دودول بازی با نرگس

    یه پسر به نام رامین که از چهارده سالگی به بلوغ کامل رسید با چهره ای بسیار زیبا و جذاب چه برای مرد چه برای زن !
    اما بزرگترین مشکلش این یود که اصلا نمیتونست با دختر دوست بشه ... حتی نمیتونستم دوست همنوع خودم و هم پیدا کنم و همیشه تنها بودم با تمام خصوصیاتی که گفتم اعم زیبایی و خوشتیپی ... و نمیتونست زیدی برای خودش جور کنه و تا همین الان که 19 سالشه ادامه داره این دست و پا چلفتی بودنش تو امر تور کردن ...


    تقریبا داشتم پونزده ساله میشدم که دیگه واقعا خسته شده از جغ زدن با تصور اینکه تویه کس لیزه و داغه و تنگه و ....
    میخواستم یه راهی پیدا کنم، اما چکار باید میکردم ???
    اینقدر تو فضای بسته ای بودم که فقط و فقط خواهرهای مادرم و میدیدم و باهاشون ارتباط داشتم که حتی با بچه خاله هام هم نمیتونستم جور بشم !
    هیچ فکری تو سرم نبود که چکار میتونم بکنم ???
    چهار تا خاله دارم ...
    قبل از تحویل سال بود که همه خونه ی مامان بزرگم بودیم و داشتیم ترو تمیز میکردیم و اماده میشدیم برای سال نو که همه جمع بشیم تو خونه عزیز.
    خاله کوچیکم که تازه بچه دار شده بود و پسرش 6 ماهه بود و میخواست پوشکش و عوض کنه که من سریع نشستم بغلش و شروع کردم تماشا کردنه مراحل پوشک کردن، که خالم همینطور که پوشکش و باز کرده بود یهو پسرخالم جیش کرد و از سینه تا شیکم من کاملا جیشی شد.
    منم چنننندشم شد و با یه حالتی که چکه نکنه قطراتش رو زمین وارد حموم شدم و سریع لباسام و درآوردم و انداختم رو صندلی تو حموم ...
    خونه ی عزیز قدیمی بود و یجوری بود در حموم یه وجب باز بود و هر کhvی میکردی نمیشد ببندی بیشتر از اون حد و باز میموند قشنگ.
    من لخت شدم رفتم زیر دوش و داشتم خودم و آب میکشیدم خاله کوچیکم وارد حموم شد و یه نگاه سرتا پا به من کرد و سوی چشماش و دیدم که دوله کوچیکم و برانداز کرد.
    لباسام و برداشت و برد.
    این اتفاق برام خیلی هیجان انگیز بود و همون لحظه که من دیدم خاله چشمش خورد به دولم یه حسی بهم دست داد و وقتی خاله از در رفت بیرون من کاملا راست کرده بودم و با همون فکر که چون خاله دیده دوله منو با دوتا دست کشیدن رو دولم آبم که کامل نشده بود و دو رنگ بود امد ... یعنی شما حساب کنید چقدر برای من که ندید بدید بودم لذت داشت که اونجوری تاثیر رو ارضا شدنم داشت.
    اما با جغ زدن تخلیه نشدم و خوشحال بودم از این چیزی که اتفاق افتاده بود.
    دوش گرفتنم تموم شد و امدم به سمت چوب لباسی و حوله رو برداشتم و جوری پیچیدم دور خودم که مثلا حواسم نیست و تخمام و دولم بیرون باشه.
    و شروع کردم به خاله خاله گفتن و اصلا مامانم و صدا نمیکردم.
    خاله بزرگم که از همه بزرگتر بود امد و من درو کامل باز کردم و تا رسید بهم چشمش و دوخت به دولم و با چشماش نگاه تو چشمش کرد که بفهمونه دم و دستگاهم بیرونه و من فهمیدم و به روی خودم نیوردم.
    بعد گفت چیه خاله صدا کردی ??
    گفتم لباس نیوردم.
    گفت خب حوله رو درست بپیچ دورت و برو تو اتاق برات بیارم گفتم باشه.
    و همونطور که داشتم میرفتم بیرون، گفت خاله زنگوله هات آویزونه و اشاره کرد و خندید و رفت، البته اینا که میگم همش بی منظوره و خاله هام مثل مادرمن و من متاسفانه بد شدم تو دوران بلوغم.
    خلاصه خاله واسم لباسام و آورد و پیچیدم دو خوردم و لباسام و پوشیده بودم که دختر خالم نرگس که از من شش ماه تقریبا بزرگتره امد تو اتاق.
    من در حالی که صدام میلرزید گفتم نرگس.
    گفت بله گفتم یه چیزی بهت نشون بدم به کسی نمیگی ???
    گفت نه.
    وسط اتاق بودیم تقریبا کشیدمش پشت در که اگر کسی خواست وارد بشه مهلت داشته باشم شلوارم و بکشم بالا.
    نرگس باهام امد پشت در.
    من شلوارم و کشیدم پایین و دولم و به نرگس نشون دادم، ایننننقدر اون حس بهم حال داده بود که دیگه عقلم درست کار نمیکرد.
    نرگس برخلافه فکری که میکردم بهم نپرید یا ناراحت بشه و خندید.
    بهش گفتم تو هم نشونم میدی ???
    با عصبانیت گفت نه.
    بعد گفت دست بزنم ???
    گفتم آره
    یخورده کمرم و دادم سمت جلو که این رفتار ناخوداگاهانه بودش، همینطور که کمرم و دادم جلو نرگس شروع کرد بازی کردن با تخمام و من کم کم راست کردم که یجورایی که انگار خودش و از دست داده باشه کاملا دولم و میچلوند.
    و انگار پدر کشتگی داشت باهاش.
    نرگس صدا شنید خودش سریع شلوارم و کشید بابا و گفت بریم تو حیاط من هروقت رفتم بالا پشت بودم تو بعد دو دقیقه پشت سرم بیا.


    رفتیم تو حیاط نرگس وقتی دید همه مشغولن و دارن صحبت میکنن، فرصت و غنیمت شمرد و رفت بالا، من اینقدر هول بودم که شاید به ده ثانیه نرسید پشت سرش رفتم.
    تا رسیدیم بالا.
    پشت خرک رفتیم و سریع نرگس شلوارم و در آورد و در عین ناباوری شلوار خودشم در آورد و شروع کردم من کسش و مالیدن . اونم با تخمام بازی میکرد
    شلوارامون و دادیم پایین تر و همونطوری ایستاده من سعی میکرد دولم و بمالم به کسش و البته موفق بودم که نرگس گفت نه اینجوری نیست من باید بخوابم.
    نرگس رو همون ایزوگام دراز کشید و منم روش دراز کشیدم که گفت تف بزن و واااااقعا من بلد نبودم و نرگس کاملا چشم و گوشش باز بود که سریع خودش یه تف زد و مالید به سوراخش و یه تفم زد با دستش مالید یه دولم و گفت بکنم تو سوراخ کونش.
    دو سه بار سعی کردم موفق نشدم و نمیرفت تو و کوچیک بودن کارو سخت تر میکرد.
    اشتباه نکنم بااره چهارم یا پنج بود من با قدرت داشتم سعی میکردم بکنم تو که یک بحظه صدایی مثل انداختن مروارید تو آب به گوشم خورد که گفت بلووووب و سره کیرم کامل با یخورده دیگش رفته بود تو که نرگس یک لحظه با حالت سوزش گفت سووووووووو ...
    و منم همون لحظه در حالی که تازه کیرم رفته بود توش آبم امد و لباسامونو پوشیدیم و رفتیم پایین و جوری بود که تا شب خجالت میکشیدیم چشم تو چشم بشیم ....


    نوشته: رامین

  • 5

  • 14




  • نظرات:
    •   blue_rose
    • 3 ماه،4 هفته
      • 6

    • اوبنه ای هنوز به شاش میگی جیش و به کیر میگی دول؟!!!! کاملا معلومه یک بچه اوبنه ایه جقی هستی که تو کفه دختر خالشه و شوهر خالت هم موضوع رو فهمیده و رفته رفیقایه گردن کلفتش رو اورده و با هم دول هاشون رو در کونت فرو کردن!!!! دولم تو کونت اوبنه ایه جاکش!


    •   shahx-1
    • 3 ماه،4 هفته
      • 5

    • اگر اینقدر زیبایی مردونه داشته باشی دخترا خودشون میان سراغت پس زیباییت از نوع چاقال گونه بوده!! چهارتا خاله داشتی یعنی چهارتا هم شوهر خاله داشتی احتمالا کون لخت جلوشون چرخیدی اونام بردنت حموم حسابی لیفت زدن!!! (biggrin)


    •   Miss.so
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • جالب بود ولی یکم پفیوزی


    •   lovely_grl
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • زن و مرد پیرو جوون همه با دیدنت راست کردن


    •   ARYA52
    • 3 ماه،4 هفته
      • 4

    • همون بچه. شش ماهه فهمیده چه پلشتی هستی شاشیده روت
      در حموم hv بود؟
      خروس تا دست زدی به دولت ابت اومد خااااک
      ابت دو رنگ بود؟؟ چرا واقعاً؟؟
      چلللللووووپ ، اگه گفتی صدای چی بود؟
      صدای دودول الاغ عزیز که رفت تو دهنت
      ولی فکر نکنم بتونی بگی سوووووو


    •   amiiir_h
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • مگ اونایی ام ک دودول دارن راست میکنن؟؟؟دودول کی راست شده رفته تو کیونت ک میگی دودول؟؟؟؟برو تو کوچه استپ دودولیتو بازی کن ریدم دهنت


    •   Watcher
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • هچیکیم مشکوک نشد شما دوتا کسکش کجا غیبتون زده ؟ لباساتون خاکی نشد اخه کیر تو تصوراتت


    •   Emperatoorxxx
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • داستانو بیخیال،انقد از خودت تعریف کردی مشتریت شدم خرچنگ


    •   M_O_o
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • فک کنم از ترسه کونی شدن نمیزاشتن بری بیرون و شاعر همیشه گفته کم بزن همیشه بزن کم بزن داداچ کم بزن ریدی تو داستان بولوپ کرد و رف توش قدیما میگوزیدنا


    •   آبجیبازم
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • من خواهرم‌را اینجوری باهاش رابطه برفرار کردم و الان باهم سکس توپ از ک‌ن داریم و الان نزدیک هفت سال که کون میکنم و هر وقت موقعیتدباشه لذت بخترین سکس است


    •   قائم_مقام_حشری
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • رییییییییییییییییییییییییدییییییییییییییی داداش.
      لابد تو کونی به سیب زمینی میگه دیب دمینی به گوسفند میگی ببعی به کیون میگه قمبول. خاک برسرت جاکش مفنگی
      داستان تصلا کیرو که راست نمیکرد هیچ آدمو از سکس منزجر میکرد.

      در حموم hv تو کونت بدبخت جقی.


    •   Amadou
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • دودولم تو جیش پخش کن مامانت


    •   kiredivoone
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • امشب همه رو خاله هاشونن انگار


    •   holooookhan
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • مسخره بود. جیش !!!
      دول ؟؟؟
      کوچولو چند سالته الان ؟؟


    •   kokarostam
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • دودولی


      در واقع تو به شوکولات میگی دودولات، فکر کنم شوهر خاله‌هات و پسر خاله‌هات کیرشون رو در آوردن بهت گفتن بیا شوکولات بخور، هنوز زبونت نمیچرخه بگی شوکولات و میگی دودولات. ولی دیوث خیلی تو کف دخترخاله هستی. شاشیدم روی بیلیپ بولوپت.


      ها کـُکا


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • در اینکه کووونی و اوبنه ای هستی شکی نیست
      اگه جفنگیاتی که گفتی راست باشه پس کل خونوادتون کووونی و اوبی هستن


    •   haamed khan
    • 2 ماه
      • 0

    • اووف
      کلاس چندی عمو


    •   وب.گرد
    • 2 ماه
      • 0

    • جز جوووون حرفی واسه گفتن ندارم (biggrin)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو