خیانت پریا به شوهر (۱)

    1398/3/17

    سلام، وقت همگی بخیر
    من پریا 28 ساله هستم و ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به تابستون پارساله.
    اواخر تابستون پارسال شوهرم که کارمند پتروشیمیه برای ماموریت یک هفته ای مسافرت کرد عسلویه، منم قرار بود یا شب برم پیش مامانم یا داداش کوچیکم شبا بیاد پیشم
    صبح روزی که رفت من هنوز رو تخت دراز کشیده بودم و حال پا شدن نداشتم
    پنجره ی اتاق باز بود و هوای خوش شهریور و صدای گنجشکا حس خوبی بهم میداد، گوشیمو برداشتم تا تلگراممو چک کنم، یکی از دوستام لینک یه ربات رو برام فرستاده بود که میشد از طریقش با افراد غریبه چت کرد. ربات رو فعال کردم و به یکی دو نفری وصل شدم و چند کلمه چت کردم ولی راستش زیاد خوشم نیومد و بیخیالش شدم.
    پاشدم کارامو کردم و صبحونه خوردم دیدم واقعاً حوصلم سر رفته
    به چند تا از دوستام زنگ زدم بعد از ظهر رفتیم یکم بیرونو گشتیم و چند تیکه لباس و لوازم آرایش خریدیمو برگشتم خونه
    شبم داداشم با دوتا پیتزای مخصوص سورپرایزم کرد و بعد شام یه فیلم دیدیم و اون تو پذیرایی خوابید منم اومدم اتاق خوابمون
    دوباره گوشیو برداشتم و چشمم به اون ربات افتاد
    دوباره به یه نفر وصل شدم تا خودمونو به هم معرفی کردیم و مخصوصاً اینکه همشهری دراومدیم زود چند تا از عکساشو برام فرستاد و گفت که مربی باشگاهه و دنبال یه خانوم برای دوستیه
    خلاصه اون شب با شاهین آشنا شدیم و فرداش تلفنی حرف زدیم ازم خواست باهاش قرار بذارم
    منم اولش شک داشتم ولی دلو زدم به دریا و قرار گذاشتم عصر اون روز رفتم سر قرار
    شاهین مربی باشگاه بدنسازی بود و خیلی هیکل خوبی داشت
    قدش حدودا 185-90 اینا میشد چهارشونه و واقعا اندامش زیبا بود
    مثل مجسمه های خدایان یونان و روم!
    منم قدم 170 و وزنم 70 کیلوئه، چشم و ابرو مشکی هستم با سینه های سایز 80 و تقریبا بدون شکم و چربی و باسن برجسته.
    اون روز یه مانتوی بلند با یه روسری ساده مشکی و ساپورت و کفش پاشنه بلند پوشیدم و رفتم سرقرار، شاهین خیلی آدم خونگرمی بود و تو همون چند دقیقه اول باهام گرم گرفت و صمیمی شد یکم پاساژا رو گشتیم و ازم خواست شامو باهم باشیم، منم نمیدونم چی شد بدون اینکه فکر کنم قبول کردم




    بعد شام شاهین با ماشین خودش منو رسوند خونه و رفت اون شب تا صبح باهم چت کردیم و شاهینم از بدنم و خوشگلیم تعریف میکرد و گاهی حرفای سکسی هم میزد
    روز بعدش دوباره عصر باهم بیرون رفتیم و اینبار من دعوتش کردم شام و به مامانم گفتم امشب دوستام میان خونه به مهیار بگو نیاد، اومدیم خونه شاهین رفت نشست رو کاناپه منم رفتم اتاق تا لباسمو عوض کنم
    یه دامن بلند سفید پوشیدم با یه تیشرت و موهامم با کلیپس بستم و رفتم پذیرایی
    شاهین تا منو دید ناخودآگاه پاشد وایساد و دوباره کلی تحسینم کرد کاری که هیچوقت شوهرم نمیکرد
    شامو آماده کردم باهم خوردیم بعد شاهین با فلش خودش آهنگ گذاشت و براش رقصیدم




    وقت خواب موهامو باز کردم و دراز کشیدم رو تخت
    شاهینم شلوار لی و تیشرتشو درآورد و با یه شورت اومد پیشم دراز کشید
    خیره شدم به چشاش
    یاد تحسیناش افتادم ناخودآگاه ازش لب گرفتم، اونم خیلی حرفه ای ادامه داد، خدا میدونه چقدر تجربه داشت، مردا همشون همینطورین!?
    همینطور که لب میگرفتیم دستشو برد رو سینه هام و آروم شروع کرد به مالیدنشون منم از رو شورت کیرشو گرفتم و آروم مالوندم بعد دستمو کردم تو شورتش داغی کیرش حالمو خوب کرد قلبم داشت از جاش درمیومد اونم یه آه کشید و دستشو برد تو تیشرتم، از زیر سوتین نوک سینه هامو گرفت رفتم تو ابرا
    بلند شدم نشستم و تیشرتمو درآوردم یه سوتین جکدار مشکی تنم بود شاهین همینطوری مات و مبهوت نگام میکرد، روش دراز کشیدم و به چشاش خیره شدم، کیرشو زیر شکمم حس میکردم دستشو گذاشت رو کونم و خیلی آروم ماساژ میداد رفتم پایینتر و شورتشو درآوردم، کیرش خیلی خوشگل بود تقریبا بیست سانت میشد با تخمای بدون مو و آویزون، یکم نگاش کردم و سرشو کردم تو دهنم بدن شاهین جمع شد و یه آه بلند کشید، آروم آروم براش ساک میزدم و تخماشو میمالیدم اونم لذت میبرد و منم از دیدن لذت بردنش لذت میبردم، دوباره روش دراز کشیدم بغلم کرد و دستشو برد پشتم و بند سوتینمو باز کرد منم پاشدم و دامن و
    شورتمو درآوردم
    لخت وسط اتاق یه چرخ زدم و موهامو با دست جمع کردم چشاش دوباره پر از تحسین شد از کسو دراور یه کاندوم برداشتم و خودم کشیدم رو کیرش بعد پیشش دراز کشیدم، اینبار شاهین اومد رو من و کیرشو گذاشت رو کسم و شروع کرد لب گرفتن، کم کم رفت پایینتر گلومو حسابی لیسید و رفت تا رسید به سینه هام، با یه دستش یکیشو میمالید و اون یکی رو میخورد با زبونش با نوکشون بازی میکرد منم لذت میبردم بعد کم کم کیرشو گذلشت در کسم و آروم کرد تو، کیرش از کیر شوهرم بلند تر و کلفت تر بود آروم آروم تو کسم عقب جلو میکرد و وقتی همشو میکرد تو تخماش میخورد به زیر کسم و لذت میبردم واقعا تو آسمونا بودم
    که لریزم و ارضا شدم موقع ارضا شدن محکم بغلش کردم و به خودم فشارش دادم اونم چند ثانیه بعد من ارضا شد و بیحال کنارم افتاد...
    ادامه دارد...


    نوشته: پریا

  • 24

  • 51




  • نظرات:
    •   Matinisf
    • 3 ماه،2 هفته
      • 11

    • شیر آبم باز..........!


    •   Naser_021teh
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • دوست داشتم . تو فقط بنویس


    •   shahx-1
    • 3 ماه،2 هفته
      • 19

    • یعنی شرکت نفت نبود حجم داستانای اینجا نصف میشد!!! (biggrin)


    •   bosslover
    • 3 ماه،2 هفته
      • 15

    • قضیه چیه تا مردا یه سفر کاری میرن زناشون جنده میشن؟؟؟


    •   bosslover
    • 3 ماه،2 هفته
      • 13

    • قضیه چیه تا مردا یه سفر کاری میرن زناشون جنده میشن؟؟؟


    •   amin_fardi
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • برو برو از خدا بترس انقدرم کس نباش ?


    •   amin_fardi
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • برو برو از خدا بترس انقدرم کس نباش ?


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 3 ماه،2 هفته
      • 37

    • شمایی که دوست داری بدی ، چرا جدا نمیشی از شوهرت تا با خیال راحت بری پیش مردایی که همش از خودت و اندامت تعریف کنن و کیرشون هم بالای ۲۰ سانت باشه ؟؟؟


      آها چون شوهر پول داره ، هزینه میکنه برات ، پول هزار مدل قر و فرت رو میده ولی اونهایی که بهشون کس میدی فقط تعریف میکنن ازت


      جیندا خانم دوزاری، اونهایی که میگاینت بخاطر اینکه بازم بهشون کس بدی ازت تعریف میکنن ، حتی اگه مث تو قیافشون شبیه تاپاله گاو باشه یا شایدم پشگل گوسفند


      زیاد جدی نگیر فقط بفکر کردنتن ، چون کسی از یه کس مفت نمی گذره


      آره ، مردا همشون همینطورین


    •   hesam_m
    • 3 ماه،2 هفته
      • 10

    • والا تو بهشت هم بعید میدونم به این راحتی بشه حوری تور کرد که بعضیا تو این مملکت کص تور میکنن =)))


    •   zamankhan400
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • خوندم ولی خیانت حال نمیکنم


      اگر چه واقعی هم بنظر نمیرسید


      دیس


    •   Ebi.chocholkhor
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • با این‌شکلی که تو تعریف کردی ،
      احتمالا زنت رفته بود ماموریت !!! آق فری


    •   1352sina
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوب بود خوشم امد ایکاش جسارت تورو زن من هم داشت


    •   Mamdali0102
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • جمع کنید در کونتون رو باو


      سکس رو کردین غیر ممکن
      یا رویا و خیال


      خدایان روم ، هوای شهریور
      صدای گنجشکا


      از رو انتن بیا پایین کلاغ


      بشین یونجه تو بخور الااااااغ


      این ادمین کسننه فقط داستانایی لود میکنه که ننش پول گرفته و فانتزی رو برا طرف ساخته


    •   manvzanam
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • جالب بود


    •   kokarostam
    • 3 ماه،2 هفته
      • 7

    • جنده‌گی


      چقدر راحت و ریلکس کـُس دادنت رو تعریف کردی انگار یک وظیفه شرعی را انجام دادی. جوری بود که معلومه پسر بچه چاقال پاقال هستی که کُس ندیده. حالا یکی خفتت کرده و کونت گذاشته اومدی چرت و پرت میگی، شاشیدم توی زندگی تخمیت همراه با رسم شکل.


      ها کُـکا


    •   شاهی12020
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • بعید میدونم که نوسینده زن باشه در هنگام سکس برخورد قسمت بالای کیر مرد به قسمت بالای کوس زنان باعث تحریک بیشتر اونها میشه برخورد تخمهای مرد به پایین کس زنان میتواند برای مردها بسیار دردناک باشه بنابراین اونها ناخودآگاه در سکس سعی میکنند که از این برخورد یا جلوگیری کنند و یا تا حد ممکن ضربه شدیدی به بیضه خودشون وارد نکنند


    •   mostoufi
    • 3 ماه،2 هفته
      • 6

    • شوهر بدبخت رفته عسلویه مثل سگ عرق بریزه اونوقت تو پنجره رو باز کردی با صدای زیبای گنجشکها در هوای خوش شهریور زیر نور مهتاب کس دادی؟ موششکل نداره کارت؟ دوشواری چی؟


    •   vahooman
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • منتظر بودی شوهره یه هفته نباشه کس و مکونت رو حراج کنی


    •   کوسلیس۲۰
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • خیانت کردی ولی کیرمنم راست کردی


    •   فكرآزاد
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • اكثر داستانا زناي كارمنداي عسلويه كوني هستن


    •   ARYA52
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • اه ای جیندا
      قسم به زئوس خدای خدایان که تو کس مغزی بیش نیستی
      نیزه سه شاخه پوسایدون در مقعدت باد تا لذتی وافر ار همبستری با خدایان نصیبت شود
      آرزو مینمایم که هرکول تو راه در کوه المپ له یکصد و ده روش غیر ممکن مورد عنایت قراردهد
      ننگ و نفرین همه خدایان بر تو باد که شوهرت در گرمای آفتاب همی جان کنده و تو ظرف یک روز بعد از رفتنش چوب حراج بر کس و کون خود میزنی
      تو روحت که با افتخار حالا به واقع یا تخیلی خیانت رو دوست داری
      دیسسسسسلایک


    •   ARYA52
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • اه ای جیندا
      قسم به زئوس خدای خدایان که تو کس مغزی بیش نیستی
      نیزه سه شاخه پوسایدون در مقعدت باد تا لذتی وافر ار همبستری با خدایان نصیبت شود
      آرزو مینمایم که هرکول تو راه در کوه المپ له یکصد و ده روش غیر ممکن مورد عنایت قراردهد
      ننگ و نفرین همه خدایان بر تو باد که شوهرت در گرمای آفتاب همی جان کنده و تو ظرف یک روز بعد از رفتنش چوب حراج بر کس و کون خود میزنی
      تو روحت که با افتخار حالا به واقع یا تخیلی خیانت رو دوست داری
      دیسسسسسلایک


    •   mahdi543210
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • در عرض یک هفته ماموریت شوهرت
      هم دوست پیدا کردی
      هم بهش اعتماد کردی و خونه ات دعوت کردی
      هم یه شب تا صبح بهش دادی
      جنده به این سرعت کس نمیده مجلوق


    •   alijoon36
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • بده منم بزنم توووووووووووووووووش پری جوووونم


    •   neediii
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • ‏تو ندي يكي ديگه ميده
      همونجوري كه اگه من نكنم يكي ديگه ميكنه


    •   ziba1981
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • فوق العاده بود همیشه خوش باشی خانم


    •   As-pikc
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • الان تا خیانت پریا به شوهر تا ٧ رو باید بخونیم
      هر روز به یکی دادی? یا استراحتم دادی به خودت جنده?
      شایدم اضافه کاری کردی


    •   سکس_69
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • >چرا خیانت؟‌مگه هرچی که اون طرف داره مگه همسر ادم همونو نداره؟؟برا اونا دوطبقست؟؟برا اونا عسل داره؟؟ خیانت نکنیم نکنید جنده بازی درنیارید اوچیزی که هز غریبه میخوای از همسرت بخوا و اون هم باید برات انجام بده اماا خیانت و بی ناموسی نکنید** خرفت نشید بچتون محله سگنمیزاره بعد بهتوون دست طبیعت رو بهش ایمان داشته باشید :(


    •   کیرحشری5
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • چرا ی همچین کسی گییرمانمیاد مگه کیرمن خارداره خخخخخخخخخ


    •   Weed-m@n
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • دیس 34 تو کون جیندای درونت . مهتی پاشنه طلا حق گفت فقط شانس اوردی گیر من نیفتادی ک جینداهای مث تو رو باید جوری گایید ک زمین و زمونو گاز بگیری


    •   kiaaarash
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • من که خوشم اومد


    •   elephunk
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • کسی که ميگه 170 قد و 70 وزن بدون شکم و چربی اضافه شک نکينيد که پسره. و احتمالا يه زن لخت از نزديک تا حالا نديده.


    •   ملكه_قلابي٢
    • 3 ماه،1 هفته
      • 5

    • يا خدا!!! يا خدا!!! يعني واقعن زناي شوهردار اينقد راحت خيانت ميكنن!!! والا وقتايي ك ما پارتنر داريم جرات نداريم تو پاساژ با فروشنده ها حرف بزنيم!!!نكنه دوست پسرخاله دوست پسرمون باشه و دوست پسرمون بياد نصفمون كنه!!!!


      چ جوريه ك شماها اينقد شجاعيد!!! اين شوهرارو از كجا مياريد ك اينقد بي آزارن!!


    •   ملكه_قلابي٢
    • 3 ماه،1 هفته
      • 5

    • خوب اگه شوهرت ازت تعريف نميكنه چرا ولش نميكني!!


      هاا نشنيدم


      بلندتر بگو!!


      اهان اون بدبخت عسلويه كار ميكنه و خرجت رو ميده !!! پس بمونه و حمالي كنه


      تا تو بري پاساژ و ماساژ و خريد وپسر عضلاني و بالاي بيست سانت پيدا كني!!!


      احمق!! الاغ نننويس دوتا دختر بچه ميان ميخونن جدي ميگيرن !!! مرد ميارن خونه و شوهره ميفهمه و سرشون رو ب باد ميدن !!! نفهم عنتر ننويس!!!


    •   Naz10100
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • شوهر بیچارت رفته پول دربیاره اونوقت تو ...


    •   hamishe_sikh
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1

    • چقد جالب که یه زن متاهل ایرانی اونم نه از قشر ازاد و ضد حجاب و ضدمذهب و سنت.اینقد راحت روز دوم اشنایی یه مرد غریبه رو دعوت میکنه خونشون...ملت خونه نامزدشون اینجوری دعوت نمیشن


    •   hamishe_sikh
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • چقد جالب که یه زن متاهل ایرانی اونم نه از قشر ازاد و ضد حجاب و ضدمذهب و سنت.اینقد راحت روز دوم اشنایی یه مرد غریبه رو دعوت میکنه خونشون...ملت خونه نامزدشون اینجوری دعوت نمیشن


    •   hector.gy
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب ومختصر
      خسته نباشی


    •   Hamid9709
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • حیف وقت که بزاری براخوندن این کس شعرها .در یک کلام مزخرف بود.زنجنده حبل کف کیر از نبود شوهرش سو استفاده میکنه.یا شوهرش سیب زمینی بی رگ که کردن بلد نیست یا زن خیلی جنده مگرنه زن خوب زیاده که شوهرش سه ماه سهماه میرهخیانت نمیکنه.
      خیانت تو زات بعضی ادمها تو خونشونه مگرنه سفر بقع بهانه


    •   Dr.ali.paris
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • سلام لطفا به من پیام بدید یک پیشنهاد جالب دارم براتون۱?


    •   nilajooni
    • 3 ماه
      • 0

    • خب خب خداروشکر رو ابرا هم رفتی و حجت رو تموم کردی


    •   Watcher
    • 3 ماه
      • 0

    • کیر کریتوس تو دهنت ولی هم مورد عسلویه رو رعایت کردی هم رفتن تو ابرا رو کیر 20 سانتی هم خوب اومدی کلا شبیه فیلمای برازرز شده داستانای اینجا قدیم چارتا داستان خوب هم پیدا میشد


    •   سکس_69
    • 3 ماه
      • 0

    • خودت و مامانتو به جرم های مختلف گاییدم یکیش خیانتت


    •   ali043
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوب بود مثل قبل ولی انتها رو کامل میکردی بعد ادامه رو قسمت میگفتی بهتر بود


    •   Golazar
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • نآت بد


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو