دخترهمیشه حشری: سعید دوباره زنم کرد

    ...قسمت قبل


    سعید وقتی منو با لباس عروسی دید خشکش زد با تعجب بهم نگاه کرد ولی بعدش بخودش اومد بلند بلند خندید بهم گفت شاه کس من چیکارکردی جلو اومد منو بغل کرد لبهام رو بوسید سعید پیش نوازی در سکس رو خوب بلد بود لبهام رو شروع بخوردن کرد لباس عروسی که پوشیده بودم نیم تنه بالای اون لخت بود سعید سینه هام رو هم تو مشتش گرفت و فشار میداد. آبم راه افتاده بود میخواستم وقتی خوب حشری شدم سعید پرده ام رو پاره کنه سعید بهم گفت میخوای پرده ات پاره بشه هنوز دو هفته نیست ترمیم کردی با عشوه گفتم عزیزم ترمیم برای این بود که تو پاره ام کنی میخوام با دست تو زن بشم قبلن بچه بودم نمیدونستم ولی الان فقط میخوام تو پاره ام کنی جرررررررررررم بدی با عشوه میگفتم سعید تحریک شده بود لبهام رو با شدت میخورد پستونهای گرد سفید وراست شده ام تودستش بود ومالش میداد نوک پستونهام هاله ای قهوه ای خوشگلی داشت که سعیدعاشقشون بود ازروی لبهام رفت زیرگلوم وشروع به خوردن کرد داشتم میمیردم دوهفته بودسکس نداشتم ازشدت حشری بودن دیوونه میشدم ولی تصمیم داشتم این سکسمون رو خاطره انگیزکنم به سعید گفتم دست نگه داره کیک تولد سعید که اماده کرده بودم انگشت توش زدم وتو دهن سعید کردم سعید انگشتم رومکیدخانمهایی که اینجارومییخونید بهتون بگم سکس با مردان مسن کیربزرگ وگنده که خوش تیپ هم هستند لذتی بینظیر داره به سعیدگفتم لباس عروس روازتنم دربیاره سعید منو میلیسد ولباس روازتنم دراوردزیرلباس عروس چیزی نپوشیده بودم سعید گفت شاه کس من برات میمیریم لباسهای خودش روازتن دراورد لبهام رو دوباره شروع به خوردن کردبزحمت خودم روازش جدا کردم لیوان مشروب رو برداشتم مقداری خوردم جرعه دوم تودهنم بودلب گذاشتم رولب سعید ومشروب روتوی دهنش خالی کردم سعید مشروب روخورد گفت شاه کس امشب میخوای دیوونه ام کنی گفتم امشب میخوام پاره ام کنی سعیدلیوانی مشروب برداشت وخورد بهم گفت روی تخت بخوابم لیوان مشروب اولی روتموم کردیه لیوان دیگه ریخت یه جرعه اش روخورد وکنارمن اومدلبش رو لبم گذاشت مشروب روازدهنش به من دادخوردم جرعه دوم وسوم وچهارم خوردم دوباره یه لیوان مشروب دیگه ریخت مشروب داغم میکرد جرعه بعدی رو تودهانم ریخت خوردم مشروب روی سینه وپستونام ریخت شروع به لیس زدن سینه ام وپستون هام وشکمم کرد هرجایی ازبدنم که قطره ای مشروب ریخته بود لیس زدوقتی خوب لیس زد بلندشد کیک تولدش رواورد روتخت گذاشت کیک بیشترش خامه بود خودم خریده بودم میدونستم برای سکس امشبمون بدردمون میخوره وسکسمون رولذت بخش ترمیکنه سعید مشت زدتوکیک واون روروی پستوهام وشکمم پخش کرد وشروع به خوردن پستوهام با کیک کرد همه کیک روی بدنم روخورد مقداری کیک روی کسم مالیدکسم خیس اب بود سعید گفت شاه کس رودخونه ات سیل راه انداخته هردفعه کسم ابش راه میافتادسعیدمیگفت رودخونه ابش راه افتاده گفتم بخورش سعید کس کیکی منو با ابش خورد کسم روبه دهنش میگرفت واروم گازمیگرفت نفسم بندمی اومدگفتم سعید کیرمیخوام کسم کیرت رومیخواد سعیدگفت شاه کس چن ساله داری کیرمیخوری سیرمونی نداری حالا صبرکن ازکسم زبونش روکشید تا اومدرولبهام ولبهام روخورد پستوهام روبادستاش می مالید ولبهام رو میخورد کیرش راست شده بود به رون هام میخورد ارروم بلندشد دوباره مشروب خورد وگفت توبیا بخورش کیرش راست ایستاده بود مقداری خامه کیک روی کیرش مالیدم ازنخم هاش تا سرکیرش وشروع به لیسدن کردم زبونم رو از تخم هاش میکشیدم تا سرکیرش وبرمیگشتم کیرش پرخون شده بود رگهای برجسته کیربزرگش روزیرزبونم حس میکردم سرکیرش رو بازبونم نوازش کردم کیرش مثل کس خودم داغ کرده بود هردو مست شده بودیم سعید شونه هام روگرفت ومنو روی تخت انداخت تا کمر روی تخت بودم پاهام پایین تخت بودند پاهام روبازکرد دورکمرش گذاشت کیرش دم کسم بود خم شد پستونهام رو تومشتش گرفت بهم گفت شاه کسم میخوام پاره ات کنم مست وحشری بودم گفتم جووووونم میخواممممم هنوزحرفم تموم نشده بود که سعید همه کیرش روتوکسم هل دادنفسم بنداومد دردزیادی داشت ازته دل جیغ کشیدم ازباراولی که پرده ام پاره شده بود بیشتردرد داشتم سعید پستونهام روفشاردادسعیدفقط چند ثانیه صبرکرد وتلمبه زدن روشروع کرد کیرش تا ته توی کسم میرفت چندسال بودبا سعیدسکس میکردم ولی این سکس متفاوت بودلذت میبردم صدای اه وناله ام بلندشده بودسعید میگفت شاه کسم پرده ات روزدم زنت کردم دوباره زن شدی زن من شدی کیرم توکس تنگ هست شاه کس منی سعید دستاش روزیربغل من برد من رو توی بغل خودش گرفت کیرش بالاوپایین توی کسم میشد داشت ابم میاومد نفس زدنم تندترشده بود تا من لرزیدم سعید فریادکشید وابش روتوی کسم خالی کرد اتیش گرفتم باکیرسعیدکه توی کسم بود روی تخت افتادیم من نمیدونم باچندنفرخوابیدم اگربشمارم بالای 300نفرمن باهاشون سکس داشتم خودم میدونم جنده هستم براتون ماجراهای همه اونارو تعریف میکنم هنوز زندگی من روصفحه اصلی برای مطالعه نیومده میدونم برخی هاتون فحش میدید وزندگی من رودروغ میدونید ولی همش واقعیت هست


    نوشته: ماریا

  • 6

  • 0




  • نظرات:
    •   فيلتر.شده
    • 4 سال،9 ماه
      • 2

    • ميخواستي توالت رفتنت،ساعت خواب،حمام و ...
      مينوشتي تو که همه رو نوشتي


    •   Ali God Empire
    • 4 سال،9 ماه
      • 3

    • من نفهمیدم چی شد اصن این داستان از کجاش شروع شد مقدمه ش که اصن ملوم نبود نمیشه بهشم گفت ادامه داستان قبلی اصن این از کجا شروع شد بهتر بود قبل این اتفاق رو هم مینوشتی بعد به اینجا میرسیدی نه یدفه مینوشتی که همون سعید کونی تورو با لباس عروسی دید !!!!!!!؟؟؟؟؟؟


    •   schlampe
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • ﻣﺤﺸﺮﻩ ﺍﺩﺍﻣﻪ بده


    •   zan284
    • 4 سال،9 ماه
      • 1

    • شهوانی همه بخش های زندگی منو منتشرنمیکنه یکی درمیون میزاره روسایت
      تقصیرمن چیه


    •   zan284
    • 4 سال،9 ماه
      • 1

    • با اهل حال هستم
      کون دریده توخیلی بدبختی که به من حسادت میکنی وزرمیزنی
      بیجاره بدبخت عقده ای فحش هات روببروقت جق زدنت به کیرت بده


    •   Ali God Empire
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • ها؟؟؟


    •   Ali God Empire
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • ینی قسمت قبلی داستان رو منتشر نکردن ؟؟؟


    •   FN ideal
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • وای یه دفعه پرید اینجا ک چند سال بعده؟؟؟
      بابا ب ترتیب بزاری بفهمیم چیشد
      چطوری ب۳۰۰نفر رسید؟


    •   بچه پایین شهر
    • 4 سال،9 ماه
      • 2

    • من نمیدونم باچندنفرخوابیدم اگربشمارم بالای 300نفرمن باهاشون سکس داشتم خودم میدونم جنده هستم
      نه خواهش میکنم این حرفا چیه ؟ شما ؟ جنده ؟! استغفروااله !
      ۳۰۰ تا که چیزی نیست تا زیر هزارتا شیطونی حساب میشه blum3


    •   Ali839314
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • good


    •   zan284
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • نه شهوانی همه ماجرهای منو منتشرنکرده یکی درمیون روسایت گذاشته من 6قسمت نوشته بودم ایناروگذاشته براهمین کل ماجرای زندگیم نامفهوم شده


    •   zan284
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • یه سئوال دارم من زیرنظرکاربران گزینه پاسخ رومیزنم وپاسخم رومینویسم ولی پاسخ جداگانه منتشرمیشه چرا؟


    •  
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • zan284:
      یه سئوال دارم من زیرنظرکاربران گزینه پاسخ رومیزنم وپاسخم رومینویسم ولی پاسخ جداگانه منتشرمیشه چرا؟


      این یکی از مشکلات شهوانیه خودت نقل قول درست کن !
      نمیخواد پاسخ رو بزنی نظر بده نظر طرف رو با نام کاربریش بالای نظرت کپی پیست کن
      مثل کاری که من کردم ! yes3


    •   رویال حشری
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • اخه تو که داستان های قبلیت میگفتی فقط با شوهر خالت و پسرش و داییت سکس کردی الانم میگی بالای 300نفر 3نفر با 300نفر 297نفر فرق داره اول فکر کن بعد دروغ بگو کیرم تو دهن و کون خانوادت و خودت


    •   رویال حشری
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • اخه تو که داستان های قبلیت میگفتی فقط با شوهر خالت و پسرش و داییت سکس کردی الانم میگی بالای 300نفر 3نفر با 300نفر 297نفر فرق داره اول فکر کن بعد دروغ بگو کیرم تو دهن و کون خانوادت و خودت


    •   zan284
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • جواب سئوال رویال حشری


      اخه تو که داستان های قبلیت میگفتی فقط با شوهر خالت و پسرش و داییت سکس کردی الانم میگی بالای 300نفر 3نفر با 300نفر 297نفر فرق داره اول فکر کن بعد دروغ بگو کیرم تو دهن و کون خانوادت و خودت


      رویال جق زن
      همه قسمتهای زندگی منو نخوندی ازشوهرخاله شروع شد وبعدازسعیدمن بامردهای زیادی بودم که به یقبن میتونم بگم بالای 300نفربودندکون دریده اول فکرکن بعدحرف بزن


    •   Notorious.
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • داستان جالبيه! در واقع تراژيكه! به نظرم خوب مينويسى، لطفأ ادامه بده.


      شهوانى قاطى پاطى داره آپ ميكنه، خودمون بعدأ مرتبش ميكنيم!


      شوخى بچه پايين شهر عالى بود :D


      ضمنأ مجبور نيستى جواب نظرات پاى داستانو بدى. يعنى اينكه معمولأ رسم نيست!! نويسنده تو قسمت نظرات ظاهر بشه. البته اگه دوست دارى اشكالى نداره...
      موفق باشى...


    •   zan284
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • وقتی هرکله کیری میاد تراوشات ذهن پریودیش رومینویسه اونچه که لایق خودعقده ای اش هست مینویسه لازم میدونم به ادبیات خوداون کیری ها جوابشون روبدم
      زندگیمه بمیرم بمونم این ماجرای زندگی من فلک زده هست


    •   Arshia bokon
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • be manam midi?khub mikonam


    •   reza kir tala 17
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • بنظرم بیا همه نوشت ههاتو یبار بنویس و کپی کن ک اگه تایید شد همش باهم بشه...
      اصلا این قسمتش خیلی بعد تر ازاونی بود ک رفتی خونشو بهش دادیو این حرفا!!


    •   Ampool zan
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • اول اینکه خوبه که بین داستانا فاصله نمیندازی.بعد هم هرکس یه جور زندگی داره ولی قسمت قبلی هم گفتم ایرادی به تو وارد نیست چون یه دختر حتی تا سن 16/17 سالگی هم به اون پختگی نمیرسه.من اینجا قصد قضاوتت رو ندارم اما اگر سرگذشتت باعث بشه حتی یکنفر از راه اشتباهی که میخواد بره یا داره میره برگرده به نظرم ارزشمند هست.بازم میگم شما قربانی یه سیستم غلط و یه طرز فکر غلط هستی که متاسفانه این طرز فکر از قرنها پیش بوده که زنو یه ضعیفه ارضای مرد میدونه که ازنه سالگی میشه به عقد مرد شصت ساله درش اورد.متاسفانه این طرز فکر قربانی گرفته و داره میگیره بازم.و به نظرم وقتی که حالا به سنی رسیدی که خوب و بد رو تشخیص میدادی دیگه راهی برات وجود نداشته که بخوای برگردی و درست زندگی کنی پس بازن اونجا هم بهت ایرادی وارد نیست.مثال سادش یه زنی که اب و رنگی داره وحالا شوهرش یا مسافرت هست یا طلاق گرفته ادمهای فرصت. طلب مثل گرگ دورش جمع میشن و نمیزارن اروم زندگیشو بکنه.ادامشو بنویس.در ضمن این که پای کامنتها پاسخ میزاری به نظرم رسم خوبی هستش.زودتر ادامشو بزار


    •   mary9898
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • نوش جونت تا می تونی بده بکننت


    •   sexi man tak2
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • ادمین شک ندارم یا کار خودته یا دور وبریات ای کلک جدیدا زدی تو خط داستانای 90 شبی good


    •   صدای گیتار
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • انتظار داشتم سعید مردونگی کنه و حمایتت کنه. کاش اسم 300 نفرو الان نمیگفتی پیگیره داستانت هستم و بعد از قسمت اخر نظرمو باز میگم ولی خوب مینویسی. معلومه اهله مطالعه بودی.


    •   mahshid71
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • خوبه.ادامه بده.منتظر قسمت های بعدی هستم


    •   سیخ زن
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • کیر تو همه بخش های زندگیت که یکی درمیون نزاره رو سایت تقصیرمن چیه


    •   zan284
    • 4 سال،9 ماه
      • 1

    • امپول زن گرامی من نمیگم خودم مقصرنیستم من مقصرهستم منتها وقتی فهمیدم که دیرشده بودراه برگشتی نداشتم
      وقتی از8-9سالگی باسکس اشناشدم وبه سکس عادت کردم دیگه نتونستم بذارمش کنار
      من منتظرم ادمین تمام بحش هایی رو که نوشتم روی سایت بذاره تا بقیه زندگیم روبنویسم


    •   zan284
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • 9898یه مدتی ایست نداشتم فقط میدادم


    •   zan284
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • sexi man tak2 گرامی اگه تو ادمین رومیشناسی بهش بگو همه قسمتهای زندگیم رو منتشرکنه


    •   zan284
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • اون300نفرمال یه قسمت هستش بعدازیه مدتی دیگه شمارش ازدستم خارج شد الان نمیدونم چندنفرشدند


    •   zan284
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • جناب سیخ زن من بیشترعمرم روسیخ بودم حس خوبی ندارم ازاینکه ادمین همه زندگیم روانتشارنداده


    •   behrooz-2
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • جووونم ماریا جون دمت گرم ROFL
      آدم باس تا وقتی کیرش بلد میشه و کسش آب داره همه اهل دنیا رو بگاد و به زیر بکشه clapping
      من یکی از 300 نفر نیستم اما کردنت را دوست دارم diablo
      امام بهروز lol


    •   maesam
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • bomb


    •   doshanbe
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • Marla khanoom salam mano mishnasi?


    •   Bardia27esf
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • من که نمیگم نده میخوای بده میخوای نده به تخمم
      اینقد بده تا جربخوری و بجای کیر دکل برق فشار قوی بکنی تو لنگت
      کیر توش بابا ول کنید من بیکارم اگر کار دارید بهم بدید بیکاری جرخوردم بابا نه دزدم نه هیزم جون دوتایی اگر کار دارید بهم بدید بخدا هرجا میرم سرکار شانس ندارم یا اخراجم میکنند یا پولمو نمیدن
      لطفا کمک کنید ساکن اصفهانم قیافمم خوبه با زن سن بالا هم حاضرمم ازدواج کنم


    •   Ampool zan
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • ممنون از جوابت.ولی شما برعکس برداشت کردی حرف منو.من نوشتم که تقصیری به گردن شما نیست و عوامل دیگه باعث بوجود اومدن این سرنوشت واسه شما شده.منتظر ادامش هستم.زودتر بزار لطفا


    •   zan284
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • امپول زن گرامی منتظرم که ادمین همه بخش های زندگیم رو منتشر کنه براتون مینویسم گرچه فکرنکنم برای کسی باور پذیرباشه کسی رندگیش توسکس خلاصه شده باشه اونهم اینهمه شدید مثل من


    •   مهندس معمار
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • وقتی سعید گفت بنباید بیرون پس چجوری کیک تولدش رو خودت انتخاب کردی ماریا؟؟هنوزم میدی عایا؟؟؟؟


    •   مهندس معمار
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • راستی سعی کن تیتر موضوعاتت رو یکی کنی تا بتونیم دنبالشو پیدا کنیمو بخونیم.


    •   zan284
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • مهندس معمارعزیز سعیدوقتی بهم گفت بیرون نری من تازه پیشش رفته بودم کیک تولدسعید برای چند سال بعدش بود این ادمین لعنتی همه قسمت های زندگیم رومنتشرنمیکنه خواننده ها گیج شدن


    •   MaJiD T i
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • man be shakhse nemidonm chi begam ham asabam khord shod ham khoshhal shodam dastanet khob bod harf nadasht man dstaneto bavar mikonam ama kiram to in zendegio rozegar k hamchin sarneveshtio bare adam ragham mizane khodamam dg khaste shodam kir to in zendegio rozegar


    •   66alireza
    • 4 سال،8 ماه
      • None

    • ب منم میدی؟؟؟؟؟؟


    •   مهدی کس دست
    • 4 سال،8 ماه
      • None

    • اقا قسمت بعدیشو برام بفرستید لینکو


    •   داریوشم
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • ساده و سرراست نوشتی,بد نمینویسی...مرسی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو