دختر دایی عاشق

    سلام برهمه دوستان اين خاطره واقعيته فقط اسمها مستعاره اينم بگم اولين خاطره سكسي من نيست فقط چون باراولمه كه داستان مي نويسم بدبود يا باورنكرديد خواهشن فوش نديد
    من پارسا27 ساله قد181 وزن 83كيلو پوست سفيد و چشم قهوه اي شغل آزاد و ورزشكار حرفه اي رزمي بودم بدليل مصدوميت الان باشگاه دارم
    برم سراصل مطلب داستانم طولانی ببخشيد:من5تادايي دارم كه2تاشون ازمامانم بزرگترن وتهران زندگي ميكردن وما...دايي بزرگهام هر٢كلي دختردارن ومن بخاطرشرايطم مورد علاقه2تاازدخترداييهام بودم كه منم براشون كلاس ميذاشتم و تو اين مورد بهشون محل نميذاشتم كه دايي كوچكه براي زندگي برگشت شهرمون و من بادختربزرگش بيشترصميمي شدم كه4سال ازمن كوچكتره منزيادتوفكرسكس باهاش نبودم ولي گاهي ديدش ميزدم قد168وزن60كيلو وسفيد لباي گوشتي سينه معمولي ولي كون قلمبه(كه فداش بشم)1روزتوي تعطيلات خرداد كه دايي دیگمم ازتهران برگشته بودن رفتيم باغ دايي كوچيكه همگي اونجابخاطردرآوردن حرص ماندانا(دختردايي بزرگه)همشن با رزیتا بيشترشوخي ميكردم توباغ ميگشتم ازقضا فصل توت فرنگي بودكه كه همه مشغول چيدن وخوردن بوديم كه من1توت بزرگ پيداكردم كه نصفش گازگرفتم نصف ديگشوبراي شوخي بردم سمت دهن رزیتاكه خوردولباشوماليدبه انگشتم كه جرقه سكس باهاش روشن شدحشرم زدبالاوبخاطرشلوخي نميشدكاري كنم وروم نميشدبهش بگم شبوقتي همه برگشتيم بااس جك سرحرف بازكردم كه قرارشدباهم باشيم شب بعدشدكه همه خونه مابودن شام بهش اس دادم تك زدم بياWCخونه ماويلاي وWCتوراه روورودي كه بعد تك من اومدهمينكه صداي بستن درراه روشنيدم ازWCاومدم بيرون گفت چيه بغلش كردم ماتش برده بودكه چند تا لب قشنگ ازش گرفتم كه ديدم پايه هست ولي اونشب ديگه نميشد بيشتر كاري كرد بهش اس دادم كه فردامغازه منتظرتم راجب دوستيمون بحرفيم كه قبول كرد(پوشاك زنانه دارم)روز بعد كه همه جاتعطيل بودبه بهانه نظافت مغازرو بازكردم كه نيم ساعت بعد رزیتا خانم تشريف اوردن حرف زدن شروع شدكه گفتن عاشقتم براي هميشه ميخوامتو...فقط گفتم من فعلانميتونم زن بگيرم وبهت هيچ قولي نميدم شايد شد زنم بشي شايدنشد
    بعدحرفهامون گفتم بروتواطاق پروكه بيام كمي لب بگيريم كه بااسرارمن قبول كردورفت منم دره مغازه ازداخل بستم ورفتم توديدم ازخجالت سرغ شده چنداتابوسش كردم وشروع كردم به لب گرفتن كه ديدم اه اه اه بلندشده منم دست اندارختم سينهاي سايز65(بعدابهم گفت)ماليدم كه چيزي نگفت ديدم چراغ سبزه دكمه مانتوش بازكرد خواست حرف بزنه بازلباموگذاشتم رولبهاي قرمزوگوشتيش واقعاعالي بودولي چون اون سكس اولش بود زياد بلد نبود مانتوشو كه درآوردم تاپه صورتي كه تنش بوددادم بالاخداجون چي ميديدم2تاهلوقشنگ توسوتين صورتي كه ديوانم كرددست اندختم گرفتمشون تودستام كه ميگفت بسته ولي منكه حاليم نبودشروع كردم به خوردن چه خوش مزه بودن وخوش بو5دقيقه خوردمشون كه دست بردسمت شلوارش كه نزاشت گفت ميترسمواينجاجاش نيست ايناروميگفت كهمن بيخيال بشم كه نشدم شروع كردم به لب گرفتن وبادستهام سينهاشوماليدن كه ديدم الان باز اه اوهش دراومده تو1چشم بهم زدن دست بردم وشلواردامني كه پاش بودكشيدم پايين كه1لحظه خشك شدم كه ديدم چه كوسي جلومه كه بادستي كه روش گذاشت به خودم اومدم هركاري كردم نزاشت بخورمش داشتم ديوانه ميشدم كيرم توشلوارم داشت ميتركيدكه پاشد دستشوگذاشتم روكيرم كه گفت روم نميشه خودم كيرمودرآوردم دادم دستش ديگه هر٢توي1اطاق1متري لخت بوديمتوبغل هم اون به عشقش رسيده بودومن به هوسم
    بعدكمي بغل لب بهش گفتم برام ساك بزن كه قبول نكرد بهش گفتم بچرخ كه لاپاي بزنم كه چرخيدوقتي چرخيدتوآيه روبه روديدم كه چه گنجي داشتم وچندساله استفاده نكردم كونش جلوم بودكيرم ازپشت گذاشتم لايپاش وروكوسش بادست سينهاشوگرفتم تودستم وكيرموعقب جلوموكردم كه بازصداي اه إه اه بالا زد ولي چون جا تنگ بود و قداون كوتاه منم زانوهامو خم كرده بودم زودخسته ميشدم كه ميبایست چندلحظه پامو راست ميكردم كه گفت توكه تاجاي حوبش ميرسي ميستي فهميدم نزديك ارضاشدنش بودكه باز شروع كردم وقتي كيرموازپشت گذاشته بودم لاي پاش وروي كوسش باعقب جلوكردن كيرم باسنش كه مثل پنبه بودو انگارآب ريختي تو نايلون تكون ميخورد بدجور حالموبدترميكرد به سرم ژازپشت بكنمش كمي انگشتموماليدم به كوسش كه باآبش خيش بشه بزم سمت كونش كه گفت
    نميذاذارم دوستام ميگن بدي عادت ميشه و خيلي درد داره و...گفتم كيرآره ولي انگشت ايطورنيست خلاصه كردم توانگاردستم رفته توسوراخ بطري نوشابه ازبس تنگ بودكه هرچي گفت اخ دارم ميميرم دربيارنياوردم گفتم كجاشوديدي تازه كيره22سانتي باقطره6سانت بايدبره توش
    بعدچنددقيقه كه إروم شدشروع
    كردم عقب جلوكردن وبادسته ديگم كوسشوميماليدم ديدم جابازكرده سوراخ كونش كردم 2انگشت كه بعدچنددقيقه كه ديدم داره ميلرزه و نفسش تندترشده ديدم خانم شل شدوكوسش پره آب شدپاشدم بغلش گردم گفتم خوب بودگفت كمي دردداشت ولي عالي
    گفتم حالانوبت منه
    گفت چيرو نوبت توگفتم حال كردن وخوش گذراني گفت مگه تاحالابدبوده؟گفتم نه ولي ارضانشدم پشت كن لاپاي برنم كه ارضابشم گفت چشم پشت كرد2توف كردم روكيرم وازپشت كيرموكردم توكون تنكش انگار نه انگارتا2دقيقه پيش2نگشت توش بوده
    ديدم جيغ ميكشه اخ توروخدادرش بيار اييييي آخخخخخخخخ ولي باصداي اون بيشترحشرم ميزدبالا اينقدرتلمبه زدم كه آبم اومدهمشوريختم توكونش كه بعددرآوردم كيرمو وبرش گردوندمش رزیتا جونمو و اشكهاشو پاك كردم بعداون زيادسكس كرديم وبقول دوستاش عادت كرده به كون دادن به من حتي الان كه شوهركرده سكس هربارش بهتراز بار قبلشه وساك زدنم ياد گرفته٠ببخشيدطولاني بود ولي بخدا راست بود


    نوشته: پارسا

  • 3

  • 0




  • نظرات:
    •   mimikhanom
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • خوب گناه داشته اگه دوست داشته و تو فقط برای هوس میخواستیش
      بیچاره


    •   عبدالفارق میتسوبیشی
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • همچین قد و وزن همه را دقیق میدونه که عمرا مربی تیم ملی کشتی ایران وزن کشتی گیرها را اینقدر دقیق بدونه.
      بعد اینکه ما وقتی میخاییم اولین بار یه دختر را بغل کنیم یه ادکلن رو خودمون خالی میکنیم و 2بار دوش میگیریم که یه وقت بوی نامطبوع به مشام دختره نرسه که ازمون بدش بیاد اونوقت تو رفتی توالت نیم ساعت اونجا نشستی و ریدی و همینکه صدای در اومده زود قیچی کردی و پریدی تو بغل دختره؟؟؟؟؟
      اگه اینطوریه معلومه دختر داییت واقعا دوست داره که بوی گه تو را میتونه تحمل کنه و تازه بهت تو اون شرایط لب هم داده......


    •   fdd
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • خوشمان نیامد،
      کلی دختر دارن یعنی چندتا؟با تو راهیا حساب کردی؟من که این شرایط مورد علایق کلی از دختردایی ها رو نفهمیدم.


    •   sarah.asal
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • 1خیلی بی شرفی که به فامیلت نظر داری
      2 اینکه خیلی بی شخصیتی که اولین صحنه رومانتیکت رو توی توالت واسه دختر داییت اجرا کردی .یه بار زنگ زدم به دوست پسرم وسطاش صدای شرشر آب اومد گفتم کجایی؟گفت توالت تلفن رو قطع کردم دیگه باهاش حرف نزدم.چون این توهینه احمق خان یعنی ریدی به طرف ...
      و اما سوم باز خیلی نامردی که الان که ازدواج کرده باهاش رابطه داری من موندم شما ها تخم چی هستین!!!


    •   mahdi_manti
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • آخه کونی مارو اسکل کردی اول میگی باشگاه ورزشی دارم بعد میگی مغازه لباس زنانه دارم عجب تخیلی داری تو یکی بی شرف دیگه ننویس تخم چپ قودزیلا تخم راست دایناسوری تو دهنت


    •   yas-n1
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • morteza mishe begi chie in dastan khob bod?


    •   حمید64
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • خوب اول اینکه کس شعر تحویل دادی بعدش این چی بود نوشتی بالا خط دوم؟؟؟؟به دلیل مصدومیت باشگاه نرفتی خودت باشگاه زدی؟یا داری؟ و باز چند خط وسط چیه که گفتی لباس فروشی زنانه داری پوشاک زنانه؟؟؟؟اخه تا حالا من فقط زن رو دیدم پوشاک زنانه داره و یا حداقل یه زن همکار هست خلاصه دروغ و کسشعر زیاد بود


    •   shahin shomal
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • نوش جان


    •   عبدل معتاد
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • تو رفتی wc و اش دادی دادش اونم اومد از خواب های پس از جغ
      اژ قلط املاعی نگو که پور بوود "ازخجالت سرغ شده"هه هه هه
      حالا این یک تیکه را داشته باشید همه "خوردولباشوماليدبه انگشتم كه جرقه سكس باهاش روشن شد" مگه ماشینی که جرقه میزنی هه هه هه


    •   پیرفرزانه
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • کثافت و هرزگی همه جارو برداشته..اینجا هستیم برای لذت وتفریح..ولی هر چی میبینی...زنا کاری و لودگی ودیگر هیچ...
      همه به هم درفکر خیانت ..ذهن ها مسموم...قصد تجاوز به هم...حتی خواهر ویا مادر. ..برادر...توام زنی کون پاره گیرت میاد که اونم میره به پسر عمو وعمه و دائیش میده...اونوقت پس موندشو میاره جلو تو میندازه اقای زرنگ...تمام باشگاهت با دمبلاش وتمام مغازت با لباساش با همون ائینه توکونت...حالم بهم خورد از این همه بی ناموسی...


    •   satar
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • 1.kheyli kesafati ke be famil nazar dari taze unam asheghete 2.to familam unghad tahvilet nagerftan oghdei shodi


    •   hjld
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • تخم سگ
      جنده پس اخلاق ورزشی کجا رفته معلومه هیچ گوهی نیستی
      دیگه این کس و شر ها رو نویسید
      آقای ورزش کار
      وگرنه از پشت می کنمت جقو پیر پسر


    •   sarah.asal
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • بیژن بیژن :
      نه والا هیچ پخی نبود جانم اگه خوب خونده باشی نوشتم وسطای حرف زدنمون صدای آب اومد به هر حال جالب بود :D


    •   کاکاسیا
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • گلابی منقول کک ساس ...


    •   tanha 24
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • ای سگ بشاشه به قیافت بااین داستانت چقد غلط املایی توش بود. مجید دلبندم فحش درسته نه فوش.یعنی یه عده تو این سایت هستن که هیچ خاصیتی ندارن فقط وفقط یه شناسنامه رو علاف خودشون کردن. عتیقه کچل!!!سوگلی جان ببخشید از تیکه کلام شما استفاده کردم.


    •   ابي آناكوندا
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • به به شیر جوان ، چه عجب ما شما رو دیدیم پای یک داستان ! اقا مخلصیم .
      اوی نویسنده ، دیوث تو نیشت رو ببند من با شیر جوان بودم اما الان گوش کن که با خود خودتم :
      کیر اسب اصیل عرب با تخماش تو کس گشاد اون ننت که تو رو به دنیا اورد کونده عوضی .
      بی شرف عوضی ، اون دختر تویه تخم حروم رو دوست داشته اما تویه کونی با کمال پررویی میگی برای هوس بازی باهاشی ؟!؟
      مرتیکه دیوث ، امدی مراحل ریدن و... توی دستشویی رو تعریف میکنی ؟ بیا اجالتا با کیر من لب بگیر بعد انشای زیبا و رومانتیک بنویس . کیر توی چشمت حیوون جلقی .


    •   Naziita
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • Oo0of ,in che tarze neveshtane akhe,nemidunam majburetun kardan benevisid k ba in hame qalat emlayio jomle gazafe hosele adamo be sar bebarid,dokhtare asheqet bude bad to az alaqash va3 residan be havaset estefade kardi?khak bar sare harchi pesare su estefade gar va ham chenin khak bar sare 2khtaraye sade o khami k va3 eshq tane khodeshuno be daste har nalayeqi me3 u misporan,dg nanevis


    •   Milad_superman2005
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • کو نی خان اول میگی باشگاه بعد میگی مغازه.اخرشم شاگرد از اب در میای


    •   saied j 64
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • کیرم تا بنا گوش تو حلقت.که همچین گلوت بادکنه همه فکر کنن گوارت داری پفییوز لجن،حالمو بهم زدی این موقع صبح


    •   جقول بقول
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • من نمیدونم چرا هرکی داستان مینویسه کیرش با دینامیت اشتباه میگیره در اکثر داستان ها کیر داره میترکه منفجر میشه !!!!!!!!!!!!!!!!


    •   b.n beauty
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • mozakhraf bud :^o :&


    •   boy66
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • alatam to mokhet


    •   dada aghil
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • میگن وقتی عصبانی میشی چند لحظه سکوت کن یه لیوان اب بخور بعد حتما فحش های بهتری به ذهنت میرسه. ماشالا اینجا همه استادن ,,ماهرچی هی سکوت کردیم کامنتارو خوندیم عصبانیتمون خوابید کلی هم خندیدیم. با تشکر از کسانی که موجبات خنده بقیه رو در این لحظات فراهم میکنن !!;-)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو