دختر هم کلاسی

1392/04/23

سلام به همه بروبچ شهوانی .منمسعود ستم قدم در حدود175-157وزن 69-70خیلی زیاد خوشکل نییستم ولی به شدت خوش پوش هستم.
قضیه از اون روزی شروع شد که ترم اول بودم و عشق دانشگاه رفتن.
یکی2 روز بود که برای تحویل مدارک رفته بودم که با یه دختر خوشکل و خوش هیکل که آب کیر آدمو سر پا میاورد رو به رو شدم و با خودم گفتم خدایا قیافه بچه خوشکلی که بهم ندادی حداقل یه کس بده.
و رفتم سر یه صندلی در آزمایشگاه نشستم.دیدم با دوستاش اومد نشست روبه روم و شروع کرد با گوشی بازی کردن و واسه خودش حال میکرد.منم که گوشیم خیلی در پیتی بود.روم نشد بکشمش بیرون و پیش خودم کیر مالیدم به شانسم.و بعد اون ماجرا 2-3 روز همش اون شا کس جلو چشم بود.تا اینکه دیدم همکلاسیم و کم کم رابطه دوستانه برقرار کردیم و یه روز که خیلی حشری بودم گفتم بزار برم تو کارش.تو دانشگاه بود با دوستاش .رفتم سلام و اهوال پرسی و کشوندمش این ور و گفتم ولله مهنوش خانوم حقیقتشو بخواین بهتون علاقه مند شدم و دوست دارم بیشتر آشنا بشیم.و اولش قبول نکردو به اسرار من گفت روش فکر میکنه و شمارمو گرفت و رفت3هفته گذشت که من دیگه بیخیالش شده بودم و حتی تو کلاس هم محلش نمیزاشتم و خودمو میگرفتم که سر هفته سوم بود که یه ناشناس زنگید و بعد چند دیقه خودشو گرفتن خودشو معرفی کرد من گفتم ببخشید تاریخ انقضاع اون برگه که بهتون دادم تموم شده.شرمنده.و خندیدم کس کش یه دفعه گوشیو قطع کرد منم اس دادم گفتم تمدید شد چون شما خیلی گلی .بعد یه ساعت خایه مالی دوباره برگشت و کارمون به قرار گذاشتن تو جاهای خلوت دانشگاه کشیده بو و حراست خیلی شاکی بود.
گفتم اینجوری نمیشه بریم کافی شاپ بعد یه مدت کافی شاپ هم تعتیل کردیم(0از بی پولی و کن گشادی)دختره دیگه بدجور عاشقم شده بود و همش دوست داشت داخل خونمونو ببینه.
بابام اینا قرار شد برا ام آر آی مادرم برن کرمانشاه.منم فرستو قنیمت شمردم و و واسه یکشنبه صبح که کلاس داشتیم تو خونه باهاش قرار گذاشتم.
شب قبل یکشنه گفت نمیاد و این حرفها خلاصه خر شد و اومد آخرش.
صبح زود بابام اینا رفتن و من موندم یه خونه خالی.رفتم بهش اس دادم و بیدارش کردم (مثل همیشه)و گفتم زودتر بیباد.
ساعت حدودا 7:50 بود که اس داد در خونتونم باز کن و یه تک زد رو آیفون منم نپرسیدم کیه و باز کردم و دویدم پاییین و تعارفش کردم به داخل خونه و اومد داخل و در رو پشت سرش بستم و سریعا از پشت بغلش کردم یه چند لحضه همومنجوری نگهش داشتم و فشارش میدادم.و بعد گفت بسه بریم داخل یه چیزی بده بخورم.رفتیم داخل و بعد چندتا بوسه بشکنو کس خل بازی و خر چیز خوری.گفتم:مهرنوش جون میخوام کارتو بسازم و گفت ولم کن بیتربیت قول دادی دست بم نزنی.همینو گفت که مقنعهشو کشیدم از سرش و گیسشو گرفتم و گردن و لباشو خوردم و بعد مدتی خودشم همراهی میکرد.و کمک کم لختش کردم البته به اسرار و بالا تنشو یه ربع خوردم که 2بار ارضا شد.و بهزور پایینو هم لخت کردم و کسشو که خوردم شل شد و سرمو به کسش فشار میداد و حال میکرد.به حالت داگی استایل خوابوندمش و به زور و بدبختی با کرم کیرمو تو کو نش جا دادم و جیغش بلند شده بود . در دهنشو گرفتم و کم کم تلمبه زدم طوری که تو یک دیقه ابو تو کونش خالی کردم.بهم گفت سوختم آخ.و کشیدم بیرون یه آهی کشید که کل وجودمو لرزوند و بهم حال داد و بعد نیم ساعت دوباره از کون کردمش ولی15 دیقه طول کشید که آبم بیاد و همش آخ و اوخ میکرد. و بعد اومدن آبم رو کونش خالیش کردم . و باهم رفتیم حموم وو ساعت 11 با هم رفتیم دانشگاه.و رفت قضیه رو واسه دوست صمیمیش تعریف کرد. وبعد اون باهاش خیلی سکس داشتم البته فضولیش باعث شد که با یکی از دوستاش و خودش همزمان سکس کنم و اگه خواستین داستان اون سکس رو هم براتون میگم.ممنون از همه مدیران سایت گل شهوانی

نوشته: مسعود


👍 0
👎 0
74582 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

391623
2013-07-14 09:12:29 +0430 +0430
NA

:|
قدی که نوشتی رو یه مرور خودت بکن لطفا!
و در ضمن ریدم تو اون سوادت و دانشگاهی که می ری و مدرسه ای که رفتی .

0 ❤️

391624
2013-07-14 09:12:35 +0430 +0430
NA

به قول شاهين نجفي:نه عمو به هيكلتون نمياد اين حرفا

0 ❤️

391625
2013-07-14 09:13:25 +0430 +0430
NA

راستش نتونستم تا آخر بخونم.از همون قدت قابل تشخیصه

0 ❤️

391626
2013-07-14 09:29:03 +0430 +0430
NA

خوب بود ولي تك خوري ممنوعه خواستي خبرم كن بيام من دوستشو تو هم دوست خودتو بكينم دونفري

0 ❤️

391629
2013-07-14 09:35:47 +0430 +0430
NA

آخه این چه وضعیه؟ مگه دنبالت کردن که اینجوری تند تند نوشتی
انقد بد بود که حوصلم نگرفت تا اخر بخونم
بشین یکم انشا نوشتن تمرین کن

0 ❤️

391630
2013-07-14 09:37:16 +0430 +0430
NA

اهوال پرسی- ولله- انقضاع- کن گشادی- تعتیل- اسرار- فرست- قنیمت- لحضه و…
اشتباه های تایپی هم که منو نمود دیگه… مطمعنی دانشگاه میری؟؟؟؟؟؟ :|

0 ❤️

391631
2013-07-14 10:43:29 +0430 +0430
NA

به جای لباس خریدن وبرو پول بده دو کلام سوادیادبگیر.ریدی به زبان فارسی بااون قد 157سانتیت.

0 ❤️

391632
2013-07-14 11:07:38 +0430 +0430
NA

اره واقعا .جای شیر جوان خیلی خالیه. نمی دونم چرا یک مدت نیست

0 ❤️

391633
2013-07-14 14:36:58 +0430 +0430
NA

از همون یکی دو سطر اول فهمیدم که از لحاظ املایی زیر خط فقره.برو عمو

0 ❤️

391634
2013-07-14 14:52:08 +0430 +0430
NA

بیا یک بار دوست دانشگاهیتو بکنم.قول میدم بهت املاء بگم

0 ❤️

391635
2013-07-14 15:44:41 +0430 +0430
NA

اخه چرا دروغ میگی رفتم دانشگاه بی سواد. تو همیشه املا تو صفر می گرفتی.

0 ❤️

391636
2013-07-14 16:28:17 +0430 +0430
NA

دوستان پیشنهاد میکنم قبل از اینکه داستانتونو ارسال کنید حتما یک بار خودتون بخونید. حداقل غلطهای املایی و منطقی داستان رو متوجه میشید. مثلا اسم شخصیت داستان وسط کار عوض نمیشه یا قد طرف بازه ای از 157 تا کجا پیدا نمیکنه و خیلی ایرادات دیگه تون رو میتونید پیدا کنید. راجع به املای درست لغات هم خیلی ساده هر کلمه ای رو که شک دارین یا بلد نیستید بنویسین توی گوگل سرچ کنید اگه غلط نوشته بودید درستش رو براتون مینویسه…

0 ❤️

391637
2013-07-14 16:47:26 +0430 +0430
NA

بازهم دانشجوهای عزیز حماسه افریدن دمتون گرم

0 ❤️

391638
2013-07-14 19:01:37 +0430 +0430
NA

چه مردمان پستی هستند کسانی که به خاطر جلب توجه دیگران

خود را هم عقیده و هم فکر آنها نشان میدهند
خوب
کمی با واقعیت نزدیکی داشت
ولی خوب شاید زایده ذهن متوهم یه نفر بوده

0 ❤️

391639
2013-07-14 23:32:09 +0430 +0430
NA

بی نظرم

0 ❤️

391640
2013-07-15 02:58:45 +0430 +0430
NA

سلام به همگی.
بچه ها من یه کلاس شیمی میرم که مخطلط هست(دختر پسر قاطی هست)بعد عاشق یه دختره شدم ولی نمیدونم چه جوری باش شروع کنم لطفا راهنمایی کنید.

0 ❤️

391641
2013-07-15 03:02:44 +0430 +0430
NA

چند تا داستان تخمی شبیه اینا بذار جلوت بخون اون وقت میفهمی چجوری مخشو بزنی!!!
دختر جماعت امروز اگه بری دو متریشون میفهمن واسه چی اومدی.

0 ❤️

391642
2013-07-15 08:03:41 +0430 +0430
NA

تودوست داری بادوست من که دوست داره بادوست تودوست بشه دوست بشی

0 ❤️

391643
2013-07-15 11:22:12 +0430 +0430

خاک بر سر دانشگاهی رو ببین {اسرار و قنیمت و فرست و }ابروی دانشجو جماعت و بردی برای اطلاعت بگم{اصرار و غنیمت و فرصت}فهمیدی کسخل جلقی؟

0 ❤️

391644
2013-07-15 12:43:54 +0430 +0430
NA

بابا ؛این یابوئی که این داستانها رو می نویسه یک نفره . منظورم مجموعه داستانهائی که مثل این کثافت کاری فجیع دارای غلط های املائی در حدّ و اندازه های تیم ملی است!!!
یک وجه ممیزه هم داره که بی سوادای دیگه ندارند و به قول منتقدین حرفه ای “امضاء مؤلف”!!! محسوب می شه؟!!(فکرشو بکنید! امضاء مؤلف در امور گند کاری!!)؛
این گوساله ی کامل “اصرار”( esrar) را “اسرار” ( asrar) می نویسه!

0 ❤️

391645
2013-07-15 23:11:58 +0430 +0430

هه هه خیلی خندیدم به پدر و مادرت
کسکش این داستان بود؟
قد صد و پنجاه و هفت؟
تخم مرغ از کونت بی افته نمیشکنه!
چرا کس شعر مینویسی،آخه کی مجبورت کرده؟
مگه کمبود داستان داریم؟
تف تو کونت متجلق

0 ❤️

391646
2013-07-20 08:30:38 +0430 +0430
NA

مگه میزاری بابا ی کم یاد بگیر بعد بنویس راسی بده دو نفر غلطای املاییشو بگیرن

0 ❤️