دخول از پشت به یک خواهر محجبه و مومنه

    به نام خدا و با سلام خدمت دوستان عزیز عضو سایت محترم شهوانی


    برادران و خواهران عزیز، برای این بنده حقیر دیروز سعادتی نصیب شد که یک خواهر محجبه و متدین را در جوار حرم مطهر امام رضا(ع)، امام هشتم شیعیان، ملاقات و بعد از اظهار علاقه و رضایت ایشان، به محضر یکی از برادران روحانی مشرف و صیغه عقد موقت را جاری کردیم و مسایل بعدی که بین ما گذشت... و من در این مجال، برای ثبت در تاریخ، بطور مختصر خدمت شما عرض و امید قبول آن را از محضر باریتعالی دارم.


    دیروز ظهر، مورخه بیست و یکم بهمن ماه هزار و سیصد و نود و هشت هجری شمسی، بعد از نماز ظهر و عصر بود که این بنده حقیر بعد از اقامه نماز بسمت مرقد رضوی برای زیارت عازم بودم که یک بانوی محجبه و بسیار موقر و وزین به من مراجعه و آدرسی را از من پرسیدند... من با همان نگاه اول دل به ایشان باختم... گرچه این بانو فقط چهره زیبایشان معلوم و بقیه با چادر پوشیده بود ولی همان چشمان و ابروهای کمان کافی بود که دل به ایشان ببازم و بعد از دادن آدرس و کمی گفتگو و اطمینان از تجرد و در قید نبودن ایشان، شرم و حیا را کنار گذاشته و به ایشان اظهار علاقه و پیشنهاد عقد موقت را نمودم و توضیح دادم که فقط برای زیارت و انجام یک کار اداری به مشهد مقدس تشرف پیدا کرده ام و بلیط هواپیما دارم و باید همان روز از مشهد عزیمت کنم و ایشان هم خوشبختانه با درک صحیح از موقعیت حقیر موافقت نمودند و گفتند که الساعه عقد موقت خوانده و بعد از تمطع و باقی مسایل بنده آزاد به مراجعت باشم. خطبه عقد را به سفارش ایشان در محضر یکی از روحانیون مقیم حرم خوانده و به مکانی که خود ایشان در آنجا زندگی میکردند عزیمت کردیم. در خانه بعد از ورود چون ایشان دیگر برای من حلال خداوند بودند، در همان بدو ورود و بعد از بسته شدن درب خانه، در همان پذیرایی من ایشان را با همان چادر بغل کرده و لبان شیرین همچون قندش را به دندان گرفتم و همزمان با بوسه و بغل به مالش باسن بسیار نرم ایشان از روی همان چادر پرداختم.
    ایشان که از حشریت و‌عجله بنده حقیر متعجب شده بودند بعد از بوس و بغل همانجا چادر را از سر برداشتند و مرا دعوت به آرامش و بسمت اتاق خواب راهنمایی کردند ولی این بنده حقیر صبر و طاقت را از دست داده بودم و میخواستم همانجا در سالن پذیرایی با ایشان جماع کنم... به همین منظور دوباره ایشان را بغل کرده و خدمتشان عرض کردم که همینجا و روی مبل عمل جماع را انجام دهیم... و بدون اینکه منتظر جواب ایشان بشوم دستم را به لای پای ایشان رساندم و فرج ایشان را از روی همان شلوار گرفتم. ایشان ناگهان آهی از ته دل کشیدند و خودشان را در بغل من انداختند، انگار سالها بود که دست مردی به ایشان نخورده بود... که دوباره ضمن مالیدن فرج ایشان لبانش را باز به لبانم چسباندم و اینبار زبانم را به درون دهان ایشان روانه و به مکیدن مشغول شدم... در همین حین دکمه های شلوار ایشان را هم باز کردم و شلوار و شرتشان را با هم پایین کشیدم... فرج ایشان خیس و غرق آب بود و کمی هم موهای اطراف آن خیس شده بود. بنده حقیر آنقدر در هول و عجله بودم و آنقدر این بانوی نجیبه، سفید و نرم و لطیف بودند که حتی فرصت خواباندن ایشان روی زمین را هم نکردم و چون بعد از کشیدن پایین شلوارش و لمس باسن ایشان متوجه بزرگی و نرمی باسنش شدم بلافاصله تصمیم گرفتم که بجای جماع از جلو، از دبر و از عقب با ایشان جماع کنم. این خواسته ام را با ایشان درمیان گذاشتم و چون مخالفتی نکردند همانجا و بلافاصله ایشان را بروی دسته مبلی که در کنارمان بود دولا کردم طوری که صورتش روی مبل و باسن سفید و تمیز و نرمش درست جلوی من آماده دخول بود... با ذکر بسم الله شلوار و شرت خود را تا زانو پایین کشیدم و از ایشان خواستم با دوتا دستانش باسن زیبایش را باز کند و منهم با یک آب دهان بر آلت نعوذ شده و یک آب دهان بر دهانه مقعد ایشان، کلاهک آلتم را با یک بسم الله دیگر و یک فشار جانانه به درون مقعد ایشان فرستادم که با آخ و آه بلند ایشان همراه شد... ولی فرصت کم بود و مجال معاشقه و ملاطفت نبود، و به همین منظور با ذکر یک یا الله دیگر آلت را تا بیضتین و تماما در مقعد ایشان فرو کردم... این بانوی گرامی انگار که ایشان را با تبر به دو نیم کرده باشی زجه و ناله میکردند، ولی همزمان قربان صدقه آلت بزرگ این بنده حقیر هم میرفت که نشانه درد همراه با لذت بود... باسن سفید و‌نرم ایشان زیر ضربات محکم بنده حقیر چنان میلرزید و در برخورد با شکم من صدا میداد که بسیار دیدنی و جذاب شده بود... بعد از حدود پنج دقیقه ناگهان انزال من صورت گرفت که من آلتم را تا ته درون باسن ایشان فرو کردم و آب منی را در درون و اعماق باسن ایشان پاشیدم که بگفته خود این بانوی گرامی جگرش حال آمد... افسوس که وقت اضافه برای جماع از جلو و یا حتی تمتع از سینه های نرم و بزرگ ایشان نبود و باید خود را سریع به فرودگاه برای پرواز میرساندم. بعد از جماع و دخول و سپوختن باسن آن بانوی محجبه و‌مکرمه از عقب، مبلغ قرارداد را به ایشان پرداخته و با بوسه ای گرم و طولانی از ایشان وداع و بسمت فرودگاه حرکت کردم.
    شرح این ماوقع را این بنده حقیر در هواپیما و در وقت فراغت هنگام پرواز به رشته تحریر درآوردم و انشالله تعالی بعد از فرود و رسیدن اینترنت به موبایلم آنرا برای شما ارسال خواهم کرد. سفر زیارتی به امام رضا علیه السلام که همیشه منبع برکت و خیر بوده و هست، این بار با یک باسن تمیز و سفید و لرزان و یک مقعد تنگ و گرم و سوزان، اجابت و مرحمت شد که این بنده حقیر هم کفران نعمت نکرده و باسن و مقعد آن بانوی محجبه و مکرمه را مورد عنایت قرار دادم. باشد که مقبول درگاه احدیت افتد.
    ایام به کام و با تشکر از وقتی که برای خواندن این خاطره شیرین مرحمت فرمودید.


    والسلام علیكم و رحمت‌الله


    نوشته: نیمو

  • 38

  • 66




  • نظرات:
    •   boyboy36
    • 1 هفته،3 روز
      • 14

    • وایییی تو چه بانمکی نمکدون (cry)


    •   who_am_i
    • 1 هفته،3 روز
      • 14

    • همین ک گفتی ب نام خدا مشخص میکنه چ کصشری رو میخای تو مغز ما تزریق کنی :|


    •   seven.seven.seven
    • 1 هفته،3 روز
      • 12

    • گاهی واقعا میمونم تو کار خدا ک واقعا چرا برا افرینش ی سریا وقت گذاشته


    •   Avvaaa
    • 1 هفته،3 روز
      • 18

    • امشب از اون شبای ریدنی بود.....مرسی ادمین (dash) (dash) (dash)


    •   mard_kir_tala
    • 1 هفته،3 روز
      • 10

    • این کصنمک بازیا دیگه چیه؟ چرا ادبیاتی مینویسی پسر؟زنگ فارسی نیس که! شهوانیه! بهت قول میدم ۶۰ درصد از افراد اینجا(از جمله خود من) ادبیاتشونو زیر ۱۰ گرفتن! کیرم تو اون کصنمک بازیت


    •   Soroush_Khi
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • حال نداشتم بخونمش ولی در کل انگار فیتیش زن چادری داری چون همه داستانات درمورد زن چادری هست (خلاصه که خواستیم فقط یه اعلام حضور کنیم و بریم شب بخیر :|)


    •   TheBitchKing
    • 1 هفته،3 روز
      • 21

    • والا بعد پاراگراف اول متوجه شدم که ناخواسته دارم پاهامو جمع میکنم. روم نشد در حضور معید ایشون لنگام دراز باشه.


      مشکل نگارشی ندیدم توش! لایک!


    •   amiiir_h
    • 1 هفته،3 روز
      • 10

    • بزن ب چاک کیرم دهنت کونی..مگ واسه رهبر داری نامه مینویسی ک انقد ادبی نوشتی..کیر اون روحانی تو اسم تخمیت ک عین کستانته


    •   ronin555
    • 1 هفته،3 روز
      • 12

    • بسم اله بزنه کمرت راست نشی؛اومدی اینجا کلاس قرآن گذاشتی غربتی....!!!


    •   Pirefarzane
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • نوش جانت. . . . . . . . زیارت قبور ائمه با وجود لذت چنین حوریان بهشتی ثوابش ده برابر میشود برادر...خوشا به حالت،هم زیارت هم عبادت وهم کیارت(همون تو مایه های عشق و حال به دولیین مربوطه) مقبول حق باشد انشالله...


    •   f.a.65
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • دوستم، فرج کجا میشه ؟
      ای فرج مغز بی خاصیت
      فهدم تو فرجت


    •   messaf81012
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • عقد موقت ؟ امام هشتم ؟ روح امام خمینی رِ هِ تو گور لرزید بیناموس این چ خوزَعوَلاتیه نوشتی نخونده دیسلااااااایک


    •   mahdi09kh
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • چی بود این اخه


    •   DOGSTILE
    • 1 هفته،3 روز
      • 8

    • بچه ها بیاید گند نزنیم یه داستان های شهوانی... الآن این چی بود آخه؟ هر خطش رو خوندم 3 تا صلوات گلزاری فرستادم:/


    •   Sajjjjadseski
    • 1 هفته،3 روز
      • 6

    • مشکلی نیس حال ما همه ی اعضای شهوانی شلوار های خود را در اورده و به سوی مادرتان عزیمت میکنیم و ایشان را به روش های زمان شعب ابیطالب و داگ استایل خواهیم گایید باشد که به خواهرتان هم برسیم و ایشان راهم مورد عنایت قرار دهیم


    •   نون زیر کباب
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • ما با کیا شدیم ۸۰ میلیون ???


    •   Aber11
    • 1 هفته،3 روز
      • 8

    • بقول این دوستمون که این بالا تو‌ کامنتها گفته که بالای ۶۰ درصد کاربرای اینجا ادبیات زیر ده گرفتن، داستان به این قشنگی، لحن به این جدیدی و طنز به این خوبی.. اینهمه نکته و کنایه در داستان... و از طرفی نه تعریف طول و عرض بازو و درازی کیر نه قسم و آیه باور کردن و نه شربت و اسم مستعار و کسشعرهای رایج و اراجیف دیگه... هیچکدومو نمی بینین؟؟؟؟؟؟؟... دوست عزیز درصد بیسوادها و جقی ها رو ،.... نترس بگو نود و نه درصد!!!! ههههه ?


    •   ophelia
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • لایک5
      عاشق سبک نگارشت شدم
      منتظر بعدی هستم


    •   Meisam65
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • فی المجلس کیرم دهنت.حتما با همین خوشمزگیات مخ میزنی.بخاطر قبول درگاه هم کل فحشهای ردوبدل شده توی شهوانی تقدیم به تو


    •   Saman.rt
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • کصخل کص دست کص قلم کص نمک


    •   L(G)BT_LIFE
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • نمیییییخوووونم محارم اه (dash) (angry)


      نه_به_سکس_خواهر


      نه_به_محارم


    •   saeed7989
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • گوز این بنده در کپ تو بنده


    •   homayon026
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • با ذکر سلام به نظر اینجانب قدری اقرار در میان جملات شما برادر گرامی مان وجود دارد و لذا بایستی برای توضیح پاره از سوالات مجددا به مشهد رجعت کنید. باشد که همگان رستگار شویم.


    •   elham_sexi
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • شمارشو به منم بده بریم لز کنیم (biggrin)


    •   Sopa Lahladan
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • تو روحت (rolling)
      یاد کتاب دینی راهنمایی افتادم


    •   Irish..GuNNer
    • 1 هفته،3 روز
      • 8

    • بجز سبک نوشتنت، مشکل دیگه ای ندیدم.(البته به قول دوستمون ، کصنمکیات). خب؛ چیکار کنیم باهات؟ باشه جهنم. لایکو دادمت.


    •   Nasr7070
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • بنده وکیلم؟ خب کص صیغه ای کردی شق القمر که نکردی


    •   arsh2452
    • 1 هفته،3 روز
      • 11

    • املا داستان خوب بود . چند تا نکته : موهای اطراف برجش خیس شده بود ؟ مگه چقدر بلند بود که بهش میگی مو ؟ میخواستی براش عروسکی شونه کنی قشنگتر بشه !
      مگه میخواستی عملیات والفجر ۸ رو انجام بدی ؟ این همه بسم الله و صلوات برای یه کون کردن ؟ رضا زاده این همه ذکر برای بلند کردن وزنه نمی گفت !
      فقط یادت رفت غسل ترتیبی و دو رکعت نماز شکر بجا بیاری
      من الله التوفیق. دیس ۱۲ رو دادم


    •   arsh2452
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • فرجش


    •   هیچکاک
    • 1 هفته،3 روز
      • 7

    • جالبه که عده ای به نگارش ادبی و رسمی متن گیر دادن درحالی که یکی از ارکان اصلی متن همین سبک نگارش جالبش بود.
      روی هم رفته داستان بسیار خوبی بود،هرچند میتونستی با استفاده از ارجاعات مختلف به اشخاص مهم در ادیان ابراهیمی طنز ماجرا رو غلیظ تر کنی.
      در کل بین اینهمه متن تکراری و خزعبل،این یکی ارزش لایک رو داره!


    •   zanbory
    • 1 هفته،3 روز
      • 6

    • گوزو طرف اونجا خونه داشته بعد اومده ازتو آدرس بپرسه گاگول
      داخل حرم خانمها سوالی داشته باشند از خادمین میپرسن.
      ریدم توی اون تخیلاتت
      یحتمل آن بانوی چادر بسر که بجز رخش شما پنهانیش را مشاهده ننموده اید
      درمیان شما شمعی نهاده و روشن کرده اند و ازپی سوزشی ک متحمل شده اید لب به سخن بازنموده و این اراجیف را ازخود ساخته و نگارش کرده اید.باشد ک رستگار شوید
      عنتر برقی


    •   Mardimorde
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • خدا تورو خلق نکرده تورو ریده ‌. فکرکردی خیلی با نمکی کون گلابی نسناس


    •   Aber11
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • دوست عزیز کابر "هیچکاک" که این بالا کامنت گذاشتین، توجه شما رو به یکی دیگه از داستانهای همین نویسنده جلب میکنم بنام س کردن زن علی.. با همون تگ "نیمو" این بالا میتونید پیداش کنید...
      البته لینکش هم اینجاست:
      https://shahvani.com/dastan/%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B2%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%88%D9%86


    •   Hot-to-winter
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • با ذکر بسم الله، آلت خود را تا بیضتین در فرج والده مکرمه و سبیه معظمه شما فرو کرده تا دیدگان ایشان از حدقتین به بیرون نقل مکان کنند. اآخه کیر گوز بیسواد چون چهارتا اصطلاح کوسشعر یاد گرفتی که دلیل نمیشه داستان بنویسی و به خورد ملت بدی.
      به جای نوشتن داستان، تشریف بیار و با لسان متبرکت آب لذی و مذی که نوک آلت این حقیر میباشد را لیس بنما
      من الله توفیقکم


      والللاااا


    •   سامان۹۹۹
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • فقط جالب اینکه با اکانت دومش میاد از خودش تعریف میکنه و داستانای دیگه ش تبلیغ کنه
      اصلا مشخص نیست aber11 اکانت دومته
      کصخل خودتی جقول


    •   afsanejonjon
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • حاج آقا تقبل الله فی العافیه نکته بسیار مهم اینه که احتمالا داستان به گونه ای دگر اتفاق افتاده و شما از کسی اونجا سوالی پرسیدی و ایشان شما را به اندرونی برده اند و در همان لحظه ورود بر ما دخول کرده اند برادر من ????تقبل لله


    •   Barad.vafayi
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • من از همینجا مهتی پاشنه طلا . شاه ایکس و بقیه دوستانبکن را به کردن این دوست جلقی دعوت میکنم


    •   Barad.vafayi
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • نمیشه یسری اشخاصو پای داستان تگ کنیم به این جنده تجاوز کنن


    •   Barad.vafayi
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • رفته بودی مشهد ننت واسه کل شهر خاطره ساخت تازه صیغه هم نمیخواست


    •   jamlghachaghchi21
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • (rolling)


    •   A....k
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • اول اینکه تبارک الله که با کی ها شدیم هشتاد میلیون
      و دوم اینکه کصه عمت


    •   کوسلیس۲۰
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • از داستان خییییلی خوشم اومد چون سکس با محجبه بود
      دمت گررردم خوشم اومد . انصافا هم کیرم بلند شد با داستانت لعنتی


    •   Mtn1360
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • چرت بود نخوندم


    •   Omiiid265
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • خدا نکشتت ترکیدم ازخنده??


    •   badman.pir
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • خیلی باحال بود .سبک جدیدی بود بین داستانهای اینجا


    •   ARAD_SM
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • ماذافی مکان ماذاما؟اوسکول فرض کردی مارا؟بگایدعفیرخرمحمدتورا!بااین کس شعرایی که میدی به خوردما!


    •   sepideh58
    • 1 هفته،2 روز
      • 10

    • لامصب نیمو تو هنوز هستی ؟نمیخوای تغییر بدی فانتزیتو؟همش زن محجبه؟
      سبک نگارشی داستان های قبلیت جالب تر بود .
      زنی که خونش مشهده چرا باید از تو آدرس بپرسه ؟چرا باید ندیده و نشناخته ببرتت خونه ؟بدون کاندوم سکس کنه ؟و اجازه بده از پشت باهاش سکس کنی ؟کمتر زنی اجازه میده بدون سکس از جلو یهو بری سراغ پشت !
      زیادی غیر قابل باور بود !
      نه لایک نه دیس


    •   d022018
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • ینی کس شعر ندیده بودم اینجوری اخه لامصب آخوند مملکتتم اینجور داستان نمیگه


    •   kir.esfahan
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • دمت گرم خیلی داستانت باحال بود.یه کلمه جدید یاد گرفتم.سپوختن.


    •   HOT88
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • فقط عاشق " این بنده حقیر گفتنت " شدم دیوس (rolling)


    •   King.night
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • با ذکر بسم الله ریدم به حلق خودت و روحانی داخل حرم و داستان کس شعرت


    •   omidario
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • ای کیر مبارک ابوجهل به اتوبان همشیره مکرمه جنابعالی، ایضاً دسته بیل ابولهب به آزادراه والده ماجده جنابعالی مشرف گردد ان شاء...و خودت را نیز الوات پنج راهایین خیابان ایستاده ترتیب دهند


    •   Avvaaa
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • راستی اگه از کسکشی و کون بازی فارغ شدی،به املای نعوظ هم یه نظری بکن الاغ خان.تصور سکس ِ یه شغال و جنده دوزاری،واقعا چندش هس.


    •   Hamidarakii
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • گویند ک گر کون کنی عرش بلرزد. تو ک ادعای مسلمونیت میشه بدون کون کلا حرامه مگر خوده طرف ازت بخواد. در ضمن جنده کردن هنر نیست همه روزی 100 تا میکنن. آدم حسابی پیدا کردی حرفه. در مجموع تف تو این اعتقاد نداشتت


    •   laleh1380
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • عوع


    •   RAGNAR98
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کیرم تو مغزت کامل نخوندمش


    •   خوشگلخانم
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • خیلی دیوثی حاج اقا هههههه


    •   Amir3408
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کیرم تو اول تو قیافت و بعدشم تو این داستان کیریت با اون ادبیات مسخره ات.


    •   Sa1313
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • آشغال


    •   saeeed25
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • به نام خدا و با سلام خدمت بینندگان عزیز؟؟؟ مگه میخای فوتبال گزارش کنی کصکش


    •   saeedno15
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • ادمین مرسی که هستی و مارو از اینهمه داستان زیبا و در سطح بین المللی محروم نمیکنی. (dash) (dash)
      تنها خوبی که داشت ایراد نگارشی توش دیده نمیشد.


    •   M4AW4
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • آخه کونی درسته اینجا باید کصشر بنویسی و کلا ادب اینجا یوخ اما چرا با ذکر بسم الله شوخی میکنی تو توی اینجور کار ها اصلا نباید چنین ذکری یاد بشه من خودم ختم همه خار مادر اای عالمم ولی دیگه هر چیزی جایگاهی داره در کنار اینکه کلا داستانت کصو شر بود نباید با مقدسات شوخی کنی نمیدونم چند سالته اما مغزت اندازه بوزینه هم نیست


    •   ژوسفم
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • بسم الله الرحمن الرحیم.کیرم تو کونت .اول تا اخرت را کائیدم والسلام علیکم ورحمت اله وبرکاتو..تکبیر


    •   Ashkankermanshah
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • مسخره جلف.....


    •   mosavi6869
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • از اونجایی که تمام کلماتت لغوی هستند ..نش.ن میده اصلا ایرانی نیستی که این داستان رو‌نوشتی.
      دخول
      جماع
      فرج
      باسن
      تشرف
      و .....
      ما ایرانی ها
      میکیم گاییدن
      کوس
      کون
      رفتیم زیارت
      ...پس گه مخور
      دماغ جهانگیری تو‌کونت


    •   دومينو
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • درووووود برتو اي استاد عاليقدر
      بساا بسيار نموده اي بانورااا
      مرحبااااااااا


    •   شادوکس
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • امروز پنجشنبه است منم میخوام برات مدهبی باشم امیداست قبر پدر دیوث شما از عن و گوه تمام بچه های عزیز شهوانی بی نصیب نماند ودراین شب پرفیض حلقوم مبارک کل امواتتان به عطر گوه معطر گردد شادی روح پدر عزیزتان انواع فاصلابهای شهری و روستایی را به روح پدرت نثار کرده تا باچنین ادبیاتی طاهر نشوی ضمن سپاس از شما دیوث وکسکش و حرامزاده برایتان ارزوی خواهری جنده مادری پاره پوره وهمسری زیدخواب عربهای عزیز دارم باشد که مجددا به قبر پدرت ریده شود


    •   Hakhakirkoloft
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • خخخ فقط اونجا که داشت امام رضا رو توصیف میکرد . اصلا نخوندم .کیرم تو ناموس تو و اون خواهر مذهبی که کردیش.کسکشا به عربا میدین .ادا تنگارو در میارین .دیس لایک


    •   Nazicocholo
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • نوشتن این همه کسشعر هنر میخاد


    •   vio2727urm
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • علی برکت اله


    •   ehsankami
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • گوه خوردی من خودم بچه مشهدم و از این چرندیات جنده محجبه مکان دار معمولا جاش تو حرم نیست ، جنسی که زدی خیلی خوب بوده تو رو برده به یه معبد تو تایلند و احتمالا اعضای معبد کونت گذاشتن نفهمیدی فکر کردی خودت کردی البته تنهایی با صابون گلنار از این دردسرها هم داره


    •   Gara24bala
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • بچه ها کص میخوام از اصفهان تلگرامم dh12la


    •   zoroo1400
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • شماره اش رو به منم بده برم فیض ببرم و برات دعا کنم که انشااله یک خیر در این دنیا و هزار خیر در اخرت نصیبت بشه


    •   gorg1365
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کیرم تو لحن بیانت ک‌کیر ادم‌میخوابه


    •   Milad.070
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کیرم تو داستانت با خودت


    •   R.B.behruz
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • نویسنده عزیز فی الواقع احساس کردم خود حضرت آیت الله العظمی این داستان رو مرقوم کرده، لازم بذکر است بانویی که از او بعنوان دست نخورده یاد کردید، به کار روسپی گری مشغول بوده و آن چادر سرپوشی برای ورود به حرم و آدرس پرسیدن هم بهانه ای برای جلب مشتری است، از این رو به سرعت نور محضر حاج آقا را برای صیغه به شما نشان داده و مکان نیز مهیا بوده است. اینکه ایشان به سرعت و بدون معاشقه به شما اجازه وطی دبر داده خود موید شغل شریف آن بانوی نجیب است، موفق و پیروز باشید ان شاء الله


    •   Mamadorg88
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • نخونده دیس


    •   Mn13482000
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • باشد که در بهشت برین ماوا گزینی و غلمان ها در آنجا که مکانیست الهی و شما هم که جنت مکان هستی از دبر شما را مورد عنایت قرار دهند و هاروت و ماروت هم دهان مبارک تان را به نجاست خود آراسته کنند باشد که مورد رحمت حق سبحانه قرار گیری


    •   Gayaneh
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • دوستان جدید نیمو جان یکی از داستان نویسان‌قدیمی و یکی از فانتزیِ حجاب بازها و مهمتر از همه یکی از کون کنای قهار هستن‌پس الکی خرده نگیرید (biggrin)


    •   morteza express
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • فقط میدونم یه چیز بهت بگم.... بی شعور


    •   Kiyan726
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • اصن اولشو ک دیدم نخوندم
      فقط اومدم بت بگم کیر همه برادرا ب هول و قوه الهی بره تو کونت


    •   mmd.fucker.24
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • به جای این کسشر نویسی ها یه عکس از ممه های مامانت بزا جق. بزنیم خب. ?


    •   sasanalavi
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • خدا لعنتت کنه من فحش نمیدادم مجبورم کردی بگم خواهرت و گاییدم


    •   Siin-miim
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • داستانت هیچ مشکلی نداشت لایک 24


    •   aganima
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • بده هستم


    •   Vandad990
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • ان


    •   ali_darvism
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • اخرش یه دعای کمیل هم میخوندی


    •   ali_darvism
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • اخرش یه دعای کمیل هم میخوندی


    •   Miki_j
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • چه باحااال بوددد تاحالا اینجوریشو نخوندهبودم (clap)


    •   SWORD60
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • اون زنه ننت نبود
      کثه ننت با این نحوه نوشتنت عن کش


    •   عاشق۱۷۷۹۹
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • ما که اینجا جمع شدیم کثافتیم نباید این حرفای پاک حتی به زبونمون بیاد


    •   Bugha.khan
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • حروم زاده کثافت ..اسم مقدسات رو تو این سایت نیار..


    •   سدمرتضی
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • به نظر این بنده حقیر تو رو باس به هفت روش سامورایی از کون حلق آویز نمود تا مورد الطاف پروردگار قرار بگیری انشاالله کس کس مادر قهوه با این نگارش تخمیت


    •   jw75
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • نظر شما چیه؟ من فقط میتونم بگم که خــــیلی دادی بچه کون


    •   Sexysexer
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • صدق الله علی العظیم.
      شکز خدا فقط بی ناموس طلبه کم داشتیم اینجا که رقممون جور شد .
      کفران نعمت کردی حاج آقا، اون کوسی که گفتی یا همون فرج شما ارزش دنیوی و اخرویش بیشتر از یه بلیط بود .
      کیرم تو اعتقاداتت ???


    •   shiraz1002
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • زیارت قبول


    •   Sahar_Xxx
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • اون نجیبه نیست دیگه جندست


    •   علوس
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • متن خیلی کیری تشریف داشتن دقیقامثل شخصیت کیری حضرتعالی وافکارکیری ترتان
      امیدوارم هرروزکیری ترازدیروزتان باشید


    •   zamankhan4000
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • من باب مزاح آلت و بیضتین جناب آقای آلیس مکیتالو( یکی از بنیانگذاران نتورک مارکتینگ)فی الماتحت عظیم‌الشانتان


      فی الواقع ماتحتتان گرامی بادا.


      جارکش نصف شبی شدم شبیه اتللو


    •   Remremboy
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • اولندش بگم که کیرم تو فانتریات تو فیلم سوپرا هم انفدر طرف زود ما نمیده. بعدش اینکه کیر بچهای شهوانی تو ادبیاتت حتی خود مکارم شیرازی هم میخواست داستان سکسی بنویسه با این ادبیات حرف نمیزد. سومندش اینکه تو رفته بودی مشهد مسافر بودی و اون اومد از تو ادرس بپرسه در حالی که خود اون بچه مشهد بود؟ خیلی کصخلی اگه فک کردی قابل باوره این داستان تخمی. کیرم تو سبک زندگیت.با سپاس


    •   MFM_iran
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • نویسنده:آخوند شپشو
      عنم گرفت اگه نزدیکم بودی تو عمامه ت میریدم
      چقدر چندش آور بود این خاطره که البته تا اونجا خوندم که اون سگ ماده برده ت تو سگ دونیش


      حالا برادران اطلاعات و پلیس فتا و غیره
      که خودشون این سایت و طراحی کردن
      و نظرسنجی میزارن تا افکار عمومی را بسنجند از دستم ناراحت میشن. ولی خوب آدم باید عادل و راستگو باشه
      چیزای هم که نوشتم با حفظ شئونات اسلامی و در جهت آرمان‌های امام بود
      آخه این جوجه طلبه میخواست روحانیت را به گند بکشه.


    •   Hosein467356
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • کون لق بقیه من که حال کردم
      مخصوصا با اون خط ادبی.هر خط که میخوندم از خنده اشکم در میومد
      یعنی صاف ریدی تو هرچی مومنو بسیجیو اهل صیغس!!!


    •   Pussy.fucker
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • خسته نباشی دلاور
      منبعد بجای کفتن بسم الله
      از کلمه یاعلی استفاده کن چون قدرت
      و تاثیر ببشتری دارد
      و لذت بیشتری خواهی برد
      و عقب و جلو بانوان محجبه برات
      حلال چون شیر مادر خواهدبود ..!


    •   kokarostam
    • 1 هفته،2 روز
      • 5

    • خوب بود


      واقعیتی بود در قالب طنز.


      ها کـُ‌کا


    •   Srll
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • ولی انصافا چادری یه چیز دیگس،خصوصا که خشکلم باشه،جوووووووون،جون به کونشون،جون به کون.


    •   ehsan9705
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • فقط با دایره لغاتت حال کردم.
      لایک به دایره کلماتت.
      دبر سپوختن جماع


    •   Tezab2
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • تنها کلامی که میتونم بگم اینه که کیرم دهنت با این نوشتنت همین.
      واینکه مشهد تایلند ایران هستش بدون شک خاک بر سر مسولین کشور


    •   Tezab2
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • تنها کلامی که میتونم بگم اینه که کیرم دهنت با این نوشتنت همین.
      واینکه مشهد تایلند ایران هستش بدون شک خاک بر سر مسولین کشور


    •   armankir@
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • کیر بوشوگ تو حلقت


    •   ahmad.mostofi
    • 1 هفته،1 روز
      • 2

    • همیشه گفته ام بازم میگم ای کاش تلفن لمسی هم مثل ماشین و موتورسیکلت گواهینامه لازم داشت و قیمتشم مثل ماشین گرون بود که دست هر الف بچه ای نیفته بیاد اینجا زیر داستانها و پستهای مردم فحش بده ... مطمئنم خیلی از کاربرای بی تربیتی که فحش میدن هنوز به سن قانونی یعنی هیجده سال نرسیدن بخاطر همین تربیت خانوادگی و طویله ای که توش بزرگ شدن رو به نمایش میذارن و هنوز بجز جقیدن هیچ تجربه و حسی از سکس ندارن مگر مفعول شده باشن و از طرف بزرگان سکس زیر گرفته شده باشن ... کمتر فحش بدید آهای اهالی طویله


    •   Mmm62
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • آقا اسم جدید کوس شده فرج؟؟؟
      پس اینایی که اسمشون فرج چی؟؟؟


    •   اسی.
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • کیرم تو طرز نوشتنت


    •   Poollar
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • انشالا خودم خواهرت را سپوختن کنم (rolling) (rolling)


    •   ssonna
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • انگار داشتم متن خطبه ی نماز جمعه ای که بخاطر بارون افتاده شنبه رو میخوندم (dash) (dash)


    •   احمد ذوقی
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • با هر اعتقادی که داری . گه میخوری به اعتقادات بقیه احترام نمیزاری .
      یکی حال میکنه دین دار باشه . یکی حال میکنه بی دین باشه..
      بهتره ما د ر تو هماهنگ کنی واسه صیغه
      .فاک یو بچ


    •   احمد ذوقی
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • به Srll


      جون به ک.ص و کو.ن ما ما نت .
      جون به ک.ص و ک.ون خواهر ت


      عجب کیونیی دارن این دوتای بالایی اووووف


      (رجوع شود به محتوای کامنت قبلی)


    •   Amd139
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • آدرس یا شمارش بدهید ماهم فیض ببریم از مشهد


    •   Emiaf
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • چه قدر خایه مایه مالی آخه؟


    •   Abbas97
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • به تو میگن یک جقی ارزشی


    •   Arman1368arman
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • میگم چه طور به این راحتی شماره اش را بده ماهم بریم خب


    •   Shahvani228
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • جالبه شما قریب بودی و مسافرت کرده بودید مشهد؟؟
      بعد اون خانمی که ساکن شهر مشهد بوده اومده از شمایی
      که اونجا قریب هستید آدرس بپرسه بردار!!!؟


    •   Emperatoorxxx
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • خرچنگ ملجوغ


    •   arash.abi
    • 1 هفته
      • 0

    • برادر رخصتی فرمایید تا من هم شعری بسرایم
      کنیزک را صدا کردیم و کردیم
      دو لنگش راهوا کردیم وکردیم
      ندا آمد کنیزک ایدز دارد
      توکل برخدا کردیم و کردیم




      بعضی دروغا انقدر تابلو ن که دگ حرفی توش نمیمونه


    •   30kas
    • 1 هفته
      • 0

    • کیرم تو کس خواهر مادرت با این طرز نوشتارت


    •   fhfhfh
    • 1 هفته
      • 0

    • کیرم تو دهننت. میگم این فرج با اون فرج آقاتون که منتظرش هستین یکی هست ؟؟؟؟
      خواهر تو و فرج و اون اقاتون رو گاییدن


    •   Shahab__sang
    • 1 هفته
      • 0

    • جالب بودنگارشت


    •   rezamikrob
    • 1 هفته
      • 0

    • آلتم را به سمت باسن ت عزیمت میکنم شاید که رستگار شوی


    •   Marshaall_Boss
    • 1 هفته
      • 0

    • ک س ننت تو قندون...کیرمم توی اون لحن مذهبیت...سر تا پای تو نجاست و کثافته


    •   A.t.i.s.h
    • 6 روز،15 ساعت
      • 0

    • دروووود برتو ،آفرین ،اگر چنین ادامه بدی بزودی دهان شما با کیر بنده اشنایی پیدا خواهد کرد. ومن الله التوفیق


    •   KING134
    • 4 روز،7 ساعت
      • 0

    • برو کونت را ده تا کمتر کسشعر گویان کنی ای مادرت جنده باد خواهرت کونی باد و پدرت جاکششان
      بچه کونی ملجوق روانپریش


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو