داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

داستان سکسی من و زن داداش

1399/04/14

اون روز خونه مادر بزرگم داشتیم آش میپختیم. همه فامیل بودن. آش تا عصر طول کشید و بعدش بردیم بین درو همسایه پخش کردیم. من یه زن عمو دارم که یه پسر 9 ساله داره و شوهرش یه شب در میون شب کاره اون شب هم عموم شب کار بود. شب ساعت 1 بودش که قرار شد همه بریم خونه هامون منم قرار شد که این زن عمو و پسرشو ببرم بذارم خونشون .خونشون از خونه ما خیلی دور بود تقریبا ما غرب تهران بودیم و اونا شرق تهران. خیابونا خلوت بود و ساعت 1:30 رسیدیم خونشون منم خیلی خسته بودم و زن عموم اینو فهمیده بود .
گفت: بیا بریم بالا عموتم خونه نیست ما تنهاییم میترسم و الانم شبه تو خسته ای صبح برگرد خونتون. منم یکم تعارف کردمو بعدش زنگ زدم خونه که آره اینجوریه و فردا میام. پسر عموم که خواب بودو بغل کردم و بردم خونشون رو تختش گذاشتم و خودم اومدم بیرون. زن عمو رفته بود تو اتاق و داشت لباس عوض میکرد منم حواسم نبود و در نزده رفتم تو گفتم زن عمو لباس راحتی دارین تا دیدم که لخته سریع از اتاق اومدم بیرون و منتظر شدم که بیاد بیرون.با یه دست لباسه راحتی اومد بیرون خودشم یه لباس راحتی پوشیده بود(یه دامن با یه بلیز که جلوش دکمه داشت) و موهاشم باز کرده بود
اون روز خونه مادر بزرگم داشتیم آش میپختیم. همه فامیل بودن. آش تا عصر طول کشید و بعدش بردیم بین درو همسایه پخش کردیم. من یه زن عمو دارم که یه پسر 9 ساله داره و شوهرش یه شب در میون شب کاره اون شب هم عموم شب کار بود. شب ساعت 1 بودش که قرار شد همه بریم خونه هامون منم قرار شد که این زن عمو و پسرشو ببرم بذارم خونشون .خونشون از خونه ما خیلی دور بود تقریبا ما غرب تهران بودیم و اونا شرق تهران. خیلبونا خلوت بود و ساعت 1:30 رسیدیم خونشون منم خیلی خسته بودم و زن عموم اینو فهمیده بود .
گفت: بیا بریم بالا عموتم خونه نیست ما تنهاییم میترسم و الانم شبه تو خسته ای صبح برگرد خونتون. منم یکم تعارف کردمو بعدش زنگ زدم خونه که آره اینجوریه و فردا میام. پسر عموم که خواب بودو بغل کردم و بردم خونشون رو تختش گذاشتم و خودم اومدم بیرون. زن عمو رفته بود تو اتاق و داشت لباس عوض میکرد منم حواسم نبود و در نزده رفتم تو گفتم زن عمو لباس راحتی دارین تا دیدم که لخته سریع از اتاق اومدم بیرون و منتظر شدم که بیاد بیرون.با یه دست لباسه راحتی اومد بیرون خودشم یه لباس راحتی پوشیده بود(یه دامن با یه بلیز که جلوش دکمه داشت) و موهاشم باز کرده بود. گفتم ببخشید که اینجوری شد حواسم نبود. گفت نه بابا ایرادی نداره مثلا پسره برادر شوهرمی!! من لباسارو گرفتم و رفتم عوض کردم. از اون موقع که اون صحنه رو دیده بودم دیگه خوابم نمیبرد. پاشده بودم نشسته بودم و تلویزیون میدیدم که دیدن زن عموم اومد بیرون از اتاق گفت چرا نخوابیدی؟ گفتم خوابم نمیبره آخه جام عوض شده. چرا خودتون نخوابیدین؟ گفت بدنم خیلی درد میکنه امروز زیاد کار کردم. گفتم میخوایین یذره ماساژتون بدم؟؟!! گفت بلدی؟ گفتم آره یذره. گفت باشه پس بیا تو اتاق. رفتم تو اتاق و اونم خودشو انداخت رو تخت و گفت شروع کن دیگه. منم رفتم کنارشو شروع کردم به ماساژ دادن یذره که گذشت حس کردم بدنش گرم شده. هی دستم میخورد به بنده کرستش و گفتم زن عمو این اذیت میکنه چی کارش کنم؟ گفت بازش کن. گفتم بلد نیستم. دکمه های پیراهنشو باز کردو بلیزشو داد بالا و گفت حالا اون دوتارو باز کن منم همین کارو کردم و کرستش باز شد و بندش رفت دو طرفه بدنش دوباره دکمه های پیرانشو بست و خوابید رو تخت منم که ضد حال خورده بودم شروع کردم به ماساژ دادن. یه دفعه گفتم روغن زیتون دارین؟ گفت آره واسه چی میخوای؟ گفتم خیلی موثره تو ماساژ دادن اگه بذارین براتون بزنم خیلی خوبه. گفت باشه برو از تو کابینت بیارش منم سریع پریدمو آوردم. شروع کردم با ماساژ دادن با روغن زیتون. بهش گفتم پیرهنت روغنی میشه ها درش بیاری بهتره. اونم با یه نگاه بد پیرهنشو در آورد و گفت بند ابنو ببند بازم. منم بند کرستشو براش بستم و شروع کردم به ماساژ دادن . یک عالمه روش روغن زیتون ریختم و شروع کردم به ماساژ دادن. بدنش کاملا لیز شده بود و بند کرستش از پشت چرب چرب. اومدم رو کمرش و ماساژ میدادم و کم کم دستمو میکردم زیره دامنش. خودشو جمع کرد منم اومدم سر جام که پشتشو ماساژ بدم. یدفعه بند کرستشو باز کردم و شروی کردم زیره بندشو ماساژ دادن دیگه انگار نه انگار که دارم چی کارا میکنم.از کنار شیکمش قشنگ پهلوهاشو ماساژ میدادم و اونم داشت حال میکرد. بهش گفت زن عمو پاهات درد نمیکنه گفت چرا ساقه پام خیلی درد میکنه. منم از خدا خواسته رفتم سراغ پاهاش و شروع کردم.همینجوری که ماساژ میدامد همش میومدم بالاتر و به رون پاش نزدیک مشدم. دامنشو هی میدادم بالاتر قشنگ تمام بدنشو ماساژ میدام. کرستو شرتش کامل دیگه میدیدم رنگشون نارنجی بود که منو بدجوری حشری میکرد .قشنگ معلوم بود که شرتش خیس شده و تحریک شده منم از این موقعیت استفاده کردم و رفتم بالا دوباره سراغه کمرش از پهلوهاش رفتم بالا و ایندفه دلو زدم به دریا و سینهاشو گرفتم یه آه کشید که نزدیک بود همونجا آبم بیاد. قشنگ سینه هاشو تو دستم گرفته بودمو باهاشون بازی میکردم اونم داشت حال میکرد.کرستشو کامل از تو بدنش در آوردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش. چشاشو بسته بودو آه و ناله میکرد. تو یه چشم به هم زدن تمام لباسامو حتی شورتمو در آوردم و دوباره رفتم سراغ سینه هاش. عجب سینه هایی داشت قشنگ خوردم تا خودش گفت بسه. رفتم بالا و شروع کردم به لب گرفتن و خوردن زیره گلوش و لاله گوشش. کلی حال کرده بود.دامنشو از تو پاش در آوردم و کامل خوابیدم روش جوری که قشنگ کیره شق کردم روی کسش بود. بازم شروع کردم به خوردن سینه هاش اومدم پایین تر تا به شرتش رسدیم اونم از پاش در آوردم کاملا خیس شده بود لاپاش شروع کردم به خوردن کسش و با انگشت توش میکردم. همش آه و ناله میکردو میگفت دو انگشتی بکن. منم دو انگشتی کردن بعد 3 انگشتی و بعدش 4 تا انگشتمم تو کسش بود. دیگه داشت جیغ میزد و یدفعه با یه جیغ بلند آروم شد. رفتم بالا و بوسش کردم. حالا نوبت اون بود که برام ساک بزنه.کیزمو کرد تو دهنشو شروع کرد به ساک زدن. حال میکردم وقتی کیرم به ته حلقش میخورد و عق میزد. انقدر خورد که حس کردم داره آبم میاد. هیچی بهش نگفتم و همشو تو دهنش خالی کردم اونم همشو خورد. کیرم کوچیک شده بود ولی هنوزم ول کن نبود منم از کس و کون نکرده بودمش. دوباره شروع کرد به ساک زدن تا کیرم بزرگ شد و آماده کردن. خودش نشست رو کیرم و حس میکردم کسش داره باز میشه. کامل رو کیرم نشست و بعد چند ثانیه شروع با بالا پایین رفتن کرد.منم کمکش میکردم. بعده یه مدت حس کردم خسته شده و جامونو عوض کردیم. شروع کردم با تمام قدرت تلمبه زدن که داشت اون زیر له میشد. میگفت آروم تر…. الان له میشم…همش ماله توئه عجله نکن…. منم خسته شدم و از تو کسش کشیدم بیرون. گفتم میخوام بکنم تو کونت گفت نه جر میخورم. اما گوشم به این حرفا بدهکار نبود. کیرمو گذاشتم دمه سوراخ کونش و با یه فشار دادم تو. دستمو گذاشتم جلو دهنش که نتونه داد بزنه. میخواست داد بزنه ولی نمیتونست بهد چند دقیقه حس کردن کونش قشنگ آمادس و شروع کردم به تلمبه زدن اونم اون زیر نفس نفس میزن و می گفت: کسو کونمو یکی کردی…. کیرتو تو کسمم حس میکنم…دارم جر میخورم….منم حشری تر میشدمو محکم تر میکردمش تا اینکه حس کردم آبم داره میاد. گفتم حیفه تو کسش خالی نکنم. از تو کونش کشیدم بیرون و کردم تو کسش دیگه هر چی بود واسه اونم لذت بود. محکمتر و محکم تر توش تلمبه میزدم و حس کردم واسه دومین بار داره آبم میاد گفتم دارم میام نای حرف زدن نداشت فقط گفت مواظب باش منم اطاعت کردمو با تمام قدرت کیرمو زدم تو کسش و با این حرکت تمام آبمو تو کسش خالی کردم فهمیده بود که چی کار کردم نزدیک بود گریش بگیره گفتم قرص همرام هست نترس اونم یکم آروم تر شدش تا صبح دوبار دیگه کردمش و هر بارم تو کسش خالی کردم. ولی نذاشت تو کونش کنم دیگه. صبح که شد پسرشو راه انداخت که بره مدرسه ما هم با هم رفتیم حموم و اون تو یه بار دیگه هم کردمش اونشب کلا 5 بار آبم اومد و از اون به بعد هر وقت موقعیت بشه از کس و کون میکنمش!!

نوشته: AHA


👍 5
👎 48
75482 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

895688
2020-07-04 21:11:30 +0430 +0430

حالت خرابه


895690
2020-07-04 21:12:09 +0430 +0430
NA

کونی

6 ❤️

895694
2020-07-04 21:15:47 +0430 +0430

پاشده بودم نشسته بودم؟؟؟
یعنی چی؟
چرا یه بخش داستانت تکرار شده؟
خودت حتا داستانت رو نمی خونی،چه توقعی داری ما بخونیم؟
هی هی!
چیزی نگم بهتره


895696
2020-07-04 21:16:20 +0430 +0430

ای کیر احمدی نژاد تو کونت و دهنت 5با ارضا شدن میدونی یعنی چی.اگه راس بگی بعد بار اول عذاب وجدان خفه ت کرده بدبخت.


895697
2020-07-04 21:19:02 +0430 +0430

تو که اینقدر کسخلی که دوتا پاراگراف اول رو دوبار نوشتی با چه روی داستان میفرستی؟

با پیرهن خوابیده بود شروع کردی با روغن زیتون ماساژ دادن که گفتی لباست روغنی میشه؟؟؟ توی دهات شما با روغن از روی پیراهن ماساژ میدن؟!!!


895698
2020-07-04 21:19:37 +0430 +0430

بچه کونی جقی، وقتی گلنار رو میکنی توی کونت اینجوری میشه که اول مینویسی زن داداش، بعد داستان تخمیت میشه زن عمو. آخه گوزو، کیر زرافه تو کونت مگه مجبوری کوسشعر بنویسی. سگ بشاشه به مغزت


895702
2020-07-04 21:22:24 +0430 +0430

۱-وقتی دارید کپی پِیست میکنید همیشه حواستون باشه دوبار پیست نکنید اینطوری تکرار میشه ضایع میشید 😁
۲-وقتی میرید داستانای قدیمی رو اسکی میرید حواستون باشه ممکنه یه کاربر قدیمی باشه که عمر حضورش تو سایتای داستانی از سن شما بیشتره ✋
۳- موقعی که این داستانای شب کاری رو میخونم همیشه این سئوال تو ذهنمه که زن طرف یه عمر تنها خوابیده و نترسیده بعد چطور تا شما میرید خونشون یهو دعوتتون میکنه تو خونه که شب نترسه؟ها؟چرا؟واقعاً چرا؟ (hypnotized)


895708
2020-07-04 21:27:25 +0430 +0430

بله اولین کامنت حالی دیگه داره

2 ❤️

895713
2020-07-04 21:31:50 +0430 +0430

1- داستان دزدی و قدیمی است دوبار دیگه اینجا قرار داده شده…


895727
2020-07-04 21:40:29 +0430 +0430
NA

کونکش تو که زن عموتو کردی پس زن داداشت کجا بود داستان نخونده کپی کردی اسمشو زدی سکس با زن داداش


895742
2020-07-04 22:03:30 +0430 +0430

اولا : به نظر من این نوشته رو کپی کردی چون دوبار دو بند اولش تکرار شد.
دوما : تو از شدت خستگی رفتی خونه ی اونا پس چرا آخر داستان میگی اون شب 5 بار کردمش مگه میشه پنج بار ارضا شی بعدش راحت راه بیوفتی بری آخه بدن انسان هم یه روالی مخصوص خودشو داره.
و سوما : مگه چه دارویی داشتی که اسپرمو توی رحم زن از بین ببره.
و چهارما : هیچ مقدمه ای نداشت.


895743
2020-07-04 22:03:50 +0430 +0430

کستانت زیادی تخمی تخیلی بود
آقای راننده آگاه و روشن از خود بیناموست مایه بذار

6 ❤️

895746
2020-07-04 22:07:59 +0430 +0430

و یک چیز دیگه عنوان داستان زن داداشم بود پس چرا تو با زن عموت سکس کردی


895750
2020-07-04 22:20:56 +0430 +0430

کپی بود فقط یکم شاخ و برگ بهش دادی

6 ❤️

895770
2020-07-04 23:31:18 +0430 +0430

قرص داشتی همراهت؟بیشعور تو حامله میشی که قرص همراته یا مگه کاندومه؟بعدام وسط تخیلاتت یادت رفت بگی وقتی کیرمو دید ترسید و گفت واییی عجب کیر کلفتو درازیییی خخخخخ


895778
2020-07-05 01:18:33 +0430 +0430

کس مغز …داستان قدیمی بود.
شماها چقدر یونجه میخورین نترکیدین؟ فرصت پیش اومد زن عمو رو تو مهمونی دید. فرصت پیش اومد تا زن عمو رو برسونه خونه. فرصت پیش اومد بخاطر دوری راه با یه تعارف لنگر بندازه خونه عمو . فرصت دیوث مآبانه پیش اومد که در لحظه تعویض لباس زن عمو ، دونسته سرش رو مثل الاغ حشری پایین نــنداخت مثل گاو رفت داخل. فرصت پیش اومد تا بدن لخت زن عمو رو دید بزنه . فرصت پیش اومد …فرصت پیش اومد …!!! بابا گاییدن شماها دیگه…! ابرو بادو مه وخورشید فلک در کارند که بر سرت افتابه بگیرند …همه این فرصت هارو یلخی تو دوساعت شافت کردند تا تو توانی با زن عموت دلاکی کنی. خیلی جالبه در داستانهای محارم زن عمو …زن دایی …خاله …عمه…خواهر زن …از دم شوهر هاشون شب کارند یا رفتن ماموریت. !
داشاق ترشی بخورین یه موقع چشم نخورین.


895786
2020-07-05 02:03:34 +0430 +0430

داستان تکراری از یه پسر بچه نوجوان، تا حالا کس ندیده، ولی جالبه که آبت رو ریختی توش و با خودت قرص هم داشتی؟
کپی پیستت خیلی تناقض داشت.

7 ❤️

895787
2020-07-05 02:20:54 +0430 +0430

Driverr، تو کجایی هستی؟ اگه فرنگ رفته هستی و خودت رو تافته جدابافته از این مردم میدونی که بی جا میکنی حرف مفت بزنی. تا آخر عمرت هم ایرونی هستی و معلومه داری به فرنگی ها میدی. البته بخصوص اگه دختر داشته باشی که کلاهت رو بگذار بالاتر. همین که پاتون رو از ایران بیرون میگذارید میشین هِرو. گه میخورید نظر بدین.
اگه داخل ایرانی، بجای زر زدن و چس ناله کردن یه تکونی به خودت بده. البته باز هم اون کیر حواله کون خودت میشه

دو سال پیش تعدادی وطن فروش به نام ایرانی نامه ای امضاء کردن که به ترامپ گفته شده بود فشار بر ایرانی ها رو زیاد کنه که باعث بشه ایرانی ها قیام

5 ❤️

895798
2020-07-05 03:59:47 +0430 +0430

895804
2020-07-05 04:09:44 +0430 +0430
NA

بابا مجهز!
دکتر داروساز هم قرص همیشه همراش نیس!

6 ❤️

895812
2020-07-05 04:57:33 +0430 +0430

بچه جون
کل داستان را که کپی نمیکنن

داستان زن عمو هست
بعد عنوان خودت زن داداش؟؟

6 ❤️

895813
2020-07-05 05:00:36 +0430 +0430

آقای شاه +ایکس خان.صحبت از کیر احمدی نژاد صرفا جهت خنده ی دوستانه والا بنده به احمدی نژاد کون ندادم کع خخخخ

3 ❤️

895819
2020-07-05 05:13:44 +0430 +0430

موندم اون یدونه لایک ماله چه خریه …
کلا گاو پیشت فیلسوفه

7 ❤️

895820
2020-07-05 05:15:11 +0430 +0430

چرا کوکا رستم چندشبع نیست الان جاش بود چهارتا از اون شعرای نابش تقدیم این نویسنده جقی میکرد


895823
2020-07-05 05:22:49 +0430 +0430

عین همین داستان چند سال پیش خوندم تواین سایت

4 ❤️

895841
2020-07-05 06:34:00 +0430 +0430

یه کرست رو بلد نبودی واکنی

بعد تو سکس از عموجانی حرفه ای تر بودی

یه جوری داستان بنویسید که
لااقل به خودتون احترام بذارید و
انقدر فحش نخرید ونخورید

6 ❤️

895851
2020-07-05 07:16:09 +0430 +0430

چرا تو داستانا همه زن ها راحتی می پوشن و کلا لخت میگردن و اینقدر حشرین؟
پس اینایی که توم جامعه می بینم کین؟

4 ❤️

895859
2020-07-05 07:32:24 +0430 +0430

اخه چه فکری کردی با خودت که ما خیلی کسخلیم؟
تو زنی و جنده ای بعد فانتزی خودتو بلغور کردی برای ما
اینو بدون یک‌مرد توی جیبش کاندومه نه قرص جلوگیری
تو بهتره قرصاتو بخوری که حامله نشی جنده خانوم

3 ❤️

895877
2020-07-05 08:27:35 +0430 +0430

این که چیزی نیست.
یه نفر تو سایت بغلی هست از تو هم کسخولتره…

4 ❤️

895880
2020-07-05 08:35:11 +0430 +0430

5بار؟باشه

5 ❤️

895900
2020-07-05 09:41:20 +0430 +0430
NA

0936 420 7342

جنده زنگ بزنید دنبال پوله خواسته شمارشو بزارییم پول دربیاره

0 ❤️

895905
2020-07-05 09:56:01 +0430 +0430

سکس با زن عمو بود اسم داستان زن داداش. بچه اینقدر زده نمیدونه این داستان به یاد کدومشون بوده… بعد یهویی درآوردی زدی رفت تو کونش. طرف کونی هم باشه اینقدر دروازه غار نیست یهو بره تو…بعد از کون در آوردی زدی کس…! تو عمرت نه کس کردی نه کون تابلوئه فقط جق زدی… اینقدرم زدی نمیدونی دیگه کی به کیه کجا به کجا… برو جقتو بزن دیگه هم ننویس…

3 ❤️

895916
2020-07-05 10:43:18 +0430 +0430

خوب بود حال کردم کیرمو شق کرد داستانت
حس خوبی داشت فدای کس زن عموت

0 ❤️

895922
2020-07-05 11:17:09 +0430 +0430

مطمئنم هنوز فرق کس کون و نمیدونی…

2 ❤️

895923
2020-07-05 11:17:56 +0430 +0430

کسشر تر از کسشر

3 ❤️

895927
2020-07-05 11:34:47 +0430 +0430
NA

داداشت عموته؟
ابلح مفنگی پکنیکو خاموش کن مردک مجوق

3 ❤️

895928
2020-07-05 11:40:16 +0430 +0430

حاصل ترشحات یه مغز مریض ، خاک توو سرت اوبی

3 ❤️

895932
2020-07-05 11:50:12 +0430 +0430

یه فانتزی قدیمی و همیشگی جقیا…مثال این داستان تا حالا صد تا دیدم

3 ❤️

895933
2020-07-05 11:53:11 +0430 +0430

من نظر نمیدم اما دیگه خیلی نظر داشت
کسخلللللللللل گیجججججج

3 ❤️

895953
2020-07-05 13:17:51 +0430 +0430

پس زن داداشت کو؟

3 ❤️

895954
2020-07-05 13:19:14 +0430 +0430

حالا سکس با زن عمو یا زن داداش؟

3 ❤️

895965
2020-07-05 13:54:26 +0430 +0430

اين داستان ثابت ميكنه چه کسانی قدیمی این سایت هستند و چه افرادی ادعا قدیمی بودن میکنند. بخدا من عمدا هیچ کامنتی نخوندم ک وجدانم راحت باشه اگر کسی دیگه نوشته نبینم
این داستان تکراری و جالب اینجاس همین پاراگراف تکراری داستان هم درست نشده اسم تابلو ترین جز این داستان هست قبلی که همه کامنت ها برای اسم چه ربطی به داستان داره بود
. یادمه بعد از این یا قبل از این داستان همون نویسنده یک مورد دیگه در مورد زن عمو نوشته بود که میره خونه عمو زن عموش آمپول داشت ووووو
بیش از پنج سال یا شش سال پیش بود این داستان آپ شد ✋

4 ❤️

895970
2020-07-05 14:19:39 +0430 +0430

سکس با زن عمو بود یا زن داداشت؟
من نفهمیدم

3 ❤️

895972
2020-07-05 14:30:48 +0430 +0430

اولش میخواسته یه داستان خیالی برای زن داداشش بسازه تو عنوان زده من و زن‌داداش
بعدش عذاب وجدان گرفته گفته خب تغییرش میدم به زن‌عمو. تو خیالش زن‌عموشو انقدر مضحک گاییده بعد یادش رفته عنوانو عوض کنه

3 ❤️

895977
2020-07-05 15:22:26 +0430 +0430

ما منتظر بودیم آه وهه زنداداشت دربیاد پس چرا
صدایه زن عموت درآمده شد این یک
دو هی دستت میخورد به بند کورستش بهش گفتی چه کارش کنم گفت بازش کن دکمه هایه پیراهنش روبازکرد بلوزش رودادبالا بند سوتینش روبازکردم یدفعه بندها رها شد
دوباره دکمه هایه پیراهنش روبست ضدحال خوردم
روغن زیتون آوردی شروع کرد ی به ماساژ دادن
بهش گفتی پیرهنت روغنی یه نگاه بد کرد یدفعه درش
آورد شروع کردی به روغن زدن بد بلوزش کجا بود اونجا
سوما پسرعموت خواب زمستونی رفته بود
چهارما قرص زده حاملگی دنبالت چه کار میکرد

بقیه شو می سپارم به دوستان

4 ❤️

895983
2020-07-05 16:19:50 +0430 +0430

کیر ابوبکر البغدادی تو کونت دوبار نوشتی

3 ❤️

895984
2020-07-05 16:22:02 +0430 +0430

بعدش لاشی فرق زن داداش و زن عمو رو نمیدونی
پستونات دوتاشون تو کونت

2 ❤️

895992
2020-07-05 17:12:38 +0430 +0430

عزیز جنست چیه بگو ما هم بزنیم
تخمی در تخمی ۵ بارارضا شدن کجای دلم بزارم کمتر فانتزی پردازی کنید

3 ❤️

895994
2020-07-05 17:57:18 +0430 +0430

زن جنده اي مگه كه هميشه قرص ضدبارداري همراهته؟؟؟

2 ❤️

895995
2020-07-05 18:12:49 +0430 +0430

1_ایشون جنده تشریف داشتند به این راحتی وا داده…
2_پسر به کجا وصلی؟ 5 دفه؟
3_به عموت سلام برسون

2 ❤️

895996
2020-07-05 18:18:21 +0430 +0430

تکراری

2 ❤️

895997
2020-07-05 18:19:58 +0430 +0430

بله بله
موندم چرا اول داستان ۲ برا نوشته شده ؟؟؟

از اونطرفم اخه جقی این کسشعرا چین مینوسی چرا حالا تگ زن داداش زدی کونی (dash) (dash)

2 ❤️

895998
2020-07-05 18:38:26 +0430 +0430

تخمی

این جور داستان‌های تخمی تخیلی دیگه خیلی قدیمی شده و دقیقا همین داستان اینجا قبلا گذاشته شده. تو هم که اومدی کپی کردی و یادت رفت تمام کلمه‌های زن داداش رو به زن عمو تغییر بدی و نتیجه این شد که به گای عظما رفتی. شاشیدم توی عقیده‌ی تخمیت که فکر کردی داستان کپی کنی و یه آلت طلایی بهت جایزه میدن. آخه کته کله، یک زن که شوهرش همیشه شب کاره، میاد به تو میگه من میترسم شب تنها بخوابم؟ به عقلش نمیرسه که به شوهر خودش بگه؟ تا اونجایی که پرسید ماساژ بلدی رو خوندم، جق زیاد میزنی. شاشیدم توی قسمت تحتانی مغزت.

بر تو ای جلقو، خرابی‌ها رواست
بر نشستن روی کیر ما بجاست
چونکه با کیر خودت ور میروی
کونِ تو از کونِ کونی‌ها سواست

ها کـُ‌کا


896001
2020-07-05 18:53:17 +0430 +0430

تشکر

با تشکر ویژه از جناب ابولاشی که لینک مربوط به همین داستان رو که دو سال قبل گذاشته شده رو اینجا برای اطلاع رسانی گذاشتن.

ها کـُ‌کا

2 ❤️

896002
2020-07-05 18:57:28 +0430 +0430

زن داداشت کو پس جغی

1 ❤️

896004
2020-07-05 19:10:21 +0430 +0430
NA

لعنتی چی میزنی اخه من موندم والا انقدر فاز داری
پنج بار ابت امد یه بار جق بزنی تا ۲۴ ساعت کونت پارس یادت باشه زنه شوهر دار تاوان داره یعنی هم خودتو میکنن هم زنتو

1 ❤️

896005
2020-07-05 19:11:08 +0430 +0430
NA

اینکه ۲بار یه پاراگرافو مینویسی ضایس که داشتی کپی میکردی
کصخول چرا وقتی دس بکمر میشی داستان کصشر مینویسی

1 ❤️

896099
2020-07-05 22:13:35 +0430 +0430

حشری میشید جق بزنید بعد داستان بنویس

1 ❤️

896107
2020-07-05 22:46:14 +0430 +0430

خاک بر سر کپی کار ناشیت کنن
خیلی شاسکولی
عقب افتاده
پارگراف اول و دوبار
Paste
کردی، مونگول

1 ❤️

896109
2020-07-05 22:48:23 +0430 +0430

خاک بر سر کپی کار ناشیت کنن
خیلی شاسکولی
عقب افتاده
پارگراف اول و دوبار
Paste
کردی، مونگول
انقدر کودن و خنگی که موقع کپی کردن حتی یه بار داستان و نخوندی تا بفهمی این داستان زن عموی جنده س
نه زن داداش

4 ❤️

896118
2020-07-05 23:04:49 +0430 +0430

داستان تکراری ننویس بیناموص

1 ❤️

896240
2020-07-06 10:41:15 +0430 +0430

ادمین جان یه سوال؟
زن داداش یا زن عمو؟
فک کنم از بس داستانای جفنگ اینجا رو دیدی مغزت دچار مشکل شده؟😁

3 ❤️

896244
2020-07-06 10:49:18 +0430 +0430

خرابی

1 ❤️

896284
2020-07-06 13:50:25 +0430 +0430

من همش منتظر بودم زن داداشت وارد ماجرا بشه چی شد پس

0 ❤️

896312
2020-07-06 19:26:44 +0430 +0430
NA

جقي بدبخت سكس با زنعمو رو تگ ميكني با زنداداش بعد وسطش تكراري كپي پيست ميكني مريض
انقدر جق زدي اراجيف مينويسي چشت كور شد

0 ❤️

896313
2020-07-06 19:27:30 +0430 +0430

من دیگه ررررررررد دادم

0 ❤️

896453
2020-07-06 22:38:43 +0430 +0430
NA

قبلنا داستان کپی میکردن متن و اسما رو عوض میکردن.الان مد شده داستان کپی میکنن با همون متن قبلی.اسم داستانم از داستان بالاسری کپی میکنن.اینا همش تقصیر ادمینه. ادمین تو مسلمون نیستی بخدا

0 ❤️

896476
2020-07-06 23:57:36 +0430 +0430

تکراری

0 ❤️

896681
2020-07-07 19:07:18 +0430 +0430
NA

تن کافکا رو نلرزونی تو گور. کیر برجام نژاد تو حلقومت با این نوشتنت.

0 ❤️






Top Bottom