داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

دلم هوس کیری جز کیر شوهرمو کرده

1392/10/03

اسم من شهلاست و 26 سالمه الان 4 ساله ازدواج کردم اسم شوهرم رامین و 29 سالشه.ما خیلی با هم خوشبختیم. رامین خیلی روشنفکره و اصلا نه به حجاب اعتقاد زیادی داره و به منم اصلا کاری نداره کجا میرم و کجا میام و.من زیاد میام تو سایتایه سکسی و فیلم پورن هم زیاد میبینیم با هم.من به اسمایه الکی تو فیس بوک و سایتایه دیگه عضو شدمو واسه سرگرمی با پسرا خیلی سکس چت میکنم رسول ام کاملا در جریانه همه چیز هست و میدونه همه چی در حد همون چت و یه شیطنت بیشتر نیست.میگه از وقتی زیاد میری اینترنت خیلی سکسی تر شدی و خوشش میاد چون قبلا معمولا واسه سکس اون میومد سراغم اما الان همیشه من میرم سراغش و خیلی وقتا نصفه شب با لب گرفتنو لیس زدن بدنش بیدارش میکنم و با هم سکس میکنیم.بعضی وقتا که من خستم و دلم سکس نمیخواد ولی رامین میخواد واسه اینکه حشریم کنه شروع میکنه از فانتزیایه سکسی عجیب و غریب حرف زدن.مثلا از سکسایه گروهی یا ضربدری.
تقریبا 10 روز پیش رامین شب منو فرستاد حموم و خودشم تر و تمیز کرده بود و قرص تاخیری هم خورده بود و خلاصه همش میخواست منو حشری کنه اما من اصلا حالشو نداشتم.بازم شروع کرد حرفایه سکسی زدن بهش گفتم اگه بخوام واقعا با کسی جز تو سکس کنم و بهت بگم بهم اجازه میدی اونم در قالب همون فانتزیایه همیشه گفت اره منم گفتم خوب من میخوام.گفت کی؟ منم یکی از دوستاش که با هم میرن باشگاه و بدنش مثل رامین حسابی رو فرمه ولی قدش از رامین بلندتره و اسمش باقر بود و گفتم.گفت اره پسر خوبیه من مشکلی ندارم…بهش گفتم جدی میگم اونم گفت منم جدی میگم کلی با هم حرف زدیم رامین میدونست باقر چندتا دوست دختر داره خودش همیشه واسه رامین تعریف میکرد اما ازونا بود که خیلی واسه ناموسش ارزش قائله و خلاصه خیلی غیرتی و ناموس دوستاش واسش مثل ناموس خودش بود.به رامین گفتم باقر راضی نمیشه مگر اینکه بدونه تو خودت راضی هستی اگه من بخوام بهش چراغ سبز نشون بدم پا نمیده.اون شب بعد یه سکس مفصل برنامشو ریختیم با رامین قرار شد فردا شب بیارتش خونه .ظهر که اومد خونه گفت واسه شام باقرو دعوت کردم.منم طبق قرارمون شب که شد یه لباس تقریبا باز پوشیدم چون اونا خونوادشون یکم مذهبی بودن نمیتونستم خیلی لباس ناجوری بپوشم یه لباس استین کوتاه با یقه باز پوشیدم و یه دامن نازک که پاهام تقریبا از زیرش دیده میشد.اومدن خونه و مثل همه مهمونیا هیچ حرفی در این مورد زده نشد باقر اهل مشروب نیست اما منو رامین خیلی وقتا با هم میخوریم اونشبم طبق قراری که با رامین گذاشته بودیم من و رامین با هم مشروب خوردیم تا اگه یه وقت پا نداد بندازه گردنه مستیم.بعد شام من رفتم تو اتاق و به گوشیه رسول زنگ زدم اونم الکی وانمود کرد که یکی باهاش کار فوری داره.به باقر گفت من یه کاری پیش اومده باید فوری برم بیرونواونم سریع پاشد گفت پس منم میام باهات رامین گفت نه تو بشین شاید دیر بیام یا تا صبح نتونم بیام تو بمون پیش شهلا آخر شب تنها تو خونه میترسه.به منم جلوش واسه این که باقر بفهمه رامینم راضیه گفت یه کاری بکن به آقا باقر خوش بگذره و حوصلش سر نره.منم گفتم چشم تو نگران نباش من همه جوره کاری میکنم بهش خوش بگذره ولی اون احمق دو 3 بار گفت من باید برم خونه اگه شهلا تنهاست ابجیمو بیارم امشب بمونه پیشش رامین گفت نه چه کاریه الان تو اینجایی بمون پیشش دیگه و بهش مهلت نداد اعتراض کنه و رفت بیرون.منم رفتم میوه اوردمو نشستم کنارش طوری نشستم که یه کم از پاهام دیده بشه متوجه شدم نگاهش به ساق پامه .میوه رو بهش تعارف نکردم و شروع کردم باهاش حرف زدنو خندیدن و واسش میوه پوس میکندم اول دادم دستش و سعی کردم یه ذره دستشو لمس کنم بعد واسش کیوی پوس کندم خواست ازم بگیره گفتم دستات کثیف میشه بردم سمته دهنش اولش دیدم تعجب کرده اما با اکراه دهنشو باز کرد و گذاشتم دهنش.تلویزیونو روشن کردمو و یه فیلم که تقریبا صحنه داشت اما نه صحنه هایه خیلی ناجور گذاشتمو و رفتم تو اتاق و گذاشتم یکم ببینه تا حشری بشه.تو اتاق لباس خوابمو پوشیدم که توریم بود و همه جام معلوم بود و از اتاق اومدم بیرون . تا چشمش به من افتاد از تعجب داشت شاخ در میاورد سرشو انداخت پایین .گفتم انگار رامین قرار نیست بیاد.تو اتاقم به رامین اس داده بودم که زنگ بزنه.دیدم صدایه گوشیه باقر میاد رامین بود بهش گفت من تا صبح نمیتونم بیام گفته بود دوستم بیمارستانه باید بمونم پیشش و گفت شهلا رو تنها نذار نزدیکش بخواب چون تنها میترسه تو اتاق بخوابه.بهش گفتم جاتو بندازم تو حال گفت اره تو حال خوبه یکی از شلوارکایه رامینو دادم بهش و گفتم لباسشو عوض کنه.تو حال دراز کشید منم رفتم تو اتاق خواب بعد یه نیم ساعت اومدم و گفتم بیداری گفت اره گفتم من تو اتاق تنها میترسم میشه بیام تو حال .گفت اره حتما.منم جامو یه ذره با فاصله ازش انداختم و خواستم دراز بکشم که نشستم رو تشک و دستمو بردم که بند سوتینمو از پشت باز کنم و وانمود کردم نمیتونم پشتمو کردم بهش و گفتم میشه واسم بازش کنی نمیتونم اصلا با سوتین بخوابم عادت ندارم یه ذره معطل کرد مشخص بود روش نمیشد اما بازش کرد و منم لباسمو دادم بالا و سوتینمو در اوردم تا سینه هام افتاد از سوتین بیرون سرشو انداخت پایین گفت شبت بخیر و پشتشو کرد به طرف من.کثافت اعصابمو خورد کرده بود یه 10 دقه گذشت نمیدونستم چیکار کنم که راضیش کنم تصمیم گرفتم دلو بزنم به دریا و برم کنارش هرچه باداباد.یواش رفتم پیشش پشتش به من بود اروم دستمو کشیدم رو پشتش و پشت گردنشو بوسیدم خودشو کشید کنار و گفت شهلا انگار حالت خوب نیست میفهمی داری چیکار میکنی برو سر جات.منم انگار نه انگار که چی گفته رفتم رو به روشو لبامو گذاشتم رو لباش خودشو کشید عقب و گفت انگار مستی گفتم اره من مست توام . تو رو میخوام.گفتم دیگه ادا در نیار و مثبت بازی رو بذار کنار میدونم توام منو میخوای گفت تو مثل خواهرمی گفتم چرت نگو و محکم بغلش کردم و لباشو با تمام وجود میخوردم دیدم اونم کم کم داره لبامو میخوره دیگه موفق شده بودم لباسشو از تنش در اوردمو مثل وحشیا افتادم به جون سینه هاشو یکی رو چنگ میزدم یکی رو هم میخوردم گفت حالا که خودت میخوای بهت نشون میدم بلند شدو انداختم رو تشک و افتاد به جون سینه هام طوری میخورد که فکر کردم جونم از سینه هام در میاد.وحشی شده بود .سرشو برد لایه پاهامو از رو شورت کسمو بو میکردو و زبون میکشید شورتمو در اورد و گفت وای خوش به حال رامین شروع کردن به لیسیدنو و خوردن کسم داشتم از لذت دیوونه میشدم بهتر از رامین نمیخورد اما همین که یه مرد دیگه بود خیلی حشریم میکرد پاشد و نشست رو بالش کنار صورتمو و موهامو چنگ زد و کشید به طرف کیرش دست کشیدم رو شلوارکش کیرش داشت شلوارو پاره میکرد یه ذره دست کشیدمو بعد پا شدو منم شلوارو شورتشو باهم کشیدم پایین کیر خوش فرمی داشت از کیر رامین یکم کوچیکتر بود شایدم همون اندازه ای بود شروع کردم به لیسیدنو و خوردنش داشت از کیف قش میکرد نمیتونست سر پا واسته سرمو محکم فشار میداد و کیرش تا ته میرفت تو حلقم کیرشو کشید بیرون هولم داد عقب افتادم رو زمین از خشونتش خوشم میومد پاهامو داد بالا و یهو کیرشو فرو کرد تو کسم داد کشیدم گفت خفه .خودت خواستی من مثل رامین اروم و رمانتیک نیستم پدرتو در میارم شروع کرد تلمبه زدن تند تند گفت پاشو برو رو مبل رفتم رو مبل خیلی حشری بودم رو مبل به پشت شدمو خواست بکنه تو کونم گفتم نه من تاحالا کون ندادم نذاشتم کرد تو کسمو تند تند تلمبه میزد منم از لذت داد میزدمو میگفتم بکن …جرم بده …یهو کیرشو کشید بیرون و ابشو ریخت رو کمرم اعصابم خورد شده بود من هنوز ارضا نشده بودم .ابشو با دستمال پاک کرد.گفتم حالا اینقدر کسمو میخوری تا ارضا شم .سرشو گرفتمو فشار دادم تو کسم اینقدر خورد تا ارضا شدم بعدشم همون طور لخت تو بغلش خوابیدم .
نزدیکایه صبح متوجه اومدن رسول شدمو اروم پا شدم از کنارشو رفتم تو اتاق و با رسول که بخوابیم واسش جریانو تعریف کردم اونم حسابی حشری شده بود دوباره اونم تو اتاق منو کرد اما چون جون نداشتم منو ارضا نکرد بعدشم خوابیدیم صبح که پا شدیم باقر نبود مثل اینکه سحر متوجه اومدنه رسول شده بود و خودشو به خواب زده بود.صبحش به رسول اس داده بود و عذر خواهی کرده بود که نتونسته امانت دار خوبی باشه رسول ام جوابشو داده بود که عیبی نداره میدونم کرم از امانتی بود که سپردم دستت . دیشب رسول بهش اس داده بود پایه 3 نفره هستی یا اگر دوست دختر داری بیارو 4 نفره حال کنیم با دوست دخترش صحبت کرده و قراره 2.3 شب دیگه بیان خونمون.

مرسی که داستان من رو خوندید.

نوشته: شهلا


👍 5
👎 10
278164 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

408234
2013-12-24 10:28:42 +0330 +0330
NA

اولا که از عنوان داستان معلوم بود خیانته نخواستم بخونم
ولی وقتی 2-3 خط اولو دیدم…
بالاخره شوهر جنابعالی رامین بود یا رسول
حداقل 4-5 خط اول سوتی نمیدادی بدبخت!
فکر کنم تکراری هم بود.نه؟

0 ❤️

408235
2013-12-24 10:46:58 +0330 +0330
NA

رسول همون رامین بود که شوهرت بود؟ خاک تو سر مردای مملکتی که نداشتن حجاب زن براشون میشه روشنفکری. به شوهرت بگو کلاهشو بذاره بالاتر . لازم نیست دوستاشو خبر کنه . دست 4 نفرو از تو کوچه بگیره بیاره هم قبوله . شما که پایه , شوهرت هم پایه دیگه مشکلی نیست . فقط موندم تکلیف توله سگهایی که بعدها پس میندازی چی میشه؟

0 ❤️

408236
2013-12-24 11:31:49 +0330 +0330
NA

طوريکه بويش ميادهمه داستانهابرنامه ريزي شده هستندباسوتي هامشخص غلط املايي وانشاروستايي،وبي سوادي داشجويان مملکت
يکم دقت کنيدلطفا

0 ❤️

408237
2013-12-24 11:57:39 +0330 +0330
NA

اسم داستانتو که خوندم دیگه ادامه ندادم
دیوث میخوای جنده باشی از شوهرت جدا شو
حتی فک کردن به این چیزائم اعصاب آدمو خرد میکنه
کیر اسب زورو دهنت !

0 ❤️

408238
2013-12-24 12:20:46 +0330 +0330

آقا الان رسول کی بود؟
رامین کی بود؟
من کیم؟
تو کی هستی؟
کیه کیه کیه کیییییییییییییییه؟؟؟؟؟؟؟

0 ❤️

408239
2013-12-24 12:49:30 +0330 +0330
NA

نکنه هم باقر بوده هم رسول بوده هم رامین سه تایی میکردنت هان،راستشو بگو سه تایی میکردنت مدیونی اگه دروغ بگی

0 ❤️

408240
2013-12-24 13:19:13 +0330 +0330
NA

واقعا حال آدم میگیره وقتی اینجوركثافت كاریهایی انجام میشه كاری به داستان ندارم چون مطمئنم دروغه،نمیخوام بگم آدم خوبی هستم اما باوركنیدخیلی ناراحت و غمگین میشم ازاینجورمسائلی كه خواسته یاناخواسته توكشورما اتفاق میافته بخصوص این روزها كه خیلی ازاین اتفاقات بدمیافته

0 ❤️

408241
2013-12-24 13:43:31 +0330 +0330

دروغ بود

0 ❤️

408242
2013-12-24 14:08:12 +0330 +0330
NA

واقعا حال آدم میگیره وقتی اینجوركثافت كاریهایی انجام میشه كاری به داستان ندارم چون مطمئنم دروغه،نمیخوام بگم آدم خوبی هستم اما باوركنیدخیلی ناراحت و غمگین میشم ازاینجورمسائلی كه خواسته یاناخواسته توكشورما اتفاق میافته بخصوص این روزها كه خیلی ازاین اتفاقات بدمیافته

0 ❤️

408243
2013-12-24 14:24:54 +0330 +0330

حالم بهم می خوره از آدمای کثیفی مثل اینا، تو هرزه ای شوهرتم از خودت هرزه تر، زندگی رو به گند کشیدین، نمیگین اون حریمه باید به زندگی پای بند بود؟ تعهد داشتن خیلی سخته؟ این اراجیف رو برای مردم تعریف میکنین که چی بشه؟ که این جور کثافت کاریا بشه فرهنگ و طرز فکر همه به اون سمت بره؟ حالم بهم میخوره از این جور آدما

0 ❤️

408244
2013-12-24 14:38:19 +0330 +0330
NA

واقعا حال آدم میگیره وقتی اینجوركثافت كاریهایی انجام میشه كاری به داستان ندارم چون مطمئنم دروغه،نمیخوام بگم آدم خوبی هستم اما باوركنیدخیلی ناراحت و غمگین میشم ازاینجورمسائلی كه خواسته یاناخواسته توكشورما اتفاق میافته بخصوص این روزها كه خیلی ازاین اتفاقات بدمیافته

0 ❤️

408245
2013-12-24 15:16:04 +0330 +0330

گمشو برو آشغال پسر…اگه میخوای بیان تربیتو بدن خوب بیا رک بگو…این که لاطائلات سر هم کردن نداره…کثافت “انتر” یا “عنتر” برا تو یکی حساب میشه…زیر کیر بچه های شهوانی دست وپا بزنی ندونی از کدوم طرف دربری…دیگه ننویس…هر چند تو از رو نمیری…دیگه ننویس…ای مزدور اجانب و استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای جهانخوار دیگه ننویس…

0 ❤️

408246
2013-12-24 21:12:33 +0330 +0330
NA

کيه؟؟؟ کي؟؟؟!! کييييييييه؟؟؟ کي؟؟؟؟ نه!! نيستن!!! رفتن!!! اين داستان من بود. برينيد بهش… نظر ندين فقط لدفن برين بدين!!!

0 ❤️

408247
2013-12-24 22:27:17 +0330 +0330
NA

هنوز اسم شوهرتو نميدوني مشنگ؟؟؟؟؟

0 ❤️

408256
2013-12-25 02:35:48 +0330 +0330

دروغه

0 ❤️

408248
2013-12-25 03:21:30 +0330 +0330

صد در صد کپی بود…پسرک کون قلمبه…

0 ❤️

408249
2013-12-25 05:09:29 +0330 +0330

حالا رسول یا رامین؟

0 ❤️

408252
2014-03-02 07:18:15 +0330 +0330

ای خاک تو اون سرت خجالت نمیکشی مردک آبروی هر چی مرده بردی

0 ❤️

408253
2014-08-20 07:36:30 +0430 +0430

حداقل سوتی نده حواست به اسمها باشه

0 ❤️

408254
2014-12-28 22:56:59 +0330 +0330
NA

اون روشنفکری نیس بی غیرتیه

0 ❤️

526720
2015-12-28 18:17:18 +0330 +0330

أمين يا رسول

0 ❤️

546758
2016-06-29 14:02:04 +0430 +0430
NA

اگه راست باشه اولا نوش جونت دوما اگه مایل باشی در خدمتم

0 ❤️

558227
2016-09-28 08:36:19 +0330 +0330
NA

زن شوهر دار به هر طریق که بکنی چه بخواد چه نخواد درست نیست کار کثیفیه واقعا

0 ❤️

661740
2017-11-11 23:26:15 +0330 +0330

چرا همه سعی در نشر خیانت و عادی کردن فحشا ی زن شوهر دار دارن
بابا از این واژه بکشیید بیرون
اینهمه سکس دیگه
بعنی بی غیرتی و بی ناموسی تا این حد…

0 ❤️

676777
2018-03-09 18:34:45 +0330 +0330

اينجا سايت شهوانيه
اسمش هم روشه شهوت و سكس
نميدونم چرا بعضي از دوستان با برنامه زلال احكام اشتباه گرفتن؟؟؟
منم از ارتباط با زنان شوهردار و همينطور با مردان همسردار خوشم نمياد ولي كاري هم به كساني كه اين نوع فانتزي سكسي رو مي پسندن ندارم
سعي كنيم به همه نظرات احترام بذاريم

0 ❤️

697838
2018-06-28 12:36:43 +0430 +0430

با خوندن این داستان منم برم یه داستان بنویسم بیام
عنوانشم از الان بگم اینه:
دلم هوس کیری جز کیر خرمو کرده

0 ❤️

731253
2018-11-19 20:39:43 +0330 +0330
NA

نخوندم همون جا که رسولو رامینو قاطی کردی فهمیدم جغی ای خوار کیونی

0 ❤️

746385
2019-02-06 21:02:31 +0330 +0330

ک ی ر رامین دهن رسول
ک ی ر رسول دهن باقر
ک ی ر باقر دهن تو
تو توو ک س ننت

0 ❤️

816828
2019-11-03 02:06:09 +0330 +0330

خداخداخدا.یه اجری چیزی نیست سرموبکوبم بهش .نکن عزیزمن مال اون لامصب رامین بود کی بود شوهرت که سیخ میشه خب دردت چیه دیگه عزیز من .
اندازه نگه دار که اندازه نکوست …اگه کم اوردی به خودم سربزندروغ گفتم ???

0 ❤️







Top Bottom