داستان گایش من با زن مغازه بغلی

    1398/6/1

    من اسمم آریا هستش و۲۳ سالمه داستانی که مخام بنویسم شبه واقعیته یکمم بهش نمک زدیم تا بهتون بچسبه .
    سال ۹۷ بود موقع زمستون که باکلی قرض وقوله تونستم یه مغازه فلافلی باز کنم ویه بساطی را بندازم...مغازم کنار بلواربود وکلا همسایه ها مغازه بودن.من کارم زیاد رونقی نداشت چون اولش بود چنتا ساندویچ میزدم و میخوردم کیرم شقه شق میشد...چون کسی هم نبود کلا آف بودم پشت ویترینم جق میزدم میریختم داخل ساندویچا از حشریت میدادم به مشتریای دختر...😃😂😂 یه بار که یه ساندویچ جقی دادم به دختری بهم گف سست خیلی سفیده منم گفتم منکه اصلا سس سفید نزدم قرمزه فقط بعد برگشت گفت سس خودتو میگم...منم شک کردم گفتم متوجه نمیشم و...که پولو داد بهم ورفت بیرون منم که دنبالش رفتم باهاش بیرون دیدم راست رفت مغازه بغلی من که مانتو فروشی بود...فهمیدم که این تیکه که بهش توجه نمیکردم ودر جق غرق شده بودم دوماهی بود بغل دستم بوده وهر روز ساندویج جقی منو میخورده ولی کیرمو نه...پیش خودم گفتم آخه خره کیرتو بده بخوره دیگه...پس رفتم تو کفش...چون شماره خودشو داخل مانتو فروشی واس خانما نوشته بود منم شب بهش پیام دادم وخواستم مخشو بزنم ولی نشد وشناخت منو وچنتا فش بهم داد و کفت فردا حسابتو میرسم فردا هم من نرفتم مغازه از ترس تا یع هفته که حرصش خوابید رفتم وکاریش نداشتم اصلا تا اینکه بعد یه ماه دیدم با شماره مغازه باهام تماس گرفتم وسفارش ساندویچ داد..منم براش عادی بردم و خجالتمم میشد وبرگشتم..نزدیکای ظهر بود دیدم اذان گفت تموم شد ولی هنوز نرفته یهو کیرم شق شد وبازم رفتم تو کفش،،،کیرمو بزور که شقه شق بود کردم لای پاهای خودم وشورتمم تنگگگ بود یجوری قایمش کردم باهمون حالت شق ویه نوشابه برداشتم رفتم تو گفتم یادم رفت بیارم اونم باحالت جدی گف منو گرفتین...منم عین خیالم نبود رفتم گوشه ی مغازه که ازبیرون دیده نمیشد و اول از همه کیر شقمو که لای پاهام منفجر میشد کشیدم بیرون وبعدش دور از چشم دحتره میمالیدمش،،،که یهووو دبدم صدای فیلم سوپر اومد...آه آه آه...بله خانم داشتن سوپر میدیدن که هندزفری زده بیرون من فورا خندیدم گفتم داغ کردیااا....اونم که خجالتش شده بود باحشر وخجالت گفت اره به تو چه...من درهمین حین کبرمو پشت ردیف مانتو ها دراورده بودم وجق میزدم...دختره رو سدا کردم گغتم بیا یه مانتو بده مخام واس دوس دخترم ببرم هدیه...اونم اومد طرفم ومن این ور بودم واون طرف هم دختره بود وبین ما مانتو های آویزون بودن...بهم گفت کدومو مخای بردارم واست منم کیر شقم دستم بودودلو زدم به دریا کیرو فغرستادم لای مانتوها وقتی دختره داشت دنبال مانتو منتخب من میگشت یهووو دستای نرمش با ناخن لاکیش خوردن به کیر شق من که به محض برخورد کیرمو گرغت دستش وفشارش داد...رنگش پرید چیزی نمگف بهش گفتم الان جیغ بزنی آبروی هردمون میره پس کناربیا حال کنیم،اونم اولش چیزی نگفت تا بزور راضی شد فقط ساک با لاپایی...رفتم مغازه خودمو بستم مغازه دخترو هم تا نصفه کشیدم کرکره رو بعد دیدم دختره یه کاندوم اورد گغتم ازکجا آوردی گفت میفروشم یواشکی اول کیرمو زدم رو لباش وبعد حسابی مکش زد برام منم وقتی سرش قلقلک میومد نمذاشتم ابمو بیاره زود میکشیدم بیرون..چنبارم تا خایه کردم تو حلقومش خیلی حال داد بعد داگی شد تا لا پا بذارم منم گذاشتم لا پای ولی مخاستم کونشو جر بدم..همزمان با لاپا سوراخشو ورمیرفتم میگف نکن که یهو کیرمو که شق شقه بود تپیدم تو کونششش مخکم گفت آییییی شانس آوردم موقع ظهر بود کسی نشنید...منم محکمتر تلمبه میزدم که دیدم صدای آهاش بلند شد بهم میگف منوو بگاه آییییی،،،دیدم داره ابم میاد کشیدم بیرون خالی کردم رو کمرش،،،بعد یکمم ساک زد برام ومن مث حالت جقیا عذاب وجدان گرفتم ناراحت بودم...گفتم دختر مردمو گاییدم خداااا
    دیگه نکردمش و...
    ممنون که خوندین منتظر داستانای بعدیم باشین خدافظ عمو جانی ها


    نوشته: Amirmohahmmd

  • 0

  • 54




  • نظرات:
    •   Siavvvashhhhhhh
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • اوق (sick)


    •   varna008
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • تو کارت طنز هستش برو پیش مهران مدیری میخاد فیلم سوپر طنز بازی کنه (biggrin)


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • ???


    •   شب_گرد_تنها
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • ریدی عمو برو جقتو برن کون بچه


    •   Zhazha
    • 3 هفته،2 روز
      • 12

    • ساندویچ خوردی شق شد، اذان گفتن شق شد، تو مغازه مانتو فروشی شق شد، حالمون دگرگون شد.


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 3 هفته،2 روز
      • 16

    • یعنی هردفه که نوشته یه جقی رو میخونم پیش خودم میگم دیگه ازین تخمی تخیلی تر نمیشه
      ولی بازم یه عده جقی فرداش بهم ثابت میکنن چرا ازین تخمی تخیلی ترم میشه !!!


    •   Yazd19badboy
    • 3 هفته،2 روز
      • 5

    • الان دیگه میشه ساندویچ خورد کص کش؟!


    •   shahx-1
    • 3 هفته،2 روز
      • 17

    • اصل ماجرا: ممد کوچولو پیک فلافلی میشه غذا میبرده در مغازه مشتری یه روز از مانتو فروشی زنگ میزنن میره میبینه صاحب مانتو فروشی نیست به فروشندش شماره میده فرداش اس ام اس میاد پشماتو بزن ظهر درو برات باز میزارم بیا تو انبار مغازه منو بکن!!!! وقتی میره انبار صاحب سیبیل کلفت مغازه میگه کونی به دختر من شماره میدی؟؟؟ممد کوچولو میگه بزار برم فلافل بخورم چاق بشم گنده بشم بعد بیام تو منو بکن!! یارو میگه لازم نیست امروز ناهارت سوسیس بلغاری با سوس سفید مخصوصه مستقیم فرو میکنم تو معدت!! (biggrin)


      مورخین کتابت کرده اند که ممد کوچولو بعد از اونروز فلافلی رو ول کرده رفته تو پارک ادامس میفروشه دختر مانتویی میبینه از ترس میره بالا درخت جیغ میکشه!! (biggrin)


    •   mek29473
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • فحشت نمیدم. ولی گرفتی ابتو کردی تو حلق دختر مردم بعدشم گرفتی گاییدیش@!!!
      داستان اینه رفتی تو یه فلافلی گرفتن ابشونو کردن تو ساندویچت بعدشم اون پشت ترتیبتو دادن


    •   royaei
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • از هر چی ساندویچ و فلافل و غذای فست فوده بدم اومد ؛
      از ساندویچ خوردن هم انداختی مون ؛
      اه
      علی رغم میل باطنیم ؛
      موفق باشی


    •   off_boy
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • ببين چقدر كس نوشتي كه برچسب طنز خورده به داستانت
      ولي حالا كه اينقدر بانمكي بيا خيارمو بمالم بهت بعد فرو كنم تو حلقت ننه حرمله...


    •   rezahot1981
    • 3 هفته،2 روز
      • 3

    • من هم یخرده ف. حش با اب و تاب میخام بهت بدم، مادر. جن. ده تخ. م حر. وم، ولد. زنا، ساندویچ جقی میدی مردم، اگه میدونستم مغازه انت کجاسا، ننتا جلو چشمت، می، گاییدم


    •   lovely_grl
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • تو ساندویچت یحتمل قرص سیدنافیل نریخته بودی آخه تا حالا ندیدم کسی با خوردن ساندویج شق کنه نمک داستانت زیادی بود زد تو ذوقم


    •   بچه-ای-خوب
    • 3 هفته،2 روز
      • 3

    • فلافل فلفلی توی کونت کردن عقده ای شدی اومدی این کُسشعر ها رو تفت دادی.
      کونی پلشت.


    •   Adtenos35
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • یه همچین آدمایی تو کشور داریم که وضع و روزگارمون اینه


    •   R.Renger22
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • بیا خودتو بمال ب خیارم نمکدون!
      این داستان طنزتو بده رضا عطاران یا مهران مدیری فیلمشو بسازن کص مغز


    •   mustafa135
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • داداش تو چرا تو استند اپ کمدی خندوانه شرکت نکردی اخه اینجا داره استعداد هات حروم میشن??✋


    •   Ani_man
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • تنها بخش واقعی داستان جق زدنت بود کله کیری


    •   اریو113
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • خیلی ممنون همین نوشتی کافی بود دیگه ننویس


    •   Shahriyar199300
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • کس نگو


    •   R.B.behruz
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • آخه چرند میگین یکم فکر هم بکنید به شدنی بودنش! شومبولت رو گذاشتی لای مانتو ها از اون طرف رگال، معمولا وقتی مانتو یا هر لباسی رو تو رگال ورق میزنن از چوب لباسی یا حداقل از بالاش میگیرن که حرکت کنه، تو مگه قدت چقدر بلند بوده که دست دختره خورده به شومبولت توی رگال مانتو که از بقیه لباسها بلندتر هم هست!!


    •   hamidjahan5665
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • کونکش تخمی


    •   zzzzz525
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • آقا این تازه داستانای بعدی هم میخواد بنویسه -_- خدابه دادمون برسه


    •   lezatbebarim
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • نمیدونم چرا این سایت بر خلاف قانونی که ورود کودکان زیر هجده سال رو ممنوع کرده باز برعکس پر از کاربران کودک شده مانند این ها زیاد هستند نمونه اش کاربری که انقدر دروغ گغته و فریب کاره که میخواهم تایپیکی ایجاد کنم و مطالب این فرد و بگذارم و چند نفری که دقیقا لازم هست دیگزان با چتین رفتارهای زشتی که ذهن بیمار این قبیل افراد و بشما نشان بدهم تا ببینید این افکار تا چه اندازه میتواند هر کسی و بیمار کند تا جایی که دیگر هیچ اهمیتی برایش ندارد که این مقدار خودش را تحقیر میکند و بی ارزش هست و نسل آینده دارد بسمت چه مشکلات و بیماری های روانی میرود که نتیجه های بسیاری برای آینده جامعه خواهد داشت از جمله کمترین آنها و کم مشکل ترین زفتاری که در اینده ذجامعه میتواند گریبانگیر نسل های آینده شود این میباشد که معقوله ای بانام اعتماد و اطمینان دیگر یک افسانه میشود ، نسل های آینده چه جامعه وحشتنامب و باید ببینند


    •   lezatbebarim
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • من فراموش کردم درمورد داستان بگویم خیلی بی مزه و فاقد از آرایه های ادبی و داستانی بود ، و همچنین در پست قبلی که زیر همین داستان نظر دادم اسم شخص و نبردم دوستان پیام دادن چند نفر از خانم های عزیز که البته فقط دو نفر هستند که طبق عادت نوشتم چند نفر ، خواستم اسم این نوجوان را هم بگویم که در صورت صلاحدید مدیران سایت در یک تایپیک در چنین مواردی که هم در جامعه دیده میشود هم در این سایت و کل فضای مجازی بیشتر گفتگو میکنیم . کاربری که گفتم بانام ،،،soli.amir ... اکانت یک روزه ای ساخته بود که بیاید فریبکاری و حقه بازی کند نتوانست نتیجه بگیرد البته بزرگسال این گونه هم داریم که ببشتر رفتارش کمیک هست علاوه بر اینکه خانم ها بد نیست چنین افرادی و بشناسیم تا نتوانند هیچکدام را فریب دهند البته خانم ها همیشه باهوش و زرنگ ذهستند ، نادیده نگیریم که برخی از هم چنس های ما نیز فریبکار هستند متاسفانه ولی نسبت به تعداد انجام چنین کارهای نادرستی کمتر باز نسبت به پسرها دست به چنین رفتاری میزنند ، نام او نیز
      bidar_1990

      میباشد که مطالب هردو را که دومی بیشتر خنده دار هست رفتارش که بنوعی اولی هم طنز هست زیرا بیش از اندازه کودن هست و با ذهن بیمارش دروغ هایی میگوید که حتی یک بچه کلاس پنجمی قادر به فهمیدن آن هست . بزودی خواهید خواند


    •   وب.گرد
    • 3 هفته،1 روز
      • 5

    • بر فرض محال که واقعی باشه ببین اون چقد لگوری بوده که به توی جقی حرفه ای داده.
      ننویس الدنگ.


    •   Ice_flower
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • کثافت
      مریض جنسی
      فقط چند خط اولش رو خوندم.
      ننویس ملجوق ننویس


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 3 هفته،1 روز
      • 6

    • شدیدا با دکتر کیرکلفت موافقم . داستان ها رو که میخونی میگی دیگه از این چرت تر وجود نداره ، شب بعد میبینی یه اسکولی به اسم امیر مححمد!!!؟؟؟ اومده از قبلیه مزخرف تر نوشته بعد با خودت میگی آخرین مرحله خریت و حماقت دیگه همین بود !! ولی باز شب بعد ادمین عزیز!!؟؟ سورپرایزت میکنه !!
      طرف اینقدر شاسمیخ هست که بالا نوشته اسمم آریاست و پایین داستان نوشته امیر مححمد!!!


      با تجربه ای که از خوندن این داستانها داریم نظر شاه ایکس منطبق بر واقعیت هست .


    •   ali80xx
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • اه اه کیرم دهنت.
      بدبخت اون کسایی که ساندویچای تورومیخوردن.
      بعدشم مگه تو چقد آب کمر داشتی!!!!


    •   dc.petros.ghazvini9
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • ساقیت کیه تو (wanking)


    •   navidhashari3756
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • این اراجیف چیه نوشتی؟


    •   کیان.هفتادویک
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • اب تو ساندویچ؟


    •   adelbozorg
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • خدا میدونه چه ساکر حرفی ای هستی .معلومه خیلی هم آب خوردی


    •   Armenfarnad
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • فحش ندم چی بگم؟?


    •   shagholoom
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • ملت شسخل شدن. خو مگه مجبوری نفله کوندراز


    •   darklord79
    • 3 هفته
      • 0

    • جقیا زیاد شدن خدا با کیا شدیم 81 میلیون نفر


    •   ehsan9705
    • 3 هفته
      • 0

    • ساندویچ فلافل آب‌کیری تو کون ننت


    •   ماینر
    • 3 هفته
      • 1

    • بازهم یه کونی حرومزاده ویه بچه پررو واسه باحال جلوه دادن خودش اومده چارتا ازاین چرت وپرتایی ک شده تیکه کلامه بچه های بیست ساله استفاده کرده ک بقول خودش مخاطب لذت ببره.تیکه هایی ازقبیل کصخل ودیوث و...بدتراینکه دیگه خیلی میخاسته مالذت ببریم برداشته نوشته ابمو میریختم لافلافلا و.....بعضی جاها واقعا فقط فحش ادم رواروم میکنه ولی خشم خودموفرومیخورم وهیچی بهت نمیگم فقط ریدم توشخصیت نداشتت وتربیت خانوادگیت


    •   sexy2003
    • 3 هفته
      • 0

    • به نظر من شبیه این جریان روی یکی از دختران دور و برت اتفاق افتاده و برات تعریف کرده و توی جلقی هم مثل احمقها باور کردی و تو این سایت گذاشتی که یک سری علاف مثل من بخونن و حالشون بد شه - آخه بذبخت کونی حرومزاده چی فکر کردی با خودت ؟


    •   Zhazha
    • 3 هفته
      • 1

    • داداش کیری ترین داستانهای سایت یکی دو تا لایک از یکی دوتا شسخل میگیره. حداقل یه اکانت دیگه درست کن بیا به خودت یه لایک بده اینجوری خیلی ضایع است تا حالا فقط ۴۶ تا دیس گرفتی.


    •   کیره.حاج.برات
    • 3 هفته
      • 0

    • حالا خوبه یه کم نمکشو زیاد کردی که بهمون بچسبه
      کیره حاج برات بره تو اون ساندویچ هایی که میدادی مردم به خصوص به مشتری دخترا


    •   Kosdat
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • داری رکورد دیسو میزنی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو