دختر ۴۰ ساله

    این سومین یا چهارمین داستانه.اول خدمت دوستان بگم اینم مث قبلیا راسته پس تا نخوابیده بکنید توکونتون خخخ شوخی کردم.


    القصه ی دختره ب اسم مثلن شکیبا (بازم بیشتر آمار نمیدم کجا و... چون لو بره ب گا میرم .مشتریا با دیلدو میان میکنن منو خخخ) اومد مغازه م واسه ثبت نام وام بانک رسالت (کافی نتیا میدونن)مدارک ک داد نگاه کردم دیدم زده متولد ۵۸ برگشتم گفتم خانم ببخشید مدارکو اشتباه آوردین گفت چطور گفتم آخه این مال ی خانم ۴۰ ساله س.گفت درسته خودمم.اول باور نکردم چون واقعن در بدترین حالت حدود۲۸.۲۷ میخورد بهش.با کلی قسم دیگه باورم شد راست میگه وقتی دیدم راحته تو حرف زدن همون برخورد اول کارت مغازه رو بهش دادم گرفت و رفت سرتونو درد نیارم با هم رفیق شدیم بعضی وقتا میومد مغازه بهش گفتم بریم بیرون ولی می ترسید کسی ببینه ب بهونه کار میومد مغازه فقط.بعد ی مدت گفت پدرمادرم فوت شدن تنها زندگی میکنم بلافاصله رفیقمون ب نشانه احترام قد علم کرد.خخخ.گفت دخترم و تا حالا ازدواج نکردم ولی خب باورش خیلی سخت بود رفتم تو کارش دیدم ن راست میگه منم حوصله رفاقت و اینا ندارم سریع میرم سر اصل مطلب سر این قضیه هم کیس های خوبی رو از دست دادم.بهر حال این یکی نپرید .تو مغازه ممه هاشو میمالوندم براش واقعن ۸۵ واقعی بودن اندامشم ک نگو جووون.شبا باهاش میرفتم تا نزدیک خونش تو راه طاقت نمیاوردم همه ش انگشتش میکردم ی بار تو تاریکی سر کوچه شون چسبوندمش دیوار ازش لب گرفتم و .... نمیدونی چ لذتی داره این مدلی چون همراه با ترسه ک ی وقت کسی سر نرسه.گفت عید خونتون خالی شد میام منم گفتم کوسخول خونه خالی داری و میخوای بیای خونه ما؟!خونه ما اصن خالی نمیشه ک.گفت ن میترسم رو کار باشیم یهو برادر یا خواهرم بیان سرکشی آبروم بره خلاصه از من اصرار از اون انکار.چون تا حالام شرایطش پیش نیومده بود نتونستم لخت لمسش کنم در حد عکس فقط برام میفرستاد.تا این ک چن وقت پیش با چ ناز و ادایی حاضر شد تو واتساپ استریپ تیز لخت شه .همه رو درآورد جز شرتش.هیکلش عالیه.بعدشم اومد مغازه کیرمو درآورد برام چن ثانیه جق زد ترسیدیم یکی بیاد زود تمومش کرد.بعد از التماسای من ک راضی نمیشد بریم خونش سکس کنیم (چون واقعن مکان جور نمیشد برام مجبور بودم بگم خونه خودت فقط)حالا ی مدته گیر داده ک برم خونش اونم شب!!واااای...راستش ی کم ترسیدم ن ب اون قبول نکردنش ن ب این گیر دادنش!!میترسم خوابی دیده باشه برام تا عمر دارم بشه وبال گردنم.چن روزه گیر داده منم زیاد محلش نمیزارم نمیدونم چیکار کنم.اگه رفتم و زنده اومدم بیرون ادامه شو مینویسم اگه ن ک دیدار ب قیامت!راستی اسم منم بازم مثل همیشه میزاریم رضا.کس و کیرتون ب راه بای
    نوشته: رضا

  • 2

  • 64




  • نظرات:
    •   dol kocholoo
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • دیس اول تقدیمت


      دیگه لطفا ننویس خواهش میکنم


    •   Mohisoom
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • کیبوردای سیستم اون کافینت تو کونت


    •   mehdi.98
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • اگه اومدی بیرون بازم دیدار به قیامت


    •   shahx-1
    • 1 ماه،3 هفته
      • 9

    • 1- خواهر برادرش بیان سرکشی؟ پاسبخشن مگه؟ ابله پشت در یه حائل میزاری از بیرون نمیشه باز کرد
      2- تو کافی شاپ میترسیدین؟ مگه مغازه خودت نبود خوب درو از داخل میبستی چراغ خاموش حل بود اینم به مخت نرسید؟؟
      3- حتم داداشش با رفقاش دسته بیل به دست منتظرته صد در صد برو که داستان گی تیم فوتبال محله و شاگرد کافی نت رو بخونیم!! (biggrin)


    •   Meysam4474
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • خوبه ادمین نگفته برای هرداستان یه ش.ا.ر.ژ هدیه میگیرید
      وگرنه هرروز انگشت میکردی تو ک.و.ن.ت برای ماهم تعریف میکردی
      دیس


    •   Cleverman1358
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • میدونستی اونایی که ادعایی زرنگی دارن تهرون بلا سرشون میارن؟
      چون اولش فحش دادی دیس


    •   Bella_ragazza
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • سوال : تفاوت ممه ۸۵ واقعی با غیر واقعی چیست (biggrin) با رسم شکل لطفا توضیح بده


    •   Mehranpoiut
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • نترس برو جلو تو میتونی.


    •   mahdi0044
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • با توجه به چند سطر اول و کصنمک بازیات شاید فکر کنی که خیلی بچه باحالی هستی ولی ضمن اطلاعت باید بگم که کیر مام نیستی


    •   royaei
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • چی بگم ؟
      معمولی بود و چیزه خاصی نداشت داستانت ؛
      انقدر تو کامنت ها به همه میگم خواهشن فحش ندید ولی بعضی از نویسنده ها انگار دوست دارن بهشون فحش داده بشه ؛
      خوب داستانت رو بنویس چرا فحش میدی ؟
      حتی به شوخی ؛
      موفق باشی


    •   Amiramirian2020
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • خفه شو بابا لاشي


    •   ronin555
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • اون قسمتش که مستقیم میگی و میپرن واقعأ دس مریزاد داره؛بهتر از اینکه احساس کسی رو به لجن بکشی.منم همینطوریم.....بابت صداقتت مرسی...به به چه چه پسر سکسی....


    •   LustLove
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • (wanking)
      فقط يك پلك زيرم باش نبايد از كيرم كم شى
      تو رو رو تخت مى گايم نمى خوام تا كمر خم شى
      فقط يك پلك زيرم باش بگم سرتاسرش دادى
      كيرم رو تو بخور يك بار بگم تا آخرش دادى
      (erection)


    •   sexybala
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی


    •   nasrin1980
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • شما که حقیقت رو گفتی (dash)


    •   Ice_flower
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • نرو میخواد خفتت کنه و مردونگیت رو از ته بزنه و خواجه بشی، اون یه سادیسمی که از آزار دادن مردا لذت میبره!


      خوب گفتم؟ جوابت سوالت رو گرفتی؟
      دیسسس اول امروز.


    •   Caboos1
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • کونکش بیبی فیس نشنیدی تا حالا؟دیدی پنجاه و هشته مدارک رو پس دادی
      نه مثل اینکه کونت میخاره بزار بقیه اش رو بخونم


      بدترین حالت به 28.27 میخورد عنتر


      تو چه کس مغزی هستی گیر دادی که سنت کمه اون چه کسخولیه که قسم خورده زیاده
      کسکش کارت مغازه دادن چیه مگه که همون برخورد اول کارتو بهش دادی مگه ژتون جنده خونه میخواستی بهش بدی


      بقیه شو حس ندارم بخونم همونی که بچه ها میگن منم موافقم


    •   Caboos1
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • Clay 0098
      من کامنتات رو دنبال میکنم
      به جان خودم تو یکی از داورای اخراجی نوبل ادبی هستی
      بابا این پیامایی که میزاری بدرد اونایی میخوره که اقتباس از داستانای ویکتور هوگو و چارلز دیکنز میکنن نه اینا که پشت سیستم میزنن میپاشن به درودیوار
      اتاقشون بوی منی میده
      یه مرد بالغ بیشتر از یه ربع تو اتاقشون وایسته دو تا شیکم میزاد شک نکن
      راستی تو یکی از پیامات گفتی دوختنت خدا بد نده


    •   M_O_o
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • کس کش ریدم دهنت این داستان سکسیه یا خاطرات جغ رضا ۳۰ ساله از قم


    •   Smoker70
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • کیرمو از کون نویسنده داستان قبلی درمیارم میکنم تو کون تو کصکش


    •   وب.گرد
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • نری ها!
      اگرم خواستی بری با بادیگارد برو نزنن کونتو کَپّه (نصف) کنن!


    •   شمال.قدبلندمهربون
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • سکوت میکنم که این سکوت منطقی تر است..


    •   Mr.masoOd
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • خاک تو سر ملجوقت کنن این همه کسشر یکجا بی سابقس


    •   بچه-ای-خوب
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • رضا اینو بگیر درت بزار!
      کونی امیدوارم بری به هفتاد روش سامورایی داداشاش کونت بزارن.
      راستی دوباره میگم: رضا اینو بگیر درت بزار!!!


    •   hamid30gari
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • رضا جان همون دو خط اول داستانت رو خوندم.فقط میتونم بگم اون دو نفر که لایک کردن چه ....رایی بودن.بقرآن


    •   Mr_gh99
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • بعد میگن چرا فوش میدی


    •   adlpisheh
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • چه قلمی داری اصلا کف کردم حتما برو نویسنده شو


    •   Scott12
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • یه روز میرم کستاناتون رو چاپ میکنم زیرشم مینویسم الهام گرفته شده از شتر زندانی اوین و گورکن کوالا نما رو درخت جلو خونه احمدی نژاد


    •   Hamidarakii
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • من تا حالا فحش ندادم پای داستانا. اما واقعا لایق هرچی بهت گفتن دوستان هستی. لایق خیلی بیشترش. تو این دنیا ازین دست بدی ازون دست 100 دستی پس میگیری. شب دراز و قلندر بیدار.... منتظر باش.


    •   Yasayashin
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • آخه جقول بقول مگه شناسنامه عکس نداره که از اون جنده سوال پرسیدی. بعدشم 40سال صبر کرده که تو بکنیش. کیرم تو سلولای خاکستریت


    •   زندگی+فانتزی
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0


    • داستانت قطعا واقعیه
      ولی
      اصلا دل ب کار ندادی تو داستان نوشتنت و اصلا نویسنده‌ی خوبی نیستی
      البته
      اینم بگم فکر نکن ماها ک میایم کامنت میذاریم و همه داستانها رو نقد میکنیم
      اگه خودمون دست ب قلم بشیم یه شاهکار هنری درست میکنیم
      بهرحال
      هر که را بهر کاری ساختند . . . . . .
      بااین وضع نوستن بهتره ک یه سری اتفاقا تو دلمون بمونه و بازگو نشه جایی



    •   hari.chobin
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • برو بیناموس


    •   Cukur
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • حال و حوصله نظر ندارم.
      ی کیر 40 سانتی به احترام اون دختر 40 ساله تو کونت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو