خیانت و عشق و هوس با همکارم

    مریم هستم ، ۲۹ سالمه و قدم بلنده ، حدود ۱۷۵ . یک سال بود ازدواج کرده بودم. و به قول همکارم تازه عروس بودم.کارمند بیمه تامین اجتماعی هستم و دو نفر خانم توی اتاق هستیم.مراجعین ما همکارهامون هستند که برای انجام کارهای اداری و ثبت نامه های اداری بهمون مراجعه میکنن.زندگیم خوبه ،یعنی بد نیست. به خاطر کارم اغلب همکارها چه آقا و چه خانم شماره همراهم را داشتم ، شوهرم کارمند بانک بود و روزها باهم میرفتیم سرکار و من دیگه خودم برمیگشتم . هر مرد و زنی توی فانتزیهاش یه پارتنری واسه خودش داره. توی همکارهای اقا ، یک نفر بود که همسن خودم بود و خیلی مودب و به قول گفتنی جنتلمن. در درونم ازش خوشم میومد ولی اصلا به رو نمی اوردم . علائم بارداری را توی خودم میدیدم رفتم تست دادم و جواب مثبت بود ، به شوهرم خبر دادم و کللی خوشحال شد ولی خب یه جواریی الان نمیخاستم باردار بشم ،ولی خب دیگه شد.چهارماهه بودم که مرخصی گرفتم اونم به سختی و دستور پزشکم .هفته به هفته شکمم بزرگتر میشد و یه پسر توی راه داشتم . همکارم چند بار بهم سر زد و یک بار بهم گفت که گفت اقای احمدی سراغتون را از من میگیره (همون اقایی که ازش خوشم میومد) ، و راستش را بهش گفتم که برای بارداری و زایمان رفتی . بچم به دنیا اومد و شوهرم و خانواده هامون کلی خوشحال بودن که نوه دار شدن . چهار ماه بعد از اینکه بچم به دنیا اومد هم مرخصی شیردهی داشتم و بعدش دیگه باید میرفتم سرکار . گذشت و بچم نه ماهش شده بود و منم چون مادر شده بودم یکم وزنم زیاد شده بود و توپر.لباسهام واسم تنگ شده بود و و چسبون.حتی لباس های زیر .وقتی مانتوی اداره را میپوشیدم خط لباس زیرم کامل مشخص بود و برجستگی سینه هام هم بیشتر . نگاه اقای احمدی یکم بهم عجیب شده بود و انگار توی دلم را چنگ میزد . مراجعاتش پیش من بیشتر شده بود.
    یک روزسرکار که بودم توی واتس اپ بهم پیام داد و سلام‌ و تعارف و حال احوال میپرسید .چند روز بعدش پیام عجیبی داد که خیلی به فکر فرو رفته بودم .واسم نوشته بود که توی مدتی که نبودید دلم واستون تنگ شده بود .و از وقتی که برگشتید خیلی جذابتر شدید و خواستنی.توی دلم آشوب شده بود .نمیدونستم چی جواب بدم فقط نوشتم ممنون. روزی دوسه تا پیام میداد.هرروز که مرخصی میگرفتم پیامم میداد و سراغ میگرفت.منم یا جواب نمیدادم و اگه هم جواب میدادم با سردی جواب میدادم.شبها شروع کرده بود به پیام دادن و منم گاهی جواب میدادم.کم کم لحن پیامش عوض شده بود و عاشقانه شده بود و شعرهایی هم میگفت توی بیت هاش کلمه مریم استفاده شده بود.شعرهایی که دیگه داشت روم اثر میگذاشت.بهش گفتم لطفا پیام ندید.کلی جملات عاشقانه مینوشت واسم و میفرستاد‌‌. دیگه به اسم کوچیک صدام میزدم.میگفت مریم خوش به حال اون کسی که تو رو داره.تو چقدر جذاب و خواستنی هستنی.یه شب پیام داد بهم و نوشت کاش امشب پیشم بودی.توی دلم یه جوارایی شده بود.آدمی بود که توی تصوراتم دوست داشتم داشته باشم ، ولی خب من متاهل بودم و بچه داشتم.خیلی جلوی خودم را میگرفتم ولی نمیشد.واسم نوشت مریم ؟؟ گفتم بله ، گفت خییلی دوستت دارم.دیگه همه حواسم شده بود اون و درگیرش شده بودم.عکسهایی میفرستاد که نیمه سکسی بودن و همدیگه را میبوسیدن و میگفت کاش میتونستم داشته باشمت.حدود سه چهار ماه فقط مقاومت میکردم . یه دفه پیام نوشت که مریم امروز بیا خونم و ادرس خونش را فرستاد . اخه تنها زندگی میکرد ،عصبانی شدم و کللی بدبیراه گفتم.یک هفته بلاکش کردم و سرکار یواشکی بهم گفت هرکار میخای بکن ولی ذره ای از دوست داشتنت کم نمیشه.ازبلاک درش اوردم و گفتم چی میخای ، گفت من عاشقت شدم ، عاشق چشمات ، عاشقت وجودت ، عاشق جذابیتت .عاشق رنگ موهات عاشق خانمیت . بازم گذشت و دیگه نمیتونستم تحمل کنم .یک بار دیگه واسم فرستاد امروز بیا پیشم خونه ، دیگه دوستش داشتم ، دلم میخاست برم ولی متاهل بودم ، گفتم نمیتونم ، گفت یعنی سهم من از روزگار به اندازه داشتنت برای دوساعت هم نیست؟؟ جواب عجیبی بود که بهم داد . ساعت کاری تموم شد و رفتم برم خونه پیش بچم..ماشین را سوار شدم راه افتادم ، وایسادم و زدم کنار ، بغص گلوم را گرفته بود و گریم گرفت.به خودم گفتم مریم اگر رفتی دیگه سکس حتمیه.به خودم گفتم یک بار به حرف دلم گوش بدم.رفتم به ادرسی که فرستاده بود‌وایسادم و دو دل بودم .زنگش زدم وقطع کردم.میترسیدم.من از این کارها نکرده بودم.خیانت بود به زندگیم . باز زنگ زدم یکم حرف زدم و بهش گفتم که مهمون نمیخای؟؟ با اتپته کردن گفت کی از تو بهتر. یکم طول کشید و در ساختمانشون را باز کرد و رفتم بالا.طبقه سوم بود .در آپارتمان را که زدم دم در بهم گفت عروسم خوش اومدی . حسم بیشتر شده با این حرفش، رفتم داخل ، قلبم تند میزد. ‌در را اروم پشت سرم بست و سرجام خشک شده بودم ، بهم خوش امد گفت و تو چشمای هم نگاه میکردیم و هیچی نمیگفتیم دو دقیقه فقط سکوت........
    و گفت مریم خودتی.... گفتم آره و صورتش را آورد جلو آروم و یه بوسه از لبهام که تازه توی ماشین رژ زده بودم گرفت.
    دیدم دستاش را انداخت دورم و محکم از پشت بغلم کرد ، دل تو دلم نبود.صورتش را چسبونده بود به صورتم و میگفت عزیز دلم کجایی تو ، چرا اینقدر منو عذابم میدی؟ دستاش اومده بود روی سینه هام محکم چنگشون میزدم.سینه هام که نسبتا بزرگ شده بود و مقنعم که بلند بود روشون را گرفته بود ولی برجستگیش تو چشم بود.برم گردوند و لبهام مون رفت توی هم.دیگه نمیتونستم کاری نکنم.هوس با ادم مورد علاقم دیوونم کرده بود.بغلم کرد و بردم داخل اتاق خوابو گذاشتم روی تخت و خابید روم و حسابی لبهام را خورد.مقنعم را در اورد و موهای طلاییم را باز کرد و تو چشمام نگاه میکرد و هی میگفت مریم مریم . شروع کرد گردنم را میمکیدن ، بدجور هوسش را کرد بودم حدود یک ماه بود که با همسرم سکس نداشتم ، یعنی بعد از اینکه بچه دارشدم ، سکسمون خیلی کم شده بود .همون حالت که خابیده بودم دستاش سینه هام‌ را گرفته بود ،فشار میداد.مانتوم بخاطر فشار دادن سینه هام و خارج شدن شیر کمی خیس شده بود ، دکمه های مانتوم را باز کرد ، یه تاپ زرشکی پوشیده بودم ، و خیس شدن تاپم با شیرم انگار شهوتش را بیشتر کرده بود.حدود پنج دقیقه به همین حالت روم بود و لبهام را میخورد و سیننه هام را از روی تاپ میمالید و منم لذت میبردم.گفتم گور بابای همه چیز ،، کیرش از شلوارش مشخص بود که حسابی بلند شده بود .دستم را گرفت و بلندم کرد و مانتوم را در اورد ، انگار خیلی تشنه ی تن من بود.کمی بهم نگاه کرد و گفت این همون دختریه که ارزوش را داشتم.تاپم ذره ذره داد بالا و تا سینه هام را دید گفت اوفففف،زبونش را میکشید وسط سینه . تاپم را در اورد و یکم دورم چرخید و فقط بررسیم میکرد تعریف سینه هام را میکرد و از روی سوتین سینه هام را فشار میدادخوشش اومده بود که تا فشار میداد از روزنه های سوتینم شیر میومد بیرون . شلوارم را خواست در بیاره ، نمیدونم چرا نمیزاشتم.گفتم نه.پاشد لبهام را بوسید و گفت عروسم اصلش همینجاس.شلوارم را در اورد و گفت دختری که ارزوش داشتم فقط با یه شورت و سوتین زرشکی جلوم وایساده .رفت از عقب بهم نگاه میکرد ، گفت دستات را بزار توی موهات و تکونشون بده ، بهم گفت جلوم راه برو و بچرخ .و گفت تو همون دختر هستی که توی اداراه جلوم راه میرفتی با ناز و حالا لخت جلوی منی و من حالا به ارزوم رسیدم . پیرهنش را در اورد و زیرپوشش را هم در اورد ، تن مردونه و سینه مودارش شهوتم‌ را بیشتر کرده بود. خابوندم روی تخت صورتش را آورد جلوی صورتم و لبهام را میخورد و بهم گفت : مریم ، گفتم بله، گفت دوستم داری ، گفتم اگه نداشتم الان لخت زیرت خابیده بودم؟؟؟؟ سینه هام را از داخل سوتین گذاشت بیرون ، محو رنگ سفید پوست تنم و رنگ صورتی سر سینه هام شده بود.سرسینم را با انگشتش یکم فشار داد و شیر پاشید بیرون ، گفت ایییی جونم به شیرت ، امروز کللی میخورم. سرسینم را گذاشت داخل دهنش و شروع به میکدن کرد. داشتم دیوونه میشدم.نفس نفس میزدم و اون هم میخورد ،چه لذت عجیبی تمام وجودزنانه ام را گرفته بود سوتینم را بازکرد و هردوتا سینم را میخورد و میمالید و کم کم دستش اومد توی شورتم و شروع به مالیدن کصم کرد.خیس شده بودم دیگه صدام توی اتاق پیچیده بود.اومد پایین و شورتم را در اورد و پاهام را از هم باز کرد ،خیلی لذت داشت واسم ، اون پسر رویاهام الان وسط پاهام نشسته بود.پاهام را کامل باز کرد و حس کردم نفسش خورد به کصم و اولین زبونش خورد به کصم ،داغ شده بودم ،مثل ماربه خودم میپیچیدم .گفت مریم خوبی؟؟ نمیتونستم جواب بدم و نفس نفس میزدم و اون به کارش ادامه میداد و کصم را بدجور لیس میزد ، پاشد و بهم گفت تو نمیخای چیزی که واست گذاشتم داخل شلوارم را برش داری؟منظورش کیرش بود که بزرگیش ازروی شلوار کاملا مشخص بود.رفتم شلوار راحتی که پوشیده بود را دادم پایین .خجالت هم نمیکشیدم، بزرگتر از ماله شوهرم بود ، شورتش را دادم پایین و یه دفه بیرون اومد.خیلی از کیر شوهرم بزرگتر بود ، یکم نگاش کردم و گفت ببین خوشمزس.اروم سرش را داخل دهنم دادم. بزرگیش دهنم را پرکرده بود و شروع کرد به عقب جلو کردن ، بلد بودم چطوری کیر بخورم و محمد هم اهش بلند شده بود ، فک میکنم اسپری بیحس کننده زده بود قبل از اینکه برم داخل.چند دقیقه واسش خوردم و گفت بسه آبم الان میاد.بهم گفت مریم، گفتم جونم ، گفت که آرزو داشتم اگر باهات سکس کنم ، دفه اول کیرم را بزارم وسط سینه هات و اب کیرم را بریزم روی سینه هات که اینقدر توی اداره زیر چشمی نگاهشون میکردم.گفتم من امروز ماله توام هرکار میخای بکن.با ساک زدن کیرش را خیس کردم یه مقدار زیادی آب دهانش را ریخت وسط سینه هام و بهم گفت سینه هات را بهم بگیر ، تا گرفتم کیرش را گذاشت وسطش و شروع کرد تکون دادن کیرش را میداد جلو و به لبهام میرسید.کمر سفتی داشت.خیلی حرکت داد و یه دفه آه بلندی کشید و آبش با فشار پاشید بیرون .خیلی زیاد بود ، خیلی ، و بعدش دراز کشید روی تخت و ابش را با دستش مالید به سینه هام .خابیدیم کنار هم و تو چشمای هم نگاه میکردیم ، گفت مریم ، گفتم جونم ، گفت تو امروز عروس منی ، وکلی قربون صدقم رفت و لبهای هم را میخوردیم و دستاش سینه هام را گرفته بود.گفت بشین ، نشستم و گفت مثل پسرت شیرم بده.سرش را گذاشت تو دامنم و سینم را گذاشتم دهنش و اون هم میخورد.نک سینه هام خیلی برجسته شده بود و ته ریشی که داشت به سینه هام میمالید حس لذت عجیبی بهم داده بود.
    پاشد و رفت دوتا شیرموز اورد ‌خوردیم.نمیدونم چرا اصلا ناراحت نبودم. روی تخت باهم خابیده بودیم و انگشتش را فرو میکرد توی کصم و با اون دستش سینم را گرفته بود و لبهام را میخورد ، خیلی حس خوبی داشتم .من هم کیرش را گرفته بودم و میمالیدم ، واقعا بزرگ بود و تصور اینکه الان میکنه داخل کصم ، شهوتم را بیشتر میکرد ، پاشد نشست و پاهام را از هم باز کرد ، کصم خیس خیس شده بود و منتظر کیربزرگ محمد .سرکیرش را گذاشت دم کصم و پایین بالا میکرد ، و میمالید به کصم .نفس نفس میزدم و دلم میخاست فرو کنه ، نمیدونستم من اینقدر شهوت داشته باشم . بهم گفت عروسم ، گفتم جونم ، گفت کیرم را بکنم داخل ، سرم را تکون دادم که آره ، اروم اروم فرو کرد داخل و دوتا نفس عمیق کشیدم.توی بدنم کامل کیر مردونش را حس میکردم و لذت عجیبی که از کیر بزرگ داخل کصم بهم داده بود . تنش چسبید وسط پاهام و فهمیدم تا تهش را فرو کرده بود داخل کصم .دیگه حالم دست خودم نبود ، خم شد روم و لبهام را میخورد و سینه هام توی دستای مردونش بود از زن بودنم داشتم لذت میبردم ،و شروع به عقب جلو کردن کرد و کم کم سرعتش بیشتر میشد صدام ناله هام در اومده بود و فضای اتاق را گرفته بود ، سرکیرش را تا دم کصم بیرون میکشید و با وزن خودش میافتاد روم یه دفه فرو میکرد .خیلی لذت میبردم ، همون سکس تصوراتم بود با مردی که میخاستم.ضربه محکم میزد و سینه هام به شدت تکون میخورد .پاهام را انداخته بودم دور کمرش و ناله میکردم ، واقعا برام داشت سنگ تموم میگذاشت و با تمام وجود میکردم .داشتم کم کم ارضا میشدم ، و اون هم کیرش را توی کصم محکم عقب جلو میکرد و اون آدم اروم و جنتلمن حسابی توی سکس فعال بود و بهم میگفت حیف از این کص که حسابی گاییده نشه ، یه دفه با یه تکون کیرش در اومد و ابم از کصم پاشید بیرون تکون و لرزه های میخوردم که دست خودم نبود ، دوباره پاهام را باز کرد و کیرش را فرو کرد داخل و محکم ضربه میزد ،چقدر حس خوبی داشتم ، با اشتیاق و ولع تمام دختر مورد علاقش را داشت میگایید و منم به شدت لذت میبردم ،سکس واقعی یعنی همین ،برم گردوند و حالت سگی شدم و از عقب فرو کرد توی کصم و محکم ضربه میزد ، توی آیینه قدی که توی اتاق داشت عقب جلو کردن کمرش و موجی که توی باسنم میافتاد را میدیم و میدیدم که سینه هام که اویزون بود چقد محکم تکون میخوره و عقب جلو میشه ، لذت تمام وجودم را گرفته بود و ناله میکردم . انگشتش را اومد فرو کنه داخل سوراخ کونم ، ولی نگذاشتم و گفتم نه ، که بیخیال شد.صدای چالاپ چالاپ اتاق را گرفته بود و منم توی حس خودم ، یه دفه گوشیم توی کیفم که کنارم بود زنگ خورد ،احسان کیرش را تا ته فروکرده بود تو کصم یه دفه نگه داشت ، کیفم را برداشتم و دیدم شوهرم هست . اصلا همه چیز یادم رفته بود و نگفته بودم که دیر میام.در همون حالت که احسان کیرش را توی کصم فرو کرده بود جواب دادم ، یکم خودم را کنترل کردم و جواب دادم و گفتم توی اداره هستم و یک ساعت دیگه میام.شوهرم گفت چرا تند تند نفس میکشی ، گفتم از پله بالا رفتم و خدافظی کرد.
    باز شروع کردن به ضربه زدن و لذت های بی مثالی که میبردم.برم گردندن روی تخت و پاهام را باز کرد و کیرش را فرو کرد و با سرعت زیاد فرو میکرد و درش میاورد که یه دفه تا ته فرو کرد و نگه داشت و انگار درونم آتیش گرفت و اب کیرش را با فشار ریخت داخل کصم و همزمان من هم باز ارضا شدم و خابید روم و کیرش داخل کصم مونده بود ، روی دنده برگشتیم ، و تو صورت هم فقط نگاه میکردیم و نفس نفس میزدیم و باز لبهاش اومد روی لبهام .بهم گفت مریم ، گفتم جونم گفت مرسی که اومدی عروس گلم. سرم را گذاشتم روی سینش و چشمام را بسته بودم و دست میکشیدم بهش ، از تن مردونش لذت میبرم ، از اینکه قوی بود توی سکس لذت میبردم. شوهرم بعد از بیش از دوسال به این محکمی توی سکس نبود .از این که زیرش خابیدم لذت میبردم. از حرفاش خوشم میومد و سکس واقعی که میخاستم را تجربه کرده بودم کم کم پاشدیم از روی تخت و باید میرفتم ، رفتم دستشویی تا ابش از داخل کصم کامل خارج بشه.نگرانی بارداری نداشتم چون مدتی بود قرص ضد بارداری میخوردم .دستمال توالت را خیس میکردم و سینه هام که آب منی روش خشک شده بود را تمیز کردم و اومدن بیرون و رفتم پیش احسان . اونم پاشد و اومد جلو باز لبهام را میخورد .شورتم را پوشیدم و سوتینم را هم تنم کردم و مانتو مقنعه م را هم پوشیدم و باز شدم یک خانم کارمند . باز همدیگه را بغل کردیم و لبهای هم‌را خوردیم .رفتم خونه و بچم را شیرش دادم ، شیرم خیلی کم شده بود ، محمد خورده بود . و رفتم یه دوش گرفتم خیییلی سبک شده بودم و یک ساعت خوابیدم .بهترین خواب ، بعد از بهترین سکس . فردا رفتم سرکار و تو چشمهای هم نگاه میکردیم
    بعد از اون روز باز همدیگه را دیدیم که اگر خواستید تعریف میکنم.


    نوشته: مریم

  • 61

  • 30




  • نظرات:
    •   Oscarxxx
    • 2 هفته
      • 0

    • اول?


    •   A....k
    • 2 هفته
      • 9

    • الان افتخار میکنی جنده شدی؟


      آخه کصکش چرا خیانت میکنین مرد های بدبخت حق دارن گی شن این کونی ها که همش دارن به همکاراشون میدن


      مگه تو ایران چند تا همکار وجود داره که تعداد داستان ها از تعداد تخم های هر مرد چینی هم زده بالا تر


    •   Avvaaa
    • 2 هفته
      • 14

    • کاسه سرت رو باز کردن و ریدن توش و بعد دوباره بستن....معنی جنتلمن رو هم فهمیدیم....ریدم به شیریت...


    •   شاه ایکس
    • 2 هفته
      • 20

    • دخترا سربازی نمیرن یعنی شما در 29 سالگی اگر شش سال هم دانشگاه رفته باشی و یکسال هم پشت کنکور مونده باشی 4 ساله داری تو اون خراب شده کار میکنی این همکار کونی مجردت که عاشقت بود نمیتونست بیاد خواستگاری بگیرتت؟ حتما باید صبر میکرد شوهر کنی که بدون توقع اینده مشترک فقط کس مفت بهش بدی ؟ تو داهات شما به این میگن عشق؟؟ تهران بهش میگن جندگی!!(biggrin)


    •   bang.bros
    • 2 هفته
      • 3

    • نمیدونم چرا ولی حس بدی داشتم به تو و داستانت و اون یارو در کل خالی میبندی درست ببند کص و کونتم به روی کیر خلاف ببند


    •   bang.bros
    • 2 هفته
      • 2

    • نمیدونم چرا ولی حس بدی داشتم به تو و داستانت و اون یارو در کل خالی میبندی درست ببند کص و کونتم به روی کیر خلاف ببند


    •   Urmia@35
    • 2 هفته
      • 0

    • حست عالی بود همچین سکسی عالیه


    •   دانیال65
    • 2 هفته
      • 5

    • من کاری به شوهردار بودنت ندارم وهمینطور به کسایی که فوش میدن اینجا سایت شهوانی و به تعداد افراد عضو علاقه وفانتزی سکسی وجود ولی اگه تو بفهمی شوهرت با کس دیگه ای خوابیده چه مرد چه زن واکنشت چیه
      حالا اسم داستانت بزار خیانت یا هوس و علاقه


    •   apesar
    • 2 هفته
      • 4

    • بدترین داستانی بود که خوندم تو شهوانی


    •   soiti
    • 2 هفته
      • 7

    • کاری با جنده بازیت ندارم /بیشعور رفتی اول اول تن کسافت الودت رو میشوستی بعد شیر میدادی به بچه بچه ای که با شیر اب کیر بخوره بزرگ بشه حتما کونت میزاره کیرم تو مغز جندت (sick) (sick)


    •   Roya_khanom
    • 2 هفته
      • 4

    • خیلی عالی بود عزیزم ادامه بدهید
      به حرف این کس کشها هم گوش ندهید چون که اگر خودشون گیرشون بیاد با کله می‌روند داخلش نمی‌دونم این خور آدمها کسی کس مامان و خواهرشون گذاشت که این قدر فش میدم خواهر جنده‌ها به هر داستانی که نوشته میشود فش می‌دهند


    •   XxAmir
    • 2 هفته
      • 6

    • چطور تونستی سینه ای که آغشته به منی مردی هست را بگذاری دهان آن طفل معصوم ، فقط این موضوعش قابل هضم نیست


    •   Hame_mx
    • 2 هفته
      • 7

    • کاری ندارم که چجوری تونستی اینقدر بی شرف باشی ولی اسم بُکُنت حالا محمد بود یا احسان !!؟
      معلوم نیست چی میزنی !!!


    •   Zoj.arshia
    • 2 هفته
      • 3

    • من با خانمم خیلی راحتیم و هر جو سکس رو تجربه کردیم ولی پنهان کاری و خیانت اصلا خوب نیست و اگه بفهمم بهم خیانت کرده یا داره پنهان کاری میکنه طلاقش میدم . در کل خیانت کثیف ترین سکس ممکنه. تو هم اگه اون آقا رو دوست داری طلاق بگیر برو با همون ازدواج کن و با کارات مرد زندگیتو نابود نکن .


    •   evil_of_shahvani
    • 2 هفته
      • 3

    • احسان یا محمد؟
      اگ واقعی بود حرومزاده ای بیش نیستی جنده دوهزاری


    •   Salar8590
    • 2 هفته
      • 3

    • جنده


    •   عشقبازمست...
    • 2 هفته
      • 2

    • لعنت به خیانت توروخدا با گوشی انقدر ور نرین پیش خانوادتون


    •   mamh7030
    • 2 هفته
      • 2

    • احسان یامحمد؟


    •   tara.-tt
    • 2 هفته
      • 4

    • خیانت دیس لایک


    •   زئوس1982
    • 2 هفته
      • 1

    • ? exellent


    •   amadimahdi
    • 2 هفته
      • 3

    • به نظرم خیلی چنده ای زنی تازه بچه دار شده رفته به شوهرش خیانت کرده جنده واقعی هست تو لذت ببر که یه روزی تقاص پس میدی


    •   eeiliya
    • 2 هفته
      • 2

    • این طرز از جندگی و فاهشگی تو حیوانات دیده نشده حتی،که وقتی بچش به دنیا بیاد جندگیش بزنه بالا،تبریک میگم شما یک جنده ی به تمام عیار هستی (erection)


    •   Amir22TAbriz
    • 2 هفته
      • 1

    • عالی بود ادامه بده


    •   عشقبازمست...
    • 2 هفته
      • 2

    • یه چیزی فقط بگو الان حست چیه و در چه حالی و کلا در چه وضعیتی هستی از اون اتفاق راضی هستی پشیمونی حست نسبت به گذشته و آینده چیه و چکارا میخوای بکنی


    •   Shshahvanii
    • 2 هفته
      • 2

    • اخه کله کیری جقی
      اخر اسمش محمد بود یا احسان؟
      چرا کسشر میگی اخه
      یجا محمد بود طرف بعد شد احسان باز شد محمد فازت چیه؟


    •   shohre@J
    • 2 هفته
      • 3

    • به به چه افتخاری هم می کنی و میگی بازم دارم براتون بنویسم از اون بچه ات و شوهرت و اگه خدا رو می پرستی خجالت بکش زنیکه فاحشه ..


    •   Heykal37106
    • 2 هفته
      • 2

    • احسان کی بود؟ محمد کی بود؟
      گفتی به احسان دادی ولی آخرش گفتی شیرتو محمد خورده.
      کمتر بنویس که خودت اسمارو قاطی نکنی


    •   ghahremanmach
    • 2 هفته
      • 1

    • خیلی زنونه و قشنگ نوشته شده. ممنونم


    •   Mardimorde
    • 2 هفته
      • 3

    • امیدوارم داستانت فقط زاییده ذهن کثیفت باشه که اگه واقعیت باشه باید بگم امثال تو گه میزنن به هر چی رابطه و اعتماده اسم گهی که خوردی رو عشق نذار ما بهش میگیم فاحشگی میگیم رذالت چرا از همون اول نمیبری دنبال همون فاحشگیت تا یکی دیگه رو بدبخت نکنی


    •   a.loo
    • 2 هفته
      • 1

    • موندم ببینم تو به محمد دادی یا احسان ؟؟؟ داستانهای تخیلی خیلی خوندم ولی تو فرا تر از تخیلی


    •   Behrouz202020
    • 2 هفته
      • 2

    • چی بگم....فقط دلم به حال شوهرت و اون بچه میسوزه...و اینم بگم واقعا انقد احمقی ک فکر کردی همکارت دوست داره..مطنعم اون اقا ب ۹۰ درصد خانم های ادارتون نظر داره حالا کردن تو واسش از همه ساده تر بود....سعی کن تکرار نکنی تا خدا ابروت نبره


    •   Hamidarakii
    • 2 هفته
      • 1

    • تف به تو وامثال تو ک غریزه حیوانیت رو به انسانیت ترجیح میدین. واسه همتون متاسفم. چقدرم بی شرف ک افتخارم میکنی. حیف بچه ک شیر تو حرومزاده رو میخوره.


    •   Sargardan44
    • 2 هفته
      • 0

    • منم دوست دارم شیر تو بخورم


    •   amir_3030
    • 2 هفته
      • 1

    • بچه کونی اخرش نفهمیدم محمد کونت گذاشته یا احسان؟


    •   Mehdi2211
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • دیگه اینا عادی شده زن شوهر دار پر شده الان یکی میکنه یکی نمیکنه میترسه چوبشو بخوره ولی در کل زن شوهر دار راحت تر پا میده تا مطلقه


    •   niman2176
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • شیرتو محمد خورد کصت رو احسان گائید
      مجبورت کردن دوروغ بنویسی
      البته قشنگ بود


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 هفته،6 روز
      • 3

    • من تازه فهمیدم ساسی مانکن میگه آقامون جنتلمنه یعنی چی!


    •   kiakish
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • ولا تو این جامعه که ما داریم والبته تمام دنیا این مسئله هستش کاری بتو ندارم من به شخصه شاهد همچین ماجرای بودم وتو ادارات کم نداریم ولی مهم نتیجه کاره که هیچ وقت به موفقعیت نمیرسه یا خودتون بهم میزنید یا لو میرید اگه لو برید کار میتونه تا اعدام وسنگسار بکشه واقعا اگه باهمسرتون راحت وراضی نیستید طلاق بگیرید حداقل به اسم متاهل دادگاهی نشید


    •   amirsam69
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • من نفهمیدم احسان بود یا محمد اینو توضیح بده


    •   Mfmtabriz
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • خیلیم عالی نوشتی سوای این حرفایی که گفتنو صدبار با داستانت جق زدن .
      اسم پیج معلومه چیه بایدم اینجور داستانا باشه توش


    •   mojtaba_xx
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • جنده بتمام معنا
      کیرم تو کس مادرو خواهرو خودتو داستانتو پدرتو همشون باهم


    •   hari.chobin
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • خاک تو سرت خیانتکار


    •   mamalkhans
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • خوب بود و قابل قبول


    •   Persian_hunter
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • همه میگن از شوهر از خیانت ولی می‌خوام بگم خداوکیلی یه لحظه با خودت فکر نکردی مادر شدی؟؟؟
      بچه یک ماهه خودتو گرسنه توی خونه تنها گذاشتی که به هوس برسی وقتی فقط دو سال بود ازدواج کرده بودی؟؟؟
      به بی‌ناموس بودن اون طرف میگی جنتلمن بودن؟؟؟
      به خاطر چه چیزی رفتی خیانت کردی وقتی الان خیلی از مشکل های زوج ها با انواع درمان ها حل میشه مرگت چی بود؟؟؟
      بچه دو روز دیگه بزرگ بشه چجوری میخوای تو چشاش نگاه کنی بگی وقتی یک ماهه بودی به جای این که به تو شیر بدم زیر یه غریبه خوابیدم؟؟؟
      بیچاره بچت که دو روز دیگه فحش مادر... براش حقیقته


    •   ali.kon.kon1378
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • ادارات دولتی یا جنده خونه؟


    •   mosiuu
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • یارو دوتا اسم داست محمد و احسان یا که دونفر بودن.
      دروغ چرا؟


    •   Nadddi
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • یه سال بود ازدواج کرده بودید ولی دوسال بود شوهرت قوی نبود؟؟???


    •   koonimalayer
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • بالاخره محمد یا احسان؟نکنه تری سام زدی شیطون (biggrin)


    •   Papyon97
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • اسمش محمد بود بعد شداحسان
      گوزووووووو
      برو کونتو بطرف باد بگیر و بگوووووز به روح کسی که تخم جنی مثل تورو درست کرده جقی


    •   Mj6633
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • من فکر میکنم دوتا از همکاران عزیزت کردنت احسان و محمد شایدم گروپ زدید ملت رد دادن ?


    •   Alimashhdi
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • آخر اسمش محمد بود یا احسان تو ی جقی بیش نیستی??????پس تعریف نکن یا حداقل دست رو از داخل شلوارت در بیار


    •   sexybala
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی. اداره شما چند سال یک بار لباس میده که مانتو ت تنگ شده است


    •   Zaman69
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • عالی بود دمتگرم
      هر کسی اختیار بدن خودشو داره
      داستان و خاطرات بعدی تون هم حتما بنویس دوست عزیز ????????


    •   Fuckmore2000
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • دلم می خواد اون شوهرت بفهمم کنن اون مادر چنده پاره کنه که طرف زن شوهر دار اومده
      تو رو هم طلاق بده تا راحت به جندگیت برسی


    •   mardvahshi
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • سی و ششمین لایک را زدم اما ندونستم اونی تو کوست گذاشته محمد بود یا احسان شایدم به دونفر دادی الله اعلم


    •   kokarostam
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • جنده


      این روزها اصلا حوصله ندارم، شاشیدم توی وجودت، توی روح و روانت.


      ها کـُ‌کا


    •   A1398
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • خاک بر سر جندت کنن تو ک میخواستی جنده باشی پس چرا ازدواج کردی لعنت ب شماها ک گند زدید ب هر چی عشقه


    •   Marshaall_Boss
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • مرحبا جنده خانوم...خوب کیرمونو راست کردی...باید بگم که تو لایق مرگی کثافت خائن...کیرم تو دهن خودتو پدر مادر بیناموست که ولزنایی مثل تورو پس انداختن.چطور از بچه طفل معصوم و شوهر بدبختت خجادت نکشیدی ربتی مثل سگ ماده دادی و برگشتی خونه؟
      به تو هم میشه گفت مادر؟
      به تو هم میشه گفت انسان؟
      باید اینو بدونی بخاطر خیانتی که کردی بالاخره حساب پس میدی و اگه حتی یک روز از عمر نحست مونده باشه باید مادرت گاییده بشه.
      البته اون حرومزاده ای ام که با علم به متاهل بودنت نشست زیر پات تا جنده ت کنه هم کم از تو نداره.


    •   swinger198968
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • کدوم احمقی به این داستان لایک داده ؟ از نظر من نه بی غیرتی نه کس نه از نه سکس با محارم هیچ کدوم بد نیست اما خیانت به مرد یا زنی که شریک زندگیته بزرگترین ظلم عالمه .


    •   swinger198968
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • ببخشید کامنتم گوشی تصحیح کرده . نه بی غیرتی ، ضربدری نه لز نه گی هیچ کدوم به اندازه خیانت کثیف نیست


    •   mountain
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • گفتی شوهرت کارمنده بانکِ،
      بعد از بارداری و زایمان، سکستون کم شده بود،
      توی بانک، هم همکار های خانم و خوشگل پیدا میشه، هم مشتری‌های خانم و خوشگل...


      فقط خواستم بگم با خیالت راحت و بدون عذاب وجدان کس بده،


      چون شوهرت هم داره هفته‌ای دو سه تا کس ناب و خوشگل می‌کنه؛


      یادت باشه، دنیا گردِ،
      با هر دستی بدی، با همون دست پس می‌گیری....


      که مطمئن باش داری می‌گیری...


    •   Hunter7508
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • داستانت میخورد واقعی باشه و اینکه حرفی نمیمونه جز اینکه بگم خدا از رو زمین ورتون داره...


    •   Meh-Meh
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • من کاری به شوهردار بودنت ندارم و همینطور به کسایی که فوش میدن کاری هم به کسایی که با این داستان جق میزنن ندارم من کاری به راست و دروغ بودنش ندارم کاری به بزرگ و کوچک بودن کیرهاشون ندارم
      من کلا کاری به هیچی ندارم


    •   ho3inhaji
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • آخرش محمد بود یا احسان؟ (dash) (dash)


    •   Hoseinf444
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • کیرم توحلق احسان ومحمد و تو رئیس ادارتون


    •   افسارگسیخته
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • ای خواهر مادر تون رو صلوات ......
      جمع کنین جان ناموس تون ..... ای بابا ... هر که هر داستانی می نویسه چهار تا کونی لنگ و لاش شدند اینجا کارشناس و زپرتی میان نظر میدن .....!!!!!
      خب شما ها همتون محمد امین و مریم مقدس .... توی غار حرا دادین و رفتین خونه ی خالی خدا توله تون رو انداختین ...!!!!
      هر کسی هر مدل داستان میگه به مزاج کیری شما سازگاری نداره .... بس کنین ارواح کوس و کون عمه ی بزرگوارتون ..... !!!!
      آخه شماها مگه داروغه ی خدا هستین که تشخیص میدی خیانت کرده !!!! آخه کوس کش زاده ها انگار با آب زمزم ریختند توی کوس مادر تون که شماها درست شدین دم از انقدر پاک و مقدس بودن می زنین .....!!!!
      همین شماها انگل زاده ها به خواهراتون رحم نمی کنین
      که اینجا حرف از خیانت می زنین ....!!!!
      من تعجب بعضی از رفقا هستم که با توجه به شناختی که ازش داشتم دیگه چرا ...!!!
      شاه ایکس جان ، برادر جنده گی و هرزه گی مرد و زن نداره ..!!! برای من و شما پیش نیومد که وقتی پای سکس به میان اومد خیلی از عقاید و تعهد ها رو زیر پا له کردیم ...؟؟؟
      من جای آدمین سایت باشم ، انقدر داستانهای تکراری رو براتون بارگذاری می کنم تا هر چقدر دلتون می خواد فحش بدین تا مقعد تون در بیاد .‌.‌‌


    •   darkoobkhashen
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • اون اسکل های که هی ضر میزنند و انتقادی کیری میکنند. بدونند اینجا سایت شهوانیه. حوزه علمیه نیست که. اگه این خانوم و امثال اینداستان ننویسند اونوقت تی جقی چی داری بخونی. فرض کن این خانوم با همکارش سکس نمیکرد بهد سکس با شوهرش رو مینوشت . خوب کونیا همین چیزا شهوانی رو شهوانی کرده. داستانش رو خوب بیان کرده بود. نوش جونش


    •   Mmd_bio
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • خانم جان تو ک صد باریکلا اینقد جنده ای ک با کیر تو کستم جواب تلفن سوهرتو میدی فقط بگو چی شئ 4 ماه طول تونستی صب کنی تا وقتی ک رفتی کستو دادی؟!!!!!!


    •   Minow
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • چرا دو نفري ك همو دوس ندارن با هم زندگي ميكنن؟چرا مثل ادم جدا نميشن ؟قانون مملكت كيري هستي يا ي زن نميتونه مهريشو بگيره كون لخت اواره خيابون ميشه يا يه مرد بدبخت بخاطر مهريه ميوفته زندان هم ديگه رو درست ندارين توله پس نندازين از هم جدا شين خودتون داراييتونو نصف كنين تا هيچكدوم ضرر نكنين اخه كسي ك همسرشو شريك زندگيشو دوست داشته باشه ك خيانت نميكنه ميدونم هوسه ولي اگه شوهرت و يا زنتو دوست داشته باشي كاري نميكني ك ناراحت ش خاك تو سرتون كثافتا سوسكاي كثيف


    •   m.davari
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • به نظر من که واقعیت نداره
      ولی اگه یه درصد هم راست بگی
      منتظر عواقب شوم و بدش باش
      و از این به بعد نکبت تو زندگیت رو به عینه میبینی


    •   rozhin_zanposh
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • خیلی جذاب بود


    •   Far1357
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • خاک تو سرت از بچه ت خجالت نکشیدی


    •   Miladab2121367
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • گفت مریم،؟ گفتم بله،گفت مریم،گفتم ها، گفت مریم گفتم جونم،گفت مریمم گفتم کییییر،گفت مریم گفتم کیرم کس خواهر مادر،دختر،وتمام کسهای موجود در خانواده مریم، دو ساعته گوه میخوری که بگی خشگلی و سفیدی و کست خشگله و دختر مورد علاقش بودی،فقط از خودت تعریف کردی، دوهزار کس دادی،یه شکم زاییدی بعد به خودت میگی دختر؟؟؟؟؟


    •   Miladab2121367
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • دروغ بودنش که دروغ محض،ولی اون زنی که بچه میاره تمام عشق و دین و دنیا و آخرتش میشه اون بچه،ولی متاسفانه خوک هایی هستن که اینجوری میرن کس میدن که هیچ،از اداره برمیگرده بجای گاز دادن که برسه به بچه ،مسیرو عوض میکنه و میره سراغ کیر،اینم هیچ، سینه ای که متعلق به اون بچس و شیری که باید اون بچه بخوره رو بزاری دهن یکی دیگه،تف به شرف همچین خوکهایی که کم نیستن،من خودم دوست دخترم یه مدت هرشب بچشو تو خونه میزاشت و با من میومد دوردور و کس دادن، هرچی میگفتم نکن این کارو قبول نمیکرد و آخرش میگفت داری بهونه میاری ولم کنی


    •   Miladab2121367
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • یک سالو نیمه که دخترم به دنیا اومده و از اون روز انگشت به سینه زنم نزدم،چه برسه به خوردن و لیسیدن،تازه این زنمه، ولی یه جنده خوک صفت میره میندازه دهن یه کونی و بچه رو از صبح میزاره تو گاو صندوق تا بعد هرزگیش که برمیگرده،آره دیگه شوهرشم که بانک بود،حرفی از مهد و پرستار و مادربزرگ اینام که نزد،پس حتما تو گاو صندوق گذاشته، بازم تف...


    •   Keyvan@96
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • اگه دوست داری یه پیغام بده بهترین سکسو بهت تحویل میدم
      K10203


    •   aref.3200
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • اگه مقدمه آشناییت به این سادگی باشه به دور از واقعیت هست مخصوصا که میگی من اینکاره نبودم درکل واقعی نبود ولی خوب بود یه کم لایک رو میدم بهتر بنویس غلط املایی زیاد داری و بعدشم پارتنرت رو براش یه اسم بیشتر نذار تکلیف خواننده معلوم باشه یا محمد یا احسان کدومش ؟ موفق باشی


    •   amirhossssein
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • بلاخره نفهميديم به محمد دادي يا به احسان؟؟


    •   pezhman1371
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • آخه کسکش میگی شیر دادم بچم ولی شیرم کم بود چون محمد خورده بودش بعد میگی از دستشویی برگشتم رفتم پیش احسان کیرم تو مغز فندقیت از قدیم گفتن دروغگو حافظه نداره ریدم تو خودتو داستانت جنده


    •   Satan90
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • محمد بود یا احسان
      خخخخ


    •   Am_moj
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • عالی
      حال کردم با داستانت
      منم همچین اتفاقی واسم افتاد با همکارم که زن متاهلی بود خیلی هم معتقد و مقید بود ازم خوشش اومد ، واسه یک بار اومد پیشم و دیگه اصلا نیومد


    •   دل_خسته
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • خلاصه اسم همکارت محمد بود و یا احسان .
      کس و شعر محض بود ، نوع نوشتار و فعل و فاعل نشون میداد نویسنده مرد باشه


    •   farbod92
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • فکر میکنم به همکارت دوست داشتی کس بدی اما جور نشده
      تنها راهت این بوده با همچین داستانی حداقل تو خیالاتت خودتو بهش برسونی


    •   aref.life61
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • فوق العاده عالی بود عالی عالی
      نگارش موضوع داستان تشریح کامل
      ادامه بده???


    •   Mili2018
    • 5 روز،3 ساعت
      • 0

    • قشنگ بود
      مرسی
      لذت بردم


    •   nc.alvand
    • 3 روز،9 ساعت
      • 0

    • اینجا يه عده سایت رو با سایت های اخلاقی و اجتماعی اشتباه گرفتند، طرف داستان ميگه، یا فحش ميدن چرا خیانت کردی،؟ اونکه با هماهنگی شوهرش ميده ميشه باغيرت، اونی که گی هست فحش ميدن ميگن کوونی، ظاهرا فقط سکس حلال زن و شوهری آزاده، که اونم کمتر کسی داستانش را مياره اینجا،


    •   Zoje_tehrani.76
    • 16 ساعت،47 دقیقه
      • 0

    • بی شرفی توی داستانت داد میزد
      منو خانمم اهل روابط فانتزی هستم و از رابطه های مختلف سه نفره تا ضربدری رو تجربه کردیم
      اما داستانت خیلی حس بدی بهم دست داد
      خیلی حتما حقیر بودی
      خیانت کثیف ترین و بدترین کار ممکن دنیاس


      متاهل بودنت به کنار کلی معلومه ذات خرابی داری در حالی که بچه شیر خوره داشتی شیر بچه ات رو با یه مرد غریبه تقسیم کردی


      جنده خانم،همکارت کس مفت گیرش اومده بوده به صورت حرفه ای واست زبون ریخته


      بدون زندگیت رو مفت باختی
      حتی اگه از شوهرت جدا نشی


    •   poya2017
    • 14 ساعت،41 دقیقه
      • 0

    • حالا نمیتونم نظر بدم دروغ بود یا راست ولی خیلی عالی تعریف کرده بودی و کلی حال کردم و دلم خواست


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو