خیانت ناخواسته

    1398/4/27

    سلام،اسمم نازگله،این چیزی ک دارم مینویسم داستان نیست،خاطرس،یه خاطره تلخ ولی تو اون لحظه شاید شیرین.۲۶سالم بود،روابط عاطفی با شوهرم ب صفر رسیده بود،یه ادم رفیق باز و بی درک و بی بند وبار
    تازه یه خونرو قول نامه کرده بودیم،طبق معمول همیشگی چیدن وسایل گردن خودم بود اون هیچ کمکی نمیکرد.واحد روبرویی یه مرد میانسال با خانوم و دخترش زندگی میکردن.از نظر سنی اون جای بابام بود یجورایی
    آسانسورو زدم ک برم خرید واسه خونم،تا اسانسور رسید بالا،اونم از خونش دراومد،سلام کرد و یه نگاه پایین تا بالا ب ریخت و قیافم انداخت(چهرم متوسط رو ب بالا از نظر خودم و خیلی خوب از نظر دیگرانه)تو اسانسور من سرمو بردم تو گوشیم و زیر چشمی دیدم ک همش داره منو برانداز میکنه،بدم اومد از رفتارش،اخمام رفت توهم،فک کنم فهمید موضوع رو و اخرش گفت:دخترم خیلی خوش اومدی به ساختمون،با یه لحن پدر دختری که تموم اون دید زدناشو من فراموش کنم و فراموش کردم.روز بعدش خانومشو دیدم که تو پارکینگ منتظر اژانس بود،داشتن میرفتن سفر،شهرستان،اونم یه هفته.
    هوا داشت کم کم تاریک میشد،دم دمای غروب بود،یه نفر با یه سینی پر از خوراکیای محلی جلو در بود،اره درست حدس زدین همون پیری ب ظاهر مهربون بود.
    سینیو داد و دم در وایساد تا خالی کنمو بر گردونم بهش.صداشو میشنیدم ک داره سوال میپرسه:نازگل خانوم همسرتون نمیاد ک کمکتون کنه؟وسایل سنگینه اخه.
    گفتم کمک میکنه اما فقط وسایلای سنگینو بقیه با خودمه.
    دنبال یه جواب بود،یه جواب از زمان رفت و امد شوهرم و شغلش و برنامه ریزی برای هدف شوم.
    پرسید و گفتم ک همسرم پرستاره و چن شب محبوره شیفت وایسه.
    خوشحالیشو پنهون کرد ولی فهمیدم.و موقع رفتن فقط و فقط اصرار میکرد که جای دخترمی و فقط بگو که چ وسایلیو جابجا کنم ک اذیت نشی دس تنها.باورم شده بود جای دخترشم و قرار شد غروب فردا بیاد و یکم کمک کنه.چهره ظاهریمو ک گفتم و انداممم چون واسم خیلی مهمه و ورزش میکنم اکثرا،خوبه.در زد،تعارف کردم اومد خونه.یه ساپورت با پیرهن پوشیده بودم فقط.تو هر موقعیتی ک میتونست دستمالی کردنمو بندازه گردن شرایط و بگه عمدی نبوده،دستمالیم میکرد.میخاست فقط بفهمه ک اتفاقایی ک میافته رو ب شوهرم میگم یا ن.ازش تشکر کردم بابت کمک و داشت میرفت که گفت:راجب امشب به شوهرت میخای چیزی بگی که گفتم نع و لازم نیس چیزی گفته بشه.و این حرفم از نظر اون یه جواب مثبت گنده برای سکس تلقی شد.فرداشم ب بهونه اومد دم در.انتظار نداشتم ک دوباره جرعت کنه و بیاد،و وضعیت حجاب و لباسمم افتضاح بود،یه نیم تنه با شلوارک لی پام بود و ارایشم چون تازه از بییرون اومده بودم غلیظ بود.با اینکه چادر سرم گرفته بودم ولی چشای هیز قوی تر از چادرن.دم در منتطر بود ک ی قبضیو واسش ببرم،تو اتاق داشتم دنبال میگشتم ک فهمیدم در بسته شد،گفتم لابد رفته خونش و چادری ک سرم بودو برداشتم و مشغول پیدا کردن قبض شدم.پشتم ب در اتاق خواب بود ک ی صدایی گفت:تو همونیه ک من باید تو این زندگی طعمشو بچشم.چسبید بهم،کلی زور زدم پسش بزنم ولی نیرو شهوت قوی تره،درازم کرد رو تخت،اومد روم ،با ی دستش جفت دستامو گرفت و با دست دیگش سینه هامو میمالید،میگفت ده دقیقه دیگه خودت التماسم میکنی بکنتمت،من هنگ کرده بودم و دیگه خودمو دراختیارش گذاشتم،ازسینه هام شروع کرد خوردن و رسید ب لبم،یجوری لب میگرفت ک حس میکردم کل بذاق دهنمو با هر بار لب گرفتن داره میکشه تو دهنش،لختم کرد و بعد ده مین ک از جلو کرد،دمر خابوند منو و از پشت بدون اینکه بپرسه رابطه مقعدی داشتم یا ن فرو کرد...
    بیشتر از این نمینویسم چون روحم واقعا زخم خورده از این موضوع،اگه بازخورد خوبی داست ادامه میدم،فعلا


    نوشته: نازگل

  • 37

  • 45




  • نظرات:
    •   royaei
    • 1 ماه
      • 9

    • حالا ناخواسته بوده ؟
      اگه میخواستی چجوری بود ؟


    •   HYPERMAN98
    • 1 ماه
      • 0

    • خوب بود، خلاصه و مفید، واقعی بودنش هم واضحه


    •   جان.کوچولو
    • 1 ماه
      • 17

    • نفر بالایی جقیه
      و احتمالاً خود نویسنده


    •   Mohammad.453
    • 1 ماه
      • 2

    • هیچ چیز ناخواسته نیست. (شرلوک هلمز)


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 1 ماه
      • 1

    • باید به شوهرت میگفتی که پدرشو در بیاره
      خیانت همه جورش گند کاری و کثافط کاریه
      اگه نگفتی یه جورایی خودت همدستش میشی.
      یه همچین ادمای بیشرفی هستن که به زن شوهر دار رحم نمی کنن
      باید لاقل به زنش میگفتی که بفهمه با چه موجودی زندگی میکنه تا دیگه ازین گوها نخوره
      من ۱۸ سالمه و با این داستانایی که تو سایت میخونم واقعا دارم از ازدواج میترسم.


    •   kirkhoshform
    • 1 ماه
      • 1

    • اين داستاني که تو تعريف کردي ب نظرم خودت بيشتر مايل بودي بدي


    •   ayayooof12
    • 1 ماه
      • 9

    • من به جای پیری میپرسم!آیا سکس مقعدی داشتی؟


    •   Tarzan_shahvani
    • 1 ماه
      • 1

    • ناخواسته یه فیضی بردی دیگه


    •   deraze.koloft
    • 1 ماه
      • 0

    • عجب.پیرمرد پر حاشیه


    •   sashaarian
    • 1 ماه
      • 2

    • خوب شد نوشتی تا معنی ناخواسته رو هم بفهمیم ؛ تو که از اول شناختیش ، این دیگه کجاش ناخواسته س


    •   sashaarian
    • 1 ماه
      • 2

    • خوب شد نوشتی تا معنی ناخواسته رو بفهمیم ؛ از این پس نا خواسته یعنی بدونی طرف میخاد بکنتت ولی بیاریش تو خونه ؛ فکر کنم باباپنجعلی بوده تورو با لیلاش اشتباه گرفته


    •   Ares.1
    • 1 ماه
      • 3

    • خب بازم خدا رو شکر که ناخواسته بوده!
      وگرنه پیر مرد بدبخت رو ب گا میدادی سکته ای چیزی میزد از شهوت و حشر !!
      مقاومت کردی ولی زور شهوت بیشتر بود؟! میشه بگی منظورت از مقاومت ، زور زدن برای سکس نکردنه ، یا مقاومت گیره ی سوتینت جلوی باز شدن ، که میگفته لاامصب شوهر داری جیندا بازیا چیه درمیاری؟!!!


    •   mamadkaraji
    • 1 ماه
      • 1

    • شما میگی ناخواسته ماهم میگیم ناخواسته!
      ولی ......
      هیچی دیگه هیچی!


    •   وب.گرد
    • 1 ماه
      • 2

    • خیانتم مگه ناخواسته میشه . عاقا یا نده یا اگه دادی و حالشو بردی الکی زنجموره نکن. تو هنو تو تلخ و شیرینش موندی.پ همچی ناخواسته هم نبود.


    •   kiredivoone
    • 1 ماه
      • 3

    • کاش تعریف میکردی چجوری کرد


    •   kokarostam
    • 1 ماه
      • 6

    • کـُس‌شعر


      واقعا داستان به این تخماتیکی در چند هفته اخیر نخونده بودم. شاشیدم توی مقاومت و استقامتت. با فرض اینکه راست گفته باشی، اومد کمک کرد و حسابی دستمالی و کون‌مالیت کرد بعد گفتی به شوهرم چیزی نمیگم. این یعنی چی اونوقت؟ خب معلومه، یعنی جنده هستی. به کمتر از نیم دقیقه هم تسلیم شدی که هم از کس و هم از کون گاییدت. حالا این که فرض بود، واقعیت اینه که پسر جقی‌کونی هستی و رویاهای دوران کون دادنت رو با این تخیلات تخمی اینجا نوشتی. در هر دو حالت فرض و واقعی، شاشیدم توی قیافه تخمیت.


      در اینجا ناز گل ما کیر خورده
      یه کیر از پیر مردی پیر خورده
      چو کـُس با کون او را سخت گایید
      شده زخمی، تو گویی تیر خورده


      ها کـُکا


    •   rezahot1981
    • 1 ماه
      • 1

    • گه خوردی، جقی بیمصرف


    •   ممدپالیس
    • 1 ماه
      • 0

    • تو هم جای دخترمی ببم جان.اگر هر کاره حمالی داشتی خودم نوکرتم.


    •   Omidc41
    • 1 ماه
      • 0

    • تبریز اهل عشقو حال @sstartbz


    •   hornywife
    • 1 ماه
      • 1

    • معلومه روحت حسابی زخم خورده.


    •   ناصر39
    • 1 ماه
      • 2

    • خوب باز هم خوانندگان گول خوردند ! قصد توهین ندارم اما تجربه ثابت کرده که آقایون حتی به داستان های مزخرفی که صرفا نویسنده خودش رو زن معرفی می کنه لایک می دهند ! اما در مورد داستان . نویسنده یک پسر بچه هست که تو خیالش توهم سکس با زن شوهر داری رو داره که همسرش شرافتمندانه برای شفای بیماران و کسب روزی حلال جان می کند ! حالا این خانم شریف شاید یکبار هم ازش کمک خواسته و چون به نیت شوم اون پی برده یا خودش طرف رو ضایع کرده یا حد اقل اجازه دست مالی مجدد رو بهش نداده ! اما از اونجایی که نمی دونی که چطوری تلافی کنه . این اراجیف رو آپ کرده !


    •   مهدی ایتالی
    • 1 ماه
      • 3

    • چقدر لایک گرفته داستان ،اگر داستان تجاوز به پسر بود همه دوستان دیسلایک میکردن از دم خود پسر رو اینجا کونش میزاشتن:)


    •   houman.8585
    • 1 ماه
      • 1

    • آفرین پسر خوب ولی کلا ذهنت جقیه که همچین کس شعری نوشتی . خیلی تابلو بود که پسری


    •   @آروین
    • 1 ماه
      • 2

    • چطوره اگر بازخورد داشته باشه روحت از آزردگی درمیاد و ادانشو مینویسی ههههه پس خودتم دلت میخاد ادامه بدی ولی دوست داری مردم تائیدت کنند شکرد خوبیه


    •   navidhashari3756
    • 1 ماه
      • 0

    • نظر شما چیه؟تو این سایت هرداستانی ومینویسه کسی امکان نداره که نگن خال بندیه وتوهمه و... حتی اگر جلوی چشم طرف هم اتفاق بیفته عمرا که زیر داستان 4 تا فحش نده ونگه الکیه ودروغه


    •   Alouche
    • 1 ماه
      • 1

    • من نمیدونم کی تو مغزتون انداخته ک تجاوز هم با لذت همراهه والا سکسی ک خود دخترم مایل نباشه هیچ لذتی نداره وای به حال زورکی و تجاوز!هرچند اینی ک تو تعریف کردی تجاوز نبود


    •   مسیحی۰
    • 1 ماه
      • 0

    • خود کرده را تدبیر نیست.!
      دنیا نیارزف آنکس که دمی بیشرافت زید.


    •   مسیحی۰
    • 1 ماه
      • 0

    • تصحیح میکنم.
      دنیا نیارزد آنکس که دمی بیشرافت زید.
      خود کرده را تدبیر نیست.
      چه مرد چه زن نویسنده یه جنده تمام قده.


    •   lezatbebarim
    • 1 ماه
      • 0

    • لایک فقط لذت بردی اگر یا نبردی بهرحال فراموش کن اگر دوست داری یاد آوری کن البته این خیانت نیست بلکه تجاوز ناخواسته هست


    •   faranet0@
    • 1 ماه
      • 0

    • آدم تا خودش دلش نخواد یا چراغ سبز نشون نده نمیشه این آقا تا مطمن نمیشد ریسک نمیکرد چون ذاتا آدمها تنوع طلبن ولی تحمل میکنن اکثرا وبعضی ها هم به حرف دلشون گوش میدن '''در کل سکس با غریبه ها هیجان داره بخصوص یه دفعه پیش بیاد سرکار یا تو اداره یا بازار زن هم که باشی با یه بغل گرفتن وسینه گرفتن زود تسلیم میشی بشرطی از طرف مقابلت خوشت اومده باشه


    •   Mehi58
    • 1 ماه
      • 0

    • ادامه بده


    •   میسترس_لز
    • 1 ماه
      • 0

    • الان اومدی سایت شهوانی و با داستانهای دروغ جق میزنی و داستان مسخره هم مینویسی بعد میگی روحت آزردس؟


    •   nilajooni
    • 1 ماه
      • 0

    • هنگ کردی پس راحت دادی
      چ زخمی خوردی جنده؟‌
      بدم میاد ازت


    •   Dr.vahid18
    • 1 ماه
      • 0

    • عجب دافی


    •   سیدعلی55555
    • 1 ماه
      • 0

    • دست از سر خرافات بردارید ....
      چطور میشود ناموس یک شخص در محل کثیف خروج ادرار ومدفوع او باشد ....
      چطور وقتی زن قاسم سلیمانی تروریست با هاان میلیاردتومان ثروت .... شهر سن پترزبورگ روسیه را قبضه و برای خود برده اختیار میکند ريال مساله ای نیست ولی برای زنهای عادی مساله است ....
      ناموس هر شخص عقل و وجدان اوست ... والا همه فاحشه اند وهمه خیانت میکنند ، یکی تن را خود را میفروشد که از قضا ضرر کمتری برای او وجامعه دارد .... یکی کلیه وچشمش را ... دیگری همچون آخوند وسپاه وبسیجی ... وجوان شرفش را ودنیا را به گند میکشند و 41 سال است مردم را در فقر ومحرومیت وغرق در خرافات مذهب جعلی شیعه نگداشته اند .... وخود هر غلطی میکنند ......


    •   Xknight.1
    • 1 ماه
      • 0

    • چیزی نمی گم


    •   Paria_1991
    • 1 ماه
      • 0

    • ادامه بده


    •   rezaaalii
    • 1 ماه
      • 0

    • مفعول از یزد نیست منم مجبورش کنم ؟؟?
      من خودم مجبور کن عالمم


    •   zoj.sexii
    • 1 ماه
      • 0

    • پدصگ جنده گه خوردی که تاثیر بدی رو روحیت داشته.اگه اینجوری بود انقد با اب و تاب از کص دادن نمینوشتی.گر چه ته دلم مبدونم یه جقیه کهنه کار این کصشعرو تفت داده


    •   Hamidarakii
    • 1 ماه
      • 0

    • خیلی تابلو خودت لذت بردی اول خاطره زدی تو زمان خودش شیرین. مطمئنا بارها به این آدم دادی. متاسفم واسه تموم زنهای متاهلی که تن به زنا با یه حیوووون میدن. تف.


    •   mahara
    • 1 ماه
      • 0

    • ادامه بده


    •   faraj1339
    • 1 ماه
      • 2

    • من باور نمیشه تا نخواهی طرف نمینتونه کاری بکنه


    •   navidzx
    • 1 ماه
      • 1

    • پسر خوب کمتر بجق


    •   ک+ک+ک
    • 1 ماه
      • 1

    • جنده خانوم باز خورد خوبی داشت ادامه بده کلانتری کوچه پشتیه برو اونجا اون جور که تو پا دادی جنده 60 ساله خیابون ما نمیده معلومه همسایتون دیوونت کرده کمتر بزن داری کوسخول میشی کیرم دهنت


    •   30parham30
    • 1 ماه
      • 1

    • استارت جنده شدن داره میخوره مراقب کص و کو نت باش


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 1 ماه
      • 0

    • تو ی بچه‌ کوونی بیشتر نیستی


    •   arman22shiraz
    • 1 ماه
      • 0

    • این نیز بگذرد ولی اگه میخای داستان جدید بنویسی اینو ادامه نده (cool) ج


    •   MASIӇA
    • 1 ماه
      • 1

    • چسبید بهم، کلی زور زدم پسش بزنم ولی نیرو شهوت قوی تره...


      آخه من چی بگم!
      کل داستان یه طرف و این یه تیکه یه طرف.
      نه آخه چرا انقد شعور خواننده رو با کیر خر اشتباه میگیرید لامذهبا؟
      نویسنده‌ی ناعزیز که یه پسر بچه‌ی مغز ریده‌ای، بیا من بهت تجاوز کنم تا احساساتی که حین تجاوز بهت دست میده رو بفهمی نفهم!


      همچین چیزایی رو که میخونم میرم تو فکر و با خودم میگم چطور تونستم کنار امثال این یابوی نفهم داستان بنویسم!


    •   حاج.دولدار
    • 1 ماه
      • 1

    • به اين ميگي ناخواسته؟
      گاوم بود با اين رفتار تو عين سگ ميكردد جنده


    •   ALIRWZA
    • 1 ماه
      • 0

    • اهم اهم😐کس عمت جنده😐


    •   mchf1888
    • 1 ماه
      • 0

    • چون بار اولته خوارکسه مشکل نداره.خوارپدرته گاییدم


    •   Reza00777
    • 1 ماه
      • 0

    • اعه اون بابا بزرگمه بچه ها فهشش ندین ها پیره الزایمر داره


    •   senatorist
    • 1 ماه
      • 0

    • اوج خیانت جایی هست که شوهرای کثیف رفیق باز دنبال هرزه گی هستن عزیزم ناراحت نباش خیانت کردی اونم با پیرمرد خوب کردی نوش جونت از این به بعد هم با جوان تراش بکن همون کاری که شوهرت میکنه


    •   Hashari06
    • 1 ماه
      • 0

    • جنده ....نامرد...خائن


    •   Faaafa123
    • 1 ماه
      • 0

    • متوجه بازخورد داستانت شدی جقی یا دوستان بیشتر روشنت کنن :)


    •   aydaaai
    • 1 ماه
      • 0

    • اولش میگی سیرین بعد آخرش میگی روحم زخم خورده باشه تو راست میگی


    •   aydaaai
    • 1 ماه
      • 0

    • اولش میگی سیرین بعد آخرش میگی روحم زخم خورده باشه تو راست میگی


    •   Analdriller2
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • ای تو روح زخمیت


    •   sina_slave46
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • میذاری سگت بشم؟


    •   Mehrdadil
    • 3 هفته
      • 0

    • بنظر مياد خودت تمايل داشتي
      خودت رو گول نزن


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو