درس عملی بیاد ماندنی

    سلام به همه


    اسم من لیلاست متاهلم و سه تا بچه دارم ساکن یکی از شهرهای مرکزی کشور هستم الان 34سالمه ولی خوب موندم تقریبا به بیست و هشت ونه میخورم قدم 172وزنمم 63کیلوئه از نظر مالی مشکلی ندارم و جزو خانواده های نسبتا قوی محسوب میشیم ، از نظر عاطفی وجنسی هم همینطور اما یه حس غریب از نوجوانیم تو وجودمه اونم بردگیه ولی فوق العاده مغرورم واین باعث میشه که نتونم به اون حس جامه عمل بپوشونم بارها سعی کردم به شوهرم بفهمونم که چی ازش میخوام ولی اون بیچاره هم فکر میکنه من زیادی حشریم تو سکس کم نمی گذاره اما خوب خیلی داغ داغ نیست اصلا اهل تنوع تو سکس نیست بعنوان یه کار روتین میبینتش ولی من دوست داشتم برای یکبار یکی باهام عین یه حیوون رفتار کنه و علیرغم یه سکس خشن حسابی بهم بدرفتاری کنه بشاشه توی صورتم ،بزنتم ،واز عقب وجلو مثل یک سگ وحشی بکنتم یه مرد قوی وپر جذبه وبا ابهت که با لمس اندامش فقط خودمو ده بار خیس کنم ،منم عین یه ماده سگ براش همه جوری دم تکون بدم و بلیسمش تا اون بتونه از همه اندام من به نحو احسنت لذت ببره خب شوهرم این تیپ آدم نیست یه آدم بسیار مهربان و ساده است که بدونه استثناء از اول زندگیمون بیشتر از دوسه مدل منو نکرده


    اینها همه گذشت تا امسال تابستون یه روز که رفته بودم فروشگاه یهوئی یکی از آشناهای خیلی دور پدرم رو دیدم که عقل رو از سرم به کلی پروند و باعث شد شب و روز خوره بیفته تو جونم که هر جوری شده باید برده اش بشم یکهفته تمام خواب و خوراک رو ازم گرفته بود اسمش امیره و حدود 40سالشه قدش 185وزنشم متناسب با قدش وفوق العاده جذاب و شیک پوش متاهل و یه پسر تقریبا 12ساله داره خودش و خانمش هردو کارمند هستند و وضع مالیشون هم اوکیه خلاصه دلمو زدم به دریا و با دوست صمیمی ام مریم که از جیک پوک هم خبر داریم مشورت کردم و از نیتم باخبرش کردم خیلی سعی کرد که منصرفم کنه اواخر تیر ماه بود که بالاخره تونستم شماره امیر رو پیدا کنم و یه روز صبح بچه هارو گذاشتم کلاس های تابستونی و رفتم خونه مریم بعد کلی این دل و اون دل کردن آخرش زنگ زدم با شماره اعتباری جعلی به امیر ، یکی دوبار که رد تماس داد بعد که جواب داد هم روی خوشی نشون نداد آخرش با هزار مکافات چند کلمه ای صحبت کردم و بهش فهموندم که من آشنام و میخوام بهش یه حال اساسی بدم تعریف از خودم نباشه اندام خیلی عالی دارم مریم هرازگاهی که باهم استخر می ریم یه دستمالی کوچولوی میکنه و همش میگه دلم میخواست مرد بودم حسابی میکردمت ، بگذریم ، هرکاری کردم امیر تو راه نیومد و آخرش گفت تا قرار حضوری نگذاری باشما حرفی ندارم دوسه روز بعدش ناچارا وا دادم و مجبور شدم باهاش قرار گذاشتم قرار شد صبح ساعت ده برم یه پارک که اون موقع هفته و روز تقریبا خلوته و کسی توش نیست با مریم ماشینو سوار شدیم و ساعت یه ربع به ده رفتیم تو اون پارک
    امیر پنج دقیقه بعدش اومد و ما رو پیدا کرد خیلی سفت و خشک بود با اخم های درهم کشیده و حالت عصبانی اومد و بعد سلام علیک و تعارفات معمولی گفت خب شما از من چی میخوای ؟شماره منو از کجا آوردی ؟ و چندتا سوال دیگه ، من که میخواستم هرجور شده به دستش بیارم گفتم من میخوام برای یکبار مال تو بشم و برات عین یه برده و یه حیوون خدمت جنسی بدم منظورمو می فهمی ، گفت شما حالت خوبه ، مریم گفت نه ولله این اگه حالش خوب بود که این کارو نمی کرد منم برای امیر حسابی ناز کردم و گفتم ببین من میخوامت هرجورم شده بالاخره به دستت میارم باید برای یکبار منو له کنی داغون کنی تا این حس من از بین بره این جمله من تموم نشده بود که چنان چک آبداری زد توی گوشم که بعد دوماه هنوز صداش تو گوشمه گفت انگار خیلی داستان می خونی ببین زنک من پدر یک خانواده ام همسر دارم و زندگیم رو هم دوست دارم مقیدم و زنا رو گناه نابخشودنی میدونم این رو زدم که یه کمی سردلت بره پایین زندگی او رفاه و آسایش زده زیر دلت فکر میکنی هرچی دلت خواست درسته ،نه اشتباه میکنی هنوز جامعه ما اونقدر هرزه نشده که هر مردی رو دست روش بگذاری به سادگی بیفته تو دام ،اینو زدم برات یادگاری بمونه ،بری فکر کنی توبه کنی و برگردی به زندگیت ،تو مادری اگر الان جلوی بوالهوسی خودت رو نگیری فردا چی میخوای تحویل جامعه بدی ،اینو زدم بجای شوهر بیچاره ات که صبح تا شب برای خانواده اش داره زحمت میکشه و تو میخوای به سادگی هرچه تمام غرور و شخصیت و غیرتش رو به حراج بگذاری اینو زدم تا برات بشه درس عبرت که هر گردی گردو نیست اگر اومدم اینجا دلم سوخت و نخواستم زندگیت رو ازدست بدی و خراب کنی چه میدونم الان به من زنگ زدی و ازم این کار زشت رو خواستی فردا شاید هوس دیگری زد به سرت بعدش به مریم نگاه کرد و گفت توهم اگر دوستشی بهتره مواظب دوستت باشی نگذاری خودش و زندگیش رو نابود کنه نه اینکه راه بیفتی دنبالش هرکاری خواست بکنه و کمکش کنی مریم هم که حسابی ترسیده بود اشک چشماش دراومده بود و کم مونده بود سکته کنه خلاصه بعد کلی خط و نشون وتهدید امیر رفت و من و مریم تا خونه یه کلمه هم نتوانستیم حرف بزنیم اون روز تا فردا صبحش خواب به چشمم نرفت و کلی فکر کردم دیدم کار من عین یه خریت بوده و حسابی تحقیر شدم درسته تو این دوماه نشنیدم که جایی کسی حرفی بزنه وامیرم بعد اون تهدیدها گفت می گذارم جای نادانی خواهر نداشته ام ولی اگر تکرار کنی پشیمون میشی از کارت ولی غرور و شخصیت من بکلی شکست مریم خیلی سعی میکنه یه جوری ماجرا رو فراموش شده بحساب بیاره و بگذره ازش ولی خب فعلا که نشده درس بزرگی یاد گرفتم واز همه جاش بهتر آدمی بود که واقعا انسانیت تو وجودش بود و از ما سواستفاده نکرد تا زندگی مون رو نابود کنه ازتون خواهش میکنم شما هم قبل هر کاری تو این جور مسائل کمی فکر کنید حساب و کتاب کنید ببینید چی میگیرید چی از دست میدید به سادگی زندگی هاتون رو خراب نکنید کم پیش میاد یه انسان سر راه آدم قرار بگیره تا با یه نهیب و یه چک متوجه اشتباهت کنه دیروز امیر و خانمش رو تو فروشگاه دیدم اتفاقا رودررو شدیم و خانمش کلی هم سلام و تعارف کرد خود امیرم خیلی ریلکس احوالپرسی کرد و ازما جدا شد انگار نه انگار که اتفاقی افتاده اما من باز خواب چک آبداری رو که خوردم دیدم.


    نوشته: لیلا

  • 24

  • 20




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 1 ماه
      • 18

    • تو از خشونت خوشت میومد بعد با یه چک پشیمون شدی؟؟ اصلا معنی خشونتو میدونی؟؟ لابد کونت میزاشت میرفتی خادم امامزاده میشدی!!! (biggrin)


    •   SexyMind
    • 1 ماه
      • 9

    • کی اینایی که مینویسن میخوان بفهمن که اون چند خط معرفی فقط گند میزنه به داستان :(


    •   lovely_grl
    • 1 ماه
      • 9

    • اینکه میگی ۳۴ سالته خوب موندی نشون میده انتظار داری از ۲۵ سالگی ب یائسگی برسی ن دختر جون هروقت ۷۰ سالت شد بیا در مورد خوب موندنت بحث کنیم


    •   وب.گرد
    • 1 ماه
      • 12

    • بسیار کار به جایی کرد!
      حقت بود (devil)


    •   عشقبازمست...
    • 1 ماه
      • 1

    • هیهات چنین زن سربزیر و مطیع و هاتم آرزوست


    •   R.B.behruz
    • 1 ماه
      • 5

    • الان که چی؟!!!!


    •   Cleverman1358
    • 1 ماه
      • 9

    • اولا دم مردایی که این مدلی هستن گرم
      به معنای واقعی کلمه مرد ، نه اونی که میاد عکس زنشو میذاره دنبال بکن میگرده براش ، همشونم میگن مجازی اینکارو میکنن ، حتی فکر کردن بهش هم منزجر کنندس.
      لایک باشد که رستگار شوید


    •   Mexixor
    • 1 ماه
      • 4

    • ولی کاش سکس هم داشت من به شدت عاشق سکس خشنم (drooling)


    •   Blackhorse
    • 1 ماه
      • 4

    • آبم امد....


    •   Caboos1
    • 1 ماه
      • 6

    • نکنیمون خشن
      تازه داشتم با بردگی مردا کنار میومدم به تو برخوردم
      اونور دنیا دنبال زندگی تو سیارات دیگه آن اینجا دنبال بردگی برای این و اون
      البته خودمم همچین موجه نیستم که اینجام و کسشرای شما رو میخونم


    •   مهدی-پاشنه-طلا
    • 1 ماه
      • 6

    • پسرک نادان جزو خانواده های قوی محسوب میشیم یعنی چی دقیقا؟؟؟


      کاملا پسرانه بود اونم از این بچه گانه هاش


    •   پسر-شیرازی-حشری
    • 1 ماه
      • 0

    • کاش بیایی برده من بشی واقعا لذت میبری@MHPPVH


    •   nima_rahnama
    • 1 ماه
      • 4

    • اینکه ۳۴ سالته و به ۲۹ ساله ها میخوری ب این نتیجه رسیدی خوب موندی؟؟؟ اعتماد ب نفست بیشتر شبیه اعتماد ب سقفه


    •   kokarostam
    • 1 ماه
      • 3

    • خشن


      تو استعداد داری و همچنین پتانسیل لازم برای بازی در فیلم‌های پورن، ولی باید تجربه کسب کنی. در هر صورت جنده خواهی شد، چه بهتر که حرفه‌ای کار کنی که از نظر مالی قویتر بشی و جای آرنولد را هم بگیری. حالا که با شهوانی آشنا شدی، همینجا تاپیک بزن و خواسته‌های خودت رو مطرح بکن، افراد زیادی اینجا خواهان تو هستند. چنان کونت بذارن که صدای بزغاله بدی.


      ها کـُ‌کا


    •   Negii.hasharii
    • 1 ماه
      • 3

    • مغروری ولی از بردگی خوشت میاد؟فازت چیه؟


    •   Samyar1981
    • 1 ماه
      • 1

    • ولی لیلا خانوم هر موقع خواستی یه سکس توپ و خشن داشته باشی به من خبر بده خدمتت هستم


    •   parto_banoo
    • 1 ماه
      • 2

    • اگر واقعی باشه که این مرد واقعا مرده ! دمش گرم و خاک تو سرت که با شوهر و بچه بازم نتونستی و نخواستی جلوی هرزگیاتو بگیری


    •   amir_3030
    • 1 ماه
      • 0

    • لايك كردم چون دقيقا همين جريان
      برام پيش اومد
      بيا تا برات بيشتر توضيح بدم


    •   bn1380
    • 1 ماه
      • 0

    • گوه نخور


    •   Tak3da_clip
    • 1 ماه
      • 0

    • مگر دستم به امیر نرسه هم اونو میکنم هم تو رو هم مریم


    •   Iraniazadpars56789
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • والا چیزی برای گفتن نمونده دوستان حق مطلبو برات ادا کردن ولی تعجبم از اینه که چرا ملت غیور همیشه در صحته کم فوش دادن و چرا این خزعبلات بیستا لایک خورده نمیدونم تا کجا قراره این مذخزفات تو این سایت ادامه داشته باشه به خدا،پیر،پیغمبر،تا هفت جدمون قورباغه پز شد شد
      (پ ن )تشکر میکنم از ادمین و این نویسندهای نمیدونم چه کلمه ای بگم حق مطلب رو ادا کنه که گند زدن به سایت و نویسنده های بحق که بخاطر این گند کاریا کنار کشیدن ودیگه داستان زیبا نمیبینیم
      (پ ن2)تشکر دوم برای اینکه امشبم روهم گند زدید وبا خوندن اولین داستان بعد دو سه روز که سر زدم پشیمون خوندن بقیه شدم (dash) (dash) (dash) (dash)


    •   وب.گرد
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • بذار اینم بگم چون رو دلم سنگینی میکنه.
      تو اگه فاز بردگی داشتی نمیتونستی همینا رو از شوهرت بخوای؟
      سختت بود نه؟
      فاز اربابی که نداشتی که طرفت قبول نکنه و بهت بربخوره. اگه واقعا موضع بردگی داری اینو بدون که بردگی یعنی تسلیم بودن و هیچ کس هم نمیتونه تو رو از موضع تسلیم بودنت پایین بکشه. اونم با یه چک .یا در مورد شوهرت ترس از قبول نکردنش!
      حقیقت اینه که موضعت فقط تنوع طلبیه. اونم نه تو فانتزی سکسی .
      یا از خودت راضی نیستی یا از شوهرت. در هر دو صورت هم مشکل درون خودته. بقیشم دیگه همش چرت و پرته.


    •   ma.aragorn
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • جامعه اس ام بیمار نیست مردمش زیادی غرق فانتزی شدند


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو