داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

دوست دختر چشم عسلی ام

1391/11/08

سلام دوستان این داستان واقعیه اما ننوشتم که ابروی دوست دخترمو ببرم نه فقط برای سرگرمی شما نوشتم.چون من واقعا دوست دخترمو دوست دارم .اولا از چهرش بگم که از زیبایی و جذابیت بیش از حدش همه رو مدهوش خودش کرده.پوست سفید موهای خرمایی روشن ابروهای پرو وهشتی چشمای درشت و عسلی روشن و مژهای بلندو برگشته بینی قلمی و خوش فرم و لبای غنچه ای و ناز حتی بدون روژ لبم لباش نازه این دختر بخطر زیبایی زیادش هیچ وقت زیاد ارایش نمیکنه یا باتیپ فشن و …نمیره بیرون تا حد المکان سادست البته اینم بگم اینا خانوادگی خوشگلن برادرو خواهراشم خوشگلن.اما از اندام سکسی این دختر بگم قدش160 باوزن50کمر ترکه ای باسن خوش فرم وای چه سینه هایی مثل این سینه های عمل شده میمونه خوش اندازه و ایستاده.من دوسال باهاش دوستم تا الان دخترو زنی نمونده بود ک باش دوست نشدم نگاییدم اما این با همه فرق داشت همه جوره هوامو داشت و دلسوزم بود از وقتی باش اشنا شدم زندگیم عوض شد دور همه دخترارو هم خط کشیدم و موندم باهاش تا اینکه بعد از یک سال و نیم از دوستی تصمیم گرفتم باش سکس داشته باشم

یک روز ک خانوادش رفته بودن زیارت بهش گفتم بیا ببینمت دلم برات تنگ شده اونم بهم اطمینان داشت و چون اشنا بودیم همیشه می اومد خونمون.اون روز کلی اصرار کردم بلاخره اومدچون کلاس داشت راضی نمیشد اما بخاطر من کلاس و پیچوند و اومد.اول ک اومد تو خونه یکم نشستیم حرف زدیم دختر با دین و ایمونیه از این نزدیکی ها و این چیزا خوشش نمیاد.یکم نشستم پیشش بعد دست انداختم دور گردنش بعد بغلش کردم اون سعی در رد کردن من داشت اما من واقعا دلم میخواست باهاش سکس کنم نه فقط از رو هوس باتمام وجود می خواستمش باش حرف زدم یکم یکم قانعش کردم بغلش ک کردم بوی تنش مستم میکرد یک ادکلن خوش بو هم زده بود ک دیونم میکردبعد ازش خواستم راحت باشه و لباساشو در بیاره اونم با یک بلوزو شلوار نشست پیشم دستمو گذاشتم لای موهاش موهاش بلند بود تا باسنش خیلی هم خوشگل بو موهاش بدجور مستم کرد بوی تنش وقتی حرف میزد همه نگاهم به لباش بود ک چجور دلبری میکرد یک هو پریدو بوسم کرد ک از این شوکه بودن خارج بشم منم فرصت و غنیمت دیدم سفت تو بغلم گرفتمش و لبام و گذاشتم رو لباش.بعد یک دستموگذاشتم روسینش یکی دیگه اش رو رو باسنش و هی سینه و باسنش و میمالوندم.بعد گردنشو خوردم اونم خوشش اومده بود دیگه ممناعتی نمیکرد.بعد رفتم سراغ سینه هاش وای چه سینه هایی سفید نوکه سینه هاش صورتیوای که چقدر خوشگل ایستاده بودن یک سوتین صورت ی نازم تنش بود سوتینشو در اوردم چقدر سیناهاش ناز بود با دیدنش دیگه کیرم بدجور شق کرد.شروع کردم با حرص و ولع خوردن اینقدر خوردم ک دیگه دردش گرفته بود میگفت تروخدا ول کن دردم گرفت گاهی هم با دندونم نوک سینشو ک شق بود میکشیدم بیشتر اخ و اخوش در میومد اونم خوشش اومده بود سرمو به سینش فشار میدادیکم یکم اومدم پایین شکمشو نافشو لیس زدم و بوسیدم و خوردم بعد شلوارشو در اوردم حالا دیگه ل خت بودیم گرمایی تنش خیلی زیاد بود اینقدر بود ک انگار داشت تو تب میسوخت منم گرمم بود با چسبیدن بهش عرق میکردم مجبور شدم پتورو ز رو هردومون زدم کنار بعد شروع کردم به خوردن کسش واااااای عجب کسی داشت سفید و تپل چقدر ناز بود بدون یک مو تمیزو خوشکل حسابی هم داغ شده بود و خیس داشتم کسش و می خوردم ک صداش در اومد بود هی اخ و اوخ میکرد ناله میکرد کیرمو هی به کسش مالوندم بعد دو باره زبونمو گذاشتم توکسش و می خوردم با چچولش بازی میکردم بعد بلند شدم کیرمو دادم دستش باش بازی کن با اینک از قبل سکس نداشت اما خیلی قشنگ برام ساک میزد. اول گرفت دستش یکم تف زد به کیرم بعد با دستش بالا پایین کرد کیرمو بعد گذاشت تو دهنش لیس زد از خایه هام تا خود گیرمو بعد تند تند تو دهنش عقب جلو میکرد اینقدر این کارو کرد تا حس کرد حالا ابم میاد بلندش کرد خابوندمش دوست داشتم بکنم تو کسش اما چون دختر نتونستم برش گشتوندم و کونشو دادم سمت خودمبا اب کسش سوراخ کونشو خیس کردم بعد بوسیدمش و لیسش زدم حسابی خیس بود با دستم باش بازی کردم تا یکم باز بشه اخه بار اولش بود هم تنگ بود هم خیلی درد داشت یکم کیرمو کردم تو کونش خیلی دردش گرفت در وردم دوباره یکم گذاشتم توکنش چند بار اینکارو کردم تا یکم کونش باز شد بعد بایک فشار یک هو کیرم رفت تو کونش اینقدر تنگ بود ک حس کردم کیرم داره دو نصف میشه اما من تو اوج لذت بودم هی تند تند میکردم تو کونش اونم ناله هاش شد جیغ دیگه و التماس میکرد بسه درد داره. تا دودقیقه هی تو کونش محکم تلمبه زدم ک ابم ریخت توکونش بعد بسکه زیاد بود زد بیرون.اما این قشنگ ترین و بهترین سکسم با یک دختر بود. و می خوام بهش بگم بدجور عاشقشم و می خوامش.دوستش دارم به امید روزی ک همه جونا یک دختری مثل دوست دختر من گیرشون بیاد البته اینم بگم بعد اون روز تا الان دیگ باش سکس نکردم چون اون راضی به زنا نیست اون بارم با اصرار من بودمن چون دوستش دارم به عقایدش احترام میذارم و از همینجا میگم ک عاشقشم.
راستی اگر جایی غلط املایی بود ببخشید من زیاد فارسیم خوب نیست.

نوشته: mas0od


👍 0
👎 0
44272 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

355837
2013-01-26 23:38:45 +0330 +0330

نخوندم نخوندم
IMPISH

0 ❤️

355838
2013-01-26 23:41:28 +0330 +0330
NA

میخونم برمیگردم نظرم رو میدم
تا بعد

0 ❤️

355839
2013-01-26 23:43:20 +0330 +0330
NA

mas0od:

اتفاقا منم زیاد فارسیم خوب نیست.مگه نه بچه ها؟

تورو جان جد و ابادتون یکی عاشق یک دختر با قیافه معمولی مثل من باشه.امکانش نیست؟

0 ❤️

355840
2013-01-26 23:54:24 +0330 +0330

جق زدن ذهن ادم و خراب میکنه بعد ادم میفته به توهم از اونجام که هی کس و شعر تلاوت میکنه ،اینجا باید داستان بنویسی نه اینکه از ارزوهات بگی

0 ❤️

355841
2013-01-26 23:55:59 +0330 +0330

فرانسه :
پسر: بن ژور مادام! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا شیم!
دختر: با کمال میل موسیو!

ایتالیا :
… پسر: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم و بسیار مایلم که بیشتر با شما آشنا شم!
دختر: من هم از شما خوشم اومده و پیشنهاد شمارو با
کمال میل می پذیرم!

انگلیس :
پسر: با عرض سلام خدمت شما خانوم محترم!
خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده می میخوام اگه مایل باشید باهم باشیم!
دختر: چرا که نه؟ میتونیم در کنار هم باشیم!

و اما ایران :
پسر: پیــــــــــــــــــس … پیس پیس …
پـــــــــــــــــــــــی ــــــــــــــــس … پیییییییییییییس …
ســــــــوووووووو … ســــــــــوووو …
ســــــــــــس … ســــــــــــــــــــــــ ـــــــــــس …
پــــــــِـخخخخخخخخخ … چِــخـــــــــــــــه …
هووووووی با تواما! بیا شماره مو بگیر بزنگ!
دختر: خفه شو! کصافطِ عوضی! مگه خودت خوار و مادر نداری
راه افتادی دنبالِ ناموس مردم،بی ناموس!
شماره تو میگیرم فقط واسه اینکه شرتو زود کم کنی!
ساعت 10 زنگ میزنم!

0 ❤️

355842
2013-01-26 23:57:05 +0330 +0330
NA

همه میدونیم دختری که اینجور تو میگی با دین و ایمانه با ی مالوندن پا نمیده مگه اینکه وسط جلق زدن داستان نوشته باشی

0 ❤️

355843
2013-01-27 00:00:44 +0330 +0330
NA

همه میدونیم دختری که اینجور تو میگی با دین و ایمانه با ی مالوندن پا نمیده مگه اینکه وسط جلق زدن داستان نوشته باشی

0 ❤️

355844
2013-01-27 00:03:06 +0330 +0330
NA

همه میدونیم دختری که اینجور تو میگی با دین و ایمانه با ی مالوندن پا نمیده مگه اینکه وسط جلق زدن داستان نوشته باشی

0 ❤️

355845
2013-01-27 00:05:22 +0330 +0330
NA

همه میدونیم دختری که اینجور تو میگی با دین و ایمانه با ی مالوندن پا نمیده مگه اینکه وسط جلق زدن داستان نوشته باشی

0 ❤️

355846
2013-01-27 00:06:59 +0330 +0330
NA

همه میدونیم دختری که اینجور تو میگی با دین و ایمانه با ی مالوندن پا نمیده مگه اینکه وسط جلق زدن داستان نوشته باشی

0 ❤️

355847
2013-01-27 00:09:11 +0330 +0330
NA

همه میدونیم دختری که اینجور تو میگی با دین و ایمانه با ی مالوندن پا نمیده مگه اینکه وسط جلق زدن داستان نوشته باشی

0 ❤️

355848
2013-01-27 02:13:58 +0330 +0330
NA

آ!!!
بللللللههههه
چقد شما با کلاسی!!!
فارست زیاد خوب نیس!!
برو کونتو بده دوست عزیز ذهنت باز میشه برا همین فانتزیا

0 ❤️

355849
2013-01-27 03:02:42 +0330 +0330
NA

>:D< :* khoshgel khanoom

0 ❤️

355850
2013-01-27 03:18:33 +0330 +0330
NA

بازم یه جلقی دیگه داستان نوشت و من از نظرات اینو فهمیدم
چون همیشه داستان رو نباید بخونی باید اول بیای ببینی منتقدان حاذق سایت قهوه ایش کردن یانه اونوقت معیار خوب بودن داستان رو میشه
در ضمن پروازی جان من عاشق ای سرعت نظر دهی تو شدم لامصب
خودم عاشقتم البته فقط به عنوان یه هموطن چون زیدم کنارمه

0 ❤️

355851
2013-01-27 03:24:28 +0330 +0330
NA

joonewar:

سرعتی در کار نبود .پارگراف اولو که خوندم افسردگی گرفتم ادامه ندادم.شاد باشی با دوستت عزیزم. :D

0 ❤️

355852
2013-01-27 03:30:22 +0330 +0330
NA

ممنون پروازی جان سلام میرسونه و میگه خیلی براش جالبه دخترا هم تو این سایت عضو هستن چون وقتی من براش تعریف کردم باور نمیکرد میگه شاید اونم عضو شد

0 ❤️

355853
2013-01-27 04:05:09 +0330 +0330
NA

احیانا دوست دخترت ترک ن و خونش هم تو آستارا ن ؟

0 ❤️

355854
2013-01-27 04:21:19 +0330 +0330
NA

إ مگه پروازی دختره؟ج جلب ؛اخه همیشه نظراتش مثل پسراست

0 ❤️

355855
2013-01-27 05:27:46 +0330 +0330
NA

آميرزا :

=D> افرین دادا .عالی بود

0 ❤️

355856
2013-01-27 05:44:34 +0330 +0330

تو تخم حروم مگه از کدوم قبرستونی اومدی که فارسیت خوب نیست؟ دفعه یعد به همون لری بنویس. ریدم من قبر بوت!

0 ❤️

355857
2013-01-27 06:43:01 +0330 +0330

آميرزا جان يه دونه باشى.

0 ❤️

355858
2013-01-27 08:12:10 +0330 +0330

پس از چندی که در این بیتوته عضویت گذیدیم بر آن شدیم که اولین پست خود را در قسمت حکایات به رشته تحریر درآوریم مر عشق آمیرزا و بیجن؛من باب تچکرات بیجه زین حکایت امیرزا ؛ باشد که کسالت مرتفع گردد و ره هموار

0 ❤️

355859
2013-01-27 08:51:53 +0330 +0330
NA

بد نبود.

0 ❤️

355860
2013-01-27 09:17:32 +0330 +0330
NA

پیوندتان مبارک باد اقای خارجی

0 ❤️

355861
2013-01-27 11:11:44 +0330 +0330
NA

راستشو بگو جاسوس سازمان سیایی…

پدر بیامرز خو چطور فارسی بلد نیستی؟؟؟؟
هان؟؟؟

نکنه بچه تو قنداقی؟؟؟

مگه تو عقیدت چیه که بااون نمیخونه؟؟؟

بعدم فک کردی مدل گیر اووردی؟؟؟

بازم هان؟؟؟؟؟؟

0 ❤️

355862
2013-01-27 13:25:26 +0330 +0330
NA

اوّلن اینکه
()()=========> ( )( )
کیرم که اون بالا کشیدم تو کونت
دوّمن اینکه انقدر خواب هایی که می بینین نیاین اینجا ننویسید
وسوّمن اینکه نفر بعدی بگه چون اگه خودم بگم فش میدم(’~’)

0 ❤️

355863
2013-01-27 14:30:40 +0330 +0330

آرزو بر جوانان عيب نيست _
دوستان بزارين اين جقي ها هم حداقل تو دنياي مجازي به چيزي كه ميخوان برسن ديگه!

0 ❤️

355864
2013-01-27 14:38:28 +0330 +0330

يه بيست دفعه ديگه هم نظرتو ميفرستادي

0 ❤️

355865
2013-01-27 14:56:56 +0330 +0330
NA

چرا امکانش نباشه من هستم :D

0 ❤️

355866
2013-01-27 15:11:32 +0330 +0330
NA

خداییش آدم یه هفته نیاد تو این سایت و داستان یا بهتره بگم جق نامه های اینارو نخونه افسرده می شه…
آمیرزا خدایی یه دونه باشی

0 ❤️

355867
2013-01-27 15:21:26 +0330 +0330
NA

bad

0 ❤️

355868
2013-01-27 15:58:42 +0330 +0330
NA

عزیزان چرابه ذوق می زنیدیه داستانی نوشته توداستان اشتباه کرده شمابه بزرگی خودتان ببخشیدتاشایدداستان خوبی بنویسددلش دخترخوشگل ومومن می خوادایشالله نصیبش میشه فقط زیادجلق نزنه تاکیرش هرزنشه بهترچون دراین صورت پیچ مغزش خراب میشه

0 ❤️

355869
2013-01-27 16:10:45 +0330 +0330
NA

آمیرزا دست مریزاد،محشر بود

0 ❤️

355870
2013-01-27 16:30:05 +0330 +0330
NA

جالبه همه داستانا کارکتراش پرنو استارن

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom