خیانت دوست دخترم

    اسمم علیرضاس مهم نیست قدم چقدره وزنم‌ چقدره مهم این بود ک عاشق یکی بودم اسمشو نگم بهتره چون انقدر حشریه ک فک کنم هروز تو این سایتاس!
    سنم ۱۸
    از بعد عید باهاش آشنا شدم تو تابستون بهش پیشنهاد دوستی دادم
    همچی اوکی بود میرفتیم بیرون کافه رستوران
    کم کم رومون تو روی هم باز شد البته قبلا به صورت مجازی حرفای سکسی میزدیم ولی اینبار به صورت فیزیکی که در حد یه بوس معمولی یا دست رو بوسی تو پارکو ...
    بهش پیشنهاد دادم...
    اون دو سال از من بزرگ‌تر بود و یه روز مامانش رفت بیرون من رفتم خونشون و کاری جز لب گرفتن و همین حدودا نکردیم
    بعدش ک خیلی حشری شده بود من کات کردم ینی توی لب گرفتن کات کردم و رفتیم بیرون
    رفتیم کافه بعد کافه تو کوچه پس کوجه های مهرشهر هی منو میخواست ببوسه و حالش بد بود تا اینکه آخر رفتیم خونه و منم رفتم خونه
    نمیدونم چند روز گذشت اون امد خونه ما بازم لب نزاشت دست بزنم بهش جز بالا تنه
    بعد یه ساعت عصابش خورد شد رفت
    بازم رفتم خونشون صبح زود بود مامانش نبود پیشش خوابیدم تا امتحان شهریورمو بدم ساعت ۱۰ ولی انقدر حشری شدم بازم شروع کردیم و من دلو زدم دریا خودم دست به کار شدم گفتم شق کردم و به نگاه به کیرم کرد و گفت چکارش کنم منم گفتم هیچی بعدش ک داشتم لب میگرفتم روی اون بودم پاهاش قفل کمرم بود و کیرمو میمالیدم به کسش خیسی کسش معلوم بود تا اینکه دیدم ساعت ۱۰ شده وسط برنامه با گردن کبود بلند شدم رفتم مدرسه اینم بگم چون نمیخوام زیاد بشه نرفتم تو جزییات یکم من خوردم واسش اونم یکم خورد...
    دباره چند روز بعد فهمیدیم مامانش داره میره تهران منم ساعت ۸ رفتم حمام و ساعت ۱۰ بود رفتم خونشون و نرسیده از در شروع کردیم به لب گرفتن و رفتیم تو رخت خواب منم پیرهن پوشیده بودم گفت در بیار چروک نشه گفتم توام در بیار در آورد و دیگ کلا لخت شدیم ، بعله اونم پشماشو زده بود من اول شروع کردم مالیدن کسش و حس کردم حشری شده و ترشح داره رفت دسشویی و خودشو شست و امد و من واسش خوردم و بیشتر حالت معاشقه داشت
    دیگ صداش در امده بود و من انقدر واسش خوردم ک به ارگاسم رسید
    و نوبت من بود برای اینکه دختر بود و من از انال بدم میاد مجبور بودیم اورال سکس داشته باشیم
    اون واسه من خورد و بینش میومد گردمو میمکید ازم لب میگرفتم منم ک تو اوج بودم تصمیم گرفتم لحظه اخرو کیرمو بزارم روی کسش و عقب جلو کنم تا آبم امد و ریخت رو کسش
    رفتیم تو حمام تو حمام کاری نکردیم جز لب گرفتن امدیم بیرون و اون رفت خونه دوستش منم امدم خونه
    با هم بودیم تا من رفتم شمال و برگشتم وقتی امدم ساعت ۱۱ باش قرار گزاشتم بریم کافه و من با ماشین بودم گفت دیرمه باید برم خونه با مامانم برم بیمه و ...کسشر تحویلم داد
    بعد کافه رفتم پمپ بنزین بنزین بزنم از پشت شیشه دیدم داره با محمد نامی چت میکنه و میگه تازه راه افتادم ....
    من حالم بد شد گفتم فلانی گوشیتو بده یه زنگ بزنم نداد گفت شارژ ندارم با اینکه گوشیش اعتباری نبود و من دیگ کشش ندادم
    چیزی نگذشت همون روز من دباره با خانواده رفتم سمت قشم تو راه بودم بش گفتم با کسی هستی خیلی گستاخانه گفت متاسفانه بله
    من میدونستم اگ کنجکاوش بشم و پیگیرش باشم داستان لس میشه و گفتم مهم نیست خدافظ
    حال من بد ولی اون انقدر پرو بود ک تخمشم نبود
    منم زدم بیخیالی
    کات کردم
    امدم کرج بم پیام داد ببخشید و فلان تا امروز پنج شنبه ۱۱ مهر هستش ولی باش نرفتم بیرون دیگ قیدشو زدم


    داستان من درسته چار پنج جاش سکسی بود ولی لپ کلامم اینه ک خیانت نکنین
    چ پسری ک الان دستت به کیرته
    چ دختری ک نمیدونم داری چکار میکنی


    و اینکه راهکاراتونو بدین در رابطه با اینکه با این دختر خانوم چکار کنم ک یجورایی انتقام اما در حد معقول کسشر نگین
    نظراتتونو میخونم
    مرسی ک خوندید❤️


    نوشته: علیرضا

  • 2

  • 32




  • نظرات:
    •   korosh13666
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • دهنتو گاییدم مردم از خنده


    •   parto_banoo
    • 3 هفته،5 روز
      • 10

    • نظری ندارم ولی خدایی کامنت نذارم کهیر میزنم


    •   Hardcoreman
    • 3 هفته،5 روز
      • 3

    • مهم نیست قد و وزنت چقده مهم کونی بودنته مهم جقی بودنته


    •   mariii_a
    • 3 هفته،5 روز
      • 4

    • بازم ي داستان مزخرف ديگه -_-


    •   مینا1371
    • 3 هفته،5 روز
      • 16

    • داستانایی که سن طرف زیر ۲۵ سال هستو نمیخونم اصن (biggrin) هرکی مث منه لایک کنه همو پیدا کنیم :-*


    •   lovely_grl
    • 3 هفته،5 روز
      • 15

    • مهمهههه . چرا میگی قد و وزنت مهم نیست؟؟ اصلا داستانی که قد و وزن اولش نباشه مثل نوشابه ی بدون گازه (biggrin)

      کلا تو این ۶ ماه آشنا شدید و تاجایی که رفتنشو یه جور خیانت میدونی بابا سرعت شما از یوسین بولتم تو عاشق شدن و فارغ بیشتره


    •   Ado_Den_Haag
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • رو نگارشت بیشتر کار کن.خیلی ضعیفی.


    •   Deanmorgan
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • همیشه متکی به مشتت باش نمیخواد منت کسی رو بکشی افسردگی هم نمیگیری راحت (rolling)


    •   Ginglz
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • تا حالا ددوس دختتر نداشتمم و نرفتمم دنبالشش


    •   saeedno15
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • حماسه ای دیگر از هموطنان جقی,یه کله خونه همدیگه بودید بعد نکردیش چون از آنال سکس بدت میاد؟؟ تو به خر نر رحم نمیکنی بعد دختر لخت دیدی نکردی؟ جل الخالق


    •   bokon_18cm
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • ریدم تو خودت و داستانت


    •   عشقبازمست...
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • برار سنت دورقمی بشه بعد شروع به زر زر کن
      تو حالا جوونی باید خیلی تجربه کسب کنی


    •   Cleverman1358
    • 3 هفته،5 روز
      • 10

    • راهکار من یه نسخس که برات مینویسم : هر ۸ ساعت با خودت تکرار میکنی ( هنوز برام زوده ) یادت باشه چهل روز ادامه میدی تا یادت بره


    •   Bella_ragazza
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • اصلا سر و ته نداشت چی به چی بود آخه :(


    •   بچه-ای-خوب
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • انقدر این کُسشعر بود که فقط اومدم بگم:
      کون لق خودت و هفت جد و آبادت به خاطره این شکست کیری که توی عشق خوردی! تو باید می آمدی این رو میخوردی...


    •   alisexy17
    • 3 هفته،5 روز
      • 4

    • من زیدم بهم خیانت نکرد ولی با پسرا چت میکرد دادم ب غیر از خودم دوتا از رفیقامم کردنش


    •   ali80xx
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • خوصله نظر دادن ندارم.


      کصشر


    •   Feri7371
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • کص ننت


    •   Scott12
    • 3 هفته،5 روز
      • 2


      1. داستانت خیلی ضعف داشت

      2. بچه ها فکر کنم شاه ایکس خوابش برده خخخ


    •   Cukur
    • 3 هفته،5 روز
      • 5

    • برو کون بده قطعا بهترین انتقام همینه حتی بیار ما بکنیم تا شدیدترین انتقامتو ازش بگیری افرین گوگولی پسر شمبول طلا


    •   Faelqom26
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • عزیزم کصشر میگی ک کصشر میشنوی


    •   Moein4
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • از عوارض دوستی با پسر بچه ?
      دختره میخواد ببوسه پسره ناز میکنه ?


    •   ashi30
    • 3 هفته،5 روز
      • 3

    • مگه مسخره توییم قدو وزنتو نگفتی؟؟ کسکش اینهمه ادم اومدن داستان بخونن قد و وزنا رو بخونن خودتو کیر کردی نمیگی قدو وزنو؟ بعدشم دلیل خیانتش این بوده چون تو سنبل خانی. نتونستی بکنیش. ۶ ماه طولش دادی اخرم از کون نکردیش. رفته با یه بکن. توام برو با یه بکن دوس شو


    •   excavator
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • کاش کیرمون به جای اینکه تو دستمون بود تو مغز تو بود که نیای اینجا کوس انشا بکنی واسمون


    •   Saeed8877
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • خاک تو سرت لیسررر بزرگ


    •   sexybala
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی


    •   Smtbt
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • آخه کصشعر هم تعاونی ؟؟؟


    •   Caboos1
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • اتفاقا حشریا تو این سایت نیستن کسخول
      اونایی که همه جور کونده بازی رو در آوردن اینجان
      راه حل فقط شربته
      داستانا رو بخون هر کی شربت خورده یا کرده یا کردنش
      تو ولی فرق میکنی شربتو به باباش بده


    •   m...h...a...
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • کصتانی بود به غایت مزخرف (dash) (dash)
      عزیزم اولا که خواستی داستان بنویسی دستت رو از توی شورتت در بیار.
      دوما که یه ویرایش بکن انقدر غلط املایی نداشته باشه.
      سوما بر و بچ شهوانی احتیاجی به نصیحت شما ندارن.
      چهارما دیگه ننویس.
      پنجما دیسلایک.


    •   Mr_gh99
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • قلمت و نوع نوشتنت که کسشعر بود
      ولی این چرا هی مادرش میرفت بیرون؟بابا نداشت؟


    •   Eliminator01
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • با اقتدار ریدی پهلوان پیشش خوابیدم ده امتحان بدم؟؟؟؟


    •   شدو
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • کیرم تو داستانت... من مطئنم داستانت عین واقعیت بود. خو مردک اخه من بتو چی بگم. کس رو نکردی اونم رفته به یکی دیگه داده که بلد باشه بکنه.. کسکش مدرسه ت رو برو این گه خوریا چیه اخه. واقعا ما انتظار داریم شما جقیا حکومت عوض کنید (dash)


    •   کامی.۱۳۴۵
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • اخرت کوسشعر بود


    •   Hunter7508
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • خب دخترا که جنده شدن حرفی نیست ولی شاید کمبودی حس کرده...وقتی اینقدر گستاخ شده ینی اذیتش کردی به نظرم


    •   zamankhan400
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • نه وجدانا این سایت ادمین داره یا همینجوری الا بختکی خلبان اتوماتیک داره هدایتش میکنه؟?
      آخه عزیز من .جان من .آخه بی پدر مادر .آخه جاکش...
      بیخیال من به خودم قول دادم فحش ندم
      فقط به ادمین بگین یه نگاه به چرندیاتی که آپ میکنه بندازه
      ضمنا تا بچه رو از شیر و قنداق نگرفتن داستانشو آپ نکنه


    •   Taabad
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • بنظرم بهش بگودریک صورت میبخشمت که قول بدی باهام املا کارکنی...دیوث نصف داستانونفهمیدم چی میگی وکی داره با کی حرف میزنه...کسخولی دیگه کاریش نمیشه کرد


    •   Ell-ham
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • یعنی با داستانت منو گاییدی شکسپیر


    •   Tak3da_clip
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • توکه عرضه نداری لااقل بیارش ماه ترتیپشو بدیم


    •   AlakDolakk
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • مهرشهر خراب زیاد داره :)


    •   حاج.دولدار
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • Kos goftii ay kos gofti


    •   zamankhan400
    • 3 روز،20 ساعت
      • 0

    • دوستان کی آبنبات چوبی این بچه رو برداشته اینجوری زده به سرش


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو