دختر خاله عزیزم

    سلام من 19 سالمه این خاطره ای که می خوام تعریف کنم ماله پارسال تابستونه یعنی ماله 18ساله گی. خونه واده ی من و خالم اینا با هم خیلی صمیمی ان . البته قبلا سر یه ماجرا 3 سال رابطه نداشتیم . بعد اون سه سال که پارسال ما تو اوج صمیمیت بودیم واسه اولین بار بعد 3 سال دختر خالمو میدیدم تر کونده بود نمی خوام مثل سایر داستانا تعریف کنم ولی هیکلش درشته پوستش یه چیزی ما بین سفت و نرم منظورم از سفتی اینه که چروک نداره خوش فرمو سر حال .21 سالشه واز من 2 سال بزرگه . یادمه وقتی بچه بودم تو خونه ی مادر بزرگم تو حموم حیاتشون که بلا استفاده شده بود یه کارایی با دودولم کرده بود همیشه هم وقتی مهمون میان دوستا ودرو همسایه بهم می گن شمارشو بده خالصه کلام خیلی توپه به خدا. یه روز وقتی از باشگاه برگشتم خونه دیدم خالم اینا واسه ناهار طبق معمول مهمونا یه سلامی کردمو عین اوم موتادا رفتم تو اتاق تاریکم که بشینم سر کامپیوترم یادم افتاد واسه شهریور امتحان زبان دارمو نشستم بخونم که مامانم امد دید نشستم دارم زبان می خونم گفت برو دختر خالت بهت یاد بده صداش کرد که بیا یادم بده(فامیل ما دختر زیاد داره زیادم میان خونه ما نا گفته نماند مامانم زنه خوبیه همه دوسش دارن ) منم چشمم شور نیست که دخترای فامیلو چک کنم وهمینم همه تو فامیل میدونن واسه همینم دخترا جولم راحتن هر کیم میاد خونه ما میاد اتاق من میشین کنارم هی میگه برو اون سات این سایت اینو دان کن اونو اد کن خلاصه بگذریم خلاصه دختر خاله ما اود که زبانو یاد بده دیدم بابا داره کوس میگه بلد نیست گفتم مهسا بی خیال خودم لغتا رو خفظ می کنم خودشم فهمید که داره کوس میگه رفت بیرون منم نشستم سر درسو مشق که دیدم مهسا درو زد امدتو گفترضا بیا داریم نهار می خوریم رفتم ناهارو خوردم بهد ناهارم حوصله درسو مشق نداشتم خوابیدم رو مبل بابامو شوهر خالمم یه چایی خورنو رفتن سر کارشون . همینطور چشمم داشت گرم میشد که تلفن زنگ زد دیدم مامانم یکم ناراحت شد که پسر عمش تصادف کرده مرده خالمو مامانم پاشدن که یه تاکسی بگیرن برن عزا. خالم به دختر خالم گفت که یکم دیگه به رضا می گی که با موتورش ببرتت خونه . منم که رو مبل سه نفری دراز کشیده بودم اصن به رو خودم نیوردم که خواب نیستم ....راستیتش خیلی وقت بود که تو کفش بودم فک کردم که امروز بتونم کاری بکنم مخصوصا مهسا بهم بایه حشر خاص نگا میکنه تو این فک بودم که دیدم مهسا بهم گفت پاتو جم کنمنم بشینم رو مبل منم که خودمو به خواب زده بودم گف میدونم خواب نیستی خر خودتی پاتو جم کن منم خندم گرفت پامو جم کردم اونم خندش گرفت گفت رضا دوست دختر داری گفتم اره گفت اسمش چیه گفتم ندا گفت فامیلیشم می گی گفتم چی کار داری(شهر ما کوچیکه همه هم دی گرو میشناسن)گف سن اللاه بگو خلاصه گفتم شناخت گف رضا حیف نی با اونی گفتم مگه چشه گفت تو به این خوش تیپی و خوش قیافه گی ولش کن گفتم کی از تو نظر خواست خلاصه به روش نیوردو گفت رضا میشه پسورد کامپیوترتو بدی گفتم چی کار داری گفت اون سری چند تا کلیپ دیدم خوشم اومد می خوام بندازه تو فلشم گفتم کی با کامپیوتر من کار کری(اخه کامم پر سوپر به هیچ کس نمیدم باهاش بازی کنه وعکس دوست دخترا)گفت اون سری رو حالت اسلیپ بود شانسی دستم خورد ماوس روشن شد .افتاد که بله خانم کونش می خواره گفتم بیا واست روشنش کنم روشن کردم دادم دستش ماوسو رفت چند تا کلیپ وا کرد بعد رفت سراغ سوپرا یه جوری رفتار می کرد که اتفاقی رفت تو اون فولدر منم به روم نیوردم وبازشون کرد بعد مثل بازیگرا عین برق پرید گفتم چته گف اینا چیه گفتم خوب فیلمه مگه کوری یه نگاهی بهم کرد قرمز شدم دستشوگرفتمگفتم بشین گف خجالت نمی کشی گفتم چرا ولی دیگه طاقت ندارم دستمو کشیدم رو باسنش که دستو پرت کرد گفتم مهسا تو بدت میاد یه بار با من باشی هرفی نزد همون طور که سوپر باز بود از پشت گردنشو لیس میزدم گوششو می خوردم دیدیدم یواش یواش نفساش تن تن شد داشتم از شق درد می مردم. گفتم مهسا تو رو خدا هیچ کس نمی فهمه دفعه اولو اخر. هیچ چی نگفت فهمیدم که بله رفتن سراغ بدنش اون سینه هاش که مثل کره بودن من از سایز سینه سر در نمیارم ولی تو مشتم جا میشد بعد رفتم سراغ پاش از سر انگشت پاش شروع به بوسیدنو خوردنو بوسدن کردم صداش در اومد. گفتم اجازه هست شلوارتو بکشم .سرشو تکون داد منم منتظر نموندم کشیدم پایین وای می دونستم چیز خوبیه ولی تو این حد نه شروع کردم باسنشو خورم بعد چند دقیقه دیدم لرزیدو لرزیدو شرتشو خیس کرد پا شدم گفتم لختم کن اخه دوست دارم تو سکس دختر لختم کنه لختم کرد رفتم سراغ شرتش در اوردم کس خوشگل و بی مو وتمیزی داشت یه بوسی کردم از کوسش که خیلی خوشش اومد گفت رضا چند تا دیگه بوس می کنی منم که دیدم خوشش اومده کلی بوس کردم بعد کیرمو گرفت دستش بازی کنه که آبم ریخت نتونستم خودمو کنترل کنم چند دقیقه خوابیدم باهام بازی کنه که من حشرم برگرده پاشدم وازلین آوردم ودسمال کاغذی گفت این واسه چین گفتم واسه حال کردنمون سوراخشو یکم بوس کردم بعد وازلینو زدمو مالوندم با انگشتم وازلینو تو کردم بهد یکمم به کیرم زدمو گذاشتم دم سوراخت یهو گفت رضا جون هر کی دوس داری گفتم در بیار در بیاریا گفتم چشم سر کیرمو بردم تو البته به زرو گف رضااااااااااااااااااااااااااااااا درش بیار درشاوردمو بازم آروم آروم کردم تو این دفه زیاد اذیت نشد ولی منمی خواستم همه ی کیرمو بکنم تو آروم آروم تا نصفه کردم تو یه جیغی کشدی منم دیدم دردش گرفت کشیدم بیرون به نیت این که این بار تا ته بکنم تو یواش یواش عقب جلو کردم که دیدم تا ته توشه یه حالی میداد که توزندگی تجربش نکرده بودم یه کون خوش فرمو بزرگ جلوم کیرمم توش داشت بهش حال میداد خودش عقب جلو می کرد منم خم شدم تا از پشت لباشو بخورم خلاصه خیلی حال کردیم بعد اون سکس 2بار تا الان سکس داشتیم وهر از گاهی که میاد خونمون یا می رم خونشون واسم کف دستی میکشه ساک میزنه منم کوسشو میخورم واسه چند ثانیه بعضا وقتا هم از روی شلوار.یا به هم لب میدیم واسه چند ثانیه ....
    اومید وارم از این خاطرم خوشتون بیاد و بدونین که کلمه ای دروغ نگفتم


    نوشته: رضا

  • 5

  • 0




  • نظرات:
    •   Alireza_hot222
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • نمیخوام مثل بقیه کامنت هام فحش بدم. اما



    •   خداحافظ
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • فقط میتونم بگم کیرم تو املات.


    •   pesargol
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • بچه ها این به حقیقت میخوره فحش ندید
      قشنگ بود


    •   royaei
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • دستت درد نکنه باحال بود ؛ فقط غلط املایی خیلی داشتی مثلا نوشتی اومید وارم ؛ آخه این چیه ؟ آدم نمیدونه بخنده یا تاسف بخوره ؛ ولی در کل خوشم اومد ؛ یه خاطراتی رو برام زنده کرد


    •   maryamm298
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • من نميدونم چرا هرکي داستان مينويسه بهش فحش ميدن مخصوصأ پسرا. از بس حسود هستن.


    •   mm Fouk
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • Bahal bud


    •   matarsake tanha
    • 3 سال،11 ماه
      • None

    • در کل قشنگ بود. فقط بخاطر اینکه به واقعیت میخورد.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو