دختر همسایه ازم سوءاستفاده کرد

    سلام خاطره ای که میخوام تعریف کنم برای کودکی منه دوران 6 یا 7 سالگی خیلی کوچیک بودم تصویر ها الان تیره تاره میشه حدود سال 76 یا 77 اون زمان تو ساوه زندگی می‌کردیم توی یه خونه بزرگ که حیاط بزرگ داشت و یه حوض کوچیک یادمه لبه ای حوض ظرف هارو میشستن بریم سر اتفاقی که برام افتاد و خاطره شد. جزئیات زیادی یادم نیست فقط میدونم که مادرم داشت تو حیاط یه کاری انجام می‌داد چیزی رو می‌شست و منو سپرد به دختر صاحبخونه که مراقبم باشه. اسمش رو هم یادم نیست. ولی از من خیلی بزرگ تر بود 15 یا 16 ساله میشد. باهم رفتیم تو اتاق (الان که دارم مینویسم بعضی تصویر ها داره تو ذهنم روشن میشه) گفت بیا خاله بازی کنیم من بشم مرد خونه و اون بشه زن خونه یه لحاف کوچیک پهن کرد به میگفت مثلا من از سر کار برگشتم و گرسنه هستم تو بازی کردن بودیم نفهمیدم چطوری شد که خوابیدم یعنی اون گفت بخوابیم رفتیم زیر لحاف اینجا بود که اون شروع کرد خودشو لخت کرد فکر کنم منم لخت کرد نمیدونستم چیکار میکنه ولی داشت کصشو بهم نشون میداد و بامن ور میرفت اون موقع نمیدونستم این چیه فقط این برام سوال بود که چرا اون مثل من هم چین چیزی نداره و این خط چیه وسط پاش قشنگ یادمه که با انگشت هاش اون کوص کوچیکش از هم باز می‌کرد و به من نشون میداد.فکر کنم بهم میگفت که چیکار کنم و برای من حس خوبی داشت، برام تازگی داشت درست نمیدونم اون باهام چیکار کرد. ولی خودشو داشت در اختیار من میزاشت منم که بچه بودم چیزی نمیدونستم از جنسیت تفاوت ها.
    تصویر خیلی کمی مونده تو ذهنم. همه ما ها تو دوران بچگی مورد سواستفاده قرار گرفتیم این یکی که خوب بود برا من ولی بقیه اش نه خاطره های دیگه ای هم هست که الان فکر میکنم میاد همینجوری اگه دوست داشتین و نظرات خوب بود اون هارو هم مکتوب میکنم.


    نوشته: Tezab

  • 5

  • 43




  • نظرات:
    •   As-pikc
    • 1 سال،1 ماه
      • 18

    • کسکش
      برای خودت تیره و تاره
      گه میخوری برای ما مینوسیش


      جقیای شهوانی لیاقتشون خاطره های فول اچ دی و سه بعدی هست


      کسکش
      حالا که داری مینویسی تصاویر داره برات روشن میشه؟؟؟
      مگه اون مغز پر از پهنت موتور گازیه که به مرور بهتر بشه


      و در اخر کیرم تو کونت که با بیست و هفت هشت سال سن
      تنها خاطره ی سکسیت یه خاطره ی مبهم و تاریک و تار از بچگیته


      بدبخت


    •   Zhazha
    • 1 سال،1 ماه
      • 8

    • دوست عزیز الان کسی با کلنگ بالا سرت وایستاده میگه داستان بنویس؟ داستان باید یه خط سیری داشته باشه از یه جا شروع بشه یه اتفاقاتی رو بیان کنه و حالا به جایی ختم بشه یا پایان باز داشته باشه، هر اتفاقی که روزمره برای ما اتفاق میفته که از نظر سایرین ارزش مطالعه نداره.


    •   دودول_کوچولو11
    • 1 سال،1 ماه
      • 4

    • کیر بابا برقی تو کونت تا هم کونت پاره بشه هم برق بگیردت


    •   girl+angel
    • 1 سال،1 ماه
      • 3

    • تو یک عدد اس ام اس میفرستادی کافی بود راضی به زحمت نبودیم تااین کصشعرات رو بنویسی.دیس ۱۰ نصیبت


    •   A.t1363
    • 1 سال،1 ماه
      • 2

    • خب وقتي تصور نمونده چرا مينويسي !؟


      دختر همسايه بود !؟
      مطميني پسر همسايه نبود !؟


    •   jerard96
    • 1 سال،1 ماه
      • 2

    • تو خودت این چیزایی که نوشتی و یادت نیس


      اونوقت دلت میخاد چیزایی که خودت یادت نیستو ما باور کنیم


    •   شاه ایکس
    • 1 سال،1 ماه
      • 5

    • من یکماه پیش یادم نیست چیکار کردم اونوقت تو چجوری 6 سالگیتو یادته؟ اونم با اینهمه جزئیات؟ جوری نوشتی ازم سو استفاده کرد انگار پایه مبلو کرده تو کونت!! جاکش اینی که تو اومدی بابتش ناله میکنی حسرتو ارزوی نصف پسرای این سایته!! حیف کاظم خان قاقی رو اعدام کردن دستش بهت نرسید معنی سو استفاده رو یادت بده!!! (biggrin)


    •   aliaaz
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • دادا یه سوال تاحالا اصلا از نزدیک کس واقعی دیدی
      بیخیال شبا زود بخواب مسواک بزن به بابا مامان شب بخیر بگو
      بچه خوبی باش قول میدم اگه بچه خوبی باشی برات یه کس مصنوعی بیارم باهاش بازی کنی


    •   مهدی۶۲
    • 1 سال،1 ماه
      • 3

    • من گفتم عید تموم میشه اینا میرن مدرسه از دست داستانهاشون راحت میشیم شانس تخمی ما سیل اومد بازهم مدرسه ها تعطیل شد


    •   moraba
    • 1 سال،1 ماه
      • 5

    • سلام گوگولی
      مطمعنی دختره همسایه بود؟
      درد هم داشتی؟ :D


    •   ChitiBoy
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • شانس آوردی دختر بود وگرنه الان باید خاطرات اضافه شدن یه ریه جدید رو تعریف میکردی


    •   Ali2478
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • ک...رم تو کون ننت با این پسر جقیش


    •   E.rhashari
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • به کصشعر فکر کردی و تبدیلش کردی به انو گوه بعد نوشتیش


    •   arashdlove1776
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • ینی کیرم دهنت داداش با این داستان نوشتنت


    •   Naz10100
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • یادت نمیاد مگه مجبوری بنویسی ؟!!! ننویس کلا. همش از ذهنت پریده فقط برات لذت بخش بوده؟!!!


    •   z_erwin
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • چیزی که فهمیدیم این بود که درست یادت نمیاد. خب اگه تصمیم داری بنویسی بشین اول عقلتو جمع کن تو کلت بعد بنویس. فوقش قسمت هایی که تیره شده تو ذهنت ، بازسازی کن.


    •   iman.shahvanii
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • حالا خدا ميدونه بياد اين قضيه تا چندسال سوژه جق زدنش بوده اونوقت ميگه سواستفاده دختر همسايه،،،
      برو كه خر خودتي


    •   ssonna
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • مرد پرهيبت به سلماني برفت وآرايشگر را به تراشيدن محاسنش امر كرد ، مرد سلماني بگفتا شير مردا، آنكه در طفوليت به زير برفته را كف زنان بتراشيم و آنكه سر بلند است ، خشكا خشك.
      حال تورا چ گذشته؟
      شير مرد فرياد براورد از چ پرسي انچه را كه عيان است؟!! خشك اندر خشكا خشك بزن لوتي.
      اطاعت كرد تيغ را بر محاسن نهاد و به نيم بند انگشت نرسيده ، شير مرد فرياد زد
      صبر كن نزن نزن داره يه چيزايي يادم مياد لامصب. :| 


    •   35741
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • من ۶ سالم بود خوابیدم پیش زنعموم نصف شب دیدم داره لخت میشه منم خودمو زدم به خواب با دودولم بازی میکرد که یهو برا اولین بار داشتم از راست شدن لذت میبردم تا صبح کلی خودمو بهش مالوندم حتی کیرمو کردم توش ولی بلد نبودم بکوبم توش ولی اون کیف میکرد با اینکه کیرم فکر نکنم تا در کوسشم رفته بود تخمامم وسط لبای کوسش بود نوک کیرم داغ بود چهار پنج بار گفت که انجام بدم عموم رفته بود کار تشنه کیر بود الان بود یه حال اساسی بهش میدادم و سیرش میکردم


    •   Bikas2322
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • خدا شفات بده


    •   Abnabatam
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • عزیزم اگر اینقدر برات گنگ و تاره چرا نوشتی اصلا؟


      لازم به ذکره "همه ی ما" در کودکی مورد آزار جنسی قرار نگرفتیم


    •   parsabc
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • بقیه را نمی‌خواهد مکتوب کنی،ما خودمون میدونیم در بچه کی زیر پتو پسر همسایه کونت گذاشته!


    •   charon_ali
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • کیرم توداستان
      ریدی داداش (dash) (dash) (dash) (dash)


    •   9820321
    • 3 ماه
      • 0

    • کسکش
      برای خودت تیره و تاره
      گه میخوری برای ما مینوسیش


      جقیای شهوانی لیاقتشون خاطره های فول اچ دی و سه بعدی هست


      کسکش
      حالا که داری مینویسی تصاویر داره برات روشن میشه؟؟؟
      مگه اون مغز پر از پهنت موتور گازیه که به مرور بهتر بشه


      و در اخر کیرم تو کونت که با بیست و هفت هشت سال سن
      تنها خاطره ی سکسیت یه خاطره ی مبهم و تاریک و تار از بچگیته


      بدبخت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو