دلبر

    شب شده،هوا تاریکه.بارون نم میزنه و تو مثل همیشه برای اینکه ببینی بارون داره میاد یا نه،زل زدی به نور زیر چراغ برق.همون چراغ هایی که نور نارنجی شون خیابونای زیر اسمون رو به تاریکی رو روشن میکنه.و تو،اینجا و تو این لحظه دوست داشتنی ترین موجود رو زمینی که با فاصله یک قدم از من راه میری و صدای خندت می پیچه.تو میچرخی،مثل یه قاصدک.موهای بلند مشکی حالت دارت هم میچرخه،لبای سرخت میخنده و دستات دو طرفت بازه.دستت و میگیرم و صدای خندت که حالا اروم شده،مثل یه زمزمه تو گوشم میپیچه.لبام و رو لبای سرخت میزارم.من هیچوقت بهت نگفتم رژ سرخ نزن،تو خوشگلی اینجوری خوشگل ترم میشی،دوست داشتنی میشی،خواستنی میشی ولی میدونی که،من چیزی رو به زور نگه نمیدارم.من بهت اون قدر محبت میکنم که نگاه کس دیگه که روت بشینه ،جذبت نکنه.اون قدر عاشقت میشم ،که عاشقم بشی.من اینجوری نگهت میدارم،نه با داد،با دعوا،با منع کردن.من تواین کوچه پس کوچه ها،بغلت میکنمو لبای قرمزتو میبوسم که یادت نره مال منی.لبام و رو لبات بیشتر فشار میدم.دستات تو موهای نم دارم کشیده میشه.کوچه خلوته و صدای بوسه خیسمون میپیچه.لبام و سر میدم رو گونت و دستام دور کمرت میپیچه.اسمم و که صدا میزنی،صدات پر از نازه.مماس لبات لب میزنم جونم،تو نگات پر از حرفه،پر از شک ولی جای همشون لبات و میزاری رو لبام.لاله ی گوشت و بین لبام میگیرم و صدای ناله ی ارومت تو صدای رعد و برق گم میشه.بارون تند شده و تو هنوز تو بغل منی،هوا سرده ولی تنامون مثل چایی های لب سوز گرمه .بازم لبات و میبوسم و محکم گاز میگیرم.زبونمو تو دهنت می چرخونم و تو مکش میزنی.لبامو روی شاهرگ گردنت نگه میدارم ، نبضت و حس میکنم .بوسه داغم رو شاهرگت میشه مک های عمیق.صدای ارومت تو گوشم میپچه.چشمای جفتمون خماره و رو گردنت چند تا لکه بنفش و قرمز مونده.لبام از رو گردنت سر میخوره رو بالای سینت.دکمه های لباستو باز میکنمو اون قدری از سینت که میشه میبوسم.زبونمو روشون میچرخونم و صدای تو بلند تر میشه.با صدای آژیر ماشین گشت جفتمون میپریم.دکمه های لباستو میبندم و روسری تو درست میکنم.سر تا پای جفتمون از آب بارون خیسیه ولی رابطه ی ما پر از همین معاشقه های نصفه وداغه تو کوچه پس کوچه های این شهر دود گرفته،که تهش با هر کی بخوایم راه بریم بازم فکرامون برسه به هم.تو ماشین یه بوسه دیگه رو لبام میشونی و میری.فرداش پشت گوشی هم صدای تو گرفته هم من،ولی نه تو پشیمونی نه من.


    پ.ن:نوشته دوم:)بازم اگه جایی مشکلی داره شرمنده


    نوشته: Nusha_hastam

  • 7

  • 0




  • نظرات:
    •   Sexi_life
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • زیبا بود :)


    •   ياس3فيد
    • 1 هفته
      • 0

    • اوووووم بد نبود ، اتفاقا حس خوبي رو منتقل كرد ، بلند تر بنويس ، يه جورايي مثل شعر بود :)


    •   lolitajoojoo
    • 1 هفته
      • 0

    • بدک نبود. میتونستی بهتر بنویسی!! لایک


    •   هزارویکشب
    • 1 هفته
      • 0

    • ارزش لایکوداره سعی کن بامحتوای کاملتروجذابتری بنویسی


    •   dodareh
    • 1 هفته
      • 0

    • خوب بودموفق باشی


    •   Eros
    • 1 هفته
      • 0

    • آخي.. :)


    •   Danial_dex
    • 6 روز،9 ساعت
      • 0

    • اسمتو نوشتي نوشا يعني داستان تم لز داره يا چي؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو