داستان شهوانی و سكس آشتی

    1396/9/14

    سلام طنازم ٢٣ساله و همسرم ٤٧سال،اندام لاغری دارم ولی چون باسنم كوچیك بود هفت ماه پیش عمل لیپوست كردم چربی تزریق كردم خوب شد خیلی بزرگ هم دوست نداشتم ،بریم سر اصل داستان من اصولا لز بیشتر دوست دارم و خود ارضایی رو هم دوست دارم البته شوهرم چیزی كم نمیزاره ولی خلوت كردن با بدنم بیشتر دوست دارم،دیشب بود با شوهرم قهر كردیم و اون خوابید البته رو مبل تو سالن منم تو أتاق خواب داشتم قلیون میكشیدیم ب سرم زد رفتم تو سایت شهوانی چند تا داستان سكسی خوندم و كوسم ابدار شد حس میكردم تنم داغ شده ولی چون شك داشتم شوهری بیدار باشه و خودشو ب خواب زده باشه میترسیدم شلواركم دربیارم دستمو بردم از زیر شلوارك رو شورتم ی خورده كوسمو نازش كردم داشتم میتركیدم دلم میخواست محكم بمالونمش ولی نمیشد دستم بردم زیر شورت گرمای دستم رو كوسم حس كردم همونطور كه داستان میخوندم كوسم میمالوندمش ولی فایده نداشت امشب ی دست مردونه و خشن تَر میخواست كوسم دوست داشتم دست مردونه ای سینه هامو فشار بده و كوسم بماله،خیلی حشری بودم تصمیم گرفتم با شوهری أشتی كنم و كوسم بزارم در اختیارش، لباسامو در اوردم همونطور كه سوتینمو باز كردم دلم میخواست كسی فشارشون بده رفتم داخل حموم اب داغ باز كردم خودمو تمیز شستم دستم رو بدنم میكشیدیم با كف كه لیزش كرده بود حشری تَر میشدم ولی راضیم نمیكرد ،اومدم بیرون رفتم سراغ كشو لباس خواب ی لباس خواب مشكی یسره طوری كه فقط پشت اون باز بود پوشیدم ی خورده روغن معطر به باسنم كه بیرون افتاده بود زدم كه نرم و لطیفترش كرد زدم ،وای چ كوسی شده بود داغ و پر اب رفتم سراغ شوهری اولش بی اعتنا بود ولی من غرور حالیم نبود باید منو لمس میكرد باید منو اون شب ب أوج میرسوند گردنمو بردم نزدیك لباش طوری كه لبای خودم دم گوشش بود اروم گفتم من امشب تورو میخوام پاشو بدنم داغه،خودم از عطر اون روغن بدن داشتم دیوونه میشدم میدونستم زیاد دوام نمیاره بلاخره تسلیم میشه تو بغلش خودمو تكون دادم لبامو گذاشتم رو لباش اروم زبونمو كردم تو دهنش ،اونم كم كم همراهی كرد وای لبامو وقتی میخورد دیونه شدم دستشو گذاشتم رو سینه ام اروم میمالوند ولی زبونشو میخوردم حشری تَر میشد دیگه سینه هامو محكم میمالوند همینطوری كه میخواستم دوست داشتم دستش زودتر ب كوسم نزدیك كنه دستشو از روی سینه هام برداشتم گذاشتم رو كوسم از روی لباس میمالوند بهش گفتم نه ببر زیر لباس ولی چون لباسم ی سره بود نمیتونست ی خورده باسنم غرش دادم تو بغلش كه اونم دیوونه شد طوری با انگشت لباسامو سوراخ كرد چون توری بود راحت پاره شد وای لحظه ای كه دستش ب كوسم خورد تموم لذت دنیا مال من بود اروم میمالوند منم كمرم تكون میدادم دوست داشت كم كم انگشتشو میخواست بكنه تو كوسم نزاشتم گفتم فقط كیرت باید بره ،وای گفتم وحشی شد بلند شد منو دمر خوابوند پشت لباس باز بود از همونجا كیرشو یهو كرد تو كوسم أهی كه گفتم خودم حشری شدم نمیدونید چ لذتی داشت كوسم داشت میتركید زیرش ،بهم گفت پاشو لباستو در بیار منم با ناز و عشوه در اوردم دستم گرفت منو برد رو تخت تو أتاق خواب اولین دفعه تو زندگیمون بود منو پرتم كرد رو تخت پاهامو باز كرد دوباره اون كیر خوشگلشو كرد تو كوسم ،روم دراز كشیده بود سنگینی بدنش و تند كردنش داشت بهم لذت میداد گردنمو شروع كرد ب خوردن گاز میگرفت دوست داشتم نزدیك بود ارضا شم ولی راستش دوست نداشتم زود ارضاشم .ولی چنان ابی ازم زد بیرون كه خودم تعجب كردم،چند دقیقه ادامه داد اونم ارضا شد ،ابشو ریخت تو كوسم كیرشو در أورد گفت بخور منم خوردم نمیدونم با اینكه ارضا شده بود ولی بازم حال میكرد تا اینكه كیرشو كشید بیرون .بعد با هم حرف نزدیم خوابیدم


    نوشته: 27

  • 7

  • 8




نظرات:
  •   Horny.Doctor
  • 1 هفته،4 روز
    • 1

  • یعنی اگه نویسنده این داستان ی پسر کونی نباشه چگوارا کونیه :/


  •   shadow69
  • 1 هفته،4 روز
    • 1

  • ﻛﻴﻮﻧﻲ ﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﻴﺮ ﺍﻓﺮﻳﻦ ﻣﻴﺰﻧﺪﺵ

    ﺻﺪ ﺑﻮﺳﻪ ﺯ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺮ ﺳﺮﻳﻦ ﻣﻴﺰﻧﺪﺵ

    ﮔﺮ ﻟﻮﻃﻴﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﻴﻨﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﻴﻮﻥ ﻟﻄﻴﻒ

    ﻫﺮ ﺷﺐ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﺮ ﺯﻣﻴﻦ ﻣﻴﺰﻧﺘﺶ


  •   darvish.khan
  • 1 هفته،4 روز
    • 1

  • بهترین جمله داستان:بعد باهم حرف نزدیم خوابیدم!


  •   tanhaeii
  • 1 هفته،4 روز
    • 0

  • زیبا بودگلم


  •   eyval123412341234
  • 1 هفته،4 روز
    • 1

  • اين الان آشتي بود؟ اگه جنگ بود چيكار ميكردين؟ همديگه رو مينداختين جلو عنكبود؟ (ميدونم تهش ت داره)


  •   koohyar.meshki posh
  • 1 هفته،4 روز
    • 1

  • تو لز دوست داري گرايش به جق داري در انتها ميدي و ديگر هيچ


  •   Tannaz1373
  • 1 هفته،3 روز
    • 0

  • كوهيار مشكي پوش :الان تو اين سايت واسه چي اومدي خب اومدي جق بزني ديگه!!ادا تنگارو در نيار


  •   Mohsenkoonkon
  • 1 هفته،3 روز
    • 0

  • سلام محسنم عاشقه کون پسر واقایون متاهل که دوست دارن از ناموسشون بگن
    09333196037


  •   Robinhood1000
  • 1 هفته،3 روز
    • 0

  • محتوای داستان جالب بود آفرین 5
    کامنت درویش خان و ایول جان لایک شد.


  •   PayamSE
  • 1 هفته،3 روز
    • 0

  • بالاخره آشتی کردید یا هنوزم قهرید با هم؟


  •   حمید 94
  • 1 هفته،3 روز
    • 0

  • من وقتی با زنم قهر میکنم محاله اون بیاد آشتی لامصب خیلی مغروره همیشه باید خودم برم کوس لیسی (dash)


  •   sarina3600
  • 1 هفته،3 روز
    • 0

  • اون رفت تو سالن خوابید توهم تو اتاق داشتی قلیون میکشیدیم خب چند نفر بودین حالا .. یا اکبر اصغر سبیل سیاه روخبر کردی بگاینت یا ازبس جق زدی یه شعری نوشتی گفتی بزا بفرستم سایت شهوانی بچه ها بخندن . یا یه پسر کون ندیده ای


  •   borog
  • 1 هفته،3 روز
    • 0

  • عاشق کون ام.خیلی هم ربط داره


  •   mfp3539
  • 1 هفته،3 روز
    • 0

  • خوب بود


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو