خوشی طوری برام ساک زد که داشت آبم میومد بهش گفتم بلند شد كسشو با كیرم تنظیم كرد یكم كه بالا پایین كرد آبم اومد ریختمش رو شكمش دراز كشیدم كنارش افتاد یادم كه هنوز ارضا نشده كسشو با دستمال تمیز كردم شروع كردم به میك زدن حالم داشت بهم میخورد ولی دوست داشتم طوری حال كنه كه هروقت دلش خواست بیاد به خودم بگه انقد میك زدم كه آبش اومد و صورتمو بگا داد نیم ساعت تو بغل همدیگه خوابیدیم ازش تشكر كردم و بهش گفتم هرچی تا الان رخ داده رو فراموش كردم و دوس دارم توهم فراموش كنی بلند شدیم رفتیم حموم الان سه ماهه داره از اون جریان میگزره و تا الان حدود ده بار سكس داشتیم كه چند باریشو حاج خانوم پا پیش گزاشت.


    نوشته: علی

  • 13

  • 25




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 11 ماه،3 هفته
      • 38

    • اولا روضه است نه روزه دومی یه چیز دیگس معلومه خانوادت خیلی مذهبین!! دوما هنوز شغل باباتو نمیدونی؟ چند, سالته کوچولو؟ سوما اسکل کس ندیده هیچ الاغی در تاریخ بشر تاحالا اسپری نزده به الت مرد بعد بشینه ساک بزنه!! اسپری همون کاری رو با دهن میکنه که بچه محلات هزاربار تاحالا با تو کردن!! تو که تنها روابطت با سال بالاییا تو توالت مدرسه بوده لازم نکرده داستان کس کردن واسه ما بنویسی!!


    •   A.t1363
    • 11 ماه،3 هفته
      • 2

    • Avvaaaaaaaal ...


    •   shadow69
    • 11 ماه،3 هفته
      • 4

    • #مرفهان_بی_درد

      #آقازاده

      #کیر_تو_کیون_پدرت


    •   Hooman.esf.60
    • 11 ماه،3 هفته
      • 6

    • شاشیدم سر در اون مدرسه ای که تو توش کون می‌دادی
      بجای درس خواندن اگه بجای اینکه حواست به درسهات باشه کل یوم توی دستشویی شروالتو نمیکشیدی پایین که سال بالایی ها کونت بزارن
      یاد می‌گرفتی که شلوار را اینجوری مینویسند
      بچه حاجی کیرم دهن آقات روضه درسته نه روزه
      روزه اونه که ماه رمضان میگیرن ، روضه اونه که توی گوش خر میخونند.


    •   10Jinkazama
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • کص+شر= کص و شر
      کص از نزدیک ندیدی فقط بلغور کردی:/


    •   arash1986m
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • تا شروال خوندم
      شروال آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    •   مسیحی۰
    • 11 ماه،3 هفته
      • 8

    • جمعیت ایران با تو هشتاد تاست ،
      از جهالتت سوختم وای!
      تا حالا میدونستی شلوار ،شرواله .
      ملموس ترین قابل لمس ترین ،لباسی که همیشه به وجودت چسپیده.
      چطور بزرگ شدی تو؟
      حالا هم اومدی برای اساتید بزرگوار داستان گفتی.
      جای توجه و تأسفه.


    •   لیامین
    • 11 ماه،3 هفته
      • 1

    • بجز مشکلات نگارشی داستانت واقعا بده
      سیر داستان در واقع تجاوز و خیانت رو نشون میده
      خواهشا این رفتارهای غلط رو رواج ندین


    •   mr_wolf.85
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • فقط خط اولشو خوندم تا تهشو فهمیدم دیگه باقیشو نگاهم نکردم


    •   رضا.شیطونک
    • 11 ماه،3 هفته
      • 1

    • اولا داستانت که کسشر بود نمیدونم چرا همه زن بابا هاشون جندن بعدم که میفهمن زرتی زن بابا شون بهشون میگه بزن توش
      دوما چیه جدیدا مد شده هر کسکشی میاد زیر داستانا میزنه اول
      اول و کیر خر
      اول و کیر اسب
      مگه کیر جایزه میدن اگه زود تر کامنت بزارین
      کسخلای جقی


      اول_و_کیر_خر


    •   Ali_khan021787
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • خر خودتی


    •   moeinazadi
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • کیرم تو داستان کوس تخیلیت


    •   omid_shomal
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • پس اسپری رو زدو کیرتو گذاشت دهنش (dash) اخه بچه جقی تو هنوز از رولباس کسیو دست نزدی.اسپری لیدوکایین همچین دهنو بیحس میکنه انگار رفتی دندونپزشکی کسخل اون اسپریو بزنی ۳دقیقه به کیرت نمیتونی دست بزنی احمق جقال


    •   oscar_kir_kaj
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • جقی شروالی مفلوک. تو رو چه به داستان نویسی کون بچه.


    •   hoseinmora0112
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • شروالتو بکش بالا ریدی تو شهوانی جاکش کیرم تو معلم فارسیت که ب تو یاد نداد شلوار چطوری بنویسی


    •   بچه-ای-خوب
    • 11 ماه،3 هفته
      • 1

    • یعنی کیف میکنم میبینم تعداد لایک کامنت شاه ایکس جان پنج برابر یک داستان میشه!
      دمت گرم شاه ایکس جان!
      من تصمیم گرفتم اول کامنت ها رو بخونم بعد خود کسدان رو.


    •   amirmahtab
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • ببین با کیا شدیم 80 میلیون!
      این اگه هرکشوری بره با این طرز نوشتارش میتونه پناهندگی بگیره


    •   Abnabatam
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • تو همون شروالی؟


    •   آ_میرزا
    • 11 ماه،3 هفته
      • 1

    • گفتنی ها رو شاه ایکس فرمود
      فقط یه سوال شروال
      و در آخر کیرم تو اسلام نابت


    •   adelbozorg
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • ببین شکل قوطی اسپری چه شکلیه؟؟ از همون قسمتی که کلفت تره بزارش تو کون مجلوقت . بچه کونی تو هنوز نمیدونی فرق کوس با گوشتکوب چیه


    •   ک+ک+ک
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • کوسکش روضه درسته نه روزه،بذار من بگم بابات کوسکشه من مشتری دائمشم تو داستان های بعدیت بگو بابام کوسکشه،پدرت و اون زنش انقده مذهبی بودن که یه ساعت شوهره نیست زنه بدون ترس از همسایه ها یکی رو کرده تو،(آبش اومد صورتم بگا رفت)کوسکش اون آبش نبوده شاشیده رو صورتت(کوسش بوی گلاب میداد)میدونی چرا بوی گلاب میداد نیم ساعت قبل تو من کرده بودمش کیره من جای تخم گلاب میپاشه داشتی کیره منو میخوردی ول کن کوسکش ول اینهمه تخیل رو همین روزاست مغزت اتصالی کنه به فاک عضما بری


    •   mhrsl
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • خب مارمولک مگه میشه کسی شغل باباش رو ندونه یعنی تو تا حالا یه بار به بابات نگفتی مرتیکه کسکش کارت چیه؟؟؟؟؟؟
      دوما اسپری زد به کیرت بعدش ساک زد؟؟؟؟ اونوقت دهنش بیحس نشد به گا بره؟؟؟؟
      تو که راست میگی و خر آدم دروغگو رو گایید


    •   Kirofkolof
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • تکبیر
      با حال بود


    •   vampier9788
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • دیس


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو