دریاچه ارومیه

    1396/7/21

    سلام
    داستان مال دو سال پیشه که هنوز دریاچه ارومیه یکم اب داشت یادش بخیر
    توی یک سایتی با یک خانم 38ساله اشناشدم که طلاق گرفته بود برج 5 بود بعد یکی دو روز چت و ارسال عکس هم تو تلگرام قرار گذاشتیم نهار با هم بریم بیرون ولی بدون سکس منم قبول کرده بودم دقیقا روز پنجشنبه بود چادر انداختم پشت ماشین با یه پتو رفتم به ادرسی که داده بود
    گفته بود تو ایسگاه مینشیم وقتی رسیدم از دور بهش زنگ زدم گفتم پاشو یکم برو جلوتر دور بزنم بیام سوارت کنم یه خانم با قد حدود165ووزن حدود 75 قیافش زیاد تعریفی نداشت ولی بدنش واقعا عالی بود باسن خیلی عالی با با ممه های بزرگ قد وزن منم که براتون مهم نیست خلاصه نشست تو ماشین بعد سلام احوال پرسی راه افتادیم قرار گذاشته بودیم نهار از بیرون بگیریم بریم کنار دریاچه ارومیه طرفای
    (کاظم داشی )
    ناهار گرفتم بایه هندونه ویکم خرت پرت راه افتادیم حدودا 1ساعتی طول میکشید برسیم توی جاده همینجوری که داشتیم صحبت میکردیم اروم دستشو گرفتم برگشت یه نگاهی کرد دیدم عکسل عملش خوبه ارو دستشو فشار دادم اونم یه نیش خندی زد دیدم خودشم انگار بدش نمیاد دستم گذاشتم روی رونش هردو ساکت بودیم اروم اروم مالیدمش بعد یه دفه دستم از روی شلوار گذاشتم روی کسش تعجب کردم
    با این که قرار بود سکسی در کار نباشه ولی اصلا ناراحت نشد همونجری یکم کسش مالیدم دیدم کاملا اماده سکسه همونجوری در حال رانندگی یه دست روی فرمان یه دست روی کسش داشتم میرفتم که گفت میخوای بکنی من جا خوردم بعد گفتم حالا برسیم اونجا ببینیم موقعیت چطوره گفت هواست به رانندگیت باشه تا برسیم گفتم چشم خلاصه رسیدیم روز پنجشنبه اونجا زیاد شلوغ نبود رفتم یه طرفی که کسی نباشه چادر بر پا کردم پوتو انداختم توش گفتم برو تو منم وسایل بیارم رفت منم وسایل انداختم تو چادر دور ور یه نگاهی انداختم رفتم تو
    نشستیم داخل چادر هندونرو نصف کردم چون هوا گرم بود یکم خوردیم یکم بگو بخند نزدیکش شدم دستم گذاشتم روی سینهای بزرگش یکم باهاشون ور رفتم نرم بزرگ بودن حدودا85 دکمه ای مانتوش باز کردم درش اوردم بایه تاب و شلوار تنک چقدر خوش اندام بود خودش دراز کشید بدون کوچکترین مخالفتی گفت فقط مواظب باش کسی نیاد منو بلند شدم دوباره نگاهی انداختم دیدم خبری نیست امنیت برقراره پیرهن وشلوارم در اوردم فقط با یه مایو افتادم روش چه سینهای پراهنشو دادم بالا جاتون خالی حسابی خوردمشون قشنگ اه اه میکرد

    خلاسه شلوارشو در اوردم نشستم وسط پاهاش چه کوسی اصلا به قیافش نمی امد همچین کوس بدنی داشته باشه پاهاش دادم بالا کیرم مالیدم لای کوسش اونم واقعا حشری شده بود تف زدم سر کیرم پاهاش سر کیرم گذاشتم رو سوراخش داخ و لیز بود اروم فشارش که میدادم توش یه اخ ببلندی کشید واقعا تنگ بود کردم توش دراز کشیدم روش ممه های بزرگ چسبیده بود روی سینم کیرم داخل کسش چه لذتی داشت اونم خمار افتاده بود بعد چند بار عقب جلو کردن دیدم داره ابم میاد یه کاندوم که از قبل تو جیبم بود در اوردم پوشیدم و دور ور نگا کردم گفتم چهار زانو بشین حالتی سگی وای چه کون گنده ای داشت از پشت گذاش
    تم تو کسش حسابی کردمش بعد یکم کردنش ابم امد اون لباساش پوشید دست رومون شستیم نهار خوردیم. دراز کشیدیم بغل هم یکم چرت زدیم حدودا نیم ساعت بد حس کردم کیرم داره شق میشه . شروع کردیم به سکس این دفه بدون کاندم و طولانی به چند مدل سامورای که بلد بودم کردمش کسش واقعا تنگ و بدنش واقعا عالی بود خلاصه یک شکم سیر سکس کردیم در حدی که حس میکردم دیگه نیازی به سکس ندارم چادر جمع کردم راه افتادیم رسوندمش همون جای که سوارش کرده بودم رفتم خونه شب که بهش پیام دادم گفتم یکم درد دارم چون خیلی وقته سکس نداشته بودم

    بعد اون روز چند بار هم باهم بیرون رفتیم اون روز یکی از بهترین روزهای زندگیم بود امید وارم همتون همچون رورزهای تجربه کنید


    نوشته: ؟

  • 3

  • 5




نظرات:
  •   Yase3fid2
  • 1 هفته
    • 0

  • خوشم نيومد از نگارشت


  •   jan2cina
  • 1 هفته
    • 0

  • عجب!


  •   Robinhood1000
  • 1 هفته
    • 1

  • این مدل سامورایی چجوری دیگه؟
    محتوی و نگارش خوبی نبود، دیگه قلمت بنداز توی دریاچه ارومیه.


  •   شــــاهزاده
  • 1 هفته
    • 1

  • چادر انداختم تو ماشین با یه چادر رفتم به آدرسی که داده بود (dash)


    تو همونی نبودی که خواست حرف بزنه راه رفت؟!


  •   شــــاهزاده
  • 1 هفته
    • 1

  • رابین
    ˝قلمت و بنداز تو دریاچه ارومیه˝
    دهنت سرویس (rolling)


  •   SEXI_GIRL75
  • 6 روز،15 ساعت
    • 0

  • تا عکسل عمل خوندم
    بیثواد (biggrin)


  •   Alone3445m
  • 6 روز،14 ساعت
    • 0

  • مدل سامورای هم بلدی
    نگارشت چرت بود


  •   Deadlover4
  • 6 روز،10 ساعت
    • 0

  • من فک کردم با دریاچه ارومیه سکس داشتی!:(:(


  •   dj fire
  • 1 روز،20 ساعت
    • 0

  • کاش یکی هم از ارومیه برا ما پیدا میشد
    Ozaniiii


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو