دختر خانوم همسایه

1400/05/10

مهران عید کجا میری ؟
نمیدونم والا خلاصه هر جا بابا مامانم برن میرم
تو کجا میری؟
بابا مامانم مثل همیشه مشکل دارن فکر نکنم عید دیدنی یا مسافرتی داشته باشیم
چه بد پس چیکار میکنی ؟
چه میدونم , بعد از ظهر میای بیرون ؟
آره به علی هم بگو بیاد توپشو بیاره
باشه فعلا خداحافظ.

قرمه سبزی خوشمزه ایی بود خیلی خوردم حسابی شکمم باد کرده بود , رفتم رو مبل دراز کشیدم مگس ها فرصت نمیدادن هی رو پاهام رو صورتم و خلاصه از کل بدنم , شکمشونو مثل من پر میکنن , چشمام سنگین شده بود , خوابیدم.

نمیدونم چه قدر گذشته بود که خواب بودم , با صدای آیفون بیدار شدم بابا مامانم بیرون بودن همیشه بعد از ظهر ها اگه بابام سرکار نباشه میرن بیرون

محمد آیفون رو مورد عنایت قرار داد

بله
سلام خاله مهران هست؟
خاله چیه مهرانم

همیشه تو آیفون صدام رو با مادرم قاطی میکنن

خوب بیا پایین مهران
باشه بزار لباس بپوشم

یکی دوساعتی بود بازی میکردیم سر و صدا میکردیم و همسایه ها شروع میکردن به فحش دادن که برید گمشید خونه ما هم تو دلمون حرص نگه میداشتیم تو دلمون
میگفتم دفعه بعد حرف بزنه بهش فحش میدیم ولی هر وقت از نزدیک میدیدیمشون موش میشدیم

همسایه ی بغل خونه ی ما 3 بار عوض شده بود یکی شون که هروز با زن و شوهرشون دعوا داشتن , یکی دیگه هم بعد دوسال میخواست بره تهران میگفت اینجا جای خوبی نیست , یک دختری داشت
که هم من تو کفش بودم هم اون ولی گذشت و تموم شد .
تا اینکه ماه رمضون پارسال یک همسایه دیگه اومد که یک دختر خوشگل شیطون داشت که یک نگاه هایی بهت میکرد برعکس دخترایی که خیلی اهمیت نمیدن به پسرا.

یک تنه سر فوتبال توسط علی خوردم که با اون هیکل گندش پخش زمین شدم , البته علی خیلی هیکل گنده نبود من ریزه میزه بودم حدودا 157 و وزن 34 کیلویی
دستام زخم شده بود اما اهمیتی نمیدادم خیلی از این اتفاقا میافتاد , به بازی ادامه دادیم وسط بازی دختر خوشگل همسایه مون داشت میرفت آشغال هارو بندازه که بعدش با بابا مامانش بره بیرون
محمد میدونست دختره رو دوست دارم و ضعفمه توپ رو خیلی نزدیک به سطل اشغال انداخت من سریع رفتم سمت توپ با اون کفش آبی آبرو بر اومدم برگردون زدم , اشتباه نکنید رونالدو نیستم
فقط توپ رو طوری زدم که از بالای سرم بره عقب , دختره هم به تخمشم نبود چیکار کردم و بچه ها به من با خنده های خاصی نگاه میکردن .

مامان بابا با ماشین اومدن خونه داشتن ریموت رو میزدن من بدو رفتم سمت ماشین نون خریده بودن رفتم یکم نون گرفتم خوردم علی و محمد هم اومدن سلام کنن که مامانم به اونا نون تعارف کرد
اونا هم سریع گرفتن اصلا دلیل اومدنشون این بود.

خونه داشتم با گوشی بازی میکردم که یهو یاد یکتا افتادم اسمش یکتا بود, دروغ نباشه ولی در حقیقت همون موقعی که دیدمش فقط بهم نگاه کرد و دفعه های بعد اصلا نگام نمیکرد انگار علی رو دوست داشت
ناراحت بودم , برای دلداری خودم میگفتم شاید جلوی پدرمادرش کاری نمیتونه بکنه ولی خوب به علی نگاه میکرد بیشتر.

تا اینکه صدای مامانم در اومد مهران برو دلستر بخر
اَ مامان نمیتونم خسته ام
یک دقیقه است برو مامانی خسته و کوفته با پاهام رفت مغازه ی نزدیک کوچه خرید کردم و اومدم تو راه یکتا رو دیدم که داره از خونه میاد بیرون احتمالا میخواد یک چیزی بخره , دلم ریخته بود نزدیک هم شدیم و مخالف هم راه میرفتیم تا اینکه سرشو پایین آورد و سلام کرد
دلم ریخت ریش ریش شد دولم سوز کشید , با صدای گوه دوران بلوغ سلام کردم و رفتم خونه به صورت هایپ اومدم تو خونه مامانم گفت وا تو که دا دو دقیقه پیش حال نداشتی , با حاضر جوابی گفتم بیرون سرحالم میکنه .

شب کیرم شق شد دلم هوس یکتا کرده بود تف زدم تو دستم شروع کردم به کف دستی یک پنج دقیقه ایی صدای تلق تولوق تفم روی کیرم میومد تا اینکه در باز شد و من قشنگ احساس کردم دارم میمیرم مامانم جلوم بود , اول حس میکردم بیاد یک چیزی بگه از صورتش معلوم بود
ولی وقتی اونجامو دید خودش بهش شوک وارد شد و سریع در و بست و پشت در چند تا ناسزا گفت

روی بیرون اومدن از خونه رو نداشتم و میدونستم مامان به بابا میگه اصلا از اتاق بیرون نرفتم تا که رفتن بیرون

دوباره شق کرده بودم میخواستم بزنم

محمد آیفون میزد باز نکردم از دیوار آپارتمانشون پرید تو آپارتمان ما خونه مون کنار هم بود از تراس دیدم داره میاد .
آروم در میزد فکر کردم کار داره در رو باز کردم , دیدم یکتا است با مادرم کار داشت سریع خودمو زدم کنار در گفتم نیست گفت آها باشه خداحافظ
محمد هم اومده بود دستشو بشوره آخه آب پارکینگشون باز نمیشه

خلاصه سوژه زدن ما شده بود این دختر خانم زیاد چیز گنده ایی هم نبود ولی گرد بود و کیر منم براش داستان ها داشت البته خوب کیرمم اونقدرا بزرگ نیست تهش 15 نسبت به اندامم خوب بود

یکی از همسایه یک روز با همسایه دیگه مون سر رطوبت خونه دعواشون شد و بزن بزن داشت میشد که پدر یکتا خانومم پاش باز شد به این دعوا که سر این دعوا پدرم از سر کار داشت میومد خسته و کوفته وقتی صدای دعوا رو شنید سریع اومد جداشون کرد و طرف یکی از همسایه هارو گرفت
و جداشون کرد و از بابای یکتا هم طرفداری کرد تا اینکه یواش یواش خانواده ی ما با خانواده ی یکتا این گرم دوستی شد
به حدی که باهم میرفتیم مسافرت و منم روم با یکتا باز شده بود جیک و پیک همو میدونستیم یک روز داشتم با مهران اینا با بچه های محله ی دیگه بازی میکردیم مسابقه بود , دعوامون شد داشتن من مردنی میزدن تا اینکه پدر یکتا اومد نجاتم داد و رفت تا با بچه ها صحبت کنه
یکتا تو پارکینگ بود رفتم داشتم دستمو نگا میکردم که زخم شده اومد جلو گفت چی شده گفتم هیچی دعوام شده بعد اومد لباسای خاکی یکم تکوند که دستش خورد به خایه هام و نزدیک بود دبه شم
یکم بیشتر سمت خایه هام رفت دستش خورد به کیرم کیرمم داشت شق میشد بلند شد و نگام میکرد تا پدرش اومد پدرش پرسید خوبی ؟
اره بد نیستم
حالا برو خونه یکم استراحت کن .
با یکتا رفتن بیرون یکتا یک نیم نگاهی کرد و رفت

یک روز خونه تنها بودم بچه ها هم نبودن تا برم بیرون و یک گنج بی حوصله نشسته بودم که مامانم در رو باز کرد و شروع کرد صحبت های زنانه با مادر یکتا و اینا قشنگ دو ساعتی حرف میزدن که مامانم به یکتا گفت حوصلت سر رفته ؟
یکتا گفت آره میخوای با مهران بری بازی کنی
چیزی نگفت و بعد مامانم گفت برو برو
یکتا اومد سمتم منم بلند شدم سلام کردیمو یکم نشستیم و صحبت کردیم بوی آدکلنش خیلی خوب بود باهم میخندیدیم
بهم گفت بازی چی داری تو کامپیوتر گفتم دارم یک چندتایی و باهم رفتیم تو اتاق خودش با پرویی تمام نشست و بدون اینکه چیزی بگم هی میرفت تو اون پوشه تو این پوشه یک پوشه که اسمش بازی ها بود رو پیدا کرد و رفت توش و با صد تا فیلم پورن مواجه شد مثلا من
خیلی از مغزم استفاده کردم تا اسم پوشه رو این بزارم تا کسی نره توش ولی حیف رفت یکی شونو زد و پلی کرد صداشو کم کرده انگار قحطی زده بود و ندیده همش نگا میکرد سرشم بر نمیگردوند منم داشتم شق میکردم که یهو برگشت و گفت و با خنده گفت خجالت نمیکشی و یهو کیر
شق شدمو دید و حرفش قطع شد دو دقیقه ایی هیچ کاری نکردیم که یهو بلند شد پرید رو صورت و لبشو گذاشت رو لبام و منم همراهی کردم و هی ماچ میکردیم هم رو و آروم هم میکردیم تا نشنون کیرم میخورد به شلوارش تا اینکه دستشو گذاشت رو کیرم و مالش میداد
و یواش باز کرد و شورتمو کشید پایین و سر کیرمو گذاشت دهنش و تو همون حالت موند و یکم بعد برد جلو تر و سعی میکرد تا ته بخوره ولی نمیتونست یکم تف مالیش کرد بعدش اومد شلوارشو تا زانو کشید پایین کصشو جلوم آورد خیلی سفید بود و مویی نداشتم گذاشتم دهنم بویی نمیداد
و فقط زبون روی خیسیش سر میخورد و لذتبخش بود موهامو چنگ میزد و نفس نفس میزد یکم اومد بالاتر سینه هاشو در اوردم و شروع کرد به گاز زدنش و دستمو بردم سمت کصش نفس نفس هاش سر و گردنمو نوازش میداد خیلی حال میداد
کیرمو دوباره در آوردم و دادم بخوره یکم خورد داشت آبم میومد که گفتم برگرد یکم تف کردم رو کیرم که با خیسیش ست شده بود و سوراخ کونشو لیس زدم و با دو انگشت فرو میکردم تو کونش یکم که دیواره هاش شل شد کیرمو دوباره تف زدم و کردم توش یک پتو از رو تختمو گذاشت دهنش
و کردم تو خیلی گرم بود انگار یک دست مشت کیرم رو گرفته خیلی حرارت داره دوباره کیرمو در آوردم وتف زدم و دوباره کردم توش که یهو تنش لرزید و بدنش سفت کرد و کونش به حدی سفت شد که احساس کردم کیرم خون بهش نمیرسه و از کصش ابم چکید کل تخت رو کثیف کرد
برام اهمیت نداشت یکم دیگه تلمبه زدم تا اینکه آبم داشت میومد که در اوردم از کونش و نمیدونستم چیکار کنم که کیرمو گرفت گذاشتم دهنش و آبم ریخت تو دهنش یکمی شو قورت داد داشت بالا میاورد ولی ادامه و همه رو قورت داد منم یکم با بی حالی کصشو لیس زدم
و یکم شیرینی با شوری ترکیب بود آب کصش
لباسامونو پوشیدم و شروع کردیم به بازی کردن و یکم بعد مادرم در رو بست و از ما پذیرایی کرد و شیرینی چایی و میوه آورد اتاق و ما هم داشتیم با هم نوبت به نوبت با کامپیوتر بازی میکرد اونجا بود که من برای اولین بار با یک دختر سکس کردم

نوشته: مهران


👍 1
👎 33
36001 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

823654
2021-08-01 23:52:59 +0430 +0430

کس عمت
۳۴ کیلو
۱۵ سانت کیر!!!
جقی بدبخت 🤣🤣🤣

3 ❤️

823680
2021-08-02 00:52:42 +0430 +0430

کی میخواین بفهمین کیری که رفته تو کون رو بلافاصله تو دهن نمیکنن؟؟؟


823689
2021-08-02 01:16:19 +0430 +0430

عزیزم شما قطعا مشکل داری… در مورد تناسب قد و وزن و سایز و اینا نمیگم… اونا رو دوستان گفتن… شما مشکل رشد مغزی داری… الان اگه یه انشا تو بنویسی و یکی هم خر خاله خدیجه، قطعا انشا خره رو راحت تر میشه خوند… شما بیشتر بجای نوشتن… تر میزنی که شبیه اثر کوبیسم در میاد حاصل هنرت.

[تا اینکه صدای مامانم در اومد مهران برو دلستر بخر
اَ مامان نمیتونم خسته ام
یک دقیقه است برو مامانی خسته و کوفته با پاهام رفت مغازه ی نزدیک کوچه خرید کردم و اومدم تو راه یکتا رو دیدم که داره از خونه میاد بیرون احتمالا میخواد یک چیزی بخره , دلم ریخته بود نزدیک هم شدیم و مخالف هم راه میرفتیم تا اینکه سرشو پایین آورد و سلام کرد]

بله… اینم نمونه هنرت…اولا یه چیزایی تو نوشتن هست، به اسم علائم نشانه گذاری. مثل نقطه، ویرگول ، کاما…
یه سری اصول هم هست مثل خط، پاراگراف… البته روزی که اینا رو درس میدادن، شما غایب بودی، ولی خوب به هرحال استعمال اینا تو نوشتن هست…
بعد میرسیم به دستور زبان. مشخصا فعل و فاعل و صفت و قید و … کیرتم نیست.یعنی اصلا حالیت نیست، ولی خوب خواننده بدبخت گناهی نداره که… ولش کن، مهم نیست…
عجب… با پاهات میری خرید؟؟؟ آخه نه که ما با کیرمون راه میریم، برام عجیب بود که با پاهات رفتی… گفتم ازت بپرسم ببینم راه داره به ما هم یاد بدی… کسمغز…
ببین پسرم… یه چیزی به نام روابط انسانی بین آدما هست که خودش تو روابط عمل میکنه و حد و حریم و مرز و … مشخص میکنه… مثلا حتی اگه ۲ تا پسر که دفعه اوله با هم هستن، یکی بره تو فولدر گیمز اون یکی، و ببینه توش کلی فیلم پورن هست، قائدتا تو روابط انسانی، طرف سریع فولدر و میبنده و سوت زنان، از محل حادثه دور میشه… البته گفتم دیگه، رواط انسانی…
یعنی اگه خود خاله الکسیس م باشه، اونجا جلوی تو نمیشینه فیلم و پلی کنه و بشینه نگاه کنه، چه برسه دختر بچه ۱۴ -۱۵ ساله… بعدشم بیاد ازت لب بگیره… وقتی داری مینویسی، یه چیزایی هست که خیلی دوست داری اتفاق بیافته… ولی خوب یه لحظه فکر کن… اینو بفهم که همه اندازه تو کسخول و احمق و مالیاتی نیستن که با اینجور اتفاقی سیخ کنن و ازش لذت ببرن… والا با این اتفاق، من باشم، ریدنم میگیره و احساس میکنم، دختره داره بهم تجاوز میکنه… البته بیخیال… مهم نیست…
اگه میفهمی، این دفعه که هوس نوشتن کردی، برو توالت و یه شکم سیر برین… بعد بشین جلوی سنگ توالت و داستانت رو برای محصولت تعریف کن… احتمالا حالت خوب میشه و دیگه نمیخوای بنویسی… الان نوشتن تو، همون ریدنه س…


823692
2021-08-02 01:24:51 +0430 +0430

با این داستانت عمت رو یاد کردی پهلوون 34 کیلویی دیگه ننویس جقی

1 ❤️

823723
2021-08-02 07:11:05 +0430 +0430

کلاس چندمی گوگولی؟

3 ❤️

823756
2021-08-02 15:57:14 +0430 +0430

بازم کون بی عن
کص بابات

0 ❤️

823829
2021-08-03 03:44:51 +0430 +0430

بازم کامپیوتر و فیلم سوپر، بکشین بیرون از این کلیشه دیوثا دیگه اه 🤢

1 ❤️

823845
2021-08-03 06:31:45 +0430 +0430

گوهم رو برا داستان بغلی نگه میدارم، حتی ارزش ریدن هم نداری

0 ❤️

823866
2021-08-03 12:55:30 +0430 +0430

بیشعوووور…زنگ املا تو مدرسه کون میدادی؟زنگ انشا کیر میخوردی که حتی فارسیت اینقدر داغونه شغال کونی؟نمیگم کتابی بنویسد ولی کیرم تو مردمک چشمات،گفتاری رو دیگه درست بنویس

0 ❤️

823899
2021-08-03 21:28:39 +0430 +0430

گمون نکنم اگه خودت بخونی بفهمی چه گوهی خوردی و چه غلطی کردی و چه کسشری نوشتی،
ولی گمونم خوب میدونی چند بار نهادن به غینت و جرت دادن.

0 ❤️

823982
2021-08-04 02:27:39 +0430 +0430

به این قسمت ها توجه کنین
1-(شب کیرم شق شد دلم هوس یکتا کرده بود تف زدم تو دستم شروع کردم به کف دستی یک پنج دقیقه ایی صدای تلق تولوق تفم روی کیرم میومد تا اینکه در باز شد و من قشنگ احساس کردم دارم میمیرم مامانم جلوم بود , اول حس میکردم بیاد یک چیزی بگه از صورتش معلوم بود) اول اینکه جقی هستی شکی توش نیست
دوم این قسمت
(لباسامونو پوشیدم و شروع کردیم به بازی کردن و یکم بعد مادرم در رو بست و از ما پذیرایی کرد و شیرینی چایی و میوه آورد اتاق و ما هم داشتیم با هم نوبت به نوبت با کامپیوتر بازی میکرد اونجا بود که من برای اولین بار با یک دختر سکس کردم) گوساله یعنی در اتاق باز بوده و تو دختره رو کردی ؟؟؟ و در آخر فک کنم بابای یکتا معلم انشای مدرست بوده و زنگ های انشا با معلم املات کونت میزاشتن ریدم بهت با این جمله بندیات

0 ❤️

823985
2021-08-04 02:30:22 +0430 +0430

راستی در جواب مهران عید کجا میری؟؟؟؟!
و مهران در جواب میگه عید رو به معلم های انشا و املا و فارسی قول دادم با کونم ساپورتشون کنم

0 ❤️

824057
2021-08-04 10:47:11 +0430 +0430

فقط من در عجبم از اون یک نفری که به این داستان لایک داده ازنویسنده داستان نوبرتره

0 ❤️

825138
2021-08-09 02:11:41 +0430 +0430

یک روز ریدم یک روز نریدم یک روز آدکلن زد یک دوست داری دوستان بدنن دستت

1 ❤️