دوستی خانوادگی و انحراف به سکس ناخواسته (۲)

1399/10/14

...قسمت قبل

پاشدم میز شامو جمع کردم و نشستم سر میز .مسعود رفت توی اتاق و بعد از چند لحظه برگشت و یه چشم بند و دست بند گذاشت روی میز .با تعجب گفتم اینا چیه مسعود ؟ مسعود گفت بریم روی تختخواب تا بهت بگم . روی تخت نشستم مسعودم چشامو بست ،دستام رو هم بست و گفت می‌خوام واقعی تر باشه عزیزم بعدشم اینجوری هیجانش بیشتره .فقط باید خودتو کامل بزنی به خواب و وانمود کنی خوابی و بیدار نشی حتی بعد از ارضا شدنت بیدار نشو و بخواب .صبح درموردش حرف می‌زنیم. منم با تعجب قبول کردم و در حالی که چشم و دستم بسته بود دراز کشیدم .مسعود پتو رو انداخت روم و از اتاق خارج شد . بعد چند لحظه وارد شد و اومد کنار تخت و پتو رو به آرامی از روی پاهام زد کنار . بعد شروع کرد به نوازش پاهام و کونم از روی شلوارکم . خیلی حس خوبی داشت و داغ شده بودم . مسعود چند دقیقه همون‌جوری منو می‌مالید ،بعد دستشو آروم آورد سمت کمر شلوارکم و خیلی با احتیاط شورت و شلوارکمو طی چند مرحله از پام درآورد .کارشو بلد بود انگار .من به شانه دراز کشیده بودم و پاهامو جمع کرده بودم سمت شکمم به همین خاطر کوسم از لای پاهام بیرون زده بود .مسعود با انگشتاش داشت به ارومی با کوسم بازی میکرد .کوسم از شدت شهوت خیس شده بود.بعد خیلی آروم کنارم دراز کشید و دستشو از یقه ی تاپم کرد تو و سینمو گرفت .همزمان کلاهک کیرشو لبه کوسم احساس کردم .روی ابر ها بودم . مسعود سر کیرشو هول داد توی کوسم .به نفس نفس افتاده بودم و دوست داشتم هر چه زودتر کوسم تمام حجم کیرشو احساس کنه همینطور هم شد و مسعود تمام کیرشو کرد توی کوسم . شروع کرد به ارومی تلم زدن توی کوسم . منم همچنان نقش خواب بودن رو بازی میکردم . بعد پنج دقیقه ارضا شدم و لرزیدم مسعودم که منتظر ارضا شدن من بود ،کیرشو کشید بیرون و تمام آبش رو ریخت روی کونم . بعد شورت و شلوارکمو رو با حوصله و دقت پام کرد بدون اینکه آبش رو تمیز کنه . یادم اومد نباید بیدار بشم . همون‌جوری خوابم برد . فردا صبحش که از خواب بیدار شدم دیدم مسعود چشامو و دستامو باز کرده و رفته سر کارش . یادم از دیشب اومد و کلی کیف کردم و پاشدم دوش گرفتم و به کارهام رسیدم .شب که مسعود اومد خونه پریدم بغلش و بابت دیشب کلی ازش تشکر کردم . هر دوسه هفته یه بار این مدلی سکس میکردیم خیلی جذاب بود واسم اما بعد چند بار مسعود دیگه این مدلی باهام سکس نکرد و هربار یه بهونه ای میآورد و طفره می‌رفت منم دیگه زیاد اصرار نکردم با اینکه خیلی دوست داشتم . سکسامون باز مثل قبل شده بود و حتی کمتر و من ازین بابت یه خورده دلگیر بودم . تا اینکه یه شب توی دورهمی مهران و آتنا ، مسعود و مهران گفتن کلید ویلای دوستشون رو گرفتن و قراره بریم مسافرت.منو آتنا خیلی خوشحال شدیم و به افتخار سفرمون یه رقص کوتاه کردیم . فرداش آتنا زنگ زد بهم و بعد احوالپرسی گفت من فهمیدم ویلاهه خیلی شیکه و استخرم داره .گفتم چه عالی .آتنا گفت بیا یه حرکتی بزنیم و قضیه استخر باغ رو سرشون تلافی کنیم . گفتم چطوری ؟اتنا گفت بیا بریم دوتا مایو دوتکه خیلی شیک بخریم دقیقا همرنگ و مثل هم و بهشونم نگیم .حواستم باشه مایو لو نره بعد اونجا می‌پوشیم و سوپرایزشون میکنیم . گفتم خب مایو دوتکه خیلی لخت و سکسیه و ممکنه مهران و مسعود ناراحت بشن . آتنا گفت اون دوتا چشم چرون از خداشونم هست بعدشم چی می‌خوان بگن وقتی دوتامون عین همیم .منم قبول کردم . حتی قرار گذاشتیم شلوارک جین کوتاه بپوشیم اونجا و خلاصه هماهنگ باشیم . روز قبل سفر من وسایلمو جمع کردم توی ساک خودم مسعودم گفت ساکشو خودش جمع می‌کنه . قرار بود با یه ماشین بریم به همین خاطر فرداصبحش ما رفتیم دنبالشون و راه افتادیم . بعد از ظهر رسیدیم ویلا.وارد که شدیم یه محوطه بزرگ و سرسبز با یه استخر و یه ساختمون شیک خودنمایی می‌کرد . ساختمونش یک طبقه بود و دوتا اتاق با فاصله نسبتا زیاد از هم داشت . منو مسعود یه اتاق رو انتخاب کردیم و وسایلمونو مستقر کردیم .بعدش مسعود و مهران با هم رفتن توی حیاط .آتنا اومد اتاق ما در حالیکه شلوارک جین کوتاهش رو با یه تاپ آستین حلقه چسب پوشیده بود جلوم وایساد و گفت تو که هنوز نپوشیدی .گفتم خیلی سکسی میشیم . آتنا با خنده گفت بپوش دختر ادای تنگارو درنیار . منم لباس و شلوارمو درآوردم که مثل آتنا بپوشم که آتنا گفت جوووون چه چیزی می‌کنه مسعود . با خنده گفتم مهران چیز بهتری می‌کنه هاااا .هر دو خندیدیم . منم شلوارکمو پوشیدم مثل آتنا. اما یه تیشرت بلند تر پوشیدم بدون سوتین . سریع بساط چای رو با آتنا آماده کردیم و رفتیم سمت حیاط .مسعود و مهران ایستاده بودن و حرف میزدن در حالیکه پشتشون به ما بود .با گفتن چای حاضره برگشتن سمت ما . چشاشون چهار تا شد و جا خوردن . پاهای لخت اپیلاسیون شده ما توی اون شلوارک های جین کوتاه به شدت خودنمایی می‌کرد طوری که نگاه جفتشون همون اول رفت سمت پاهامون . مهران گفت به به چی میبینیم ما . چقدرم هماهنگ . مسعودم گفت یه ذره کوتاه تر میپوشیدین! آتنا گفت به زودی و هردو خندیدیم . نشستیم چای رو خوردیم .مهران و مسعود رفتند بازار مخلفات کباب بگیرن .منو آتنا هم رفتیم داخل یه ذره به خودمون رسیدیم و زدیم کانال pmc و با هم رقصیدیم . یه ساعت بعد آقایون اومدن و مشغول آماده کردن کباب شدن . منو آتنا هم داخل آشپزخونه بودیم . شب شده بود مسعود و مهران پای منقل کباب بودن که مسعود منو صدا زد و گفت عزیزم لطفا گوجه ها رو بیار . وقتی رسیدم پیششون مسعود گفت من برم داخل یه ذره بشینم تو کمک مهران کن و رفت داخل ساختمون . من موندم و مهران . باربیکیو آخر حیاط یه گوشه بود و با ساختمون تقریبا فاصله زیادی داشت . مهران گوجه ها رو سیخ کشید و گذاشت روی منقل . و درحالیکه باد میزد با لودگی گفت راستی شلوارکها ایده ی هر کدومتون که بود خیلی باحال بود . من گفتم چطور مگه مهران ؟ مهران گفت خوشگل بودین خوشگلتر شدین . منم گفتم مرسی . مهران خیلی نزدیکم شده بود و گهگاهی خودشو میچسبوند به من . یهو گفت الهام یه چیزی بگم ؟ گفتم بگو .مهران گفت پاهای زیبایی داری . سوپرایز شده بودم ازین حرفش که آروم مثلاً زیر لب یه جوری که من شنیدم گفت کوفتت بشه مسعود . با این رفتارش رسماً از اندام من تعریف کرده بود . راستش یه ذره خوشم اومد . من حرفی نمیزدم اما موندنم اونجا نشونه خوبی بود برای مهران . بعد چند دقیقه بادبزن ازدستش افتاد کنار پام .نمی‌دونم عمدی بود یا نه سریع خم شدکه بادبزن رو برداره صورتشو خیلی نزدیک ران من کرد و چند لحظه معطل کرد .گرمی نفسش رو روی پوستم احساس کردم .نبضم تند تر شد . مهران در حال بلند شدن پشت دستشو کشید به پای من . نمی‌دونم چرا اعتراضی نمی‌کردم .همین باعث شده بود مهران پر روتر بشه و هی جلوتر بره . اما کباب ها حاضر شده بود . شاید دلم میخواست کباب ها دیرتر حاضر بشن و من ببینم حرکت بعدیش چیه . ولی نشد . جمع کردیم رفتیم داخل . مسعود و آتنا با وجود اون همه مبل خالی دوتاشون روی یه دونفره نشسته بودن و گرم بگو بخند بودن که من گفتم بد نگذره مسعود خان .مسعودم سریع گفت مگه به شما بد گذشت ؟ مهران گفت نه اتفاقا کلی خوش گذشت و هردو با هم خندیدن . ینی این دوتا حرفاشون با منظور بود ؟ کباب رو زدیم و بساط مشروب و چیدن . مهران ساقی شد . بعد چند پیک متوجه شدم مهران پیک آتنا رو سنگین تر می‌ریزه . آتنا اما حواسش نبود چون مشروب زود روش اثر میکرد . بعد یه ساعت آتنا گیج گیج بود و همونجا دراز کشید و خوابش برد .مسعود گفت آتنا رو ببر اتاقتون ما هم بریم بخوابیم . مسعود آتنا رو بغل کرد و رفت .من و مسعودم رفتیم اتاق خودمون . اثر مشروب با حرفهای پای منقل کباب مهران منو سکس لازم کرده بود .شلوارکمو و تاپمو در آوردم و دراز کشیدم روی تخت . مسعود میدونست چی می‌خوام . رفت سرساکش و با چشم بند و دستبند و یه هدفون اومد سمت من .تعجب کردم و گفتم اینا رو با خودت آوردی ؟ هدفون واسه چیه ؟ مسعود گفت مگه دوست نداشتی این مدلی ؟ خواستم سوپرایزت کنم عزیزم .منم با خوشحالی یه لب ازش گرفتم . مسعود گفت این دفعه یه ذره فرق داره اما ! گفتم چه فرقی ؟ مسعود گفت : فرقش اینه که ایندفعه بیداری و نیاز نیست ادای خواب ها رو در بیاری اما چشماتو می‌بندم ،دستاتم به تخت می‌بندم یه آهنگ لایت و ملایم هم توی گوش تو پلی میکنم .تو فقط لذت ببر . من که شهوتی شده بودم خیلی خوشم اومد ازین ایده مسعود . مسعود چشامو و دستامو بست و یه آهنگ خارجی لایت توی هدفون پلی کرد . بعد دو دقیقه کوسم و سینه هام در حال نوازش بود از روی شورت البته . بعد چند دقیقه شورت و سوتینم رو باز کرد . گرمی نفس شو روی کوسم حس کردم .شروع کرد به لیسیدن کوسم چه عالی با زبونش کار میکرد حتی بهتر از همیشه . اصلا حرکات زبونش حرفه ای تر شده بود و من توی نهایت لذت بودم . بعد ده دقیقه لیسیدن کوسم خیلی دلم کیر میخواست اما نمی‌دونم چرا نداد ساک بزنم براش. بعدش جابجا شد و کلاهک کیرشو گذاشت لبه ی کوسم و آروم با حرکات کیرش با کوسم بازی میکرد .این کار برام خیلی لذت بخش بود و ناله هام بلند تر شده بود .که کم کم کیرشو هول داد توی کوسم . چقدر کیرش کلفت تر شده بود. یه چند تایی که عقب جلو کرد . منو به حالت داگی برگردوند و هدفون که داشت میفتاد رو دوباره تنظیم کرد . کیرشو یه راست کرد توی کوسم و شروع کرد تلمبه زدن . هم کیرش کلفت تر شده بود و هم محکم تر تلمبه میزد .که باعث شده بود اخ آخ من در بیاد . ریتم تلمبه زدنش سریع شده بود و لمبرای کونمو چنگ زده بود و کیرشو میکوبید توی کوسم .یه ذره دردم گرفته بود .اما لذت بخش بود . حدود ده دقیقه داشت منو به همین صورت میکرد که یهو کیرشو درآورد و آبشو خالی کرد روی کمرم .من قبلش اما ارضا شده بودم .از تخت رفت پایین و من بی حال روی تخت دراز بودم . بعد چند دقیقه مسعود چشامو باز کرد و لبامو بوسید هدفونم برداشت . دستامو باز کرد و گفت چطور بود عزیزم ؟ گفتم مسعود کیرت چرا کلفت تر شده بود که با دستپاچگی گفت راستش یه قرص حجم دهنده قبلش مصرف کردم که برات لذت بخش تر باشه .گفتم من که از سایزت راضی ام نیازی نبود . زیر شکمم درد گرفت آخه . بعدشم چرا اینقدر محکم تلمبه میزدی ؟ مسعود گفت واسه اینکه خیلی بهم حال داد عزیزم .ببخش منو اگه اذیت شدی . رفتم حمام داخل اتاقمون که خودمو تمیز کنم که دیدم جای انگشتاش هنوز روی کونم هست .تعجب کردم ولی حالشو نداشتم به همین خاطر خودمو تمیز کردم و لباس پوشیدم و توی بغل مسعود خوابم برد .فرداش نزدیک ظهر پاشدیم که دیدم آتنا و مهران صبحونه و چای آماده کردن و منتظر ما نشستن . تا مارو دیدن گفتن اوووه چه عجب .خب شب زود بخوابین که این موقع بیدار نشین . چه خبره آخه ؟ مسعود گفت خودتونو میبینیم و مهران گفت حالا ببینیم چی میشه ! جواب مهران اصلا ربطی به حرف مسعود نداشت ولی جفتشون خندیدن . خلاصه صبحونه رو مختصر زدیم چون نزدیک نهار بود .ظهرش واسه ناهار رفتیم یه رستوران و از اونجا یه راست رفتیم لب دریا . تا نزدیکی غروب حرف می‌زدیم و قدم می‌زدیم . واسه شام برگشتیم ویلا . منو آتنا لباس راحت پوشیدیم و شامو آماده کردیم . مهران و مسعودم توی پذیرایی درحال صحبت بودن آما آهسته حرف میزدن . یه شام سبک خوردیم و آقایون بساط مشروب و چیدن . دوباره مهران ساقی شد . پیک های منو این دفعه سنگین تر می‌ریخت . آتنا امشب کمتر خورد که مثل دیشب خوابش نبره . مسعود یه آهنگ رقص گذاشت و پاشدیم رقصیدن . نور رو کمتر کرد . هممون مست شده بودیم . من خسته شدم و نشستم روی کاناپه .مهران که دید نشستم اومد کنار من نشست و یه پیک واسه خودش ریخت و یه پیک واسه من . گفتم واسه من نریز بسمه .مهران گفت پاستوریزه نباش الی جون و بزن . مسعود و آتنا اون وسط داشتن کنار هم میرقصیدن . آتنا سکسی تر شده بود ودر حال رقص چند باری بدنشو به مسعود چسبوند .مسعود اما از من میترسید و خودشو جدا میکرد . مهران واسم میوه پوست گرفت و آورد جلوی دهنم که بزاره دهنم . مسعود و آتنا حواسشون به ما نبود .منم دهنمو باز کردم و میوه رو با لبام گرفتم . مهران ملی کیف کرد چون احتمالا فکر میکرد همراهیش نکنم . یه ذره حس شیطنت بهم دست داده بود .پاهامو به سمت مهران انداختم روی هم و یه وره نشستم . مهران یه نگاه به پاهام که خیلیم سکسی بود کرد و گفت نکن با من این کارو الهام . گفتم کدوم کار ؟ مهران با چشاش به پاهام اشاره کرد . با خنده گفتم هیز بازی در نیار بی جنبه . مهران گفت مگه میشه مقاومت کرد ؟ خوشم اومده بود .مسعود و آتنا پشتشون به ما بود . مهران که دید اون دوتا حواسشون به ما نیست یه تکه میوه دیگه آورد سمت دهنم و با انگشتش لبمو نوازش کرد یه لحظه . حس ترس و لذت با هم قاطی شده بود برام . آهنگ تموم شد همون لحظه و مسعود و آتنا هم اومدن نشستن . من داغ شده بودم از حرکات مهران به همین خاطر پیشنهاد دادم بریم بخوابیم . میز و جمع و جور کردیم و پاشدیم رفتیم سمت اتاقامون. لباسمو درآوردم و رفتم بغل مسعود که قبل من دراز کشیده بود خوابیدم . کونمو چسبوندم به کیر مسعود .مسعود با صدای خسته گفت عزیزم باشه واسه فردا و خودشو زد بخواب .من تو ذوقم خورد .حرکات مهران شهوتیم کرده بود . مسعود صدای خر و پوفش بلند شد .منم که ناامید شدم چشامو بستم که خوابم ببره اما فکر ها نمیزاشت بخوابم و فقط چشام بسته بود . نیم ساعت به همین منوال گذشت . پشتم به مسعود بود و چشام داشت خواب می‌رفت کم کم . که احساس کردم مسعود آهسته پاشد و آروم از تخت اومد پایین . مگه خواب نبود و داشت خر و پوف میکرد ؟ چرا یهو بیدار شد ؟ وانمود کردم خوابم و تکون نخوردم که بفهمم چرا پاشده . مسعود آروم اومد سمت من و صدام زد .ولی من جواب ندادم و مثلاً خواب بودم .چند بار دیگر صدا زد و وقتی دید خوابم آهسته از اتاق بیرون رفت . خیلی مشکوک شدم بهش و احساس کردم یه چیزی هست . یه ده دقیقه ای صبر کردم اما نیومد .شکم بیشتر شد .بلند شدم لباسمو پوشیدم و آهسته رفتم بیرون اتاق . توی پذیرایی نبود . توی آشپزخونه و حیاط هم نبود .یه ذره ترسیدم . چون هیچ جا نبود . دیگه نگران شدم و آهسته رفتم سمت اتاق آتنا و مهران که به اونا بگم . نزدیک تر که شدم دیدم لای در اتاق بازه یه مقدار و صدای آخ او اوخ میاد .معلوم بود دارن سکس می کننن .میخواستم برگردم که یه کرمی اومد توی جونم که از لای در نگاه کنم . خوشبختانه میشد یه چیزایی ببینم . اما یه چیز عجیب دیدم .مهران لخت روی صندلی کنار تخت نشسته بود و کیر خودشو می‌مالید . پس کی داشت آتنا رو میکرد درو یه ذره بازتر کردم .از تعجب چشام چهارتا شد .خدای من چی میدیدم ؟ چشمها و دستای آتنا بسته شده بود دقیقا مثل سکس شب قبل خودمون و یه هدفون روی گوشش بود . و مسعود روی آتنا داشت تلمبه میزد و اتنا رو میکرد . مهرانم داشت نگاه میکرد و جق میزد . شوکه شده بودم . ینی دیشب مهران منو گاییده بود و مسعود نگاه می‌کرده ؟ توی یه لحظه جواب همه ی سوالام رو فهمیدم . این دوتا با هم کاملا هماهنگ بودن و نقشه کشیده بودن واسه منو آتنا .به همین خاطر مسعود برنامه چشم و بند و دستبند رو ریخته بود که من شک نکنم .احتمالا مهرانم واسه آتنا همین برنامه رو ریخته بود .عصبی شده بودم .ازین که مسعود داشت آتنا رو میگایید ولی صد در صد میدونستم مهران هم دیشب منو گاییده . دلیل کلفتی کیرش و بقیه چیزا این بوده .عجب نقشه ای این دوتا کشیده بودن . ولی من فهمیده بودم .مسعود آتنا رو داگی کرد و کیرشو کرد توی کوس آتنا و شروع کرد به تلمبه زدن .آتنا هم داشت ناله میکرد .همه چیز کاملا شبیه سکس دیشب بود .گیج شده بودم .نمی‌دونستم باید چکار کنم .همینجوری نگاه میکردم . راستش یه ذره هم شهوتی شده بودم چون هم داشتم سکس اونا رو میدیدم و هم اینکه یادم اومد مهران دیشب با همین کیر کلفت جلوی مسعود منو گاییده . داشتم عصبانیت و شهوت و گیجی رو همزمان با هم تجربه میکردم . دیدم مهران گوشیشو برداشت که عکس بگیره از سکس اونا یهو یه فکری به سرم زد .سریع و بی سرو صدا رفتم اتاقمون و گوشیمو برداشتم یه اس ام اس زدم به گوشی مهران « بی سرو صدا و بدون جلب توجه به بهونه ی توالت همین الان از اتاق بیا بیرون » . و رسیدم دم در اتاقشون .کلا خودمو لخت کردم .مهران پیامک منو دیده بود . به اونا یه چیزی گفت و اومد سمت بیرون اتاق و درو پشت سرش بست .تا اومد بیرون و منو لخت دید شوکه شد و همه چیز رو فهمید . اومد سمت من و گفت فک کنم همه چیزو فهمیدی الان دیگه ؟ منم که لخت جلوش بودم و خودشم لخت بود ، رفتم توی بغلش و یه لب ازش گرفتم و گفتم آره الان میفهمم اونی که دیشب منو گاییده مسعود نبوده و تو بودی . چرا این نقشه رو کشیدین شما دوتا ؟ چه کاری بود آخه ؟ مهران از پشت بغلم کرد و سینه هام رو گرفت توی دستش و در گوشم گفت : منو مسعود به مرور زمان فهمیدیم به سکس ضربدری علاقه داریم ولی از شما دوتا میترسیدیم ،بعد یه مدت فکر کردن این نقشه رو با هم کشیدیم قرار نبود به این زودی بفهمین اما برنامه داشتیم برسیم به ضربدری که الان فکر کنم میانبر شد .چون آتنا با اینکه داره وانمود می‌کنه که داره با من سکس می‌کنه اما کاملا می‌دونه مسعود شوهر تو داره میکندش. در همین حالی که مهران داشت حرف میزد کیرش کلفت تر شد و هولش داد لای پاهام . خیلی شهوتی شده بودم .گفتم خب ینی چی که آتنا می‌دونه ؟ مهران گفت منو آتنا به ضرب علاقه داریم اما به مسعود چیزی نگفتم از آتنا که شرایط مساوی و با هیجان تر پیش بره . توی همین حال منو برگردوند سمت خودش و منو نشوند جلوی کیرش .وااای واقعا کلفت و بزرگ بود .میدونستم باید چکار کنم .حالا که شوهرم اینجوری میخواد باشه چرا من لذت نبردم و کلاهک کیر مهرانو گذاشتم دهنم و شروع کردن به ساک زدن برای مهران . مهران موهامو نوازش میکرد و لذت میبرد . که یهو مهران در اتاق رو کامل باز کرد .از صدای در مسعود برگشت سمت ما و شوکه شد . منم ساک زدن مو قطع نکردم و ادامه دادم .مسعود خشکش زده بود که مهران گفت چشم و دست آتنا رو باز کن و راحت باش .الهام ردیفه . مسعود با ترس و لرز چشم و دست آتنا رو باز کرد .آتنا از صدا ها فهمیده بود چی شده به همین خاطر با یه لبخند نشست جلوی کیر مسعود و مثل من شروع کرد به ساک زدن. حالا دیگه همه میدونستیم چه خبره .مهران دست منو گرفت و رفتیم سمت تخت .مسعود به من نگاه نمی‌کرد و خجالت میکشید .من تقریبا درک کردم حال اون موقع شو به همین دلیل نشستم جلوی کیرش و با آتنا مشترکا کیر مسعود و ساک زدیم .مسعود ترس و خجالتش ریخت .در حالی که من داگی بودم و کیر مسعود و ساک میزدم یهو مهران کیرشو کرد توی کوسم یه ناله زدم . مسعودم آتنا رو به همین صورت داگی شروع کرد به گاییدن . مسعود و مهران داشتند زن همدیگرو میکردن و منو آتنا داشتیم لذت می‌بردیم و ناله میکردیم از شهوت . تا صبح چهار نفری چند مدل سکس کردیم و همونجا کنار هم خوابمون برد . ازون به بعد داستان های دیگه ای پیش اومد و ما ضمن اینکه ضربدری می‌زدیم سکس های دیگه رو هم تجربه کردیم که شاید در فرصت مناسب بنویسم براتون . دوستان منو ببخشید اگه بد نوشتم .چون تجربه نوشتن ندارم .

نوشته: بهاجون


👍 67
👎 11
169901 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

784601
2021-01-03 01:10:34 +0330 +0330

ینی انقدرررر لعبتی که عالم و ادم زمین و زمانو بهم میزدن که تورو بکنن!!؟
ادمو چی فرض میکنید اخه
اه

6 ❤️

784604
2021-01-03 01:16:22 +0330 +0330

خوب بود

1 ❤️

784606
2021-01-03 01:17:13 +0330 +0330

تجربه نوشتن نداری ولی تجربه دادن رو خوب داری هرچند کسشری بیش نبود.فانتزیهات تو حلق ادمین سایت😃😃

3 ❤️

784628
2021-01-03 02:06:52 +0330 +0330

عالی بود. فدات 😍😍💋💋😘
ضربدری و گروپ حرف نداره. روزبروز هم عادیتر و عملیتر میشه.
تنوعش خیلی هوس انگیزه
نوش جونتون عزیزم💋💋💋

2 ❤️

784632
2021-01-03 02:30:12 +0330 +0330

تو این روزای ایران واقعا آمار این نوع سکس ها خیلی زیاد شده و دلایلشم کاملا روشنه واسه هممون

1 ❤️

784636
2021-01-03 02:43:49 +0330 +0330

دم هر چهارنفرتون گرم که پایه بودین
ادامه بده قشنگ بود.

2 ❤️

784642
2021-01-03 03:34:38 +0330 +0330

من اصلا حس خوبی نمیگیرم با سکس ضربدری بنظرم جدای از فاز بی غیرتیش آدم گوه گیجه میگیره کی به کیه
ولی در کل اگر جزئیات سکستون رو بیشتر میگفتی بهتر بود

2 ❤️

784644
2021-01-03 04:36:39 +0330 +0330

یه پا خانم مارپل هستی برای خودت
گفتی مثلاآتنا خبر نداشته بعد اس ام اس زدی به مهران که بیا
اونم به اونها گفت من میرم برمیگردم؟
آتنا فکر نکرد مهران میره کی من رو می کنه؟
موضوع بعدی اینکه اصلا از این ژانر خوشم نمیاد
هر چیزی حرمتی داره.عشق.زندگی مشترک.سکس
اینقدری عادی جلوه می دید آدم میمونه واقعا
درضمن جنده ای بیش نیستی .همون دم باربیکیو مشخص شد.
باربیکیو از پهنا حوالت باد

3 ❤️

784654
2021-01-03 09:57:32 +0330 +0330

یه دوست پسر داشتم از خاطرات اواخر دوره نوجوونیش و ابتدای جوونیش تعریف میکرد ، میگفت با کلی زحمت میرفتم یه فیلم سوپر پیدا میکردم روی یه CD کپی میکردم بعد یروز که کسی خونه نبود فیلمو میذاشتم میدیدم و جق میزدم.
گفت بعد جق زدن احساس پشیمونی و عذاب وجدان پیدا میکردم و CD میشکستم و مینداختم سطل زباله!!!
این دوستانی که انتهای هر مدل داستان و کستان و مزخرفات و تراووشات ذهن های جقی و بیمار میان فحاشی میکنن ؛ جقشونو زدن و حالا برای ارضا احساس ندامت و پشیمانی به نویسنده فحاشی میکنن!
نقد منطقی کنید ، اگر شما جنم سکس و کص کردن ندارید و شانس هم باهاتون یار نیست چرا همرو مثل خودتون میبینید؟؟؟؟؟

6 ❤️

784659
2021-01-03 10:16:00 +0330 +0330

عاقا تقصیر اسلام چیه حکم سنگ سار میده برا این جور ادما واقعا حالا هی بیاین بگین اسلام اله و بله نگا کن ادم اینارو میبینه چی بگه

3 ❤️

784661
2021-01-03 10:57:07 +0330 +0330

چرت ترین داستان یاخاطره این سایت.
داستان باید مث فیلم ترکی نباشه

2 ❤️

784695
2021-01-03 21:18:57 +0330 +0330

داستانت خوب بود ولی فقط یجا تر زدی واسه اینکه بفهمم چجوری با دستایی که دستبند زده شده به تخت میشه برگشت و داگی شد کمرم رگ به رگ شد خیر نبینی الهی

4 ❤️

784722
2021-01-04 02:17:46 +0330 +0330

هر دو قسمت رو خوندم، با توجه به اینکه تو قسمت اول چندین بار اسامی رو اشتباه و جا به جا نوشتی و همچنین یه سری ریزه کاری ها رو از قلم انداختی کاملا میشه به فانتزی بودن داستانت رسید.
تو کل دو قسمت اونجایی که الهام در اتاق و باز میکنه و میبینه که مسعود … انگار داستان از ژانر کمدی وارد وحشت میشه، یجوری توصیفش کردی که انگاا قتلی اتفاق افتاده.
اگر در شروع کارت هستی پیشنهاد میدم روی یسری جزئیات و ریزه کاری ها بیشتر کار کنی و مهمتر از همه درست و صحیح نوشتن و نداشتن غلط بزرگترین حسن یه داستان به حساب میاد.

0 ❤️

784740
2021-01-04 06:04:52 +0330 +0330

کیرم دهن مسعود و مهران

3 ❤️

784777
2021-01-04 19:04:14 +0330 +0330

بعد مدتها یه داستان درست حسابی ت شهوانی آپلود شد
ولی اینم چندجاش خالی بندی بود

0 ❤️

784865
2021-01-05 09:58:20 +0330 +0330

ایشالله که واقعی بوده باشه

لایک ۱۷ تقدیم شما😊

0 ❤️

784866
2021-01-05 09:59:53 +0330 +0330

😮😮😮
اشتباه شد
لایک ۳۹ با احترام تقدیم داستان زیبا و جذابتون 😊

0 ❤️

784887
2021-01-05 12:47:44 +0330 +0330

کاملا حرفه ای و عالی نوشته شده بود واقعا لذت بردم

0 ❤️

784921
2021-01-05 18:59:42 +0330 +0330

داستان خوب و تمیزی بود. مرسی

0 ❤️

785520
2021-01-09 01:21:01 +0330 +0330

چرا اینقدر یهو یادت میرفت اسم کدوم شخصیت رو باید بنویسی؟یهو میگفتی الهام اشتباهی مسعود رو مهران صدا میکردی.
بد نبود.ولی بعد داستانت همیشه بخون چی نوشتی بعد ارسال کن داخل سایت

0 ❤️

786560
2021-01-15 12:11:28 +0330 +0330

سلام من عاشق کون پسر و مردای متاهلم تو اسکایپ پیام بدین
live:mohsen073234

0 ❤️

786669
2021-01-16 03:15:58 +0330 +0330

خوشمان آمد 😇
کسی مایل به اینجور رابطه ها بود پیام بده

0 ❤️

787998
2021-01-23 12:06:29 +0330 +0330

اول اینکه خیلی جاها اسمارو عوضی مینوشتی
دوم اینکه شوهرت و همکار زن جندش سرکار نمیرن؟واسه چی اینقد پلاسین؟
سوم اینکه آدمی که بی غیرته و خودش واسه گاییده شدن زنش برنامه میریزه رو باید بندازن تو کوره آدم سوزی

پ.ن:بی غیرتی=دیس

1 ❤️

789287
2021-01-31 05:30:06 +0330 +0330

عالی بود خوشم اومد

0 ❤️

794201
2021-02-28 05:57:53 +0330 +0330

آخه چی بگم بهت جنده خانم تو از اولش هم خارش داشتی که یکی بهت تجاوز کنه میدونی چرا سادیسم داری که جرت بدن داستانت تخیلی بود ومن باور نکردم چون در کنج تخیلات وکاملا بی روح بالاخره به آرزوت رسیدی وتو وهم و خیال فانتزیت رو اجرا کردی.
بخاطر همین جنده خانوم یه امتیاز ازت کسر میکنم وامیدوارم به آرزوی قلبیت که تجاوز کردن بهت هست برسی البته لاشی کسی بهت تجاوز نمیکنه میدونی چرا؟؟؟؟؟؟؟
چون خودت در راه خدا میدی لازم نیست بهت تجاوز کنند.

0 ❤️

806247
2021-04-26 13:33:47 +0430 +0430

پس کی رفتین استخر؟

0 ❤️

823217
2021-07-30 05:16:22 +0430 +0430

جوووون بابا

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها