درمان طبیعی افسردگی مامان

    1393/8/16

    مامان جدیدا به خاطر رفتن بابام خیلی ناراحت بود و افسردگی گرفته بود ... هفته ای 3 جلسه پیش روانپزشک می رفت ، ولی هیچ تاثیری نداشت . بالاخره تصمیم گرفت که دیگه الکی به این روانپزشک پول نده ولی آخرین جلسه رو بهش گفته بود که حتما بیا یه روش جدید پیدا کردم ... وقتی موقع آخرین جلسه رسید بهش گفتم مامان منم می خوام باهات بیام . اولش قبول نکرد ولی یکم که بهش گفتم قبول کرد ... سریع حاضر شدم و باهم رفتیم .


    وقتی رسیدیم منشی یه راست مارو فرستاد تو . دکتر سلام کردم و ما نشستیم . اولش یکم درباره یه روش جدید که پیدا شده صحبت می کرد که جدیدا توی خارج روش تحقیقات زیادی شده و ... . مقدمش که تموم شد ، یهو گفت که این روش از طریق یک دارو انجام می شه . بلافاصله مامانم ازش اسم دارو و اینکه از کجا می تونه بگیره رو ازش پرسید ولی دکتر سوالش رو با سوال جواب داد و پرسید که طی این 1 ماهی که جلسه نداشتیم با مردی آشنا نشدی ؟ اونم گفت نه ! دکتر با یه حالت ناراحتی گفت که این دارو تو بدن نصفی از مردم تو بدنشون تولید می شه . مامانم تعجب کرد ! دکتر ادامه داد که اگه با مردی بتونین آشنا بشین می تونین این دارو رو که به صورت مایع هست ازش بگیرین ... مامانم خشکش زد ، صورتش قرمز شده بود . سریع دست منو گرفت و از اونجا بیرون رفتیم ...


    توی راه بهش گفتم که آره راست می گه، من تو اینترنت یه سری مقاله در این مورد دیدم که برای درمان افسردگی و ناراحتی های صبحگاه استفاده می شه ... اولش باورش نمی شد ولی بعد گفت " راست می گی ؟ " منم گفتم آره ، تو سایت womens health mag دیدم ... رسیدیم خونه . زنگ زد پیتزا آوردن ، موقع خوردن پیتزا بهش گفتم مامان تا جایی که یادمه بعد اینکه بابا رفت از همه ی مردا بدت اومد دیگه ، اونم با ناراحتی سرشو تکون داد به نشونه ی جواب مثبت . سریع بهش گفتم که مامان پس بیا از تنها مردی که کنارته و تورو خیلی دوست داره استفاده کن ، سریع بم جواب داد که نمی شه ! تو پسر منی ! منم بهش گفتم ولی چاره ی دیگه ای نداریم ... فقط تا زمانیه که حالت بهتر شه ، هیچکی هم نمی فهمه ... ساکت شد و چیزی نگفت . بعد ناهار رفت تو اتاقش . از لای در نگاه کردم دیدم از پشت دراز کشیده داره فکر می کنه . منم رفتم تو اتاقم یکم فیلم دیدم . شب که شد ، از اتاقش اومد بیرون رفت دستشویی ، بعدش اومد دم اتاقم و صدام زد ، سریع اومدم گفتم چی شده گفت راجبش فکر کردم. راست میگی چاره ی دیگه ای نداریم گفت 5 دقیقه دیگه صدات کردم بیا تو اتاقم ... رفت تو اتاقش . یه 10 دقیقه ای شد و هیچ صدایی ازش نشنیدم ، خودم رفتم تو اتاقش ، دیدم یه شلوار گشاد با یه سوتین تنشه . گفت هنوز که 5 دقیقه نشده ، گفتم مامان الان 10 دقیقست !! گفت پس بیا کنارم بشین ، گفت تمام اینا خودت میدونی باسه درمانم هست ، پس نمی خوام هیچ نظری به مادرت پیدا کنی ، در ضمن هیچ کس ، هیچ کس نباید از این قضیه چیزی بفهمه ! منم تایید کردم. گفت حالا فقط شلوار و شرتتو در بیار و بیا روی پام بشین . نشستم . گفت خودت می دونی چیکار کنی دیگه . منم شروع کردم با کیرم بازی کردن تا شق شد ، شروع کردم جلق زدن با اون سینش . واقعا احساس لذت می کردم ... یه 6 7 دقیقه ای که گذشت بهش گفتم مامان خودت می بینی که اینطوری نمیاد . گفت انتظار نداری که بخورمش ؟! گفتم نه . فقط تو سوتینتو دریار . گفت باشه ولی دیگه پورو تر نشی . سوتینشو که در اورد شروع کردم به مالوندش که گفت " گفتم پورو نشو " به جلق زدن ادامه دادم .. ولی بازم آبم نیومد ! خودش دیگه خسته شده بود ، گفت بیا جلوتر . رفتم یکم جلو سرشو آورد بالا و شروع کرد به خوردن ، انگار خودش تازه داشت لذت می برد ... همینطوری یواش که داشت می خورد دستمو بردم لای پاش یکم ور رفتم هیچی نگفت . سریع دستمو بردم تو شلوارش زیر شرتش . حسابی خیس بود . همین طوری که داشت می خورد منم براش می مالوندم . بعد 10 دقیقه یه آبم اومد . اولش فقط یکم ریخت ولی بعد انگار تازه اومده یه 10 ثانیه ای داشت می ریخت همینطور ... وقتی که تموم شد هیچی نگفت منم یه ماچش کردم رفتم تو اتاقم ... توافق کردیم که هفته ای یه بار دقیقا همینطور انجام بدیم تا زمانی که حالش بهتر بشه ... الان 3 هفتس بهتر شده اما نه مثل سابق . امیدوارم همینطوری تا آخر عمرم ادامه پیدا کنه.


    نوشته:‌ TheJungleFlash

  • 9

  • 3




  • نظرات:
    •   pomaxps
    • 5 سال
      • None

    • اقای عوضی خیلی عوضی هستی .
      بیا مال منو بخور که قوت بگیری .


    •   لیدا حشری
    • 5 سال
      • 2

    • باید مامانتم ارضا بشه اینجوری بی عدالتیه


    •   kalantar_a
    • 5 سال
      • None

    • dash1


    •   vax3000
    • 5 سال
      • None

    • کیرم تو غیرتت در ضمن ننه ات با 2 تا کیر زود تر خوب میشه


    •   Ządza
    • 5 سال
      • None

    • خیلی چرت و مزخرف بود ..... برای بچه ی زیر 12 13 سال باید تعریف کنی تا شاید باورش کنن !!


    •   back front
    • 5 سال
      • None

    • میشه به نفر دقیق توضیح بده این بچه کونی چی نوشته؟ جلقوز چلغوز تو عکس کس ببینی خودتو خیس میکنی بعد مامانت نیم ساعت ساک میزد و آبت دو مرحله ای اومد؟
      فیلم سکسیهایی که نگاه میکنی بی کیفیتن و پرش دارن. برو پشت دیوار خودتو انگولک کن.


    •   roxxxi
    • 5 سال
      • None

    • Halam az sex ba maharem be ham mikhore, hatta ag takhayoli bashe


    •   JAMSHID_SE7EN
    • 5 سال
      • 3

    • ننویس بچه کونیه کونده پرو
      تو برو یه فکری بحال افسردگی و ذهن خراب خودت بکن
      درمان طبیعیش اینه که یه خورده گوه سگ خشک شده بریز تو قوری
      بعد بیار من بشاشم توش
      بعد بزار رو آتیشو خوب بزار دم بکشه
      در آخر خواستی بخوری بیار بگوزم توش میل کن خوب میشی
      مرتیکه ی مجلوق صفت هردم یه وری خجالت نمیکشی؟
      گوه سگو گربه تو خمیر دندونی که استفاده میکنی
      اورانگوتان اسهال گرفته بگوزه تو چشات
      شاشیدم رو بالشتی که سرتو میزاری روش
      ننویس کون گلابیه ابنه ای
      خر همچین برینه تو گلوت که تا آخر عمر استفراق گوه بالا بیاری
      سگ توله ی .. کونکشول ذات...عن تو کون...عنتر کسکش...سگ بغل کن...کیری صفت...لاشیه هردم یه وریه کونی خلقه
      ننویس این اراجیفو
      دیوووووووووووووث


    •   پسر اهوازي
    • 5 سال
      • None

    • k0s nago momen
      man mondam ina maro chi farz mikonan ke ina chert 0 perta ro minevisan :(
      khodeti akhavi :D


    •   parvazzi
    • 5 سال
      • None

    • یعنی این بچه های زیر ۱۸ چی می زنن که انقد جنسش خوبه؟ بابا اینا دیگه اخر متوهم ها هستنددددددددددددددددددددددددددددد.


    •   sexi man tak2
    • 5 سال
      • None

    • چه خبره جدیدا همه سکس با مادر میذارن بی غیرتای جقی شرف ندارید کثافتای بی خانواده


    •   royaei
    • 5 سال
      • None

    • خخخخخخخخخخخخخخ


    •   royaei
    • 5 سال
      • None

    • میگم خودت به دکتر بیشتر احتیاج داری


    •   mahdifboy
    • 5 سال
      • 1

    • تفکرات یک ذهن جلقی دایم الجلقی?


    •   mahdifboy
    • 5 سال
      • None

    • kos nevis


    •   diz-diz
    • 5 سال
      • None

    • باباجون بیا هم تورو هم مامانت رو از افسردگی نجاتتون میدم yes3 yes3 آره بابا


    •   rooya1995
    • 5 سال
      • None

    • خدا شفات بده


    •   taymaz6x6x
    • 5 سال
      • None

    • ای ننه جنده


    •   safirrr
    • 5 سال
      • None

    • lol
      کس گفتی
      داری شعرمیگی


    •   REZAXP0
    • 5 سال
      • None

    • داستانت کس شعر بود هاااا برو تمرین کن


    •   shahab.noori
    • 4 سال،12 ماه
      • None

    • Salamanca eftekhar ashnai midin


    •   kia 18 sant
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • الان با اومدن اب تو اون درمان میشه؟؟؟؟


    •   تیسافرن
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • نه واقعا حالت بهم نخورد روانی با مادر


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو