داستانی با شروع داغ

    اه اه اه اه
    صدای ناله هاش هنوز تو گوشم بود نمیدوستم چرا یادم نمیرفت که چی دیدم !
    هفته پیش دوشنبه مثل همیشه رفتم باشگاه فوتبال نیم ساعت گذشت و گرم کردیم که یکی از مسئولین اومد گفت مربی امروز نمیاد و تمرین تعطیله.
    با تفکر اینکه خونه خالیه زود رفتم خونه تا با دوستام زولا بازی کنم ، با صدای بلند بیشتر حال میداد چون وقتی خونه نبود میتونستیم راحت با دوستام حرف بزنیم ولی وقتی کسی خونه بود باید با هدفون بازی میکردم و نمیتونستم فحش بدم و کل حالش به فحشش بود.


    من مسیحم 15 سالمه ولی خیلی از سنم بزرگتر شدم بخاطر اتفاقاتی که برام افتاده پس خواهشا فجش برا سنم نکشید این داستان برای یه ماه پیشه ولی این یه ماه خیلی اتفاق برام افتاد که باعث شد خیلی چیزا بفهمم.


    وقتی رسیدم خونه دیدم کفش میلاد داداش بزرگترم که 22 سالشه دم دره باهاش راحت بودم کلید انداختم رفتم داخل که صدای ناله یه زن شنیدم فکر کردم میلاد داره فیلم پورن میبینه خندم گرفت دلم نمیخواست جق زدن میلاد رو ببینم برا همین رفتم تو اتاقم و داشتم لباسم رو عوض میکردم که دیدم میلاد داره حرف میزنه بعد صدای دختره اومد که وقتی اسم میلاد رو گفت داشتم شک میکردم که میلاد داره سکس چت میکنه یا دختر اورده .
    شلوارک پوشیدم ولی لباس تنم نبود و اروم اروم رفتم سمت اتاق میلاد لای درش باز بود یه نگاه انداختم و دیدم که یه دختر سفید پوست که خیلی سفید بود با موهای طلایی و قهوهای که معلوم بود رنگ شدست پشتش به میلاد بود ومیلاد داشت تلمبه میزد . یکم شل شدم و خم شدم تا کامل ببینم جفتشون نیم رخشون معلوم بود وقتی میلاد داشت تلمبه میزد ممه های دختره تکون میخورد داشت خندم میگرفت که دختره که میخواست موهاشو بده بالا کلش رو طرف در چرخوند با من چشم تو چشم شد یه لحظه جیغ زد و پرید جلو کیر میلاد از تو کونش در اومد گفت :میلاد تو مگه نگفتی خونتون خالیه پس این کیه ؟بعد دستاش رو گذاشت جلوی سینه و کسش و رفت از رو تخت یه پتو برداشت و دور خودش پیچید میلاد تازه سرشو چرخوند سمت در و منو دید منم از ترس اینکه ازش کتک نخورم فرار کردم رفتم تو اتاقم و درو پشت سرم بستم.
    دیگه صدای اه اه نیومد چند دقیقه بعد صدای در زدن اومد میلاد بود
    -مسیح
    -بله
    -بیام تو
    -بفرمایید
    میلاد اومد داخل فقط شورت تنش بود و کیرش دیگه شق نبود
    -مسیح چی میخوای که چیزی که دیدی رو به کسی نگی؟
    فکر کردم چی بگم بیارزه بعد گفتم
    -اسم دختره چیه؟
    -اناهیتا
    -چشاش جه رنگیه؟
    -قهوهای روشن
    -جندس؟
    -دهنت رو ببند کصکش ،دوست دخترمه میخوام باهاش ازدواج کنم
    -بچه خر میکنی
    -چی مییخوای؟
    -ساک بزنه برام
    یه دفعه پرید سمتم و گردنم رو گرفت و گفت
    -بچه کونی مبگم جنده نیست
    گردنم رو ول کرد گفت
    -کون لقت اصن برو به هرکی میخوای بگو کی حرف تو کونی رو گوش میده؟
    -فیلم رو چی؟فیلم رو کسی باور میکنه ؟کونی هم تویی کثافت
    -برو گمشو بچه جون برو ، یه دست به کیرت بود یه دستتم به در گوشیت کجا بود اون موقع؟
    -باشه پس باید جلو من سکس کنید یا ساک بزنه یا فقط بزاره لبشو ببوسم
    -همینجا بمون ولی بهت قول نمیدم فکراتو بکن شاید با یکم پول بشه دهنتو ببندم
    رفت و چند دقیقه بعدش اومد گفت بیا تو اتاقم
    باهاش رفتم تو اتاقش دختره همه لباساشو پوشیده بود و میلاد هم شلوارک تنش بود
    دختره گفت : بیا اینجا بشین
    رفتم کنارش رو تخت میلاد نشستم
    -اسمت چیه اقا کوچولو نکنه برندون اسمته(اون بچه تو Game of Thrones که داشت سکس ملکه با داداشش رو دید میزد)
    -ههه نه مسیحم
    -از من خوشت اومده
    -فک کنم ، اخه ما خانوادگی خوش سلیقه ایم
    -خوش صحبتی
    یه لبخن قشنگ زد بعد شروع کرد بوسیدنم لباشو گذاشت رو لبام چشمامو بستم و سرم رو یکم کج کردم و شروع کردم خوردن لباش (از تو فیلم ها لب گرفتنو یاد گرفته بودم)
    اینم مثل همه چیزای خوب دنیا زود تموم شد
    بعد که تموم شد دوباره لبش رو یه بوس سریع کردم و بلند شدم میلاد بهم دو تا پنجاهی داد و گفت برو یکم برا خودت بیرن بگرد
    فهمیدم قراره بکن بکن راه بندازم دلم نمیومد برم ولی قول داده بودم پاشدم رفتم بیرون
    رفتم گیم نت ممدبلک بود داشت مثل همیشه بلکاپس بازی میکرد نشستم و باهاش بازی کردم یک ساعت بعد برگشتم خونه از هیچکدوم خبری نبود
    یه هفته بعد تو خواب دیدم که دارم اناهیتا رو میکنم وقتی صبح بیدار شدم دیدم خودم رو خیس کردم فکر کردم شاشیدم با بابام که حرف زدم فهمیدم محتلم شدم
    با بابام راحت بودم و حتی بهش گفتم که نو خواب دیدم که داشتم یه دختره رو میکردم البت اول رفتم که کمکم کنه که بدون این که کسی بفهمه تشکم خیس شده جمعش کنم که اون شروع کرد پرسیدن که مطمئنی شاشیدی و...
    تموم شد دیگه بالغ شدم چقدر بیجنبه بودم(smile)
    پنجشنبه با سام و اریان و پوریا رفتیم گیم نت و وسط بازی دوباره تلفن سام زنگ خورد دوست دخترش بود ملیکا
    بعد از بازی موقع رفتن به سام گفتم تو چیجوری اینقدر دوست دختر داری؟
    --باید مکان پیدا کنی دگ مثلا پارکی ، کافع ای یا ... مثلا من با بیشترشون تو کلاس موسیقی دوست شدم
    فهمیده بودم باید اول از طریق کلاس و پارک دختر جور میکردم
    تا رسیدم خونه پاشیدم تو اتاقم و رو تخت لش کردم و شروع کردم تو نت سرچ کردن که ببینم ساز مورد علاقم چیه من از رپ و راک و متال خوشم میومد ولی تنها نکته اشتراک اینا گیتار الکتریک بود که من دوست نداشتم دیدم تنها ساز مورد علاقم درامه ولی مامانم نمیذاشت درام بزنم برا همین رفتم سراغ درام هنگ خیلی باحال بود همون پنج شنبه شب نشد که بابام رو بردم همون اموزشگاه موسیقی سام تو ونک هنگ درام ثبتنام کردم
    شنبه غروب اولین جلسه بود (میخوام زیاد دیگه دست به کیر نمونید گذشت و گذشت تا با یه دختری به نام هلیا اشنا شدم دیگه هر روز بیرون بودیم
    تا اینکه همین پریروز قرار شد بیاد خونمون رو ببینه (جفتمون میدونستیم که میخووایم چیکار کنیم)
    از قبل با توجه به توصیه های اقا سام که تو سایت باهاش اشنا شده بودم کاندوم خریده بود یه مدل تاخیری افزایشی
    وقتی اومد برا خودمون قهوه درست کردم و چند تا کروسان هم خریده بودم کلا میخواستم رویایی بکنمش
    خونه رو که کامل بهش نشون دادم بردمش تو اتاقم و تلویزیون و روشن کردم و گذاشتم pmc قهوه رو که خوردیم رفتم و بستنی اوردم
    .............کلی اتفاقات کسشر تا مخ بزنم.........................
    یکم که گذشت گفتم
    -هلیا
    --جانم
    -خوش بحالت
    --چرا؟
    -خونتون هیچوقت دزد نمیاد
    --چرا؟
    -چون چشات سگ داره میگیرتش
    --وای مسیح تو چقدر خوبی
    بعد یواش یواش عین تو این فیلمای سینمایی تینیجری با یکم خجالت لبامون رو بهم نزدیک کردیم لبامون رو چسبوندیم بهم اروم اروم شروع کردم لباش رو خوردن
    دیگه یکم تجربه اناهیتا کمکم میکرد لبامون رو دور کردیم بلندش کردم و گذاشتمش رو پاهام دوباره شروع کردم لب بازی دراز کشیدم اونم روم دراز کشید شروع کردیم لمس همدیگه دستمام رو گذاشتم سینه هاش شروع کرد لباسش رو دراوردن منم تیشرتم رو دراوردم دکمه شلوارش رو میخواست باز کنه که نذاشتم و خودم براش باز کردم اونم شلوارم رو برام در اورد شروع کرد برام خایه و کیرمالی کردن منم داشتم سینه هاشو میمالیدم دستاشو برد پشت کمرش و شروع کرد سوتینش رو باز کردن سایز ممش به زور به 20 میرسید ولی برا اولین بار خوب بود منم شرتمو دراوردم اونم دراورد
    چشمامو باز کردم و نگاه کردم به کسش یهو ماتم برد پرده نداشت
    سوختم بدم سوختم
    اخه دختر 15-16 ساله؟؟؟؟؟؟
    شروع کرد برام ساک زدن هنوز تو شوک بودم حس میکردم بهم خیانت شده این چندوقته عاشق هلیا شده بود رو تخت دراز کشیده بودم هلیا یکم ساک زد و بعد یه کاندوم از رو میز برداشت و کشید سر کیرم بلند شد و اروم اروم کیرم رو گذاشت رو دهنه کسش اروم اروم رفت تو داشت اه اه میکرد یه نگاه تو صورتش کردم چقدر ازش متنفر بودم
    یه لحظه بیخیال شدم پیش خودم گفتم بیخیال "carpe diem"
    شروع کرد تلمبه زدن رو کیرم
    زیرش که بودم حس خوبی نداشتم بهش گفتم بلند بشه و داگی بشه
    بعد از پشت سروخ کسش رو پیدا کردم و کردم داخل و شروع کردم تلمبه زدن من میخواستم برا این که هلیا بی پرده نشه از کون بکنمش ولی حالا که اینجوری شد از کس کردمش
    کاندوم تاخیری بود صدای شلپ شلپ تکون خوردن کیرم تو کس خیسش با صدای ناله های ریزش قاطی شد یاد سکس میلاد با اناهیتا افتادم اونجا که ممه های انا تکون میخورد به حودم اومدم دیدم جلوم انا نیست یه دختر 15 ساله بود خودمم بچه نبودم پس بچه بازی نمیکردم ولی یه چیزی تو دلم میگفت نکن کشیدم عقب بهش گفتم هلیا راستش من فکر نمیکردم پرده نداشته باشی
    -خب حالا که چی الان که بهتره
    -من نمیخوام
    --جقدر کس میگی بیا بکن داشتم ارگاسم میشدم دگ یواش یواش
    از حرف زدنش خوشم نیومد میخواستم انتقام بگیرم
    --میدونی چرا گفتم داگی بکنمت
    -؟؟
    --جون دلم نمیخواست موقع کردنت جشمای وزغیت رو ببینم
    -بلند شد و شروع کرد زدن من دستاش رو تو دستام گرفتم و پرتش کردم رو تخت و گفتم اروم باش روانی اینو گفتم که سکس رو تموم کنی جالا هم لباست رو بپوش بیرون منتظرتم بعدم لباسام رو برداشتم و از اتاق رفتم بیرون لباس پوشیدم و رو مبل نشستم گریم گرفت این دیگه چه زندگیه اخه یه دختر 16 -15 ساله اخه باید بی پرده باشه
    هلیا اومد بیرون و دست به سینه کنار دستم نشست و اخم کرده بود که صدای گریم رو شنید باورش نمیشد برگشت سمت من با تعجب گفت چرا گریه میکنی مسیح؟
    -چرا؟چون تو تو این سن پرده نداری
    -خب به تو چه
    دیدم منطقی حرف میزنه گفتم قهوه میخوری؟
    -لبخند زد گفت اره
    بعدشم بلند شدم و قهوه درست کردم و اومدم پیشش داشت جم جونیور نگاه میکرد
    خندم گرفته بود
    از فرداش منو هلیا فقط جاست فریند بودیم
    امروز هم تصمیم گرفتم که دیگه دنبال دوست دختر نباشم و فقط جاست فریند باشم باهاشون حالا یه داستان دیگه در مرد اناهیتا هست که دفعه بد مینویسم
    البته تو پیجم 17 ساله زدم چون کمترین سن شهوانی 17 هست
    نظراتونو میخونم و جواب میدم


    نوشته: masih_roma

  • 7

  • 25




  • نظرات:
    •   عشقبازمست...
    • 1 ماه
      • 0

    • اون دهنتو سگ بگایه
      اسم قحطی بود حرومزاده
      اسمت زیر دم سولاخ


      مسیح اسم خداست
      شرم مسیح شرم خدایان


    •   shahx-1
    • 1 ماه
      • 9

    • یعنی فقط اگه دستم بهت میرسید............ (dash)


    •   Different man
    • 1 ماه
      • 6

    • طرز بیان داستانت که خوب بود! خوشم اومد


    •   Real.Sina
    • 1 ماه
      • 3

    • خیلی تخیلی بود بچه


    •   هههههههههههه
    • 1 ماه
      • 9

    • کیون شیو کردتو چرب کن الان اهالی سایت میان


    •   shrm
    • 1 ماه
      • 6

    • در اتاقو بار کردی پرده ندیدی (dash)


    •   Jeefri
    • 1 ماه
      • 8

    • آخه جاكش بي پدر ننه حرومي به كسش نگاه كردي فهميدي پرده نداره؟ به همين راحتي لباتو بوس كرد؟ وسط سكس ول كردي؟ آخه كدوم تخم سگي وسط سكس كه سرشار از لذته مي تونه ول كنه آخه ما كير به دست داستان تو باشيم؟ تو سگ كي باشي خواهر ننه جنده بي شرف بي ناموس


    •   lovely_grl
    • 1 ماه
      • 6

    • اه اه اه؟؟ یحتمل تو فکرت اینو صدای گر گرفتن آتیش تصور کردی وگرنه هیچ دلیل دیگه برای این تیتر مسخره به ذهن نمیاد


    •   Bella_ragazza
    • 1 ماه
      • 3

    • نگاه کردی پرده نداشت پرده آشپزخونست مگه نگاه کنی ببینی هست یا نه این چرا تگ طنز بهش نخورده ?


    •   Prometheuss
    • 1 ماه
      • 3

    • برندون جان حواستو جمع کن جان اسنو کونت نذاره (biggrin)


    •   ghasmagha
    • 1 ماه
      • 2

    • گفتی بیشتر از سنت میفهمی ولی به کمتر از سنت میخوره البته اول داستانت شروع کردی هماهنگ جق زدن اخراش که آبت اومد روال داستانت عوض شد


    •   رضا234
    • 1 ماه
      • 2

    • خوب اگه راستشو بخواهی واسه خودت بیشتر شق کردم تا واسه زنه همش وسط داستان به این فکر میکردم که الان کاکات به گا میدت


    •   Caboos1
    • 1 ماه
      • 12

    • هر کی میگه کسشر بود لایک کنه


      فکر نمیکردی یه روز این اتفاق برای خودت هم بیفته نه؟


    •   مهدی-پاشنه-طلا
    • 1 ماه
      • 5

    • کودک کودن


      من که شک دارم ۱۵ ساله باشی


      برو پاستیلت رو بخور بچه


    •   mahdi0044
    • 1 ماه
      • 5

    • وااااای فقط اونجاش که گفتی چرا پرده نداری اونم گفت بتوچه توهم قانع شدی ????


    •   SSAa699
    • 1 ماه
      • 8

    • ببین مسیح جان ..من نمیگم داستان خوب بود یا بد فقط این سوال برام پیش اومد. عزیزم مطمئنی با یه پسر سکس نکردی ؟؟؟آخه ...گفتی


      سایز ممش بزور 20میشد اونم.دختر 15_16ساله ؟؟؟


    •   nintendo90
    • 1 ماه
      • 3

    • اون پرده پنجره ست که از بیرون پیداست، پرده کس توشه. یعنی یه زحمت گوگل کردن هم بخودت ندادی. کلاس چندمی کوچولو؟


    •   Boy1982bad
    • 1 ماه
      • 3

    • آخه کیر تو روحت مگه سوتین سایز ۲۰ داریم کیری جقی


    •   Ehsanh17nu
    • 1 ماه
      • 2

    • هلیا
      جونم
      خونتون دزد نمیاد چون چشات سگ داره
      ایییییی خارررررتو پسر،کیرم ترکید از خنده


    •   Farzinx57
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • بزغاله برو مشقاتو بنويس


    •   خوشگلخانم
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • ای بدبختی هی...


    •   Caboos1
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • SSAa
      من که یه بارم اسمتو درست نتونستم بنویسم
      این داستانا بدرد تو نمیخوره که
      تو داستانای
      آرواره های سکسی
      سکس گیر
      سکوت سکسی ها
      عروسک سکسی
      اینجور چیزا رو بخون


    •   masih_roma
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • هر کی میگه کسشر بود لایک کنه (biggrin)


    •   SSAa699
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • کابوس جان باور کن منظورتو متوجه نشدم عزیزم


    •   masih_roma
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • Caboos جون چرا اتفاقا میخواستم برای داستان خودمم بزارم ولی اون موقع که ادمین گذاشت آن نبودم در کل مرسی همه که نظر دادن جدا با نظرهای همه خندیدم


    •   Caboos1
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • مسیح
      صدا و سیما این همه هزینه میکنه سریال میسازه
      شاید برای شما هم اتفاق بیفتد
      که درس عبرت بگیری
      دیدم خودت نمیتونی زیر داستان خودت بزاری گفتم حرفت زمین نمونه


    •   masih_roma
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • داستان سکسی است نه خاطره


      آقا من تو ۱۸ سالمه بخدا اینم داستان بود و اصلا گی ام برای همینن اصن کس ندیدم که بدونم پرده چیه (rolling) گفتم یه داستان سکس با دوست دختر هم بنویسم به بینم نظرات چطوره حالا چند تا داستان گی هم دارم که هنوز لود نشده


    •   Caboos1
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • Ssaa
      تو سکس خشن وحشتناک دوسداری
      گفتم تو سایت بگرد دنبال این داستانا که برات اسم بردم


    •   SSAa699
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • کابوس جون لعنتی اصلا دهن باز میکنی من خندم میگیره .. (rolling) چشم ..چشم


    •   AmirrezaMSI
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • ناموس تا شق میکردم یه کسی میگفتی کیرم کس خنده میزد می خوابید


    •   Pakos
    • 4 هفته
      • 1

    • ههههههخخخخخ اولا كيرم تو لنگاي بابات كه باش راحتي
      دوما كيرم وسط لنگاي مامانت كه باش ناراحتي
      سوما آخه خواركسه مگه كس دختره پنجره ميني بوس بود كه تا چشمات رو باز كردي و ديديش فهميدي پرده نداره؟؟؟!!!!! ??‍♂️
      چهارمأ سعی کن فعلا داستانِ كونهايي كه به گيم نتي محله تون دادي رو برامون بنويسي هم جذاب تره هم اينكه نيازي به پرده هم نداره


    •   Momson
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • کس خالت?


    •   uouo72721
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • ی دفه بیرون زدش لاشیت


    •   darya54
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • حالا اینکه تو پونزده سالگی سکس میکنین و خدا رو شکر خونواده محترمتونم رو روابطتون هیچ نظارتی ندارن به کنار،کاری با این قسمت ندارم.
      گویا مد شده خونواده ها فقط تولید نسل کنن.تربیت بچه هاشون بعهده آدم فضاییا هست!
      من تو کّفِ اون قسمت قصه اتون هستم که تا هلیا شورتشو در آورد ،شما ماتتون برد چون پرده نداشت.
      پرده که روی کس نیست
      توی کسه.تا سکس نکنین که متوجه نمیشین.
      حداقل قبل از نوشتن داستان تخیلیتون تو گوگل در مورد ساختمان کس یه کم اطلاعات جمع میکردین که تو یه سایت سکسی که همه استاد و متخصص سکس هستن سوتی به این بزرگی ندین.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو