دوست پسر دیوثم

    سلام. من مینا هستم الان 23سالمه این خاطره که میگم ماله سن16سالگیم بود.
    اون موقع نسبت به بقیه دخترا مخصوصا تو مدرسه از همه خوشگل تر بودم.
    یه دوست پسر یه اسمه احمد داشتم که خیلی پسر قوی و هیکلی بود و لات بود در کل.
    اوایل دوستیمون کع بود خیلی با هم خوب بودیم. خیلی با هم حرف میزدیم اونم همش حرفای عاشقانه میزد. منم خرش شده بودم اما اصلا اینو قبول نداشتم که تو اون سنه کم سکس کنم.
    یه روز گفت میخوای بریم با هم یه جایی منم قبول کردم راستی بگم دوست پسرم اون موقع یازده سال ازم بزرگتر بود. رفتیم ولی وقتی رسیدیم یه جایی گفت پیاده شو میخوام یه چیزی نشونت بدم. منم پیاده شدم ولی گازو گرفت رفت. منم اصبانی شدم بهش زنگ زدم گفتم چرا اینکارو کردی. گفتش اونجایی که پیادت کردم محل این یارو شراب خورا و مواد فروشو اینا هستن. اگه میخوای بیام دنبالت یه شرط داره...
    منم بدون اینکه معطل کنم گفتم باشه بدونه اینکه شرطشو گوش بدم گفتم باشه قبوله. اونم اومد دنبالم.

    بعد اینکه راه افتادیم گفتم راستی شرطت چی بود. گفت باید بهم کون بدی و سکس کنی....
    منم سریع گفتم بزن بغل و وقتی پیاده شدم چند تا فش بهش دادمو همه چیزاشو مثله شمارشو اینارو کلا پاک کردم.
    بعد یه هفته بهم از یه شماره دیگه پیام داد ببخشید من جوگیر شده بودم و کلی عذر خواهی کرد.منم خر شدم دوباره باهاش دوست شدم.
    یه روز ازم پرسید هر وقت تنها بودی خبرم کن تا بیام پیشت تنها نباشی یه وقت.
    دو ماه بعد که دایی بابام فوت کرد و مامان و بابام رفتن منو داداشم تنها موندیم. داداشم خیلی ادم آشغالی بود و گفت میره پیش دوستش و منو تو نونه تنها گذاشت.
    منم از تنهایی میترسیدم برای همین به احمد گقتم که بیاد پیشم.
    اونم گفت الان میام.
    وقتی اومد رفت نشست تو پذیرایی و منم رفتم براش شربت درست کنم. یه دفعه کثافت از پشت منو گرفت و دهنو بست با یه پارچه.
    من زورم بهش نمیرسید اونم بیشعور رفت تو اتاقها رو گذشت تا یه چادر پیدا کرد و دستمو بست.
    برد منو تو یه اتاق و درو بست وگفت ها چیه جنده خانوم سر قولت نمیمونی نه.الان جوری جرت میدم که تا آخر عمرت یادت بمونه.
    بعد شروع کرد لباساشو در بیاره.
    وقتی در اورد دیدم کیرش خیلی کلفته ترسید شروع کردم گریع کردن اما فایده نداشت.شلوارمو گرفت با دستش پاره کرد و شرتمم کشید پایین.
    کیرشو گذاشت رو کونم و بعد یه چیزی مالید سرش فکر کنم کرم زد و بعد...
    بافشار تا ته کرد تو کونم... داشتم میمردم از درد.جوری جیغ زدم که احمد سریع جلو دهنمو گرفت با اینکه دهنمو بسته بود بعد مثله وحشیا تلمه میزد کونم داشت جر میخورد.
    بعد کیرشو در اورد گذاشت رو کسم و گفت حالا میخوام ادبت کنم.بعد کیرشو کرد تو کوسمو پردمو زد.تخت پره خون شد و منم داشتم سکته میزدم از ترس و درد.
    ایقدر مثله سگ تلمبه زد تا وقتی آبش اومد و آبشو رو صورتم خالی کرد. بعدشم آشغال کمربندشو در اورد کونمو باهاش سیاهو کبود کرد.
    زورم هم از اونجا گرفت دیوث اومد بعدش بالا سرم شاششو رو صورتم ریخت بعدشم لباساشو پوشیدو میخواست بره دستمو وا کردو رفت...
    منم از ترس اینکه داداشم بیاد بعد یه ربع با کلی بدبختیو درد رفتم حموم و بعدشم رو تختی رو شستم که درواقع اثرش موند و مجبور شدم بندازمش دور.
    بعد از اون دیگه هیچ وقت ندیدمش و شمارمو هم بلاک کرده بود
    این اولینو اخرین دستان من تاحالا بوده و مثله چی پشیمونم مخصوصا حالا که پرده ندارم
    مرسی که خوندین
    ...


    نوشته: مینا

  • 5

  • 36




  • نظرات:
    •   407TT
    • 1 ماه،3 هفته
      • 8

    • کلا از اینکه نویسنده یه پسر جقی 15-16 سالست بگذریم؛ من آخر نفهمیدم مینا اسم دختره یا پسر؟؟!!


    •   khanomgolllliiiii
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • منتظر شاه ایکسم...


    •   Nanaei
    • 1 ماه،3 هفته
      • 7

    • خودت که ادعا میکن خوشگلی.ولی نمیدونم چرا اون دوست پسر دیوثت صورت تورو با مستراح اشتباه گرفته بوده....یکم دیگه مونده بود احتمالا میرید رو صورتت.........


    •   Sohiel1360
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • تخت پرخون رو خوب اومدی ... کسخل جقی


    •   amir.massajor25
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • من دیگه رد دادم از این حجم از کسشعر!!!!


      فاک یو


    •   Mester.kir
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • بابا اصبانی نشی که میکشیمون اصبانی


    •   DarkWeb
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • بسه بسه ! اون موقع نسبت به »همه« دخترا خوشکل تر بودی؟
      این یه اتهام جدیه! یعنی همه اینقدر زشت بودن که خوشکلشون تو بودی؟ (biggrin)

      بعد نمیدونی خوشکلا نباید با پسر غریبه تنها نباشن؟ (biggrin)


    •   Real_slim_shady-
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • بدجور گاییدتت داداش


    •   iraniact
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • جنده خانم معلومه پسری کیرم دهنت احمق ننویس اقا ننویس.


    •   ششلی@سکسی
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • کیر منم تو ماتحتت با این نوشتارت
      ریدی مانند بن لادن


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • «اصبانی؟»کلاس چندمی عمو جون؟ (biggrin)


    •   nSiEmXaY
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • خدا لعنتش کنه پسره کس مادرو البته رل زدن تو تو سن کم اشتباه بوده


    •   sirparham78
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • حالا جدا از کصشری داستان واقعا دخترا تا میتونید دوست پسر با رنج سنی اطرف خودتون قبول کنید
      تجربه ثابت کرده بهتره اینجوری رابطه ها


    •   Sexybreasts
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • مينا جنده ديس ١٠ :)


    •   Sepehr_2000
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • نمیخوام بگم تقصیر تو بوده
      ولی کصخل بودی که با یه لات یازده سال بزرگتر دوست شدی و انتظار تجاوز نداشتی؟
      البته با این طرز نوشتنت مطمئنم هنوزم کصخلی


    •   Littlelucifer
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • آدم قحط بود با ۱۱ سال بزرگتر از خودت دوست شدی ؟
      مغز نداری دیگه اگه داشتی وقتی یکی یک بار زوری می‌خواسته بکندت و از دستش در رفتی رو دوباره برگشتی و آوردی خونه که اینطوری بگا سگ بری .


      خواستی بدی به هم سنت بده عمو جون


    •   Alislv24
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • چرا کصتان مینویسی جاکش کیرم تو ذهنیتت


    •   +A
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • محل مواد فروشا پیادت کرده بعد شرط گذاشته ? قبول نکردی پیاده شدی ? اگه واقعا قصد این کارو داشت همونجا تو اون محل قبل سوار کردنت انجام میداد, شایدم ترسیده اونجا چهار نفرم کون خودش بزارن . یا شوخی بوده .
      ولی اونجا که زنگ زدی بیاد خونتون اونم بعد این اتفاق معلومه چی قراره بشه . ولی فتیش تجاوز و تحقیر تو داستانت هست . غیر واقعی بود.


    •   323Mazda
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • بیا مام برینیم دهنت ک تکمیل شه فرآیند. اسگل ی وری


    •   PUNISHER2020
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • درووووود بر گابریل گارسیا مارکز.اغا جان مگه مجبوری مینویسی؟؟؟چرا جفنگیات تفت میدید؟؟؟


    •   محمدتاپ32
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • بهت گفته باید کون بدی پیاده شدی از ماشین بعدش بردی خونتون


    •   tehranescort02
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • این کس شعرها رو مینویسید جوان مردم میفرستید بالای دار
      الاغ اگه یکی اینطوری کرده بودت بقیه یقینا میفهمیدن
      تجاوز جلو و عقب با کمربند
      بعدم تا قبل اومدن دادشت خونه رو مرتب کردی؟!!!!!!!
      حالا تازه اگه مثل داستان تو باشه فقط کافی بود میگفتی
      جوری چوب تو کون پسره میکردن که صداش امریکایی ها هم بشنوند


      لطفا لطفا لطفا از این اراجیف ننویسید


    •   bokonesh
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • اول دهنتو بست بعددستتو...جالبه که رفتش تواتاقاچادرپیدا کرداومددستتو بست،!!!!توهم همینجوری دهن بسته،دست به کمرمنتظر شدی تا بیاددستاتم ببنده،


    •   moonkhaan
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کس گفتی، فک کردی راست گفتی؟؟؟


    •   الونسوکیخانو
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • خسته نباشی آقا پسر.


    •   منیر_توله
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • فتیش خوبی داری


    •   hamid30gari
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • این چی بود دیگه؟
      اینکه میگن قرنطینه فشار اورده رو واقعا بعده خوندن این داستان درک کردم


    •   hamid30gari
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • Sexybreasts عزیز قبل هرچیز خوش برگشتی، ولی چرا انقدر عصبی؟
      کامنتات رو با کامنتای قبلت مقایسه میکنم خایه میکنم. (biggrin)


    •   khanomgolllliiiii
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • من دیس اول بووووودممممم


    •   Marshaall_Boss
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • بقول یه عزیزی:


      خا رکسه مگه کیر گذاشتن رو شقیقه ت که بنویسی؟
      ننویس تا اینهمه دیس نکنن تو شیافت.


    •   مردزخمی
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ریدی تو "اصابم" بچه کوونی، جقی بی مصرف


    •   sexy32
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • دیوونه شدم! (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) دیوونه شدم جاکش (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash)


    •   hhhhm@
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • دادمیزن دورغ


    •   mojtaba.mashhad
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • نوشته ی پسر برده تشنه تحقیر


    •   Tak3da_clip
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • بیاه من واسط پیداش میکنم کونش میزارم


    •   Mustapha.ya1374
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • اورا مورد تجاوز از باستن و دهان و دست قرار دهید تا دیگر کوس ننویسد


    •   Ashkan9876
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کلا چرا خانواده میرن سفر یا یه فامیل فوت میکنه اینا باهم سکس میکنن


      لا اقل یکم خلاقیت به خرج بدین داستانا با هم یکن فرق کنه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو