داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

دختری به اسم مهسا

1399/01/05

صفحه گلس گوشیم شکسته بود و ظاهر خوبی نداشت یه روز تصمیم گرفتم که برم و تعویضش کنم بعد از ظهر ساعت 4 از خونه زدم بیرون رفتم توی مغازه موبایل فروشی و گوشیمو دادم که گلسش رو تعویض کنن توی مغازه بودم دیدم دوتا دختر از بیرون دارن ویترین مغازه رو نگاه میکنن با یکی از این دخترها چندبار از لای گوشی های ویترین باهاش چش تو چش شدم خیلی ناز بود تا گوشی من اماده بشه یکی دوباره دیگه نگاهش کردم گوشی رو گرفتم و رفتم از مغازه بیرون اونا رفته بودن نتونستم پیداشون کنم.

تویه خیابون راه میرفتم شماره علی یکی از دوستامو گرفتم که ببینم اگه بیرونه برم دنبالش یه خورده باهم باشیم وقتی داشتم با علی صحبت میکردم یه لحظه دیدم همون دخترا جلوی یک مغازه وایستادن سرعتمو کم کردم تا نگاهش کنم که دیدم اونم از شیشه ویترین داره منو نگاه میکنه خیلی ذوق کرده بودم و انگاری خیلی وقته میشناسمش رفتم سمتشون دیدم برگشتن سمت من به علی که پشت تلفن بود گفتم وایستا زنگ میزنم گوشی رو قطع کردم و با اون دختره سلام علیک کردم تعارف کردم که با هم باشیم که دوستش گفت نه و کار دارن که پرسیدم میتونم شمارتون رو داشته باشم که باز دوستش گفت نه و کارت مغازه رو دادم به دختره گفتم این شماره منه خوشحال میشم زنگ بزنی کارت رو گرفت و منم رفتم.

دوباره به علی زنگ زدم و نمیدونم چطوری اون روزم گذشت همش اون دختره توی ذهنم بود. شب ساعت 11 بود که صدای پیغام گوشی اومد دیدم واتساپه باز کردم دیدم نوشته سلام شمارش رو نگاه کردم ایرانسل بود عکس گل گذاشته بود جواب دادم گفتم امرتون که خودشو معرفی کرد و مشغول صحبت شدیم یه خورده صحبت کردیم که گفتم میخوام فردا با هم باشیم به سختی قبول کرد گفت صب کلاس داره تموم که شد زنگ میزنه.

صب ساعت 9 بود که زنگ زد گفت تا نیم ساعت دیگه کلاسش تموم میشه آدرس داد که برم دنبالش. ساعت نه و نیم بود زنگ زدکجایی؟ گفتم تو راهم تا ده دقیقه دیگه میرسم . رسیدم دیدم بله خودشه تنها وایستاده رفتم سمتش اومد سوار شد تو راه ازش درباره کلاسی که داشت پرسیدم و یه سری حرفهای دیگه که گفتم تا کی وقت داریم گفت تا ساعت یک .

مسیرشو پرسیدم که گفت میخواد بره خونه آدرس داد زمان خیلی سریع میگذشت نزدیک خونشون که شدیم دست دادیم خواست پیاده بشه که گفتم یه بوس بده بعد پیاده بشه که یه خورده من من کرد خلاصه یه لب خوشگل ازش گرفتم پیاده شد.

چندساعت بعد پیغام داد که اصلا باورش نمیشه بوسیدمش و این حرفها که یه خورده حرف زدیم و برای فرداش هم قرار گذاشتیم بعد از کلاس باز رفتم دنبالش و گفت میخواد یه خورده پیاده راه بریم که کنار پارک فردوس نگه داشتم و پیاده شدیم یه خورده تخمه و پفک و خرت و پرت دیگه گرفتم و دست تو دست هم قدم میزدیم انگار چند ساله میشناسیم از بودن باهاش یک آرامش خاصی بهم دست داده بود نشسته بودیم روی نیمکت دستمو از پشتش رد کردم و آروم چسبوندمش به خودم یه خورده مقاومت میکرد ولی راه فرار نداشت قشنگ توی بغلم گرفته بودمش عین نامزدا میگفتیم و میخندیدیم تا این که گفت بریم پاشدیم دست تو دست هم میرفتیم بهش به شوخی گفتم الان فقط یه جای خلوت میخوام گفت واسه چی که گفتم میخوام از سرتا پاتو بوس کنم همش میخندید دیونه این خنده هاش شده بودم که گفت چقدر میتونی بوسم کنی گفت اینقدر که نتونی دووم بیاری و یه کل کل خاصی افتاد.

سوار ماشین شدیم حرکت که کردیم یکی دو خیابون که رد کرده بودم پرسید کجا داریم میریم که به شوخی گفتم یه جای خلوت. هیچی نگفت منم جدی جدی مسیر رو انداختم سمت خونه چی از این بهتر.

تا رسیدیم کوچه ریموتو زدم در پارکینک باز بشه تا رسیدیم جلو ساختمان پارکینک کامل باز شده بود رفتم تو و زدم بسته بشه پیاده شدیم سوار آسانسور شدیم زدم طبقه 7 اصلا باور کردنی نبود که اینقدر راحت همه چی داره پیش میره.

در واحد رو باز کردم تعارف کردم رفت داخل درو که بستم دستشو گرفتم برگشت محکم بغلش کردم و لباشو میبوسیدم خیلی خوب همراهی میکرد هر چقدر میبوسیدمش سیر نمیشدم رفتیم داخل گفتم برو حال منم میام دوتا دلستر برداشتم ریختم تو لیوان رفتم حال دیدم قشنگ مانتو و شالشو در اورده همونجوری خشکم زده بود این دختر هیچی از فرشته بودن کم نداشت خیلی ناز بود

رفتم کنارش نشستم و توی بغلم گرفته بودمش از خوشگلیش میگفتم و میبوسیدمش همینجوری که میبوسیدمش آروم آروم خوابوندمش رو مبل لباشو میبوسیدم سرمو میاوردم بالاتر از دور نگاش میکردم دوباره لبامو میزاشتم رو لباش خیلی خوردنی و گرم و شیرین بود.

وقتی لباشو میبوسیدم دستمو هم کرده بودم توی موهاش و سر و گردنشو میمالیدم و فشارش میدادم به خودم حسابی بوسه بارونش کرده بودم دستمو میکشیدم روی گلوش روی لباش جای نوازش انگشتامو میبوسیدم مهسا چشاشو بسته بود و غرق در لذت بود.

زبونمو رو لباش میکشیدم و میکردم لایه لباش میبوسیدمش لبشو میمکیدم و آروم دستمو بردم سمت سینش که دیدم دستشو گذاشت روی دستم منم دستمو رسوندم به سینه هاش یه خورده از رو لباس ممه هاشو گرفتم توی مشتم و آروم آروم میمالیدم مهسا هم دستمو گرفته بود و مثلا مقاومت میکرد که بیشتر شبیه همراهی بود.

از لباش جدا میشدم حرفهای عاشقانه و دوستتدارم ها نثارش میکردم و دوباره لبامو میزاشتم رو لباش و حسابی میبوسیدمشون چشاشو لپاشو هیچ کدوم رو بی دریغ نزاشتم بمونن و تک تکشون رو بوسه بارون میکردم بلند شدم دست مهسا رو هم گرفتم بلندش کردم و گرفتمش توی بغلم داشتم میرفتم سمت اتاق خواب ، مهسا دستاشو دور گردنم حلقه زده بود و توی بغلم لباشو میبوسیدم آروم گذاشتمش روی تخت و کنارش دراز کشیدم و سرمو کرده بودم لای موهاش طراوت خاصی داشت گردنشو گلوشو میبوسیدم دستمو گذاشتم روی شکمش و کم کم بلوزش رو زدم کنار تا دستم بدن نرم و لطیفش رو لمس کنه

وقتی دستم خورد به پوست شکمش لباشو محکمتر مکیدم و به خودم فشارش دادم از زیر بلوزش ذره ذره بدنش رو لمس میکردم و به طرف سینه هاش میرفتم دستم رسید به سوتینش از روی سوتین حسابی ممه هاشو توی دستم میگرفتم و لمسشون میکردم دستمو از زیر بغلش آروم رد کردم و به پشتش رسوندم و گیره های سوتینش رو باز کردم دوباره از پشت تا ممه هاشو نوازش میکردم تا رسیدم به ممه هاش خیلی نرم بودن وقتی توی مشتم گرفته بودمشون و آروم فشارشون میدادم مهسا با هر فشار خودشو بالا پایین میبرد

ممه چپشو توی دستم گرفته بودم و فشارش میدادم لبامو از رو لباس گذاشتم روی ممش سرمو فشار دادم دستم از زیر لباس ممه هاشو نوازش میکردم لبام از روی لباس ممه هاشو میبوسید سرمو بردم پایین تا رسیدم به شکمش لبامو گذاشتم روش و میبوسیدمش مهسا تو حال خودش نبود و دیگه صداش در اومده بود میگفت نکن نکن همزمان که بلوزشو میدادم بالا پوست بدنشو میبوسیدم تا ممه هاش از زیر بلوزش در اومدن سرمو گذاشتم لای ممه هاش و نفس عمیقی کشیدم عاشق بوییدن ممه هاش شدم خودمو کشیدم روی مهسا و الان هر ممش توی یکی از دستام بود لای ممه هاشو میبوسیدم و لیس میزدم آروم رفتم سمت ممه سمت راستش و نوک ممش رو بوسیدم مهسا سرمو گرفته بود میگفت بسه نوک ممش رو کردم توی دهنم و آروم آروم با زبونم با نوک ممش بازی میکردم و شروع کردم به خودن ممه هاش

خوردن این ممه ها هیچ رقمه قابل توصیف نیست هر دوتا ممش رو چسبوندم به هم نوبتی هر کدوم رو چند ثانیه میخوردم ممه هاشو تویه مشتم فشار میدادم مهسا دیونه میشد و با دستش سرمو گرفته بود منم با زور سرمو میکردم لای ممه هاش و حسابی میخوردمشون اینقدر ممه هاش خوردنی بودن که دل کندن ازشون خیلی سخت بود مثلث خوردنمو ساخته بودم از ممه چپ به ممه راست از راست به لباش و از لباش به ممه چپش
لبامو روی بدنش زیر ممه هاش گذاشتم و بوسیدمش زبونمو روی بدنش میکشیدم از پهلوی راست تا چپ زیر زبانم بودن و میبوسیدم و لیسش میزدم

رفتم پایینتر نافش از زیر بوسم رد شد پاهاش رو جفت چسبونده بود به هم و من بوسه کنان داشتم میرفتم سمت پاهاش از روی شلوارش لبامو گذاشتم رو کسش و سرمو فشار دادم لای پاش با دستاش سرمو گرفت و میگفت نه بیا بالا ولی من میخواستم بخورش زبانمو از لای کمر شلوارش میکردم داخل دکمه های شلوارش رو باز کرده هر کدوم از دکمه ها رو که باز میکردم حسابی زیرشو میبوسیدم سه تا دکمه شلوارش رو باز کرده بودم و زیرش یک شورت سفید نازک بود که شورتشو با دندونم گرفته بودم و سرمو روش فشار میدادم .

کمر شلوارشو گرفتم نمیزاشت دربیارم رفتم لبامو گذاشتم رو لباش یه خورده لباشو خوردم دوباره برگشتم روی پاهاش کمر شلوارشو گرفته بودم آورم شلوارشو کشیدم پایین تا زانوهاش ، دستشو گذاشت روی شورتش منم شلوارشو کامل از پاش در آوردم

مهسا جلوم بود پاهاش چسبونده بود به هم و جمع کرده بود زانوشو بوسیدم سرمو آروم فشار دادم تا لای پاهاشو باز کنه آروم آروم داخل رونشو میبوسیدم و مهسا هم پاهاشو شل میکرد تا رسیدم به دستاش که روی شورتش بود دستاشو میبوسیدم و زبونمو میکشیدم لای انگشتای دستاش از لای انگشتاش زبونمو فشار میدادم روی کوسش با دستام دستاشو گرفتم و از روی شورتش برداشتم الان بین من و کوسش یک شورت نازک باقی مونده بود.
از دهنمو گذاشتم روی شورتش و از روی شورتش لبامو فشار میدادم به کوسش و گوشت کوسش رو با لبام میگرفتم از داخل رون راست تا رون چپ رو میبوسیدم از روی کوسش که رد میشدم کسشو از روی شورت با لبام میگرفتم و فشارش میدادم از بغل شورتش زبونمو فشار دادم تا برسه به کوسش مهسا همش التماس میکرد ولش کنم هی پاهاشو میچسبوند به هم سرمو لای پاهاش فشار میداد منم ول کن نبودم و زبونمو رسونده بودم به کوسش و تازه مزه کوسش رو داشتم میچشیدم.

دستاشو ول کردم کمر شورتشو گرفتم نمیزاش در بیارم با کلی ناز و بوسیدن دستاش انگشتاشو ول کرد شورتشو در اوردم وای چی میدیدم یه کوس توپول که انگار چند روز از اصلاحش گذشته بوده موهاش یکی دو میلیمتر میشد دستاشو گذاشت روی کوسش میگفت بسه تو رو خدا بسه سرمو کردم لای پاش از لای انگشتای دستش زبونمو فشار میدادم تا بره برسه به کوسش.

با دستم دستاشو گرفتم و آروم آروم دستاشو از روی کوسش میکشیدم کنار و همزمان زبانمو فشار میدادم لای انگشتاش تا برسه به کوسش.

دستاشو کامل برداشتم و لبامو گذاشتم روی کوسش زبونمو در اوردم میکشیدم لای کوسش دستاشو ول کردم و با دستام رون هاشو گرفتم مهسا هم دستاشو کرده بود توی موهام و نمیزاشت بیشتر کوسشو بخورم از بالا تا پایین کوسشو لیس میزدم چوچولشو با لبام گرفته بودم و میبوسیدمش لیسش میزدم به دو دقیقه نرسیده بود که اینقدر مهسا خودشو بالا پایین کرد که ارضا شد.

از لای پاش در اومدم رفتم لبام گذاشتم رو لباش و حسابی لباشو میبوسیدم و توی بغلم گرفته بودمش به خودم فشارش میدادم کم کم مهسا به خودش اومد محکم بغلم کرد و گردنمو میبوسید هی میگفت دیونه چیکار کردی لباشو میبوسیدم دیدم مهسا با دستش داره کیرمو از روی شلوارم لمس میکنه لبامشو محکم میبوسیدم اونم کیرمو محکمتر تویه مشتش فشار میداد بلند شدم مهسا لخت لخت بود من با لباس

پیرهنمو در اوردم کمر شلوارمو باز کردم شورت و شلوارمو کشیدم پایین جلوی چشاش لخت میشدم و اونم توی چشام داشت نگاه میکرد رفتم روی تخت رفتم کنار سرش کیرمو گرفتم سمت دهنش با دستم سرشو گرفتم فشارش میدادم سمت کیرم تا سر کیرم رسید به لباش یه خورده کیرمو روی لباش کشیدم ممه هاشو با دست راستم میمالیدم و با دست چپم سرشو جلو نگه داشته بودم تا کیرمو حسابی بمالم روی لب و صورتش.

کم کم لباشو باز کرد و سر کیرمو میبوسید منم از سر تا خایه هامو روی لباش میمالیدم و مهسا فقط میبوسید سرشو با دست چپم چرخوندم سمت خودم گفتم لباتو باز کن مهسا جونم ، لباشو باز کرد سر کیرمو گذاشتم لای لباش اروم فشارش میدادم توی دهنش گفتم مهسا جونم بخور عشقم بخور فدات شم با دستش کیرمو گرفت و منم آروم آروم توی دهنش جلو عقب میکردم یه خورده دندونش میخورد به سر کیرم اذیت میکرد با دستم لباشو غنچه کردم کیرمو میمالیدم لای لباش خیلی حال میداد

کیرمو از لباش جدا کردم رفتم نشستم لای پاهاش کیرم رو گذاشته بودم روی کوسش پاهاشو چسبوندم به هم و خم شدم روش و از زیر لای کوسش جلو عقب میکردم خیلی حال میداد سر کیرمو گذاشتم لای کوسش و از بالا تا پایین کوسش میکشیدم خیسی کوسش بدجوری سر کیرمو خیس کرده بود.

پاهاشو چسبوندم به هم و درازشون کردم روی تخت کیرمو گذاشتم لای کوسش روش دراز کشیدم یه خورده جلو عقب کردم لای کوسش و آروم آروم رفتم پایین جوری که با هر جلو عقب که میکردم سر کیرم میخورد به سوراخ کوسش چون دختر بود نمیخواستم بکنم توی کوسش ولی وقتی کیرم لای کوسش بود با هر جلو عقب سر کیرمو میرسوندم به سوراخ کوسش

گفتم مهسا جونم برکرد میخوام بزارم لای کونت خیلی آروم برگشت لای کونشو باز کردم دوتا سوراخ یکی از اون یکی خوردنی تر و خوشگل تر سر کیرمو آروم رسوندم به سوراخ کونش یه خورده فشار میدادم و میکشیدم لای کوسش آب دهنمو جم کردم و با دستم برداشتم مالیدم روی سوراخ کونش سر کیرمو از کوسش برداشتم و گذاشتم روی سوراخ کونش آروم آروم فشار میدادم روی سوراخ کونش که هیچ رقمه نمیشد کرد توش با آب دهنم کیرمو خیس کردم و کیرمو گذاشتم لای کونش خوابیدم روی مهسا بهش گفتم کونشو بده بالا گفت فقط توش نکن که قول دادم توش نمیکنم و لای کونش قشنگ کیرمو گرفته بود به خودش روی مهسا کامل دراز کشیدم و کل بدنمو روی بدنش بالا پایین میکردم دست راستم از زیر بغلش روی ممه هاش بود و فشارشون میدادم و با دست چپم صورت مهسا رو گرفته بودم و میاوردم بالا ولپاشو میبوسیدم

نمیخواستم این کار تموم بشه با هر بار فشار دادن خودم به بالا مهسا آروم آروم آخ و اوف میکرد بلند شدم دوباره با آب دهنم کیرمو خیس کردم دوباره روش دراز کشیدم و مهسا رو با هر جلو عقب کردم کیرم لای کونش بیشتر به خودم فشارش میدادم نزدیک اومدن آبم بود سر مهسا رو چرخوندم به سمت خودم و لبامو گذاشتم رو لباش و با هر بار فشار دادم کیرم لای کونش لباشو هم محکمتر میخوردم که دیدم داره آبم میاد بلند شدم کیرمو با دستم گرفتم دو سه بار توی مشتم جلو عقب کردم تا آبم اومد همه آبم پاشید از کمر تا سر مهسا ، خیلی حال باحالی بود آبمو روی یه دختر خوشگل و ناز داشتم میریختم توی چشاش نگاه میکردم و آروم کیرمو با دستم میمالیدم تا قطره های آخر آبم در بیاد

روی مهسا دراز کشیدم محکم بغلش کردم کیرمو هم لای کونش میمالیدم چند دقیقه گذشت به خودم اومدم دیدم مهسا همون دختر ناز و خوشگل توی بغلمه بوی آبم از کل بدنش می اومدم سرمو کردم لای گردنش تا ببوسمش خیسی آبم بوی آبم همه روی مهسا بود مهسا رو نازش میکردم قربون صدقش رفتم از روش اومدم پایین بغلش کردم توی بغلم گرفته بودمش گفتم بریم حموم

بلندش کردم رفتیم حموم کل بدنش رو زیر دوش آب داشتم نگاه میکردم و لذت می بردم از بودن باهاش زیر دوش بغلش کردم زیر چشمی بهم نگاه میکرد سرشو بالا گرفتم لباشو بوسیدم توی حموم زیر دوش بوسیدن همچین فرشته ای انرژی میده به آدم وقتی لباشو میبوسیدم دیدم مهسا هم با دستش کیرمو داره میماله حسابی بدنشو شستم با حوله خشکش کردم لباساشو پوشید و راه افتادیم تا برسونمش به خونشون

توی راه کلی حرفهای عاشقانه میزدم بدجوری میخواستمش دستاش توی دستم بود تا رسیدیم نزدیک خونشون پیاده شد رفت راه رفتنشو نگاه میکردم هر چقدر نگاهش میکردم دیونه تر میشدم این دختر بدجوری دل منو برده بود.

نوشته: میلاد


👍 10
👎 8
30821 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

860041
2020-03-24 20:27:37 +0430 +0430

عزیزم فک کنم اون جنده بودا برو تست کرونا بده

2 ❤️

860086
2020-03-24 21:28:01 +0430 +0430

سه روزه کردیش؟
با جنده بخوای هماهنگ کنی ۴ روز طول میکشه اونم با کلی دردسر

2 ❤️

860095
2020-03-24 21:41:14 +0430 +0430

بازم جمله :
((واای چی میدیدم))
مگه قرار بود چی ببینی پوفیوزززز
اون 2تا شیشه دلسترو که باز کردی و یادتون رفت بخورین از پهنا تو کونت

3 ❤️

860119
2020-03-24 22:43:48 +0430 +0430

ساقیت خوبه
دیس

2 ❤️

860122
2020-03-24 22:50:08 +0430 +0430
NA

نمیدونم چرا یکی دو نفر از این چرت و پرت خوششون اومد. یهو آخه؟ جای خلوت گیر بیارم بوست میکنم اونم گفت باشه بریم آبتو بخورم. جقی، دوس دختر آدمم اینقد راحت گول نمیخوره. ریدی داداش

1 ❤️

860154
2020-03-25 01:45:56 +0430 +0430

اگه واقعیت داره نوش جونت .اگرم دروغه…دیلدو همسایه عموجانی توی…
از داستاتهای گی و بیغیرتی صدالبته بهتره .
جای شکرش باقیه ینفر پیداشد کونی نباشه و بیغیرتم نباشه.

0 ❤️

860202
2020-03-25 06:17:32 +0430 +0430

اسم قشنگی داری میلاد

0 ❤️

860205
2020-03-25 06:37:18 +0430 +0430
NA

بروگمشو ابله جفنگ

0 ❤️

860230
2020-03-25 07:53:45 +0430 +0430

به عنوان یک داستان اگه اصرار به واقعی بودن نداشته باشی بد نبود فقط اومدی جای شربت رو با دلستر عوض کردی ولی نتونستی از وای چی می‌دیدم دست برداری، اگه لرزیدن حین ارضا رو هم میذاشتی میشد جقنامه که خوشبختانه از اون صرفنظر کردی

0 ❤️

860421
2020-03-25 19:36:16 +0430 +0430
NA

این داستان می مالیدم می مالیدم باز خوبه جای شربت دلستر بود ولی 3خط هم نخوندم کسکشا همتون ماشین دارین دیگه هیچکس بی پول نیست کونیا دو روزه بردی خونه بهت داد

0 ❤️

860537
2020-03-26 00:31:32 +0430 +0430
NA

این که همش شد لباش ومیبوسیدم چاقال کیرم تواین داستان ساختگیت

0 ❤️

860632
2020-03-26 09:05:21 +0430 +0430
NA

عالی بود لذت بردم.

0 ❤️

869640
2020-04-19 20:20:49 +0430 +0430
NA

مرتیکه جقی
وقتی دندون میخوره به کنسرت حالش بیشتره اتفاقا
بعد معلومه فیلم سوپر زیاد میبینی
من زیدمو یک ساعتو نیم باهاش فک زدم تا ببرمش بعد اونم دو ساعت باهاش ور رفتم تا راضی بشه
در ضمن پسرم
آیدی مال کسیه که واقعا باید گاییدش

0 ❤️







Top Bottom