دختردایی خجالتی و دایی عصبانی

1391/07/26

سلام من 18 سالمه و یکم چهار شونه بودم ولی بعد از اینکه رفتم باشگاه کمی شونه هام به تو جمع شد.
قدم بد نیست ولی یه 6 ماهی میشه میرم باشگاه و بدنم تا حدودی ورزش کاری شده.بگذریم بریم سر اصل مطلب
من یه دختر دایی دارم 15 سالشه هیکلش بد نیست و مهم تر از همه اینکه بلوغ زود رس داشت و به خاطر همین سینه هاش خوب بود و یه چیز دیگه که داشت این بود که لمبراش بزرگ تر از حد معمول بود فیسش مثل دخترا دیگه بود ولی خوش آرایش بود به نرمه کرم از این رو به این رو میکردش من از زمانی که به سن بلوغ رسیدم روش نظر داشتم و بد بختانه به خاطر اینکه راحت تونستم فیلم و عکس و داستان سکسی پیدا کنم از همون اول جلق میزدم و کمرم زیاد سفت نبود (البته بگم تمام خلاف من این بود که عکس نگا کنم یا یه پسر از همسایه بلند کنم و کنشو بزارم ). اولا من تو نخش بودم و فکر می کردم که اونم پایه هست ولی اینا فکر بود چون که اون بچه بود و از این چیزا سر در نمی آورد .به هر حال من از اول تو نخش بودم و به یادش جلق می زدم .از وقتی به سن بلوغ رسید جلو من با حجاب می گشت و اگر هم نمی گشت باباش کارش رو ساخته بود .کار به جایی رسید که من فکر کردم دلش می خواست البته بگم فقط حدس بود و هرگز من نمی تونستم اینا رو به وضوح در حرکتش بفهمم .

خلاصه سال پیش بود که مهمونی داده بودیم و تمام فامیل رو دعوت کردیم .(تمام فامیل منظور خاله ها ودایی ها و مامان بزرگ و بابا بزرگ )داشتیم سفره رو می چیدیم که من دیس رو برداشتم و دم در باهم می خواستیم رد شیم من دیس رو بالا گرفتم چسبیدم به دیوار که نمالونم اونم پشتش به من بود و چسبید به دیوار رو به رو که کیر ما مالیده شد به کون خانم من رو می گفتی از خجالت لبو شده بودم اونم سریع خودشو انداخت تو آشپز خونه که چشم تو چشم نشیم .عصر بود و همه مردا گرفتن خوابیدن و زنا همه رفتن تو اتاق و تعریف می کردن .منم با بچه ها تو اتاق خودم بودم دیدم می خواد بره دست شویی منم دل رو زدم به دریا گفتم به کسی که چیزی نمی تونه بگه می رم به خاطر امروز ازش معذرت می خوام و عکس العملش می سنجمش .با هر زحمتی بود عزم خودمو جزم کردم و رفتم پیشش دم در دست شویی بهش گفتم :ببخشید که امروز دم در بهتون خوردم .یکم سرخ شد .(اسمش هانیه هست) هانیه :خواهش می کنم اشکالی نداره …منم خوش حال که چیزی نگفت و خیلی خراب نشد سریع دور شدم که خراب کاری نکنم.شب شد و قرار شد داییم اینا خونه ما باشن و مامان بزرگ و بابا بزرگم برن خونه خالم .شب رو خوابیدیم .صبح با دوستام رفتیم بیرون جاتون خالی رفتیم یه سری وسایل سکسی خردیم از قبیل کاندم اسپره ،تاخیری،و چند تا دارو برای سرد مزاج ها منم خوشحال کاندم ها رو با اسپره ور داشتم رفتم خونه رفتم تو اتاق که صبح تا ظهر مال من بود و تا شب داییم اینا توش بودن لباسامو عوض کردم و وسایلمو رو تخت گذاشتم وراحت اومدم بیرون .نگاه کردم دختر داییم داشت می رفت تو اتاق اول اصلا یادم نبود به دم در که رسید خشک شدم یاد کاندمها افتادم که رو تخت انداختم حالا چه جوری جلو داییم بدوم به سمت اتاق که دختر داییم داشت می رفت به سمتش مثل الاغ نشستم سر جام و منتظر موندم ببینم چه کار می تونم بکنم.بعد از 5 دقیقه دختر داییم داییم رو صدا کرد که داییم بیاد و کمکش کنه .داشت زبان انگلیسی کار می کرد و گیر کرده بود ولی خودمونیم ها زبان ش واقعا خوب بود .داییم گفت الان کیانوش میاد بهت کمک کنه .رو به من کرد گفت کیانوش جان لطف کن برو کمکش .رفتم تو اتاق دیدم کف اتاق نشسته و داره رو ش فکر می کنه تو یه قاعده تخمی گیر کرده بود .ولی من اولین کاری که کردم کاندما رو ور داشتم که یهو پرسید آقا کیانوش اونا چیه من یکم رنگم پرید و گفتم چیز مهمی نیست گفت اگه مهم نیست می تونم ببینمش من موندم چی بگم که دستش رو دراز کرد منم بسته رو گذاشتم رو دستش درش رو باز کرد یکم بو کرد درش رو بست و سوال کرد اینا چیه گفتم هیچی ولش کن حالا جا مشکل داری .داشت برام تو ضیح می داد که از لای لباس یه نگا به سینه های کوچیکش کردم خیلی سفید بود و من رو مثل چی مست کرد.مشکلش روبراش حل کردم و رفتم تو کامپیوتر تا از دیکشنری یه کلمه رو پیدا کنم که دیدم پسر خاله خرم کخش رو ریخته بود ورو صفحه دسک تاپ عکس سکسی گذاشته بود منم زرد کردم و نفهمیدم چه جوری صفحه مانیتور رو خوابوندم بعد نگاش کردم دیدم سرخ شده رفتم جاش نشستم رفتم تریپ خایه مالی که نگه چی دیده که اگه می گفت کلام پس معرکه بود گفتم هانیه خانم می دونی اون چی بود دیدم سرش رو انداخته پایین و هیچی نمی گه من دستم رو بردم زیر چونش و دادم بالا که سرش رو کشید عقب و با یه حالت ترس و خجالت نیگام کرد منم با گچ دیوار یکی شده بودم .به زور و با یه حالت التماس بهش گفتم : میشه درباره این موضوع به کسی چیزی نگی دوباره سرش رو انداخت پایین وبلند شد بره که من دستش رو گرفتم کشیدم و گفتم خواهش می کنم دستشو کشید منم نمی دونم از کجا به ذهنم رسید که گفتم : اگه نگی بهت می گم اونا چیه .بسته کاندم دستم بود و درش رو باز کردم و گفتم ببین تکون نخورد و فقط به اونا نگاه می کرد رفتمجلو تر که ببینه بهش گفتم اینا مال آلت مرداست. رفتم صفحه ی مانیتور رو دادم بالا و بهش گفتم نیگا این آقا هه هم داره با تردید اومد جلو و یه نگا انداخت .نمی دونم شاید وقتی دید که که حیا از بین ما رفته اینو گفت یا چیز دیگه ولی گفت که چه جوری می زارنش اونجا منم خشکم زد یه لحظه، بهش گفتم چه جوری بهت نشون بدم.دیدم ساکته بشه گفتم تو اول نشون بده تا من برات نصبش کنم .دیدم زیر لبی گفت اول تو منم یکی از کاندم ها رو در آوردم و دکمه های شلوارمو باز کردم و کیرمو دادم بیرون و یکم دست مالی کردم و کاندم رو کشیدم روش دیدم رنگش کاملا پریده دستشو گرفتم گذاشتم رو کیرم می خواست دستش رو بکشه که محکم گرفتم یه بوس کردمش که خودش رو میکشید کنار منم گرفته بودمش ذستمو گذاشتم رو سینش و کشیدمش تو بغلم تو داستانا خونده بودم باید زیر گردنو بخوری منم شروع کردم به لیسیدن بدش میومد دستامو بردم سمت شلوارش و زیپش رو کشیدم پایین و بهش گفتم شلوارتو در بیار بلندش کردم دیدم داره با اکراه در میاره کم کم داشت در میاورد به زانو هاش که رسید دیگه خودم کشیدم پایین گذاشتمش رو تخت و شرتشو در اوردم پاهاشو دادم بالا و شروع کردم کسشو خوردن یکم که خوردم دیدم داره قلقلکش میاد .نگه داشتم نفس گرفتم دوباره شروع به خوردن کردم که کمکم حال اومد یه لیس به کونش زدم کاندمو در آوردم جلو دهنش گرفتم و به زور تو دهنش کردم گفتم توف کن روش تف کرد منم کیرمو گذاشتم در سوراخش و فشار دادم تو یکم از سرش رفت تو منم دهنشو گرفتم پاهاشو گرفتم و به زور تومی کردم تا اینکه سرش رفت تو یکم جلو عقب کردم دوباره فشار دادم تا دسته رفت تو شروع کردم کمر زدن دوباره فشار دادم تا ته رفت تو یکم کمر زدم دیدم دارم میام در آوردم بردم تو دهنش کردم یکم تلمبه زدم بعد در آوردم همون موقع که داشتم در می آوردم در باز شد و داییم اومد تو یکی زد تو گوش من همون موقع آبم اومد دوباره زد و شروع کرد زدن اینقدر زد تا بیهوش شدم تو بیمارستان بودم که دیدم بابام و داییم بالا سرم عصبانی واستادن به هوش که اومدم بابام دو تا زد تو گوشم داییم بابامو گرفت و من زدم زیر گریه و تریپ خایه مالی بابام و داییم از اتاق رفتن بیرون و الان یه ساله از اون موضوع میگذره و من حتی نمی تونم تو چشای بابام نگا کنم راستس دختر داییم هم اینقدر خورده بود که بیمارستانی شده بود.رایطمون با داییم اینا خیلی سرد شده و من از کارم پشیمونم .
داستان خوبی نبود من فقط خواستم شما رو خوش حال کنم معذرت می خوام اگه بد شد. اول ننوشتم که داستانه شاید تو مود داستان برید .

نوشته: lordlove


👍 0
👎 0
117020 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

338830
2012-10-18 00:02:29 +0330 +0330

ای امان از دست این نویسنده های جقی

0 ❤️

338831
2012-10-18 01:23:22 +0330 +0330
NA

از این شروور تر نخونده بودم

0 ❤️

338832
2012-10-18 01:51:25 +0330 +0330
NA

بعضی داستانها هستن که از روند و تُن داستان کاملا میشه فهمید طرف داشته جق میزده و تایپ میکرده… دقیقا شبیه جق زدن…مثل همین داستان
طرف اول آروم آروم شروع میکنه به توضیح دادن و شرح ماجرا… همینجور که میره جلو سرعت شرح ماجرا هی تندتر و تندتر میشه… تا میرسه به آخر داستان و آبش میاد و دو سه سطر آخر جای حساس ماجرا تند تند توی چندتا کلمه داستان رو جمع میکنن و راحت میشن…
در حالیکه توی یک “داستان سکسی” که هدف تشریح قسمت اروتیک و سکسی ماجراست این روند باید دقیقا برعکس باشه… روابط و معرفی شخصیتها و توصیف زمان و مکان و غیره بایستی سریع و کوتاه و مختصر باشه که ملت حوصله شون سر نره و داستان رو دنبال کنن، بعد که رسید به قسمت سکسی مفصل و دقیقتر و کاملتر بنویسه
البته این چیزا بدرد نویسنده این داستان (و خیلی از داستانهای مشابه اینجا) بدرد این نویسنده ها نمیخوره؛ چون اینقدر بیسوادن که اول باید برن کلاس اول ابتدائی و دیکته و املاشون رو درست کنند…کسی که اسپری رو اسپره مینویسه انتظاری ازش نیست… همینکه تونسته با یه دستش جق بزنه با دست دیگه ش تایپ کنه باید نوبل ادبیات رو بدی :)

0 ❤️

338833
2012-10-18 02:34:05 +0330 +0330
NA

کیرررر تو کونت بچه جقی.از همینجا میکنمت

0 ❤️

338834
2012-10-18 03:00:22 +0330 +0330
NA

خوب كردي،بايد هر كس سلام كرد بكني،كيرت تو دهن داييت برجلو صغيركبير دربيار بكن،جلق بزن.به هيچ عنوان شوخي نكردم.بابات بگو كيرم تو دهنت به تخمم كه كوچيكي يا بزرگ،بگوكيرخر تو مرامت ديگه حرمت بشاش توش چون من شاشيدم به هرچي قبول داشتم .ديگه هم دول تموم شد فقط كير،اينقدربگو تاامثال من جاكش من بي همه چيز درك كنن دوران دوران جاهليت نيست دوران تمدن و روشنفكري،امتيار صد بهت دادم چون بيشترنبود.بنويس چون من كه ان وگوشت كوبيده را ازهم تشخيص نميدم ميخام كيرم دستم بگيرم بزنم ، بنويسم،منقل بزار كنارم بكشم ،نئشگي حرف زدنم ببيني،چه كسكشي هستم خبرنداري ببين چه كير رهبرو رئيس جمهورم بخورم بكنم تو كونم،ببين خايمالي كردن ازم يادبگير،ببين و يادبگير چون ديگه قرص نميخورم،ديگه به كيرم كه غم داري يانداري،بنويس منم بنويسم.

0 ❤️

338835
2012-10-18 03:16:52 +0330 +0330
NA

kos nane abroe gazalaro mibarii madar kooose age b babash nagoftam biad ba hamon benzesh lehet kone kos bibi

0 ❤️

338836
2012-10-18 04:09:12 +0330 +0330

اول کلی به چرت پرت گفتنت خندیدم.امدم چندتا بارت کنم که سبک از اینجا نری ولی دیدم دائی وپدرت جای من حسابی بهت زحمت دادن که البته توجقی احمق حقته…ولی خدائیش دلم براتو وبیشتربرا اون دختربچه سوخت…تادر عبرت برات بشه…ادم کسخول که جاوبیجا وفامیل و غریبه نشناسه حقش همینه…

0 ❤️

338837
2012-10-18 04:32:02 +0330 +0330
NA

:Sp بی شخصیت.

0 ❤️

338838
2012-10-18 07:04:33 +0330 +0330

((من 18 سالمه و یکم چهار شونه بودم ولی بعد از اینکه رفتم باشگاه کمی شونه هام به تو جمع شد))
همین یه عبارت کافی بود که دست از خوندن بکشم
آخه این چه شروعیه؟

0 ❤️

338839
2012-10-18 07:05:00 +0330 +0330
NA

daiit bayad mikoshtet

0 ❤️

338840
2012-10-18 12:57:32 +0330 +0330
NA

pooya-s
دمت گرم لهجه وشهر شروع هستم،فقط چون تازه ميخام انسان بشم هنوز تفكر احمقانه اجدادم درمن وجود داره امشب تولده لطفأ به حرمت(فرداشب حرمتم وسطه) جايي كه توش باهم دوست(فرداميگم)دشمن يا هر چيز ديگه پيداميكنيم لحجه وشهر تعطيل تورفيقي بريم تولد دارمت آه چراغ خاموش روشن تكون نميخوري باتمام علاقم به آدم شدن بزار شب تولدي جنگ شروع نشه آخرشم دوسر طلاشيم هيچ گوهي هم نيستم يادآوري نكن اصلم فرا موش نكردم!

0 ❤️

338841
2012-10-18 16:14:15 +0330 +0330
NA

چندتا سوال اساسی:
کون پسر همسایه گذاشتن خیلی خلاف کمیه؟
پسرخاله خرم کخش رو ریخته بود دقیقا یعنی چی؟
فیلم سکسی هندی زیاد می بینی؟

0 ❤️

338842
2012-10-18 16:53:42 +0330 +0330
NA

یا تو خیلی کس خلی یا مارو کس خل گیر آوردی.آخه آدم عاقل وقتی همه تو خونشونن میگیره یکی رو میکنه.یعنی نگفتی هر لحظه ممکنه یکی بیاد تویه اتاقت کس خل

0 ❤️

338843
2012-10-18 17:26:46 +0330 +0330
NA

بابا کتک زد.دایی هم زد.دختر دایی در باران آمد.
الف ب پ
عمو یاد بگیر فردا املا داری خوب? دیگه هم اینجا نیا هپو تو رو میخوره.خودم میرم ترتیبشو میدم!

0 ❤️

338844
2012-10-18 18:59:18 +0330 +0330
NA

بخواب که من بیدارم!

0 ❤️

338845
2012-10-18 19:21:51 +0330 +0330
NA

کامنت nimo همه موارد را داشت… حرف دیگه ای نیست… مردک اسپره ای! :D

0 ❤️

338846
2012-10-18 19:59:34 +0330 +0330
NA

خیلی کس و شعر بود همون اولش فهمیدم داستانت تخیلیه

0 ❤️

338847
2012-10-18 21:01:57 +0330 +0330
NA

<این یا خودش واقعا خره یا خواننده ها را خر حساب می کنه اول برو نوشتن یاد بگیرو بعد هم چند تا کتاب داستان بخون بعد هم برو برا بچه های از خودت کوچیکتر چاخان بنویس چون این نوشته ها هم در تخیلت نمی گنجه چه برسه به این که انجام بدی با همه اینا خودتی <

0 ❤️

338848
2012-10-19 01:42:36 +0330 +0330
NA

آقا من نظرات اين abdol_tabeta ‎نمفهم خيلي درهم و نا مفهومه كسي كمكم ميكنه؟

0 ❤️

338849
2012-10-19 02:45:03 +0330 +0330
NA

سلام قربونت برم منم نميفهمم،كدوم كسخولي گفته مستي وراستي؟شايد من جنبه نداشتم جفتك انداختم.عزيزم حق باشماست چون تازگي نظر وحرف با بيت وبايت محاسبه ميشه بخاطر حجم كمتر،از علامتها".،؟! كمتراستفاده كردم.حالا باعشق نظر بدم توشم فحش باعشق بدم،بهتره،يا بي عشق حرف صدمن ي غاز بزنم؟

0 ❤️

338850
2012-10-19 04:25:48 +0330 +0330
NA

حالم گرفته بود ديدم حال يك رفيق(ازنظرمن،به زور چسبيدن،به دوست حكم،كنه بودن داره)خوب ، ازمن بدتره ،دستوردادن ادامه ندم،چون پسرخوبيم،گفتم چشم.مشكل خودم به وقتش ،اگر حكمش اومدچون حرمت صاحب خونه بايدحفظ كرد،مخصوصا مهربونم باشه.گفتم چرت پرت كه ماليات نداره،عوارض هم نداره،ميگم گرفت،گرفت ،نگرفت من دارم بيكار ميگردم چيزي از دست نميدم وجدانن كل كسشعرگفتنم يك بيت يا يك بايت شد يا نشد جايزه ميدن يا چوب توكونم ميكنن؟فقط ،آدم بودنم رفته زيرسوال،بنظركسي آدم بودن اهميت داره؟نداره؟ به ماچه، من كاربرم،تو كاربر،تو بشاش به من من نگاه كنم وبلانسبت عزيزان من به شما توهين كنم،شما نگاه كني،بعد توقع چي داري؟آزادي يا هرچيز ديگه،اگربگم من قصد نوشتن چرت پرتهام نداشتم باورنميكنيد،اصلا نميخاستم اينقدر پرت و پلا بنويسم بخاطريك اشتباه درشرايطي نوشتم واقعأتعطيل بودم،حالا وجودش ندارم عذرخواهي كنم،فكرميكنم چه جوري گندي كه زدم درست كنم،عين حقيقت گفتم به هرچي كه بگيد قسم ميخورم از اول هدفم طرفداري از دوست خوب همگيsilverنبود،شايد كارخداباشه.وجدانن وقتي روان و درست و پراحساس يك متن بنويسن ، دوباره ميخونيش؟! حالا چرت پرت ديروزم حداقل دو بار خوندي يانه؟ اينم آمار بالاي چرت نوشتن.فقط ميدونم خودم يادم نمياد ازبس چرت بودن،ولي شماهايي باداستان شاهين جان ،حال كردي تك تك جملات براتون تصوير ابدي تو فكر،قلبتون خواهدبود.ولي يك داستان با آماربالا ،وجود داشته باشه به دلت نشينه،با تموم شدنش كلأ فراموشش كردي بيشتربلدنيستم اگر بهم لطف كردين ،انسانيت كردين،كمك به بهتر رسوندن منظورم كرديد،ديگه هيچ احمقي چاپلوس يا…شمارو نشونه نميگيره،چون من خواهش كردم طرف حساب منم.معذرت ميخام بدليل نيش و كنايه داربودن حرفم چون حرف رك زدن خيلي بهتره.

0 ❤️

338851
2012-10-19 09:14:15 +0330 +0330
NA

بازم نفهميدم از شرق ميري غرب شمال به جنوب ولش كن كلا سرم درد كرفت

0 ❤️

338853
2012-11-13 02:19:47 +0330 +0330
NA

كيرم تودهنت پفيوزجلقي.دختردايي جندت هم همين الان زيركيركلفت منه داره ساك ميزنه :P

0 ❤️

338856
2012-11-13 17:32:12 +0330 +0330
NA

درود
اولا این چرت و پرت ها داستان نیست! یکسری نوشته ی بی معنی هستند و ایضا جملاتی که کنار هم اومدن.
داستان چهارچوب مشخص داره و میتونه در چارچوب اروتیکی نوشته بشه ولی از قواعد داستان پیروی میکنه.
موضوع,مفهوم,درون مایه,راوی,پیرنگ و … در هیچ کدام از داستانهای قرار داده شده در این سایت رعایت نمیشه.
باید در شخصیت پردازی افراد و چهره پردازی تلاش بیشتری کنید و هم چنین محیط اطراف تا فضا برای خاننده جا بیفته.
این مطالب حوادث سکسی هستند نه داستان سکسی…
بهتره بیشتر در جنبه هایی غرق کنید خودتون رو که تکراری نباشه وگرنه اول و اخر داستان رو میدونیم چیه.
من تا حالا داستان سکسی ننوشتم ولی سبک نوشته های اروتیکی همیشه یک ابزار برای نویسنده هستش تا بتونه فضا رو برای خاننده منسجم تر بکنه و حتی میتونه ضد پیرنگی هم در داستان بوجود بیاره
موفق باشید.

0 ❤️

338857
2012-11-15 15:59:36 +0330 +0330
NA

برو شلنگ دستشویی بکن تو کونت

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom