خیانت لذت بخش

    1393/3/11

    سلام خيلي وقت بود دوس داشتم يكي از خاطراتم را بنويسم اما هر بار به يه دليلي منصرف ميشدم وقتي ميديدم چه توهين هايي ميكنن بعضي ها واقعا متعجب ميشم كه اگه جنبه نداريد پس چرا مياييد تو همچين سايت هايي .به هر حال بعد از كش و قوس هاي زياد تصميم گرفتم داستانمو واستون بنويسم . ولي از اول بگم اگه جنبه ندارين يا قصد توهين داريد نخونيد . اينم بگم كه اين داستان واقعيه و البته اسامي مستعار و هيچ اغراقي نكردم چون نه شما من و ميشناسيد نه من شما رو پس دليلي براي دروغ گفتن نيست
    اسمم ندا .بيست و هفت سالمه قدم 160 و وزنم هم 53 موهام مشكي پر كلاغي پوستم سفيده لباي كوچولو سينه هام سايزش 75 باسن بزرگي دارم و رون هاي تپل چسپيده به هم كه البته خودم زياد خوشم نمي اد اما همه ميگن خوبه ساق و مچ پام باريكه . شكمم تخت نيست اما بزرگم نيست قوس كمرم هم زياده . و البته متاهل هستم اينا را گفتم كه يه تصور كلي از خودم بدم بهتون تا تصوير سازي كنيد خودتون
    حدود 5 سال پيش با بي افم ازدواج كردم يه ازدواج عاشقانه با كش و قوس فراوان .... اوايل ازدواج سكس هاي داغي داشتيم . همه جوره به هم حال ميداديم . اما اگه متاهل باشيد و مدتي از ازدواجتون گذشته مي فهميد چي ميگم . بعد از يه مدت كم كم همه چيز عادي ميشه و آدم دنبال تنوع ميره منم مثل بقيه . شوهرم بهروز هميشه سعي ميكرد تو سكس واسم كم نذاره اما دو تا مشكل وجود داشت اول اينكه كيرش كوچيك بود دوم اينكه من خيلي حشري بودم . اما از طرفي هم جرات خيانت نداشتم . چند بار با چند نفر تا پاي سكس رفتم اما هر بار ترس مانع ميشد تا اينكه ....
    يكي از بچه ها به اسم نازي واسه يه مهموني دعوتمون كرد من و نازي از طرف بهروز با هم آشنا شديم بهروز دوست صميمي داداش نازي حامد بود. اوايل هر وقت نازي رو ميديم ازش بدم مي اومد نمي دونم چرا اما حس بدي نسبت بهش داشتم بعدا فهميدم نازي خانوم لز تشريف دارن . خودش به اين موضوع افتخار ميكرد و تو جمع هايي كه بوديم راحت ميگف از بودن با دخترا بيشتر حال ميكنه كلا خيلي اوپن فكر ميكرد. من و نازي توي چند تا دور همي كم كم با هم صميمي شديم اونقدر صميمي كه خودم باورم نمي شد . خلاصه داشتم مي گفتم نازي زنگ زد و گفت شب يه مهموني دور همي گرفته ما هم بريم ساعت حدود ده صبح بود و پنج شنبه . بهروز تعطيل بود و سر كار نرفته بود قرار شد ما زودتر بريم تا من به نازي كمك كنم بهروز سريع رفت دوش گرفت منم بعدش رفتم دوش گرفتم و مشغول انتخاب لباش شديم . از اونجايي كه بهروز در كل آدم روشن فكري بود هميشه تو لباس پوشيدن ازش نظر ميخاستم
    بهرررررروز چي بپوشم بنظرت
    نمي دونم ...چي داري بيار نشون بده ببينم
    منم چند دس لباس نشون دادم بهش
    دستشو گذاشت روي يه دامن كوتاه تنگ سرمه اي با يه تاپ هم رنگش مدل تاپ جوري بود كه يقه جلوش افتاده بود تا بالاي ناف باز بود اما با يه تور مشكي پوشنده شده بود در كل اولا بايد سوتين نمي پوشيدي دوما نصف سينه معلوم بود پشت تاپ هم باز بود و از اين مدل زنجيري ها بود .
    اينا دوتا رو بپوش ببينم چه جور ميشه سريع لباسامو در آوردم و تاپ و دامنو پوشيدم يه چرخ زدم .... چطوره عزيزم
    اووووم عاليه خيلي سكسي شدي سينه هات محشره عين توپ گرده خوبيش اينه كه احتياج به سوتين نداري
    - مرسي عشقم
    يهو آروم دستشو برد زير دامنو و شروع كرد به ماليدن كسم كم كم داشتم از خود بي خود ميشدم كه زنگ تلفن حالمونو گرفت
    نازي بود .....
    - ندا جووون كي مياي واقعا بهت نياز دارم عزيزم
    - عزيزم تازه از حموم اومدم بذار بعد ناهار بيام ..خوبه ...
    - واي نه پاشو بيا الان
    مجبوري از خير سكس گذشتيم و حدود نيم ساعت بعد خونه نازي بوديم
    سه تايي مشغول خوردن ناهار شديم بعد ناهار هم بهروز گفت يه چرت ميزنه تا بعد از‌ظهر سر حال باشه من و نازي هم مشغول كار شديم و آخرشم آرايش و لباس و
    حدود ساعت 6 بود كه نازي گفت فك كنم همه تا 7 ميان بيايين سه تايي يه پيك بزنيم تا مهمونا اومدن ما گرم باشيم
    رفتيم تو حياط خونه شون نازي بساط و چيد كنار استخر روي تخت و سه تايي مشغول شديم پيك سوم بوديم كه نازي با دو تا سيگار اومد سمتون
    - ميكشيد ؟
    - چيه نازي جوون؟
    بهروز خنديد و گف تو هنوز آدم نشدي دختر
    - نه بابا تفريحيه
    من هنوز تو شوك بودم شنيده بودم نازي گاهي علف ميكشه اما تا حالا نديده بودم
    نازي اولي رو روشن كرد و سه تا پك زد بعد نفسشو حبس كرد و يو دود رو داد بيرون سيگار رو گرفت سمت بهروز . تا حالا نديده بودم بهروز اين كارو كنه آروم زير چشمي نگام كرد منم حرفي نزدم اونم كشيدبعد گرفت سمت من و گفت بيا بكش منم براي اولين بارسعي كردم مثل اونا بكشم كه البته همچين سرفه كردم كه اشك از چشام سرازير شد
    ولي خلاصه سه تايي كم كم توپ توپ شديم
    مهمونا هم اومدن حدود ساعت هشت شده بود همه تو هم ميلوليدن منم انگار رو ابرا بودم اصلا يه حال عجيبي داشتم از طرفي تند تند مشروب ميخوردم و واقعا حس خوبي داشتم من و نازي دوتايي رفتيم شروع كرديم به رقصيدن معمولا اين جور وقتا تا مهموني بهروز يه گوشه ميشينه و زياد وسط نمي ياد برعكس من
    خلاصه من و نازي مشغول رقص بوديم كه يه آهنگ سكسي شروع شد ديگه واقعا حال خودمو نمي فهميدم همه جا تاريك بود و همه تو هم بودن من و نازي هم داشتيم با هم سكسي ميرقصيدم آروم دستشو ميذاشت روي كونم و منم سينه هاشو ميماليدم برميگشتم و كونم ميماليدم بهش و خلاصه خيلي حال ميداد من رقصم خيلي خوبه البته تعريف از خود نيست همه ميگن (آخه يه مدت هم مربي رقص بودم تو باشگاه ). از طرفي واقعا حشري شده بودم همش به خودم لعنت ميفرستادم كه اي كاش با بهروز سكس ميكردم و بعد مي اومدمم . من و نازي تو حال خودمون بوديم كه يهو نازي لبشو گذاشت روي لبامو و سريع از هم لب گرفتيم منم انگار از قبل آماده بودم واقعا خودمم باورم نميشد يهو يكي از پسراي جمع به اسم امين كه از دوستاي بهروز بود بهمون نزديك شد و گفت بد نگذره خانوما ما هم خنديدم و به روي خودمون نياورديم
    امين رو خيلي وقت بودم مشناختم و مي دونستم اون تو كف منه البته منم واقعا ازش خوشم مي اومد اما همون مسائله ترس باعث شده بود اصلا اتفاقي بينمون نيافته . چند بار بهم تيكه اومده بود و اس ام اس هاي سكسي از نوع جك و اينا اما خب فقط در همين حد بود
    نيم ساعتي و گذشت نازي اشاره به بهروز كردو گفت الان ميام بهروز بهم نزديك شد و با خنده گفت خوب داري با نازي كس مي پرونيدا . فك نكن حواسم بهت نيست . منم خنديدم و گفتم با دختر ميرقصم با پسر نيستم كه حسودي ميكني ...بهت نمي ياد بهروز سريع دتسشو ماليد رو كسمو و گفت راحت باش حال ميكنم با رقصت عزيزم من كاملا حواسم به نگاه سنگين امين بودم و سعي روي خودم نيارم .اگه اجازه بدي مي خام برم يه ذره چشامو ببندم آخه خيلي سرم درد ميكنه . لبخندي زدم و گفتم باشه يكم برقصيم با هم بعد برو ب دو تايي شروع كرديم به رقصدين
    - انگار خيلي حشري هستيا ندا خانوم
    - آره خيلي اي كاش اول سكس ميكرديم بعد مي اومديم پيش نازي
    - عيب نداره شب از خجالتت در ميام
    امين نزديك شد و گفت كبوترهاي عاشق چي دارن مي گن به هم
    يكم هم با امين رقصديم سه تايي كه بهروز آروم در گوشم گفت اجازه هست خانمي
    - باشه برو اما زود بيدار شي ها فقط نيم ساعت
    - باشه عشقم ژ
    بعد آروم به امين اشاره داد و گفت هواي ندا رو داشته باش من يه چرت ميزنم سرم درد ميكنه .
    بعد از رفتن بهروز امين حسابي خودشو بهم نزديك كرد سعي ميكردم تو چشاش نگاه نكنم
    آرو و تو گوشم گفت مثل وقتي با نازي ميرقصي برقص باهام منم كمي مدل رقصم را عوض كردم و هي خودم مي مالوندم بهش قشنگ سيخ شدن كيرشو رو كونم حس ميكردم و جالب اينكه واقعا حشري شده بودم يهو نازي آروم تو گوشم گفت مياي بريم تو حياط دوباره علف بزنيم منم اوكي دادم
    - پس من ميرم بر ميدارم ميرم پشت شمشادا تو هم بيا فقط اين بچه كوني را راه نندازي دنبالت
    - خنديدم و گفتم باشه برو ميام
    امين گفت چي ميگفت
    - ا ااااا به تو چه
    يكم گذشت الكي بهانه اوردم كه سرم درد ميكنه و ميخام برم دستشويي و اينا خلاصه امين رو دور زدم و رفتم تو حياط نازي روي چمن ها نشسته بود
    - دير كردي
    - خوب تا بپيچونم طول كشيد
    - بهروز كو پس
    - رفت بخوابه
    - اي بابا اينم شوهره داري تو
    - بي خيال بده منم بكشم
    داشتم پك ميزدم كه نازي آروم دستشو كشيد روي سينه هام و بعد كم كم دستشو برد لاي پام منم انگار بارها لز كردم و خيلي راحت داشتم باهاش همكاري ميكردم سيگارو از دستم وگرفت و دو تايي دراز كشيدم رو چمنا لباشو گذاشت رو لبامو شروع كرديم به لب گرفتن
    - مي خاي يه حال اساسي بدم بهت
    - چه جوري آخه
    - مي خاي يا نه اونش با من
    باسر جواب مثبت دادم دستشو برد زير و دامن و شروع كرد با كسم بازي كردن اما من بيشتر ميخاستم پاهامو قشنگ باز كرده بودم و ملتماسانه نگاش ميكردم
    - چي مي خاي ...انگشتشو فرو كرد تو كسم
    آآآآآآآآآآآآآآآآآآآي ......
    - بگو چي مي خاي بعد دومين انگشتم فرو كرد
    - آآآآآ كير ميخام اما تو نداري
    خنديد و گفت ميخاي
    آآآآآره ......تازه نگاهم افتاد به كيفش كه بغل شمشادا بود سريع دست كرد تو كيفش و بزرگترين كيري را كه تو عمرم ديده بودم آورد بيرون
    با ديدن يه ديلدو واقعا ديگه از خود بي خود شدم
    جوووووووووووووون پس با اين حال ميكني تو كه به مردا رو نمي دي
    شروع كرد ديلدو رو كس ماليدن منم به التماس افتادم تورو خدا نازي بكن مي خاااااااااااااااام
    كير ميخاااااااااام بكنش تو كسم . همين كه سرشو كرد تو كسم يهو صداي كف زدن امين كه از پشت شمشادا پريد بيرون مثل برق دو تامونو از جا پروند
    - به به چشمم روشن ندا خانوم تو هم آره كير ميخاي بياي مال منم هست
    واقعا نمي دونستم چي كار كنم اونقدر ترسيده بودم كه نزديك بود گريه ام بگيره
    نازي با عصبانيت گفت به تو چه مگه مفتشي تو گمشو كنار
    منم سريع پشت نازي در اومدم و گفتم آره راست مي گه مگه.....
    جفتتون خفه شيد زر زر نكيند با با دست به من اشاره كردو گفت بهروزگفت حواسم بهت باشه يادته كه ..... يه قدم اومد جلو و گفت اگه مي خاي بهش نگم منم تو بازي ام
    راستش بدم نمي اومد با امين سكس كنم هميشه تصور سكس باهاش حشري ام ميكرد و مي دونستم اونم همين حس را داره سعي كردم زياد به روي خودم نيارم كه منم تمايل دارم . بهم نزديك شد و شروع كرد لبامو خوردن زبونشو سر ميداد تو دهنم و لباي پايينم را گاز ميگرفت بعد
    شلوارشو كشيد پايينو گفت زود باش بخورش .. از ديدن كيرش واقعا خوشحال شدم هموني بود كه دوس داشتم يه كير كلفت و سفت البته خيلي دراز نبود اما از بهروز خيلي بهتر بود كيرشو كردم تو دهنم و شروع كردم ساك زدن آروم زير تخماشو ميليسدم و بعد مي اومدم روي سرشو ليس ميزدم كيرشو محك فشار ميداد تو دهنم چند بار نزديك بود عق بزنم اونم خشونت بيشتري به خرج ميداد موهامو از پشت گرفته بود سرمو به سمت كيرش هل ميداد
    نازي داشت با كسش ور ميرفت امين نگاش كرد و گفت جنده بيا جلو ببينم
    اومد جلو
    - كس اينو بخور زود باش من رو زانو نشسته بودم و امين ايستاده بود نازي اومد زيرم و من پاهامو وا كردم شروع كرد كس منو خوردن يه دستشو رو كس خودش بود اونقدر حشري بودم كه دوس داشتم امين زودتر كيرش بكنه تو كسم
    اروم نگاش كردم
    - چيه ؟؟؟
    - اميين ...
    - جووووون صدات چقدر حشريه جووووونم بگو
    - اشاره كردم به كيرش و گفتم مي خام
    -جووون عزيزم مي دوني چند وقته تو كفتم لعنتي مي دوني چقدر با خيالت جق زدم بخواب بكنم تو كس نازت
    نازي سريع بلند شد . امين پاهامو گرفت بالا كيرشو بايه فشار فرستاد تا ته تو كسم
    وااااااااااااااااي جون چه كيري داري بكن زود باش
    شروع كرد به تلمبه زدن اونم سريع اينكارو ميكرد كه باورم نميشد
    - جووون عزيزم كست خيلي تنگه چقدرم داغه ...اوف كيرم داره ميتركه توش
    نگاهم برگشت سمت نازي كه اون ديلدورو كرده بود تو كس خودشو داشت حسابي حال ميكرد
    با ديدن اين صحنه انگار حشري تر شده بودم امين جهت نگاهم رو دنبال كردو سرعت كردنشو بيشتر كرد
    جووووون اره بكن مي خام كير ميخام وووووواي ته دلم دوس داشتم اون يكي را امتحان كنم اما حيف
    امين گفت برگرد از پشت بذارم تو كست
    سريع برگشتم و حالت سگي گرفتم اونم نامردي نكرد و تا دسته فرو كرد تو كسم
    آآآآآآآآآآآآآخ .....
    چيه جنده در د داشت ؟
    آآآآآره دردم گرفت لعنتي
    تا تو باشي به يه كير ديگه فك نكني
    سريع برگشتم و نگاش كردم .... تو از كجا فهميدي
    وقتي داشتي نگاش ميكردي كست خيستر شد جنده خانوم
    نازي ارضا شده بود رو چمنا درازكشيده بود دستش رو كسش بود و داشت مارو نگاه ميكرد
    مي خاي حالا ؟
    چي رو ؟
    از اون كيرا ميگم مي خاي ؟
    اوووم آره خيلي كلفته و درازه
    همين طور كه داشت تلمبه ميزد گفت مي خاي جر بخوري
    اونقدر حشري بودم كه گفتم آره مي خام مي خام
    امين ديلدور رو از نازي گرفت و كيرشو كشيد بيرون و اونو ماليد رو كسم
    ووووووووووووووواي جوووووون بكنش تو
    همين طور داشت ميماليد به كسم
    امين تورو خدا بكن
    كست خيلي میخاره جنده خانم يهم يه تف زد رو سوراخ كونم و كيرشو تنظيم كرد تا اومدم بگم نه سر كيرش رفته بود تو كونم
    جووووووووووووووووون از كونت نمي شه گذشت ندا جوووون
    آآآآآي درد داره تو رو خدا در ش بيار
    تازه اولشه صبر كن ببين مي خام جرت بدم مگه نمي خاستي جر بخوري
    كيرشو تو كونم عقب جلو مي كرد ولش به سختي تكون ميخورد اما بعد از مدتي ديگه راحت ميرفت و مي اومد
    داشتم حال ميكردم اما نه مثل كس دادن . نازي چشاشو بسته بود و انگار اصلا تو اين دنيا نبود . يهو حركت ديلدورو رو كس كه نوازشم ميكرد حس كردم امين مي خاست منو به آرزوم برسونه بارها تو فيلما ديده بودم و واقعا دلم مي خاست
    كيرشو تو كونم ثابت كرد و با يه فشار خيلي زياد اون يكي كيرو فرستاد تو كوسم انقدر سخت رفت كه حس كردم آبم اومد از درد لذت به محض رفتنش تو كسم ارضا شدم . شروع كرد ديلدوئرو تو كسم تكون دادن
    حال ميكني ؟
    آآآآآي جووووون درد داره اما حال ميده دوس دارم جوووووون بكن آره مي خام
    بگيرش تو دستت تا منم بتونم كيرمو تكون بدم دو تايي هم زمان باشه
    باشه دستم و فشار دادم رو ديلدوئو و اونم كيرشو تو كونم تكون ميداد اونقدر حال ميداد كه دوس داشتم هيچ وقت تموم نشه اين كه دو تا كير دو تا سوراختو پر كنه واقعا شگفت انگيزه و لذت بخش انگار فقط يه لايه پوست نازك بينشون فاصله انداخته بود اونقدر جاشون تنگ بود كه به سختي حركت ميكردن ديگه داشتم ارضا ميشدم كه امين گفت داره مياد
    جووووووووووون بياد منم دارم ارضا ميشم تقريبا هم زمان با هم ارضا شديم آبشو ريخت تو كونم كيرشو نگه داشت توش منم براي اولين بار يه هميچين حسي داشتم انگار آب كسم با يه نبض ريز داشت از كسم ميپريد بيرون . آروم لباشو گذاشت رو لبام و گفت بازم ميدي بهم واقعا نمي دونستم چه جوابي بدم برگشتم ببينم نازي عكس العملش چيه ديدم مثل اينكه خيلي وقته رفته . پاشدم لباسامو مرتب كردم و بدون اينكه حرفي بزنم ازش جدا شدم . همين كه وارد مهموني شدم نازي سريع اومد سمتم و گفت به بهروز گفتم همين الان رفتي حياط گرمت شده بود . نگاهم به بهروز افتاد كه داشت نگام ميكرد با لبخند اومد سمتم و گف كجا بودي قلبت چرا تند تند ميزنه
    سعي كردم صدام نلرزه رفته بودم حياط گرمم بود بعد سريع پريدم تو دستشوييي . به هر حال شب خيلي خوبي را گذروندم امين هم اصلا انگار هيچ اتفاقي نيافتاده كاملا ريلكس بود .
    اميدوارم فحش نديد تا بازم داستاناي ديگه ام را واستون بذارم كاملا واقعي بود بدون هيچ سانسوري يا اضافه نويسي اگه هم غلط املايي يا ادبي داشت ببخشيد


    نوشته:‌ ندا

  • 17

  • 2




  • نظرات:
    •   شیرجوان...
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • فیلم خوبی تعریف کردی .


    •   اى ريما
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • اسمم ندا .بيست و هفت سالمه قدم 160 و وزنم هم 53 موهام مشكي پر كلاغي پوستم سفيده لباي كوچولو سينه هام سايزش 75 باسن بزرگي دارم . خب به يورش.... تخمي( .به هر حال بعد از كش و قوس هاي زياد تصميم گرفتم داستانمو واستون بنويسم . ولي از اول بگم اگه جنبه ندارين يا قصد توهين داريد نخونيد ).بعد از كشو قوس اماده شدي حسابي فحش بخوري. ما كه مجبورت نكرديم داستان بنويسي فحش بخوري كسكش. در كل تا همينجاها خوندم . از كذاشتن سايز نفرت دارم. كيري


    •   kos lis 61
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • برا شوهرت یکی پیدا کن


    •   nadertala
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • عقده ای


    •   Reza . . 1367
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • داستان عالی و تحریک کننده ای بود


    •   kirkoloftazari
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • الان علف زدی داری توهم میبینی چیزی نیست بهتر میشی در اینده


    •   توسکا_مشرقی
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • قدم 160 و وزنم هم 53 موهام مشكي پر كلاغي پوستم سفيده لباي كوچولو سينه هام سايزش 75 باسن بزرگي دارم و رون هاي تپل چسپيده به هم كه البته خودم زياد خوشم نمي اد اما همه ميگن خوبه ساق و مچ پام باريكه . شكمم تخت نيست اما بزرگم نيست قوس كمرم هم زياده . و البته متاهل هستم اينا را گفتم كه يه تصور كلي از خودم بدم بهتون تا تصوير سازي كنيد خودتون
      Funny$_0.jpg
      اینم از تصویر سازی


      راجع به داستانت...
      چطوره عزيزم
      اووووم عاليه خيلي سكسي شدي سينه هات محشره عين توپ گرده خوبيش اينه كه احتياج به سوتين نداري بهروز در كل آدم روشن فكري بود

      شما بگو روشن فکر من میگیم بی غیرت...45_1.gif
      بقیه داستانتم حرفی نزنم بهتره


      و اما راجع به خودت...
      امیدورام یه روز زنت همینجوری بهت خیانت کنه ببینم چقد برات لذت بخشه ! الان بعد خودآزاری اینارو نوشتی چیزی حالیت نیس ولی اگه تجربش کنی معنی واقعی شکستن رو میفهمی ...


    •   SAM 1360
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • آقا بهروز روشنفکر تو رو عمدا با امین تنها گذاشت که تو به آرزوت برسی .بقول توسکا مشرقی
      تو بگو روشنفکر ... ولی کسکشی بیشتر بهشون میاد . جون تو راست میگم...


    •   amir13931393
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • سناریوت خوبه دنبال کارگردان باش فیلمت رو بسازه


    •   nazgool66
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • حتی اگه داستانم بود به نظر من قشنگ بود .حال کردم :*


    •  
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • خوب بود منم خوشم اومد


    •   nazgool66
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • یه سوال بپرسم بهم نخندینا :(
      دوستان برای از کون دادن باید اول شلنگو بکنی تو روده و شستشو بدی؟اگر نرفت چی؟ اگر بعدش هعی اب ازت اومد بیرون چی؟سوالم جدی جواب بدید :)


    •   milad1400
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • واقعی بود ....


    •   mahmood6026
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • In chi bod man nakhondam rajeb soalet bayad begam make ta hala nadidim shoste sho bedan,,,,, kollan az kon kerahat dare ham dadan ham kardan....just kos...


    •   hadi-joon
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • روانشناسی- تقریبا این روزها سکس دختر و پسر دیگه داره مسئله عادی میشه اما انچه عادی نشده عذاب وجدان بعد این خیانت خواهد بود دختری که قبل ازدواج رابطه ای داشته باشه هیچ وقت در طول رندگیش اون لحظه رو فراموش نخواهد کرد و هیچگاه حس تنفر از خود نخواهد گذاشت سکس خوب داشته باشه و این عذاب موقعی بیشتر خواهد شد که شوهر پاک چشمی گیرش بیاد برعکس همین هم در اقایون هست در نزدیکی زن وشوهر دقیقا مثل یک فیلم سکس هایی که قبلا داشته جلوی چشمم خواهد بود و بر خلاف تفکر ساده که همه میفکرن با بستن چشم لذت خواهد برد برعکس پریدگی رنگ لرزش اندام و گرفتن صدا و عدم حس شهوت بهش دست خواهد داد این بخش ادامه دارد ........


    •   behrouz m khan
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • خیلی دوست دارم با دونفر حال کنم چکار کنم?


    •   Phallus25
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • خیلی خوب بود من که حال کردم


    •   Kose.harz
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • دوست داری بهت بگن جنده؟؟؟ تحریک می‌شی نه؟؟
      دوست داری جنده باشی اما نیستی!
      آمال و آرزوهاتو نوشتی...
      علف بزن برو فضاااا، اون موقع شاید کمتر کس شعر بنویسی!


    •   sex and love
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • داستان تخیلی
      نویسنده تابلو که پسره و یه دستی نوشته . (اون یکی دستش تو شرتش بوده )
      حیف پنج دقیقه وقتی که گذاشتم این خزعبلات رو خوندم
      اگه کمی داستان سراییت خوب بود میتونستی با این سوژه خیلی هارو دست به تنبان کنی


    •   nazgool66
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • ممنون از جواباتون .
      بالاخره ادم سوالای خاک بر سریشون اینجا نتونه بپرسه پس کجا بپرسه .


    •   moor
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • بپرس جونم بپرس


    •   دلارام403
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • من کاملاباتوسکامشرقی موافقم نظرشوهزارتالایک میکنم
      درضمن به خودت فحش نمیدم
      ولی خاک برسرشوهربی غیرتت کنن


    •  
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • خاک بر سر شوهر بی غیرتت


    •   barobax22
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • :|


    •   babreforutan
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • soal kon khobe
      khasti vast miporsam j midam!!


    •   babreforutan
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • afarin be toska khanooom


    •   marde_jonubi
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • استاد خسته نباشی سریع دستمال ها رو جمع کن یکی میاد میبینه ضایع میشی. ملجوق


    •   Ehsan_T_Hot
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • فقط تا قد و وزن خوندم


    •   سپانلو
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • اولا اینکه غلط املایی نداشتی و جمله بندی درست و حسابی در داستانت داشتی باید ازت تشکر کرد ولی باور اینکه این داستان حقیقت داشته باشه توی کت من نمیره . اینها فقط توی صحنه های فیلمهاست . بعد هیچ دختری اونم متاهل حتی در اوج شهوت هم حاضر نمیشه بهش توهین بشه مگه اینکه بعنوان برده جنسی در کشورهای دیگه باشه مثل کسانی که در کاباره ها و فاحشه خانه ها فاحشگی شغلشون شده.


    •   Boos2hot
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • Ba enke khate ghermezo rad kardi ama hayajan dasht !


    •   off_boy
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • neda.PNG


    •   مسترسکسی
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • کست چه رنگیه خخ خخ خخ خخ خخ


    •   devilOme
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • نازگل جان من راهنماییت میکنم تا اون حد که میدونم
      اول که خودتو با آب ولرم تمیز شستی، شیلنگ رو رو سوراخ کونت نگه میداری تا کمی نرم تر بشه
      بعد آروم شیلنگ رو فشار میدی به سوراخت
      آب حتما وارد سوراخ میشه بدون استثنا
      بعد دو ثانیه شیلنگ رو میکشی بیرون .....آب خودش با فشار از سوراخت میپاشه بیرون . در ضمن تمیزت هم میکنه
      میتونی دوباره این عملرو تکرار کنی
      یه بار امتحان کن
      کار دیگه ای هم داشتی در خدمتم
      برای سکس هم بهتره ژل لوبریکانت استفاده کنی تا هم عفونت نگیری و هم از آب دهن خلاص بشی


    •   devilOme
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • دوست عزیز نوشتت نسبت به بعضی نوشته های دیگه که الان تو سایت هم زیادتر شده،،،،،خوب بود
      ایرادایی هم داشت که اگه یه بار دیگه داستانتو بخونی می فهمی...
      مثلا دوستان الان حق دارن بگن علف کشیدی یا تو فاز چیزی هستی و....
      به هر حال من بهت دوازده از بیست میدم


    •   mindanaaaaaaaaaaaaa
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • واقعا تصویر سازیت تو حلقم...


    •   panarma2
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • فکر کن ی زن متاهل تو ی مهمونی شلوغ وسط حیاط خونه بکشه پایین و اینجوری به این راحتی کس بده--- واقعا که متاسفم اسم روشنفکرم رو خودشون میزارن حودت که هیچ ولی به همسر محترم بفرمایید کلاهشون رو بالاتر بزارن البته اگه راست باشه÷÷÷÷÷


    •   parvazzi
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • بهروز دیگه چه خری بوده بابا. دختره ورپریده یعنی تو در زمان دوست پسر دوست دخترگیتون چیز بهروز ندیدی که باهاش ازدواج نکنی الان به شغل شریف جندگ... رو نیاری؟
      والا این کیس هایی که بعد از ازدواج سکس براشون تکراری می شه مشکل روانی و جنسی دارن
      به روان پزشک مراجعه کن.
      خرطوم ماموت عصر یخبندان در 2 سوراخت که دیگه داستان ننویسی


    •   bkkhan
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • بعد از کش و قوس های فراوان به منم می دی؟


    •   reza15
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • داستانش بد نبود ولی زیا د تو تخیل رفته بود کمیش شاید راست باشه ،درضمن کاش فحش دادنها تموم میشد ایقد بهم توهین نمیکردیم،درکل از بیست ده میدم


    •   paghi
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • خوب بود از داستان ها و واقعیت های دیگه که خوندم بهتر بود ادامه بده . لذت بردم عزیزم


    •   sinsunyeman
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • در کل خوب بدک نبود
      دست درد نکنه


    •   hadi sex7
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • شاید داستانت خوب باشه و راست اماچون خیانت کردی نخوندم


    •   ardalan13
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • اولین باره میخوام نظر بذارم اونم فقط واسه دوستایی که علف نزدن
      سیگاری رو کشیدی اولین بارت هم بود سرفه زدی و اصلا قفل نکردی؟؟؟؟
      بچه ها میدونید که اگه سرفه بزنی قشنگ میره رو مغزت و قدرت فکر کردن و حرف زدنت به صورت چشمگیری میاد پایین. من دیگه حرفی ندارم


    •   shayan 0611
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • داستان جالبی بود
      بازم بنویس


    •   Amirsexesf
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • فک کنم علف نزدی سیگاری جالان نموده ای


    •   saeed.zanganeh
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • Nazi khasti bgoo bet begam
      inja doraz Jon hame havalan.


    •   bx_tr
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • har ki mekhad modele nazi bekonamesh bege ta halesho biyaram


    •   ebrahimiarash
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • 0 معلومه که.......................
      گنجایشت بالاست! یه پیشنهاد دارم برات به آقا بهروز بگو رفیقاشو بیاره سه کیرت کنن خود به خود میری فضا نبض میدی بدون علف!!!!!!
      اون رفیق ننه کیر دزدت رو هم بگو بیاد پیشت البته با یه وانت دیلدو. خخخخخخخخخخ کلا بد نبود سایزت رو با عکس....


    •   0793545781
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • من دوست دام بکنمت


    •   ملودی سکسی
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • اگر داستانت واقعیه پس بیچاره شوهرت که چقدر بهت اعتماد داره.
      اینم بدون که خیانت هیچوقت لذت بخش نیست .


    •   bahram70
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • بعید میدونم تو اینجور مهمونی ها کسی کس بده.مگه اینکه همگی زده باشن به سیم آخر.یعنی اینکه مهمونی تو دیونه خونه باشه


    •   داتیس 13
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • خیلی خوشم اومد. از نظرات دوستانم معلومه که همه داستانو خوندنو نظر دادن. چون اگه داستان کسیو جلب نکنه اصلاً نظر نمیدن. بازم بنویس.... ولی خوشبحال امین.. چه کیفی کرده. آدم بهش حسودیش میشه :*


    •   yar.mehraban
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • قشنگ بود.عالي


    •   eshghabi
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • بپرس جانم تا اونجاکه قانع بشی جوابتو میدیم


    •   MOGHTADA1
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • فکرکنم جندگی خیلی بهت میادکیرم توکونت
      خاک برسرشوهرکس کشت


    •   sex harze gari nist. ehsasate.
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • زن باشى، مرد باشى، دروغ باشه يا راست باشه كارى ندارم. فقط ميگم خيلى خوب و دقيق نوشته بودى. تحريك كننده و عالى بود.


    •   الحمرا
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • اين کار حماقته محضه ممکنه روده بزرگت پاره بشه و 100%کلى آلودگى وارد بدنت مىشه تماس شلنگ با دىواره روده باعث تحريک روده مىشه و احتمال ابتلا به سرطان قولون و روده و راست روده خىلى زياد ميشه. احتياج به اين کارا نيست بدن انسان داراى عاليترين مکانيزمه نظافت و ضدعفونى کردنه خودشه. بهترين موقع براى کون دادن نيم ساعت بعد از اجابته مزاج هست. در ضمن حتمن از ژل لوبريکنت براى راحت تر فرو کردن استفاده کن و به هيچ عنوان کرم يا وازلين نزن


    •   عشقpantyhose
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • ...


    •   برديا1
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • واقعيتشو بخواي راست كردم بده بكنيم


    •   areza135
    • 3 سال
      • 0

    • خاک بر سر همه تون چند روز دنیا خوش باشید اون دنیا حسابتون پاکه


    •   artin20m
    • 2 سال،7 ماه
      • 1

    • نمیدونم چرا ولی این مدل سکس دوست داشتنیه
      من با یه زنو شوهر بودم
      بخاطر بزرگی سایر الت م باها اوکی بودن
      حتی میذاشت تنها با خانومش باشم
      ولی منم اهل عشق و عاشقی نبودم و این بیشتر تحریکش میکرد


    •   Maxors
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • خوش بحالت


    •   alexproto22
    • 1 سال،11 ماه
      • 0

    • خلاصه داستانت


      "سلام من جنده ام خدافظ"
      ننویس دیگه


    •   Alouche
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • این داستان واقعی بود؟فک کردی تو اروپا زندگی میکنی؟بنظرم داستانو بعد علف زدن نوشتی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو