دوست پسر وحشی

    سلام .اسمم هر چی هست مهم نیست .اینجوری که همه اول داستانها خودشون رو معرفی کردن فکر کنم من باید خودمو تشریح کنم !
    ۲۱ سالمه ،قدم ۱۷۸ و وزنم ۷۲ کیلو هستش .کمبود ندارم از خوشگلیم تعریف کنم چون همه بهم میگن وبحث تعریف از خود نباشه ،تقریبا مطمئنم که خوشگلم ،و انقدر اتفاقای جور واجور برام افتاده فقط به خاطر قیافه ام که مطمن شدم که نه تنها خوشگل هستم بلکه سکسی هم هستم البته بیشتر برا پسرا چون برا دخترا زیادی خوشگلم و مردونه نیست به نظرشون البته برامم مهم نیست چون در هر صورت من به دخترا علاقه ندارم.خوشگل ترین جاهای صورتم لبم و چشم و ابرومه و خوشگلترین جای بدنم اینجور که دوست پسرم میگه کمر به پایینمه ،که خیلی شبیح پاهای دختراس .مخصوصا پشت پام .حالا بماند این حرفا


    این دومین داستانم هستش که اینجا مینویسم و تو داستان اولم شرح دادم که چطور با دوست پسرم آشنا شدم و تنها کسی که با من سکس میکنه همین دوست پسرم هستش که یک سال هم از من کوچیکتره ولی قدش نزدیک دو متره و وزنش هم نزدیکای ۱۱۰ کیلو ولی چاق نیست و خیلی هم خوش تیپه اسمش هم تو این داستان علی میزاریم.


    خونه مون دو طبقه بود که یک طبقه اش رو برادرم با خونواده اش زندگی میکرد
    یک طبقه اش هم پدرم و مادرم.انقدر اصرار کردم به پدرم که من میخوام جدا بشم و مستقل زندگی کنم پدرم قبول کرد و چند خیابون اون طرفتر خودشون
    یک خونه اجاره کرد برام و همه وسیله ای هم خرید برا خونه که منو تشویق کنه زن بگیرم ولی خبر نداره که من به پسرا علاقه دارم و علاقه ای به دختر ندارم .البته قبلا هم گفتم که من فقط با علی سکس کردم البته چند بارم تو بچگی بوده که نمیشه اسمش رو سکس گذاشت و کسی هم نتونسته زورکی باهام سکس کنه .علی هم پدرش دو تا خونه داره که یکیش خارج شهره و فقط برا آخر هفته برا تفریح خونواده اش میرن اونجا ،به خاطر همین هم من همیشه خونه دارم ۲۴ ساعته هم اون و جفتمون هم ماشین داریم
    علی خیلی خیلی دوسم داشت همه چیزای خوب رو اول برا من میخواست و بعد برا خودش ولی همین دوست داشتن هم خیلی باعث دردسرم شد.
    اولا که با علی سکس میکردیم باهام خیلی تو سکس آروم بود و حتی خجالت هم میکشید ،حتی وقتی قرار میذاشتیم که سکس کنیم و وقتی من میرفتم پیش اون ازم با فاصله مینشست و من هر چی منتظر میشدم کاری نمیکرد که من اعصابم خرد میشد بهش میگفتم دوست نداری سکس کنیم ؟اونم میگفت چرا دوست دارم میگفتم خوب شروع کن.اونم میومد با محبت تمام لباسام رو در میاورد و شروع میکرد همه جام رو میخورد عشقش این بود که سوراخ کونو بخوره و نیم ساعت تمام میخوره و برام خسته کننده میشد و من هر کاری میکردم که تموم کنه وکاری دیگه انجام بده نمیکرد به زور پاهام رو میکشید رو سینم و با دستش محکم میگرفت و نمیزاشت پاهام رو بیارم پایین و دهنش رو میذاشت تو سوراخم زبون میکرد تو کونم و میلیسید ومیمکید و همه کار میکرد و بعدش ازم میپرسید میشه کیرم رو بخوری منم بار اول و دوم زیاد خوشم نیومد ولی هر بار برام لذت بخش تر میشد و خیلی حال میکردم با خوردن کیرش جوری که دیگه یک ساعت کیر و تخماش رو میخوردم .کیرش رو آروم میکرد تو دهنم و اصلا تلمبه نمیزد و فقط نگاهم میکرد و بعضی وقتا کیرش رو در میاورد و پیش آبش خیلی زیاد بود و میکشید رو ابروهام و چشمم و لبم و میگفت حیف نیست پسر خوشگلی مثل تو اینجوی کیر بخوره تو میتونی با خوشگلترین دخترا سکس کنی ،خودمم میدونستم ولی میل جنسی لامصب به پسر تمایل داشت.
    انقدر با مهر و محبت و عاشقانه باهام سکس میکرد دیگه برام خسته کننده شده بود وقتی که میکردم تا یک آخ کوچولو میگفتم میگفت چی شد دردت اومد،میخوای دیگه نکنم ؟منم که تو اوج شهوت بودم میگفتم چی میگی این آخ من از رو شهوته نه از رو درد .البته درد هم داشت ولی درد با لذت .خیلی کمرش سفت بود و بعضی وقتا شیره هم میخورد دو ساعت میکرد ولی آبش نمیومد.هیچ پوزیشنی رو پیشنهاد نمیداد و من همش باید میگفتم اینجوری بکن و اونجوری بکن.دیگه خسته کننده شده بود این سکس عشقولانه و دوست داشتم کمی خشن تر باشه تو سکس ولی بهش نمیگفتم.
    یک روز ازم پرسید تا حالا شده غیر من دوست داشته باشی کسی دیگه بکنتت ؟
    اول گفتم فقط تو انقدر اصرار کرد منم یکی از دوستای مشترکمون که خیلی هم خوشگله و اسمش امیره رو اسم بردم دیدم خیلی ناراحت شد و گفت نکنه باهاش سکس هم کردی .من گفتم دیونه چی میگی من فقط با تو سکس کردم حالا هم چون خیلی اصرار کردی فقط خواستم یک اسم بگم .کمی داد و بیداد کرد و گفت من این همه دوست دارم انقدر واست کادو میخرم و هر جا میگی میام و هر کاری میگی میکنم بعد میگی دوست داری با امیر سکس کنی خلاصه خیلی ناراحت شد و تموم شد و گذشت تا چند هفته بعد خونه یکی از دوستامون دعوت شدیم من و علی و امیر و صاحب خونه .شب وقت خواب صاحب خونه رختواب من و امیر رو کنار هم انداخت البته قبلش هم کمی مواد زده بودیم .شب علی و اون یکی دوستم خوابیدن و من و امیر تا نصف شب با هم حرف زدیم البته حرف عادی و ایر روحشم خبر نداشت که من از اون خوشم میاد و منم قصد نداشتم بهش بگم چون علی واسم مهم بود و هم دوسش داشتم و هم سکس باهاش بهم حال میداد
    امیر خوابید و منم چشام رو بسته بودم که دیدم علی اومد بیخ گوشم گفت خیال کردی نمیدونم داشت باهات ور میرفت وایسا فردا بریم بیرون از این خونه کار به کارت دارم منم جدی نگرفتم گفتم اشتباه میکنی یا خواب دیدی ویا اثر مواده ولی اون میگفت خودم دیدم داش ت میمالیدت.در حالی که اصلا همچین اتفاقی نیوفتاده بود .علی تا صبح نخوابید و منم از ترس علی خوابم نمیبرد چون وقتی عصبانی میشد دیونه میشد و چون هیکلش هم بزرگ بود همه کار ازش بر میومد و وقتی قاطی میکرد هر چی براش توضیح میدادی حرف خودش رو میزد و چیز میشکنه و آبرو اصلا براش مهم نیست ومنم همش سعی میکردم از امیر فاصله بگیرم که آروم بشه .فردا از بچه ها خداحافظی کردیم تا نشستیم تو ماشین یک سیلی زد تو گوشم و گفت خیال کردی نمیدونم با امیر رابطه داری و داره میکنتت ولی همش میگی فقط با من سکس داشتی و من اولین پسر تو زندگیت هستم. من بهش گفتم آخه من که بیست و چهار ساعته با توام کی رفتم پیش اون تنهایی، به خدا داری اشتباه میکنی .دیدم شروع کرد گریه کردن و به خودش فحش دادن و گفت به داداشات و پدرت وهمه میگم که هر روز داری کون میدی به من و کیرم رو یک ساعت تمام میخوری و عشق کیری.منم که ترسیده بودم گریه میکردم و همش قسم میخوردم که داره اشتباه میکنه ولی گوشش بدهکار نبود .بعد گفت گم شو از ماشین برو بیرون وقتی به خونواده ات گفتم اون موقع میفهی.
    چند هفته گذشت و جواب زنگام رو نمیداد،دم خونشون رفتم ماشینش دم خونه بود ولی مادرش رو مجبور میکرد بگه خونه نیست
    داشتم سکته میکردم همش میترسیم به همه بگه که منو میکنه.
    یک روز جمعه بعد اظهر تو خونه نشسته بودم خیلی حالم بد بود و انقدر این مدت استرس اینو داشتم که علی به خونوادم بگه از خواب و خوراک افتاده بودم.
    یهو دیدم گوشیم زنگ خورد و دیدم علی خیلی خوشحال شدم گفتم دلش برام تنگ شدهو با خودم گفتم حالا میتونم باهاش حرف بزنم و قانعش کنم که اشتباه کرده.منم دلم هم دلم براش تنگ شده بود هم دلم سکس میخواست.تا گوشی جواب دادم گفتم سلام جواب سلامم رو نداد گفت کجایی؟گفتم خونه .گفت الان میام میخوام بکنمت و گوشی رو قطع کرد.از لحن حرف زدنش خیلی بدم اومد مثل جنده ها باهام حرف زد .منم با خودم گفتم علی خیلی دوسم داره میخواد اذیتم کنه و به خودم دلداری میدادم.
    بعد نیم ساعت اومد زنگ زد در و باز کردم دیدم علی یک ساک کاغذی کوچیکم دستشه سلام کردم گفت سلام اومد تو حیاط ولی با اخم و برعکس همیشه که وقتی میومد تو خونه یا من میرفتم خونه شون همدیگه رو بغل میکردیم ی نگاهی بهم کرد و رفت تو .با خودم گفتم حتما هدیه واسم گرفته چون قبل دعوامون خیلی برام هدیه میخرید .رفتیم تو خونه نشستیم رو تخت و بغلش نشستم و برعکس همیشه که اون منو بوس میکرد
    من بغلش کردم وبوسش کردم و شروع کردم واسش توضیح دادن که اشتباه کرده و این حرفا که گفت مهم نیست ولی نه از لب گرفتن خبری بود مثل همیشه نه از ابراز محبتاش.گفت دلم برا کردنت و ساک زدنات تنگ شده.منم که خوشحال بودم که دیگه ماجرای گفتن به خونواده ام تموم شده و رابطه مون مثل قدیم شده گفتم منم دلم واسه کیر خوش مزه ات و کردنات تنگ شده الان دیگه سکس میچسبه.کمی شیره تریاک با خوش آورده بود کمی به من داد گفت بخور و خودشم کمی خورد و .بعد گفت بدنت مثل همیشه شیو شده اس یا نه منم با خوشحالی گفتم شیو کردن که کاری نداره تا تو چایی بخوری و یک سیگار تو حیاط بکشی منم میرم حموم شیو میکنم میام بیرون گفت باشه.سریع رفتم حموم با خوشحالی براش سفارشی شیو کردم و اومدم بیرون . اومدم بغلش نشتم کمی دست آوردم رو کیرش حسابی حشری شده بودم که کیر و خایه اش رو حسابی بخورم و گفت امروز میخوام کونت رو پاره کنم منم خندیدم و گفتم دلم برا خوردن کیرت تنگ شده بود.
    دیدم ساک که آورده بود آورد و یک جفت جوراب زنونه ساق بلند توری در آورد گفت اینو بپوش.من نه زنونه پوشم نه تا اون وقت امتحان کرده بودم.خنده ام گرفت و حشری شده بودم و گفتم باشه پوشیدم و همش میخندیدم و وقتی نگاه پاهام میکردم خیلی حشرم میزد بالا و خیلی دوست داشتم گاییده شدنم تو اون جوراب رو ببینم .دیدم بهم گفت خودت که جنده ای تیپ جنده ای هم باید بزنی.فورا فهمیدم منظورش چیه چون هیچ وقت قدیما با من اینجوری حرف نمیزد و به خاطر جریان امیر داره اینجوری حرف میزنه بهش گفتم که اشتباه میکنه که حرفم رو قطع کرد گفت گه نخور کونی. گفتم گه هم خوردی
    که زد تو گوشم گریه ام گرفت و زدم زیر گریه گفتم گمشو بر بیرون خواستم جورابا رو از پام در بیارم که گفت در نیار بعد از این مثل جنده ها باهات رفتار میکنم و پر رو بازی در بیاری به خونوادهات میگم.منم میدونستم وقتی عصبانی بشه هر کاری از دستش بر میاد چه یک لیوان آب بخوره چه الان بره به پدرو داداشام بگه نمیدونستم چیکار کنم اصلا به حرفمم گوش نمیداد منم دیدم چاره ای ندارم جز اینکه به حرفش گوش بدم.گفت بشین بخورش نشستم سرم رو با دو دستش گرفت و دهنم رو از رو شلوارش فشار میداد رو کیرش طوری که نفس نمیتونستم بکشم شلوارش رو در آورد این بار از رو شرت گذاشت دهنم .
    کیرش دراز بود ولی کلفتیش متوسط بود کیرش رو در آوردم سنگ شده بود دیدم کیرش کلفتر از قبلش شده گقتم کیرت کلفت شده گفت آره چند وقته دارم پماد میزنم برات کلفتش میکنم که کونت رو پاره کنم کونی بعد ببینم من خوب میکونمت یا امیر.
    حسابی وحشی شده بود مثل تو فیلمای پورن که وحشیانه سکس میکنن اینم اینجوری شده بود. فکر کنم این مدت که با هم قهر بودیم فقط فیلمای پورن وحشیانه نگاه کرده و بود و به ذهن سپرده بود که با منم این کار رو بکنه.با کیرش همش میزد تو صورتم محکم .گفت میخوام بشاشم تو دهنت،درسته که من براش ساک میزدم ولی هم خیلی وسواسم هم خیلی به خودم میرسم و تمیزم .علی هم میدونست شاید به خاطر همینم این حرف رو زد .منم قسمش دادم به روح داداشش که مرده بود گفتم نکن این کا رو. دوباره زد تو گوشم گفت یک بار دیگه روح داداشم رو قسم بخوره همینجا خفه ات میکنم .ولی بیخیال شاشیدن تو دهن شد به محض اینکه کیرش رو گذاشتم دهنم دیدم تا آخر کردش تو حلقم حالم به هم نمیخورد با اینکه نسبت به قبل کلفت تر هم شده بود ولی تا تو گلوم رفته بود .یهو دست کرد تو موهام و همچی موهام رو کشید که اشک از چشام اومد پاین گفتم چیکار میکنی گفت گه نخور ساک بزن .داشت گریه ام میگرفت. کسی که همیشه با من مهربون بود حتی تو سکس الان داشت اینجوری باهام رفتار میکرد منم دیگه هیچی نگفتم و با خودم گفتم اگه الان عصبانیش بکنم کتکمم میزنه منم که زورش رو نمیام پس وایسا هر کاری میگه واسش بکنم.
    کیرش رو کرده بود تو دهنم و همش فشار میداد نمیزاشت نفس بکشم .خودم رو کشیدم عقب که کیرش در بیاد که اونم باهام عقب اومد و به پشت خوابوندم رو فرش سرم رو گذاشت وسط دو تا پاش و با آخرین قدرتش کیرش رو فشار میداد تو گلوم.هر چی خودم رو میکشیدم رو فرش رو به عقب اونم باهام میومد.دیگه واقعا گریه ام گرفت اشک از چشم اومد پایین همش حرفای بد بهم میزد و موهام رو میکشد جوری که دردم بیاد و تف میکرد تو صورتم .داشتم سکته میکردم تنها کسی که تو عمرم بهاش سکس داشتم داشت منو مثل جنده های تو فیلم میکرد .سکس جای خودش ولی رابطه ما اول عشق و عاشقی بود و هیچ وقت به هم بی احترامی نمیکردیم ولی حالا داشت شخصیتم رو خورد میکرد.یهو دیدم پاهام رو تا رو سرم آورد بالا نشست رو پاهام و کیرش رو گذاشت تو دهنم .داشت کمرم میشکست ولی عین خیالش هم نبود همش بهم میگقت کیر بخور کونی .و.کونت پاره اس امروز
    .منم اصلا کیرمم راست نمیشد شوکه شده بودم.بعد وقت کردن رسید بهش گفتم لوبریکنت بزن گفت نمیخوان زیاد لیز بشه میخوام دردت بیاد .توف زد سر کیرش و یهو همچی کردش تو کونم همون لحظه کونم زخم شد .مثل وحشی میکرد منم انقدر درد داشتم پاهام رو سفت کرده بودم همش خودم رو میکشیدم عقب ولی اون بدتر میکرد .وقتی پاهام رو میاورد تا رو سرم کیرش تا آخر میرفت تو کونم داشتم ضعف میکردم .بدنم میلرزید و میگفتم جون مادرت تمومش کن اصلا عین خیالش نبود همش کونی کونی میکرد و به پشت خوابونده بودم و لنگام رو گذاشته بود رو شو نه هاش انقدر پاهام رو فشار میداد رو به سرم و میگفت باید کیر خودت رو بخوری داشت کمرم میشکست.شیره هم خورده بود نزدیک یک ساعت به همون شکل منو کرد واقعا کونم پاره شده بود .هیچ لذتی نمیبردم .هر کاری میکردم پاهام رو جفت کنم که کیرش تا ته نره تو کونم با زور پاهام رو باز میکرد و بیشتر فشار میداد تا دردم بیاد اصلا اومده بود که با کردن شکنجه ام کنه.قبلنا هر چقدر میگفت آبمو بخور نمیخوردن حتی نمیزاشتم بریزه تو دهنم چون حالم به هم میخورد
    اونم گیر نمیداد ولی اینبار فرق داشت داشت آبش میومد که کشید بیرون موهام رو دوباره کشید و گفت باید آبم رو بخوری گفتم حالم به هم میخوره گفت به درک میگم باید بخوری .آبش اومد ریخت تو دهنم یکمش رو خوردم که حالم به هم خورد رفتم تو دسشویی هوق زدم چند دقیقه اونجا بودم اومدم بیرون دیدم داره لباس میپوشه بره جورابا رو از پام در آوردم لباس تو خونه پوشید رفتم تو حیاط نشستم گریه کردم گفتم این چه کاری بود باهام کردی .گفت خودت خواستی و اصلا براش مهم نبود که من ناراحت شدم .خیلی راحت گفت کاری نداری و رفت .میدونم که داستانم شبیح فیلم سوپراس ولی یک کلمه اش دروغ نبود حتی میتونم بگم خیلی بدتر از این بود ولی من نتونستم بهتر از این توضیح بدم .این تازه اول ماجرا بود و تازه روش بهم باز شده و خیلی بدتر از اینا برام اتفاق افتاده و داره هنوزم میوفته که فکرشم نمیتونین بکنین .


    نوشته: اسیر شده

  • 6

  • 15




  • نظرات:
    •   As-pikc
    • 1 هفته،3 روز
      • 11

    • من دوتا چیز رو درک نمیکنم


      اول اینکه یه مرد چه اتفاقی میفته که کس رو ول میکنه و دوس داره بده


      دوم اینکه چه اتفاقی میفته یه نفر استقلالی میشه


      این دوتا رو نمیتونم درک کنم


    •   مردسکسی.....
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • ای بابا خجالت بکشین حال آدمو بهم نزنین گی چیه آخه


    •   A.t1363
    • 1 هفته،3 روز
      • 6

    • مطمئناً چهره تخمي داري كه انقد درگير خودتي !!!
      ٢ متر قد ١١٠ كيلو وزن !؟
      به مرحوم روح الله داداشي ميدادي !!!!؟


    •   مسیحـا
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • یعنی واقعا سرت سلامت که همون اول داستانت واسه تشخیص جنسیت و گرایشت یه معمای پیچ پیچی رو حواله‌ی ذهن من کردی.
      آخرش هم از کامنتا فهمیدم که پسری و(مثل اینکه)علاقه به دادن داری. چون از بس از خوشگلیت سخنرانی کردی که یه اتفاقایی واسه روده و اون حوالیم افتاد و نتونستم بیشتر از چند خط بخونم کاکل پسر.


    •   Pe3are_ahwazii
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • خوبت کرد تا خودت باشی کون ندی پسر


    •   moadbbiad
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • منم 24ساعته تنهام گلممم


    •   berserk24
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • خودتو جمع و جور کن و تهدیدش کن و شکایت کن و.....


    •   Sexgayfucking
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • خیلی خشنگ بود حیف ک دوستت وحشی شد


    •   loverider
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • مگه خودت نگفتی از مهربونیش خسته شدی و دلت سکس خشن میخواسته؟خب الان ناراحتیت از چیه


    •   30parham30
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • ای کیر تو کونت اول داستان همچی کفتی الم بلم و دوست پسرم فک کردم دختری خاک تو سر جفیت کنم


    •   Maahsaa_kOOOni
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • ۱۱۰کیلو چاق نیس؟!


    •   amiralixyz
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • مزخرف،زن زیبایی خودشو داره و مرد هم زیبایی خودشو،اما تلفیق این دو باهم مزخرفه نه در ایران بلکه در هر جای دنیا


    •   Zahsin123
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • چهار خط اول رو خوندم و اومدم فقط بگم گوه خوری نکن.همین.


    •   shiraz-m-m
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • اسپیک جان کامنت گذار اول ،،واقعا هم برای من سواله چه اتفاقی میفته یه نفر اس دق لالی میشه!!!


    •   darya54
    • 1 هفته
      • 0

    • مطمئنا خونواده اتون اگه بفهمن رفتارشون تحقیر آمیز تر از این موجود سادیسمیه عقده ای نخواهد بود.ضمنا اون داره از ترس و‌سادگی شما سو‌استفاده میکنه و به این روش ازتون باجگیری جنسی میکنه.
      اگه واقعا از این سکس خشن با تحقیر لذتی نمیبرین ،جلوش وایسین و اگه باز تهدیدتون کرد شما هم تهدیدش کنید که شما هم به خونواده اش میگید. و وانمود کنید اصلا براتون مهم‌ نیست خونواده اتون بفهمن.
      مطمئن باشید به خونواده اتون‌ نمیگه ،اگه یه درصدم احتمال بده که از طریق خونواده شما خونواده خودشم‌بفهمن که‌خودشم گی هست ،امکان نداره بگه.
      فقط داره از این تهدید بعنوان یه اهرم فشار برای شما استفاده میکنه.
      زودتر خودتونو از این اسارت خلاص کنین.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو