داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

دوستی مامانم شهین با آرش (۱)

1398/03/02

سلام دوستان اسم مستعار من در این داستان ایمان و باقی اسامی واقعیه …
حدود ۳ سال قبل با یکی به اسم آرش آشنا شدم تو پارک …
آرش چن تا ورزش رزمی رو بصورت حرفه ای کار کرده و علاوه بر این میچرخه دنبال دوا و درد سر .
ما غرب تهران زندگی میکنیم و آرش بچه مهر آباد جنوبیه ولی پارک محل ما زیاد رفت و آمد میکرد از همه هم یجورایی طلبکاره …
از یکی با حرف از یکی با شوخی از یکی با تهدید خلاصه از از همه باج میگیره همه بهش میدن من همیشه به بچه ها میگفتم باج ندین به آرش …
خودمم برا همین اخلاقش زیاد بهش نزدیک نمیشدم …
سال ۹۷ پاییز من با یکی از بجه ها مشکل پیدا کردم کارمون به شکایت و دادگاه رسید …
راستی آرش ۲۹ سالشه …
چند روز بعد تو پارک بود آرش اومد پیشم و گفت بی خیال شکایت بشم و کلی حرف زد ولی من قبول نکردم …
مجدد چن روز بعدش آرش اومد اینبار با تهدید گفت بی خیال شکایت شم و اگر رضایت ندم ال میکنه و بل میکنه …
منم میدونستم حرفش حرفه دواهاش رو دیده بودم برا همین رابطم رو با آرش بیشتر کردم و کم کم پاش به خونمون باز شد …
خانواده من بیشتر مواقع شمال هستن و هر چند وقت یکی دو هفته میان تهران و بر میگردن شمال …
برا همین آرش میومد خونمون چند روزی میومند …
عادت داره سر همه جا میره از کابینت و مواد غذایی گرفته تا کمدا و آلبوم عکس و حموم و …
چند وقتی که با هم بودیم گفت دیگه رفیقه توهم دهنه فلانی رو هم سرویس میکنم ینی همونی که من ازش شکایت کرده بودم …
برا همین منم آرش رو راحت میذاشتم تو خونه که فک کنه خونه خودشه …
یروز من خواب بودم آرش رفته بود آلبوم عکسا رو برداشته بود و چن تا عکس از توش برداشته بود گفت ایمان من چن تا عکس برداشتم از روش عکس بگیرم بذارم سر جاش …
منم چیزی نگفتم بهش آرشم عکس گرفت از روشون …
گفت این ۲ تازن خیلی باحالن طالب شدم حال کنم باهشون اینا کین ؟؟
نگاه کردم دیدم یکیشون خالم بود یکیشون مامانم …
بروی خودم نیاوردم فقط گفتم دوتاشون شوهر دارن نگفتم کین …
آرشم گفت به تخمم‌ که شوهر دارن کین گفتم یکیشون خالمه پرسید اون یکی کیه گفتم فامیله دوره …
ولی فک کنم فهمیده بود مامانمه چون تو آلبوم عکساش زیاد بود …
تو دلم گفتم بیا و درستش کن حالا …
تو هفته های بعد کارم بیشتر گیره آرش افتاد برا اینکه رضایتش رو جلب کنم عکسای بی حجاب از خالم و مامانم میاوردم برا آرش اونم‌حال میکرد میگفت دمت گرم جبران میکنم …
بدون اینکه حرفی بزنیم هم آرش مبدونست که عکسایی که میارم براش برا مامانمه هم میدونستم آرش فهمیده ولی بروی هم نمیاوردیم …
بعد ی مدت آرش بی خیال عکسای خالم شد کلید کرد رو مامانم فقط …
منم یجورایی حسه بی غیرتیم گل کرده بود تشویقش میکردم …
راستی اسم مامانم شهین هست ۵۱ ساله و ی زن معمولی نسبتا جذاب و نیمه پوشیده …
آرش از روی باقی عکسا که منم توش بودم کامل مطمین شده بود عکسای مامانمه و منم دارم براش نقش بکش رو بازی میکنم …
برا اینکه بیشتر حال کنه میگفت با شهین دوست شم این مدلی حال میکنم و اون مدلی حال میکنم منم برا اینکه خوشش بیاد تایید میکردم …
یکی از روزایی که مامانم خونه بود آرش اومد رفتیم تو اطاق من نیم ساعت بعد مامانم میوه و چایی آورد در زد قبل از اینکه من برم دم در خودش اومد تو با آرش سلام علیک کردن و آرش از نزدیک دیدش …
تو اون تایمی که سلام علیک میکردن آرش ی نگاش به مامانم بود ی نگاش بمن …
مامانم که رفت گفت آرش چیزی نگفت منم نگفتم بعد ی رب آرش رفت …
شبش آرش اس داد چرا نگفتی عکسا ماله مامانته منم جواب ندادم …
اس داد دمت گرم خوشم اومد از مرامت حالا واقعا خیالی نیست برات با مامانت دوست شم ؟؟
گفنم نمیدونم باید فکر کنم …
شبش چن تا عکس سکسی داد تو تلگرام از سایت حال و حول با مادر رفیق …
اس داد شهین واقعا خوش هیکله منو دوست کن باهاش …
شبش برا اولین بار بعد دیدن عکسا من طالب شدم مامانم و آرش با هم دوست بشن به آرش اس دادم گفتم آره من موافقم ولی مامانم بعیده قبول کنه اصلا نمیدونم چطوری بگم بهش آرشم گفت اونش با من …
دیگه از دفه بعد که آرش میومد‌من‌نقش کسکش رسمیش رو بازی میکردم …
لباس زیرای آرش رو مینداختیم تو ماشبن لباسشویی در میاوردم مینداختم رو لباس خشک کن…
یبار دقیقا جوراباش رو گذاشتم سوتین مامانم که حال کنه …
شبا هم‌ میگفت من برم اون اطاق بخوابم ینی اطاق مامانم اینا منم میرفتم روی تختخواب سوتین و لباس خواب و عکس و لوازم آرایشی که تحریکش کنه مثل ژل موبر مامانمو میذاشتم آرشم میرفت تا صب حال میکرد…
ادامه دارد…

نوشته: ایمان


👍 16
👎 18
85986 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

769032
2019-05-23 20:31:22 +0430 +0430

هنوز نخوندم اما مطمئنم کسشره

1 ❤️

769034
2019-05-23 20:34:32 +0430 +0430

گنده لات محل رزمی کار چند رشته بیاد با موبر مامانت جق بزنه؟ برو مردک برو. یاوه نگو

3 ❤️

769038
2019-05-23 20:43:08 +0430 +0430

دیسلایک اول مال من.
شماره مامانتو بده تا یاداوریش کنم در تربیت تو کوتاهی کرده.

0 ❤️

769047
2019-05-23 21:01:34 +0430 +0430

مادرجون من 60 سالشه
خیلی چروک و پنچره
چطور به کسی که مث کیشمیشه میگی جذاب :/

راستشو بگو کونت گذاشته بود ازت فیلم گرفته بود
تهدیدت کرده بود کرم موبر مامانتو ندی باهاش بجقه فیلمتو پخش میکنه؟ :D

کصخل مصخلی چیزی هستی؟

0 ❤️

769075
2019-05-23 22:21:58 +0430 +0430
NA

خاک تو سر کوسکشت

0 ❤️

769077
2019-05-23 22:57:07 +0430 +0430

داداش ادامشو بزار لایک

0 ❤️

769086
2019-05-24 00:12:45 +0430 +0430

مادر جنده

0 ❤️

769112
2019-05-24 07:11:55 +0430 +0430

بنویس ادامه شو

0 ❤️

769141
2019-05-24 10:52:19 +0430 +0430
cio

عالی ادامه بده

0 ❤️

769159
2019-05-24 14:12:53 +0430 +0430

براچی همه بکنای ماماناشون آرشه???

0 ❤️

769191
2019-05-24 20:03:39 +0430 +0430
NA

مامان شهین را بیار با منم رفیق شه

0 ❤️

769192
2019-05-24 20:03:43 +0430 +0430
NA

مامان شهین را بیار با منم رفیق شه

0 ❤️

769279
2019-05-25 07:15:26 +0430 +0430

خیلی بی ناموسی با اختلاف زیاد کسکش ترین پسر ایرانی

0 ❤️

769327
2019-05-25 20:26:42 +0430 +0430

والا از آحر نفهمیدیم آرش گنده لات محلتون بود ، شوهر مامانت بود ، رفیق تو بود ، بابات بود ، هم بابات بود و هم رفیقت ، اول بابات بود بعد رفیقت شد ، اول رفیقت بود بعد بابات شد ، اول شوهر مامانت بود، بعد رفیقت شد ، اول رفیقت بود بعد بابات شد آخر سر شوهر مامانت شد ، بعد چرا حود ارضایی میکرد ؟ مگه شبها نمیرفت اطاق مامانت باهاش همبستر بشه ؟چرا وقتی میرفت اتاق مامانت تا صبح پیشش میخوابید ، دیگه چرا با ژل موبرش خود ارضایی میکرد ؟

ببخشید اطاق آجیت نمیرفت ؟ شوهر آجیت نبود ؟ جورابش رو روشرت آجیت نمینداختی ؟

0 ❤️

772518
2019-06-09 09:33:32 +0430 +0430
NA

کسایی که باور نکردن یا کسه شعر گفتن کیرم دولا پهنا دهنشون .
اونایی که میخوان بقیش رو بدونن شماره یا ای دی بدن بقیش رو بگم .

0 ❤️

772519
2019-06-09 09:45:36 +0430 +0430
NA

خلاصه ادامه داستان رو مینویسم به احترام اونایی که میخوان بدونن چی شد …
در ادامه من‌ کارم بیشتر به ارش افتاد از طرفی ارشم یبار که با گوشیش با مامانم تماس گرفتم شماره مامانمو سیو کرد و مرتب اس میداد تو تلگرام هم پی ام میداد اوایل گیفای عادی کم کم رفت تو گیف رقص و گیفای خفن .
مامانم‌ هم‌ با روی خوش برخورد میکرد با ارش هر دفه هم می اومد با لباسای تنگ میومد جلوش .
منم یبار برا اینکه به ارش حال بدم وقتی مامانم‌ حموم بود گذاشتم ارش چن مین از زیر در دید بزنه از این به بعد ارش دیگه خیلی طلبه شد .
الان‌ من با ارش قهرم دقیقا نمیدونم رابطشون در چه حدیه ولی مطمینم حال میکنه با مامانم .
خودم ندیدم ولی از اس ام اسا و پی ام هایی که میده ارش معلومه زده توش .
ولی باز قطعی نمیدونم .

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom