داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

در انجام سکس بودیم مادر شوهرش رسید (۱)

1397/08/09

مگه میشه یکبار فقط یکبار طعم سکس با غریبه چشیده باشی و دیگه تکرار نشه مثلا بعد بارها در مجردی با زنها و دخترهایی بوده ایی و با شروع ازدواج یه ذوق و عشقی داری و با خودت عهد میکنی که دیگه توبه هرگز به همسرم خیانت نمیکنم و بهش وفادار خواهم ماند اما همینکه چند ماه گذشت و کم کم فیلت یاد هندوستان کرد تمام فکر و هوشت با سکس غریبه هست و هرچه قسم و قرآن خورده باشی و توبه کرده باشی همه بر باد فنا میره …
منم چو اکثر شماها دوستان ارجمند شهوانی در جوانی و مجردی ارتباط هایی داشته ام و بارها سکس را تجربه کرده ام که با ورود به 30 سالگی ازدواج نمودم و همان قسم و سوگندهای وفاداری به همسر را بارها تکرار با خویش کردم و زندگی جدیدم را آغاز نمودم و هنوز 7 ماه از زندگی مشترکمان نگذشته بود که یه روز با تعدادی از دوستان مشغول ورق بازی بودم همزمان با بازی بیش از نود درصد حرفها فقط در مورد سکس و زن و دختر بود هر کسی حرفی میزد و خاطره ای تعریف میکرد یکی جریان سکس چند روز قبلش را گفت یکی جریان شروع رابطش با فلانی را گفت … همه حرف زده شد مخصوصا حرفی که برای من مهم بود بحث افتاد در باب لیلا ( زنی خوشگل در روستامان ) یکی از دوستان در مورد سکسش با لیلا گفت که همین پریروز باهاش بوده است گرچه من اورا محکوم به دروغ کردن کردم اما پیامی برای لیلا فرستاد که بهش حتمی زنگ بزند و حدود یه ربع گذشت تا که لیلا زنگ زد و دقایقی گرم صحبت با هم شدن … درین 7 ماه ازدواجم گرچه بارها شده نگاهم به باسن زنی بیفته و لذت ببرم اما سکس و رابطه ای نداشتم حالا بحث لیلا در میان است زنی که من بیش از دو سال دنبالش بودم اما موفق به سکس باهاش نشدم و دیگه باورم شده بود این زن زیبا اهلش نیست اما حالا یکی از دوستان رابطه باهاش داره …
تمام فکر و ذکرم پیش لیلا بود و حدود بیست روز گذشت تا که ارتباط تلفنی ما شروع شد و روزها که سر کارم بودم دقایقی حرف میزدیم در طول روز بارها پیامهای عاشقانه ما رد و بدل میشد و در خانه یک لحظه هم گوشی و از خودم دور نمیکردم که نکنه پیام بدهد و خانم مطلع بشه و دردسر پیش بیاد و همین کارم هم سبب مشکوک شدن همسرم بهم شد و بارها مرا قسم میداد که خلافی کار بدی نکنی …
از شروع رابطه تلفنی با لیلا بیش از یک ماه گذشته بود که اورا قانع کرده بودم که دیگه سکس داشته باشیم و شوهرش هم یک شب در میان نگهبان شرکتی بود و حالا امشب که وعده قرارم شده و شوهرش هم شیفت است و با ترفندی خانمم را خانه پدرش گذاشتم و خانه یکی از دوستان رفتم و تا 12 و نیم شب ماندم و امدم پیش لیلا کودک 2 یا 3 ساله اش بود و مادر شوهرش و باید دقایقی میماندم که انها کامل خواب شوند و تا حدود 1 شب صبر کردم و رفتم به ارامی در خانه اش باز کرد و داخل شدم بچه اش و مادر شوهرش داخل اتاق در خواب بودن و ما با داخل اتاقی دیگه رفتیم و در سکوت و برق خاموشی نشستیم بدون معطلی لب به زیر گردنش گذاشتم و چند لحظه بوسیدمش گفت صبر کن یه سر بزنم و بیام در نبودش با اینکه دوسال حسرت چنین شبی با لیلا را داشتم اما دلم نگران بود مخصوصا فکر همسرم خیلی عذاب وجدان گرفتم با خود گفتم بیشعور تو که توبه کرده ای اما … چی بگم الان هرچه بنویسم بیفایده است … لحظاتی بعد برگشت برق اتاق خاموش بود اما روشنایی برق بیرون داخل اتاق را کمی روشن کرده بود تختخواب که نداشتن و روی فرش کنارم دراز کشید استیل بدنیش که بخدا قسم در تمام عمرم ندیده و نخواهم دید خیلی خوش استیل بود صورتی کشیده و سبزه با چشمانی درشت که نگاهش آدمی را ارضا میکرد وقتی دراز کشیدم و اورا دراز کش روی خودم خواباندم گرمای بدنش حس و شهوت را بالا و بالاتر میبرد شروع به لمس و بوسه سینه های تقریبا بزرگش شاید 85 کردم لذتی که هرگز نمیخواستم با چندتا تلمبه زود از بین بره و دلم ساعتها لمس و بوسیدنش میخواست اما شرایط سخت بود هرلحظه احتمالش میرفت مادر شوهرش بیدار بشه باید دست بکار میشدم یه سه چهار دقیقه شروع به زبان انداختن کس تپل و صفر تراشیدش کردم کیرم داشت متلاشی میشد و هنوز که حتی سر کیرم به نزدیکی کسش نرسیده بود درین چند دقیقه کنارش چهار بار به زور کنترل کردک وگرنه آب کیرم سرازیر میشد ازش خواستم برام ساک بزند اما گفت بخدا حتی برای شوهرم هم نزده ام و نخواهم زد و دیگه اصرار نکردم جفت پاهاش را رو شونه انداختم و کیرم را روانه مست خوانه اش کردم کیرم را که دخول کردم داغی کسش و زیبایی فرم کسش مگه میذاشت بتونم چندبار تلمبه بزنم و لذت ببرم هنوز بار اولی که تلمبه زده ام و عقب نکشیده ام آبم سرازیر شد و به ناچار کیرم و بیرون کشیدم و تو دستمالی ابم و خالی نمودم خیلی خیلی خیلی زود ارضا شدم و ازم خواست که دیگه برم که مشکلی پیش نیاد با همان صدای بسیار ارامی که حرف میزدیم ازش خواستم که بذار یکبار دیگه بکنم که زود ارضا شدم لذت نبردم اما از او انکار و ازمن اصرار تا که قانع شد ( ای کاش به قولش کرده بودم و میرفتم ) بار دوم کیرم کمی خوابیده بود اما با چندبار تماس با چوچوله های کسش سیخ شد و شروع به عقب جلو کردم 7 الی 8 دقیقه به تندی تلمبه میزدم و دیگه لیلا بدجور عذاب میکشید و هی میگفت زود باش دیگه پدرم در اوردی اما من هی ادامه میدادم لیلا خیلی ناراحت شد حتی به زور توسل شد که مرا کنار بذارد اما نتونست و شروع بهفوش هم داد اما من اوج لذت بودم سر و صدای من و لیلا ادامه داشت و هی میگفت تمامش کن الان یکی میاد دیگه بیرونش بیار دل درد شدید دارم و منم هی میگفتم الان تمام میشه هردومان گرم این صحبتها بودم که صدای باز شدن در بلند شد و هردومان مات و مبهوت چهار چوب در و نگاه میکردم و درین صحنه سکس و داد و فریاد اهسته ما در اتاق داره باز میشه با باز شدن از جامان بلند شدیم و چه میشه میکرد مادر شوهر لیلا حالا روبروی ماست و شروع به فریاد و کمک کرد انهم در روستا که همه جا خلوت و سوت و کور است صدای پیرزنه بلند شد و فریاد میزد …
پایان قسمت اول

نوشته: پیمان


👍 12
👎 12
93059 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

727463
2018-10-31 20:55:18 +0330 +0330

در همین احوال که کیون شما توسط شوهر لیلا به روش های معمول و غیر معمول رو به گایش میرفت ،همسر شما زیر جناب کیر جناب اقای اکبر اقا سیبیل سیاه رو به گایش میرفت

0 ❤️

727467
2018-10-31 20:59:04 +0330 +0330

کص خار تمام افراد خائن بلا استثنا کیرم پس کله تک تکشون

3 ❤️

727473
2018-10-31 21:09:06 +0330 +0330

اولاش احساس کردم دارم آثار شوپنهاورو میخونم …بعد ک جلو رفتم دیدم چیزی جز خاطرات ی کصمغز نیس در کل کیر شوپنهاور تو دیواره شمالی مقعدت مرتیکه

3 ❤️

727494
2018-10-31 21:46:23 +0330 +0330

جق بزن مرد…

0 ❤️

727553
2018-11-01 02:11:44 +0330 +0330

چوچوله های کسش سیخ شد
یعنی چی
وایسا دنیا من میخوام پیاده شم

3 ❤️

727583
2018-11-01 08:24:05 +0330 +0330

اوووووووف بگا رفتی شدید . به قول شاعر جق زن . یک لحظه هوس رانی یک عمر پشیمانی

0 ❤️

727595
2018-11-01 10:45:46 +0330 +0330

توف بلغمی تو روت
خاک ادراری تو سرت

2 ❤️

727623
2018-11-01 15:18:13 +0330 +0330

تو دهات شما مفهومی بنام تعهد وجود داره؟یا همه زن همدیگرو میکنن؟

1 ❤️

727651
2018-11-01 20:29:22 +0330 +0330

وای میترسممم

0 ❤️

727771
2018-11-02 06:42:28 +0330 +0330
NA

به نظرت می رسد که مادر شما بگای عظما خواهد رفت :-*

0 ❤️

727837
2018-11-02 15:56:43 +0330 +0330

روحت ناشاد بيناموس

0 ❤️

727839
2018-11-02 16:06:45 +0330 +0330

عمو کاندومی بخورش…

0 ❤️

727910
2018-11-02 21:46:01 +0330 +0330

اگر واقعی نبود به واقعیت خیلی نزدیک بود در روستاها همچین سکس هایی رخ میده

0 ❤️

746603
2019-02-08 01:37:36 +0330 +0330

خيانت خيانت خيانت مملكتو خيانت برداشته واقعا خجالت داره با اشتياق هم مينويسين

0 ❤️

785864
2019-08-01 15:33:08 +0430 +0430

داداش ازدواج نمودی تو مارو هم نمودی یک خواهشی دارم که ادامه نده این بار فحش نمیدم ولی دفعه بعد از خجالتت در میام با این ادبیاتت قرمساق

0 ❤️

866120
2020-04-11 19:55:17 +0430 +0430

پر واضحه که دهنتو آسفالت کردن، دو سال گذشت داستانتو ادامه ندادی 😁

0 ❤️

895560
2020-07-04 13:02:06 +0430 +0430

کیرت را روانه ی مست خانه اش کردی!!؟ (hypnotized)

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom