دختر خاله چاق من

    سلام به بچه های شهوانی امروز می خوام داستان خودم با دختر خاله گلم رو براتون تعریف کنم اسم من رضا هستش ۲۲ سالمه اهل اصفهان روستای... ودختر خالم نسرین ۲۰سالشه قدش ۱۶۵ و وزن ۸۰ کیلویی باید باشه چون خیلی چاق و گوشتی هستش من چون تک پسرم همیشه از همون بچگی با هم بازی میکردیم اولین سکسمون مال سال ۸۰ بود وقتی من 12 سالم بود و اون ۱۰ سالش بود یه روز که بازی میکردیم منم از پشت چسبیدم بهش و اون چیزی نگفت کم کم چسبیدنم بهش زیاد شد تا این که یه روز بهش گفتم بیا بریم زیر پتو بازی کنیم وقتی رفتیم زیر پتو چسبیدم بهش ولی هیچ واکنشی نشون نداد تا این که به خودم گفتم دفعه دیگه که اومد خونمون بازی رفتیم زیر پتو شلوارشو می کشم پایین ولی وقتی این کارو کردم دوباره شلوارشو کشید بالا و نذاشت بهش که پس چته داریم بازی میکنم گفت اگه میخوای این کار رو باید بهم قول بدی بیای خواستگاریم منم که شهوت زده بود به سرم قبول کردم گفتم چه کسی بهتر از تو خلاصه شلوار کشیدم پایین بلدم که نبودیم میکردیم لای کونش بعدم من که آبم نمی یومد یه ۲ بار که میکردم شلوارشو میکشیدم بالا تا ۲سالی کارمون همین بود تا این که من بچه بود خر بودم به یه روز داشتم میکردمش حال که اومدم عذاب وجدان گرفتم گفتم من قول نمیدم بیام خواستگاریت اونم گفت پس دیگه خبری نیست تا ۱سالی بهمون نداد فقط جق زدیم تا این که یه روز تو یه فیلم سوپر دیدم موهای زنه رو گرفت کشید تا بهش داد گذشت تا یه روز مامانم بهم گفت میخوای با خالت اینا بریم بیرون تو برو خونشون منم میام من چرخم رو برداشتم از پایین ده رفتم بالای ده در زدم دختر خالم در رو باز کرد گفتم پس مامانت گفت رفته حموم الان میاد تا بریم بیرون رفت تو اتاقش منم رفتم گفتم میدی بکنم گفت نه رفتم سمتش نذاشت یهو یاد افتاد موهاشو گرفتم کشیدم رو موهاش حساس بود برگشت سریع با دستم شلوارشو کشیدم پایین تف زدم کردم لای کونش منم که کیر به درد بخوری نداشتم از بس چاق بود زوری می رفت لای کونش ۲بار که عقب جلو کردم حال اومدم خلاصه اون روز گذشت دیگه نشد سکس کنیم تا این که چون پدرش لر بود تصمیم گرفت بره ولایت خودشون برا همین دخترش رو گذاشت پیش ما چون میرفت مدرسه منم میرفتم مدرسه وقتی که می یومدیم چون صبح نمی شد کاری کرد شب ها وقتی همه می خوابیدن من تو رختخواب بیدار می موندم تا ساعت ۲ شب یواش بلند میشدم میرفتم زیر پتو که خوابید بود تا میرفتم خوابش سبک بود بیدار می شد شلوارشو می کشیدم پایین میکردم لای کونش حال که می یومدم باز میرفتم سر جا تا یه هفته کارمون همین بود تا این که پدرش خونه خرید و پرونده شو از مدرسه گرفت برد تا ۱ سالی نیومدند تا این که قسمت شد ما بریم خونشون وقتی رفتیم تو کف بودیم شب اول نذاشتیم تا خاموشی زدن بعد نیم ساعت پا رفتیم یواش پیشش خوابیدم شلوارشو کشیدم پایین گذاشتیم لای کونش گفتم تیزش کن اینقدر کونش داد عقب که چسبوندم به دیوار خلاطه لای کونش دیگه آبم می یومد آب اومد پا شدم رفتم سر جام خوابیدم صبح بهم گفت میذاشتی ۲ساعت رد بشه بعد می یومدی مامان چشماش باز بود گفتم خاک تو سرم الان میره لو میده ولی نمی دونم خالم چه فکری کرد و لو نداد گذشت و ما از شیراز اومدیم اصفهان تا این که یه روز اونا اومدن خونمون گفت دوس پسر دارم اسمش مجیده دیگه بهت نمیدم منم ما تو اتاق این وری بودیم لای در رو باز کردم دیدم مامانم خوابه البته مامان و بابای اون خونه ننجونم بودن یواش رفتم سمتش خوابوندمش کردم لای کونش این بار زوری تونستم کیرمو برسونم به سوارخش ولی بازم نشد بره داخلش بعدش آبم اومد بهش گفتم برو باشگاه چقدر چاق شدی گفت رفتم باشگاه بیشتر چاق شدم خلاصه اونا رفتم برا عید اومدن خونه ننجون دیدم نامزد کرده خلاصه اومدن خونه ما آش رشته درست کنه مامانم براشون با نامزدش اومده بود همون مجید آقا ما هم هواسمون نبود رفتیم از بغلش کنار در رد بشیم گفتم یه دستی بکشم در کونش یهو نگو مجید پشت سرم بود منم متوجه نبودم یه دستی کشیدم رو کونش بعد این دید و به نسرین گفت باید به مامانت بگی اونم از ترسش گفت و خالم منو به مامانم لو داد بدبخت شدم همشون از خونمون رفتن و آش بی آش شد مامانم رفت به بابام گفت و منو یک دل سیر زدن تا یک ماه مامانم باهام حرف نمی زد ولی خالم با مجید صحبت کرد و گفت تمومش کن و دیگه به کسی این ماجرا نگو چون میخواست بره به داییم همه بگه خلاصه عید تموم شد اونا رفتن باز برای تعطیلات تابستون اومدن مجید اومد و ما متوجه شدیم مجید معتاده و اونو ردش کردن و هیچ اتفاقی بینمون با نسرین نیفتاد واونا رفتن بعد برای عروس داییم اومدن و ننجونم بهم گفت بیا کارت دارم وقتی رفتم اونجا دیدم نسرین با ننجونم تنها خونه هستن یکم قالی و پتو رو جابه جا کردم و نمی دونم ننجونم چی کار داشت که رفت بیرون منم رفتم سمت نسرین ممه هاشو گرفتم تو دست گفت نمیدم گمشو اون ور منم زوری برش گردوندم نذاشت گفت جیغ میزنم دیگه رو شلواری کردمش تا حال اومدم و ولش کردم بعد بهش گفتم چرا نمیدی گفت شوهر آیندم متوجه میشه گفتم مجید تا تونست کردت میثم پسر داییم هم که راست یا دروغ میگفت یه بار خونه ننجون شب خوابیده بودی پیشش از زور شهوت بهش گفتی منو بکن کردت منم اندازه موهای سرم کردمت حالا شوهر آیندت متوجه میشه اینا گفتم از خونه زدم بیرون دیگه هم تا تو سن ۲۲سالگی اگه گذرش به تو سال یک بار اینجا بیفته یه دستی بزنم به کونش ولی تو این همه سال از ۱۲سالگی تا ۲۲سالگی که کردیم فقط قمبل کونش رو دیدیم نه سوارخ دیدم نه کس نه پستون اینم مال اینکه بچه روستا بودیم اینم سکس ما تو این چند سال امیدوارم خوشتون اومده باشه البته اگه به نظر بیشتر بخندید تا حال کنید دوستار شما رضا میکروب
    نوشته: رضا میکروب

  • 4

  • 20




  • نظرات:
    •   .سامان.
    • 3 هفته،2 روز
      • 12

    • بَه بَه! دختر ده ساله سال ۸۰ میگفت: اگه اینکار رو بکنی، باید بری خواستگاریش!!!!!!!
      چرا هرچی فحش میخورید‌، طرز نوشتنتون تغییر نمیکنه! (dash)


    •   s0l2b
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • خیلی چرت بود


    •   شاه ایکس
    • 3 هفته،2 روز
      • 15

    • ای کاش پنی سیلین سمت شما هم اختراع بشه!! (biggrin)


    •   hamid2194
    • 3 هفته،2 روز
      • 3

    • خيلى كيرى بود


    •   هزارویکشب
    • 3 هفته،2 روز
      • 8

    • چجوری سال80اون 10سالش بوده والان20سالشه؟وچطورتوالان 22سالته واولین سکست سال80 بچه اصفهون؟!


    •   saeedno15
    • 3 هفته،2 روز
      • 9

    • الان 22 سالته بعد چجوری سال 80 تو 12 سالت بود؟ همین یه جمله واسه کسشر بودن داستانت کافیه.


    •   Ado_Den_Haag
    • 3 هفته،2 روز
      • 12

    • دوست داری بیا شهوانی ما شهوانیون هم موهاتو میکشیم تا به ما هم بدی.


    •   nahana
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • امشب هر چی داستان کیری در میاد .


    •   Ado_Den_Haag
    • 3 هفته،2 روز
      • 10

    • بیچکینگ نیست بذار کار اون رو هم انجام بدیم


      انتر کون سرخ کیرم دهنت نقطه هات کو.


    •   L(G)BT_LIFE
    • 3 هفته،2 روز
      • 6

    • اسمت داستانت کل افکارتو بگیر دستت.
      گرفتی دو دستیااااااا.
      حالا بکن تووو کووووووونت (dash)


    •   Binamariai
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • ترامپ خدا لعنتت کنه منتظر چی هستی دلت برای کی میسوزه دیوث بزن خوار مادر ایرانو بگا با اینا شدیم ملت ایران


    •   Meisam65
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • اونا اومدن اونا رفتن.ذقیقا گلنگدن تو کونت.بره و بیاد چند در میاد؟


    •   Gozaran
    • 3 هفته،2 روز
      • 6

    • شاه ایکس گل
      پنی سیلین عفونت مغز رو خوب نمیکنه


    •   Gozaran
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • هزارو یک شب عزیز
      تو ده هوا خوبه دیر پیر میشن


    •   Gozaran
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • خدایی نامردی نکنید
      از نگارش و لهجه و املا ایراد نگیرید
      امکانات نبوده


    •   saeed7989
    • 3 هفته،2 روز
      • 7

    • خدای اسمت بهت میاد میکروب


    •   Sepehr_2000
    • 3 هفته،2 روز
      • 6

    • بچه ها این یارو ماشین زمان داره (rolling)


    •   sexybala
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.


    •   arsh2452
    • 3 هفته،2 روز
      • 6

    • املات بد نبود ولی ایین نگارشت تو کس ننجونت ! (biggrin)

      خدایی دوست دارید فحش بشنوید ؟ جای داستان یه تاپیک بزن و بگو بهت فحش بدیم !
      دختر خالت بیشتر شبیه توپ بسکتباله تا آدمیزاد!
      بقیه کسشعراتو دوستان گفتند و نیاز به توضیح نداره ! من برم یه بار دیگه داستان صبح رو سیاه رو بخونم این داستانهای کسشعرو بشوره و ببره! (dash)


    •   Avvaaa
    • 3 هفته،2 روز
      • 8

    • ۱۲ سالگی سکس شروع کردی؟!
      رو موهاش حساس بود،موهاشو کشیدی،شلوارشو کشید پایین؟!
      یه روستایی دید به کون زنش دست زدی،رفت عین بچه ها به مادرزنش گفت و تو رو با بیل دو تکه نکرد؟!
      از کی شیراز ولایت لر ها شده؟!
      چرا باید امید داشته باشی که خوشمون بیاد؟!
      دهاتی پلشت ِ بی ناموس....گوه خوردی به بچه ی ده ساله نظر داشتی الدنگ....


    •   Kiyan726
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • اوووووووهچ کسشراااااا ?
      باز داشتی خر میکردی ب یاد دخترخالت.
      جون مادراتون ا علائن استفاده کنید لعنتیاااا?


    •   ایکاروس
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • من پناه می برم به خدا !!!
      یه نامه به ادمین مینویسم تا پدوفیلی رو حذف کنه ...
      این چه وضعیه.... (angry)


    •   mohammadm58
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • آخه مغز پریود خودت ی بار بخون ببین چی نوشتی بعدش به در مالی میگی کردن؟؟؟ شل مغز کاش بابات از روی فرش جمع نمیکردت که بوجود بیای خودت رو مسخره کنی با کس شعرت (dash)


    •   Caboos1
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • کونکش با این داستان تخمی هم به ادبیات ریدی هم به ریاضی
      ریدم به اون روستاتون تا منم ریده باشم به جغرافیای زندگیت
      مجیده چه دهن لقی بوده کونی به همه گفته


    •   who_am_i
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • تا آخر خوندم فقط برا این که زحمتت برای تف مالی کردن و چسبوندن به هم کصشر به این عظیمی هدر نره :)


    •   Mmdflh19o
    • 3 هفته
      • 1

    • Bsyar txmiiiii txyoli


    •   master.moon
    • 3 هفته
      • 1

    • ما؟؟ میکروب خودتو 2 نفر میبینی؟؟
      حال میومدی؟؟
      جدا از اینا خوشم اومد از کسخول بودنت
      جای تو بودم میرفتم مجیدو پیدا میکردم میزدم آش درستش میکردم
      دیگه خود دانی


    •   Mortaza347
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • چرت


    •   Ehsanh17nu
    • 2 هفته،4 روز
      • 0

    • تو ۲۲سالته و اون ۲۰
      بعد تو سال ۸۰ تو۱۲سالت بوده و اون ۱۰
      کیرم تو مغز جقیت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو