دوست دخترم به همه میداد

    یروز نشسته بودم سفره خونه یکی از دوستا که دوستم نمیشه گف امد پیشم نشست حرف از گروهمون شد که تلگرام داشتیم گف سپیده هست تو گروه میشناسی منم بروم نیاوردم دوست دخترمه گفتم اره چطور گفت دیروز بردمش خونه دوستم کردمش گفتم به دوستمم بده نداد . اینو گف کلا جا خوردم و یه جوری شدم بدجوری کیرم راست شد هنگ کرده بودم گفتم الان باید پاشم جرش بدم ولی وقتی گفت کردمش از لذت تموم بدنم میلرزید گفتم کسشعر میگه اخه خیلی دوسش داشتم باور نمیکردم شب شد رفتم خونه با سپیده دوسه روزی بود قهر کرده بودیم بیشتر اوقات قهر میکردیم دعوا
    بهش پی ام دادم یهو زد بسرم یدستی بزنم ببینم سکس کرده یا نه که از یجایی شرو کردم دیدم که بله پسره پی ام داده بهم دهن لق من به تو گفتم به کسی نگفتم فلان دیدم اره جدی جدی کردتش من که به سپیده گفتم رفته گذاشته دست اون رفیقمون دیدم وضعیت خرابه شر کردم گفتم خوشم امده عشقم کشیده که پسره بلاک کرد من موندم سپیده که گف با فلانی دوست شدی قهر بودیم اینا از لج کردم منم که گردن گرفت کات کردی دوسه هفته ای بود کات کرده بودیم ک اون روحیش خرابتر میشد عذاب وجدان که یه شب پی ام داد تا صبح حرف زدیم کشید کشعر که گف اخرش تنهاس مامانش و باباش رفتن دکتر داداش کوچیکشو بردن یجای دیگه چون داداشش یه مریضی داشت .


    زد به سرم رفتم نخش گف بیا خونمون اولین سکسم بود دستم میلرزید پشت گوشی زود رفتم حموم شب دیگ تموم بود صب چهار اینا بود که حرف زدیم بعدحموم گف میره حموم بیاد ک منم تو فکر چیکار کنم نکنم از کجا شرو کنم اومد که بعد چت کردیم ساعت شد شش نیم که گف بیا منم دلو زدم دریا و راه افتادم بدجوری استرس داشتم کلا ته دلم یجوری میشد انگار تو این دنیا نبودم رفتم خونشون کوچه رو اینور اونورو نگا کرد بچه کوچولوها میرفتن مدرسه اینا قشنگ یادمه در باز کرد گف بیا تو چشام سیاهی میرفت با ترس لرز رفتم بالا دیدم موهاشو وا کرده سلام و احوال بغلش کردم لب و بوس بفل
    عادی بود انگشت اینا هم قبلاکرده بودمش که خوردن لب شرو شد
    نمیدونم چیشده بود ولی انگار عجله داشتم خوابوندمش رو زمین گف آرمین اروم تر چته گفتم فقط هیچی نگو داشتم میخوردم که لباساشو دراوردم قبلا سینشو دیده بودم خورده بودم ولی پایینتر نرفته بودم یجوری حس انتقام داشتم یجوری حس شهوت حس ترس حس نفرت نمیدونم همشون قاطی هم بودن لباساشو کندم شلوارشو دراوردم پاهاشو دیدم ناخوداگاه دیدم صدام عوض شده کلفتر شده بود شرتشو دراوردم پاهاشو چسبوند بهم گف لباساتو دربیار لباسامو دراوردم کیرم بدجوری شق شده بود انگار منفجر میشد بیشتر از همیشه کلفتر و بزرگتر شده بود سرش شیره شده بود قبل اب شیره کیر میاد خود بخود شیرش اومده بود که رفتم نشستم روشکمش اروم رفتم بالا جلو لبش قبلا ساک زده بود ولی اینبار لخت جلوم خوابیده بود هرچند سکس کامل نداشتم کامل لخت نشده بودیم تو سینما الاچیق تجربه نصفه داشتم ساک زد رفتم بین پاهاش کسشو لیس زدم سرمو فشار میداد یهو گف بهم میشه مک بزنی مک زدم دیدم اهش دراومد برش گردوندم یکم تف زدم کف دستم کونشو کلا تفی کردم بعد کیرمو اروم سرشو گذاشتم سوراخش اون کلا دراز کشیده بود منم رو کونش خوابیدم کلشو فشار دادم تو اه کشید ک شرو کردم گوششو خوردن اروم تا ته فشار میدادم میخاست چیزی بگه که عین فیلمها دست خودمم نبود دهنشو گرفتم محکممممم فشار دادم تووووو کونش گف نگهدارررر یکم نگهداشتم گوششو گردنشو خوردم دیدم اروم شده
    تلمبه زدم اولین بارم بود حس میکردم وقتی تلمبه میزنم کلا وجودم داره خالی میشه از دلم پایین تو این حس بودم
    داشتم میزدم که خیلی زود ارضا شدم خوابیدم روش خالی شدم توش
    بعد یکم دراز کشیدم پاشد شرتشو پوشید باشرت خوابید پیشم بغلم کرد پرسید نارحت نشدی به دوستت کون دادم منم گفتم ن خیلی بهم حال داد دوس دارم جلومم بکننت اونم گفت قربونت بشم عشقم بیغیرتم کسکش خودمی دوباره کیرم شق شد هرکاری کردم نزاشت بکنمش گف دیگه نمیشه بعدش رفتم خونه و کلی ماجرا که یبارم خونه دوستم خالی بود بردم سکس کردیم و بعدشم دوستمو صدا کردم جلوم کردش منم کسشو لیسیدمو و همه آبشو خوردم که بعدش تموم کردیم بعد ها دیدم معتاد سکس شدم با زن و نامزد که خودش اومد طرفم و چندتا دخترم سکس داشتم یجورایی حرفه ای شدم ولی اون منو معتاد سکس کرد من بلد نبودم میترسیدم اولین تجربم بااون بود ولی خدا میدونه اون مقصر من شد که الان لاشی شدم همه چی رو تو سکس میبینم باید باهرکی دوس شدم بکنمش یه بکن تمام عیار . این اولین داستانی بود که نوشتم کاملا هم واقعی بود اگه دوس داشتین حال داشتم بعد هم براتون میگم از ماجراهام.


    نوشته: بکن بیغیرت

  • 5

  • 39




  • نظرات:
    •   HEXAGRAM.
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • اونی که مینویسه داستان کاملا واقعیه صد در صد دروغه جقی!


    •   A.t1363
    • 4 هفته،1 روز
      • 4

    • كي تو رو كس گو و خالي بند و دروغ گو كرد !؟


    •   ashkanlovekarajj
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • اخه نازي چه خوب حتما برو بگيرش كه إز دستت ميره هم حال ميكني هم نان آور خانه ميشه خودتم كون بدي جنستون جور ميشه بارتونو ميبنديد مجلوق


    •   1979mehdiiiii
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • چند کلاس سواد داری دیوث با اون نوشتنت


    •   Soroush_Khi
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • کس کش تو هنوز به سن بلوغ رسیدی اومدی تو این سایت؟!
      نگارشت افتضاح بود کونی!


    •   Aida_moongirl98
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • خودت فهمیدی چی نوشتی؟؟


    •   Zhazha
    • 4 هفته،1 روز
      • 7

    • کاری به موضوع و املا و علائم نگارشی و راست و دروغش ندارم ندارم. آخه زبون مادریتون که حداقل درست بنویسید. نه فعل داره نه فاعل، یه پاراگراف خوندم حالم به هم خورد. حرف زدن بلدی؟ همونی که میگی بنویس.


    •   Mn13482000
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • فقط متاسفم که بهت میگم مادر کونی چون مادر بیچاره ات گناهی نداره که تو اشغال باعث میشی فحش بخوره،،ننویس


    •   Different man
    • 4 هفته،1 روز
      • 4

    • زید پابلیک اینا چی بود نوشتی؟ سکس کردی یا رپ کردی؟!


      هیچی نفهمیدم انتر (شرمنده از داش مهتی عاقا حق کپی رایت محفوظه نگران نباش!)


    •   As-pikc
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • یه دقیقه جق نزنید ببینم این کسخل چی میگه


    •   مسیحـا
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • صفحه کلید تلفنم تو ماتحتت با این نگارشت!


    •   intrajectory
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • بند اول رو خوندم فقط، یه توصیه ای دارم، لطفا کیر به دست داستان ننویسین، دیسلایک


    •   farhad.bi
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • خداییش خودت فهمیدی چی توشتی؟


    •   Alouche
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • نگارش داغون..موضوع چرت دیگ چی بگم


    •   moraba
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • سلام خنگول خودتی
      من هیچی از داستانت متوجه نشدم


    •   eyval123412341234
    • 4 هفته
      • 5

    • دوست دخترم حموم را کرد! یه دوست دختر دارم یه بار رفت حموم و بعد حموم اومد گفت می‌خواد بره حموم! منم باهاش رفتم حموم و وقتی از حموم در اومدیم دوستم زنگ زد گفت دوست دخترت با دوستم رفته حموم! منم غیرتی. خیلی حشری شدم! بعد شهوتم شد نفرت! بعد نفرتم شد دل درد! بعد دل دردم شد سر گیجه! بعد گفتم پس میرم تو کارش! رفتم تو کارش وای چی میدیدم! یه حموم پر از شربت! بعد با ولع رفتم حموم و تمام آبشو خوردم! اینم یه داستان کاملا بهداشتی و حمام رفته! خواهشا فحش ندید!


    •   داریوشم
    • 4 هفته
      • 1

    • باباجان اکرم تخمی-تخیلی مینویسید،لااقل فارسی بنویسید بفهمیم چی چی نوشتین!دهنم سرویس شد سه تا خط خوندم،ای بابا...


    •   Abnabatam
    • 4 هفته
      • 4

    • انشای پنجم ابتدایی من از نگارش داستان تو بهتر بود


      بنظرم نوشته هاتو قبل چاپ بده ویراستار
      خدایی 3 خط رو ده بار خوندم تا متوجه شدم چی نوشتی


    •   Mr.crow
    • 4 هفته
      • 1

    • لطفا لاشی بود خودن را گردن دیگران نندازیر


    •   reza550055
    • 4 هفته
      • 0

    • با عشق زاااااااااااااااااااااااار ت


    •   sikir
    • 4 هفته
      • 2

    • اینجا هرچی مشنگه فک میکنه داستانش قشنگه
      آخه منار به میون لنگای ننت، خوک ماده همچین جفتی رو قبول نمیکنه پلشت قزبیت


    •   mina987
    • 4 هفته
      • 0

    • افتضاح بود از اول تا اخر نه بخاطر مضمونش بخاطر طرز نوشتن کیریت چرا فعلا اینجوری قشنگ یکی دو پاراگرافو میخوندم نمیفهمیدم روان بنویس روان
      بعدشم کسکش بازیاتو گردن یکی دیگه ننداز بهت تجاوز نکرد که بگی باعث ایجاد ترومای روانی شده و ازین کسشرا یک خر بزرگ بودی و حق انتخاب داشتی و داری !!!!!


    •   armin_raad
    • 4 هفته
      • 0

    • کیر توش سپیده ب توام داد (dash)
      کسکش جنده


    •   شیخ_حشری
    • 4 هفته
      • 0

    • داستان آشنا بود اوایلش دیگه نخوندم انگار کپی شده شایدم همون داستان قبلیه یخورده ویرایش شده


    •   asidsystem2005
    • 4 هفته
      • 0

    • چیزایی رو که اگه صمیمی ترین رفیقاتون بگید بهتون میخندن و میاین اینجا میگید. دوس دارید فحشکش بشید.


    •   Mcyri
    • 4 هفته
      • 0

    • یکی ب من بگه این زبون بسته چی میگه


    •   iman.shahvanii
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • نه جون مادرت سعي كن حال نداشته باشي وديگه تعريف نكني


    •   girl+angel
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • ای خدایا این بیمارای بی غیرتو از زمین نابود کن (dash)
      هرچند ازسبک نگارشت داد میزدی ملجوقی بیش نیستی.به سن قانونی برس بعدبیا گه خوری کن


    •   keyvan_30c
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • به فوحشای دیگرون اهمیت نده...خداییش خوب مینویسی...سه بار با داستانت جق زدم...این یعنی نویسنده ی موفقی هستی


    •   Shad...
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • داداش قبل داستان نوشتن،دودولتو بذار تو شورتت،برو دستتو بشور،بعد بیا دو دستی تایپ کن.بعد بشین بخونش بزن.چرا خودتو مارو عذاب میدی؟!!!! (dash)


    •   Pouyazm
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • اسکل جقی . گور مدر و مادرت جقی خان


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو