دوکیره کردن راحله دخترعمه زنم

    سلام دوستان عزیز شهوانی
    داستان قبلی من با نام راحله دخترعمه زنم بازتاب خوبی داشت.
    داستان ب اونجا رسیدک من و راحله مدتهاتا6ماه بود درمکانهای مختلف سکس داشتیم از خونه مادرزنم تا خونه خواهرش وحتی خونه خودشون
    ی شب ک من کشیک بودم و گوشیمو جا گذاشته بودم ب همکارم گفتم ک گوشی کوچیک و ساده ای داشت بمن داد و من شروع کردم با راحله اس بازی کردن. بعد از کمی اس بازی راحله خوابید دوستم جریان رو پرسید منم دست و پا شکسته براش تعریف کردم. گفت دخترا همشون مثل همن (البته با احترام به دوستان شهوانی فقط نقل قول بود) به یکی دو نفر دادن به بقیه هم میدن من گفتم ن این فرق میکنه و... اونم گفت بیا امتحان میکنیم من مخشو میزنم وباهم شرط بستیم. خلاصه به دوتا کشیک نکشید ک دیدم گفت این جمعه قراره ببرمش مکان و ترتیبشو بدم..
    من اصلن باورم نمیشدتا اینکه خود راحله گفت دانیال با من رفیق شده و خیلی پسر خوبیه... منم اظهار بی اطلاعی میکردم جمعه شد و دنی از پیروزی در شرط خبر میداد ولی راحله بمن چیزی نگفت ک سکس داشتن حقیقتا روش نمیشد... تا اینکه دنی برای بار دوم راحله رو بردمکان ولی شب قبلش راحله به من گفت ک میخوادبره وسکس کنن... راحله به دنی هم گفته بود پرده نداره و دنی هم ی فیض عظیمی ازکسوکون راحله برده بود منم شرط روباخته بودم راحله توفانتزیهاش از اینکه بادوتاکیرگاییده بشه رو دوست داره تجربه کنه با من درمیون گذاشته بود منم فرصت وغنیمت شمردم ک مکان ردیف کنم این فانتزی رو محقق کنم. بادنی ک درمیان گذاشتم اونم استقبال کرد ولی گفت من ازتوخجالت میکشم جلوت لخت بشم میترسم راست نکنم منم واقعیت این حس رو داشتم واسه همین زمان بردتاخودمونو قانع کنیم. تواین مدت راحله داشت حسابی رومخ ماراه میرفت که چی شدپس؟ من چیکارکنم وازاین حرفها. آخرش مابه این نتیجه رسیدیم اینکه خودش خجالت نمیکشه جلومادوتاکم نمیاره ماچراخجالت بکشیم پس ماهم راضی شدیم تواولین فرصت خونه رومکان کردم و هردورودعوت کردم. راحله کمی دیرتراومد منو دنی حسابی صبحونه و سیگارویه نصفه قرص برای اطمینان خوردیم و راحله رسید مونده بودیم چطور شروع کنیم باهردومون دست دادواومدرومبل نشست بعدازی چند دقیقه حالو احوالپرسی وچ خبرا من بلندش کردم آوردمش روپام نشوندمو شروع کردم لب کرفتن ویخ مجلسوبازکردن... یکم لب گرفتیم راحله هنوزلباس بیرون تنش بود گفت من برم تواتاق لباس عوض کنم بیام رفت ی تاپو شرت سکسی لیمویی پوشید ک ازجلوسینه هاش از پشت کون کاملا معلوم بود فقط یکم روی کسشو پوشونده بود اومد پیش ما هردومون کف کردیم بردمش تو اتاق خواب روی تخت شروع کردم مالیدنولب گرفتنو خوردن سینهتو همین حال دنی هم ب مااضافه شد دوتا آدم هیکلی راحله ریزه توماگم شده بود بعدازاینکه کامل ازخجالت لب و سینه های راحله دراومدیم من روتخت خوابیدموراحله اومدباکس نشست روکیرم دنی بای کرم یکم کون راحله روچربکردوبای فشار کل کیرشوفروکردتوکون راحله. راحله تواوج لذت بود نمیدونیدچقدرحال کرده بود توهمی حین ارضا شدوخودشورهاکرد روی من. منم یکم تلمبه زدم همراه دنی وخ. استیم تا جاهاروعوض کنیم دنی روتخت راحله روش منم ازعقب رفتم توکارکونش. ی3الی4دقیقه دیگه تلمبه زدم زودآبم اومدوتوکون راحله خالی کردم راحله هم همزمان بامن برای باردوم ارضاشد... من رفتم خودمو بشورم اوناهم پوزیشن عوض کردن راحله ب پشت خوابید و پاهاشو داد بالا و دنی هم بین پاهاش تلمبه میزن بعد چند دقیقه هر دو باهم ارضا شدن یعنی راحله برای بارسوم خالی شددیگه نای بلندشدن نداشت... ما مونده بودیم این چقدر حال کرده بود ک دیگه سه باربه فاصله های کم ارضا شد. اومدیم تو حال نشستیم همگی رفتن خودشونوتمیزکردن توحال نشستیم یکم صحبت کردیمو بعدده دقیقه یکی یکس رفتن بیرون
    دوشتان ببخشید یکم طولاني شدممنون از وقتی ک گذاشتید وخوندید


    نوشته: حمیدرضا

  • 8

  • 43




  • نظرات:
    •   .سامان.
    • 4 هفته،1 روز
      • 15

    • همین الآن قسمت قبل رو دیدم، بازخورد خوبی نداشته. اسم داستانت هم کافیه واسه دیسلایک.
      خیلی هم طولانی بود مثل کیرت دراز بود. نگارش هم که تخمی...


    •   Havigshoor
    • 4 هفته،1 روز
      • 15

    • یاد اونوقتا که دنی الوز بارسلون بود بخیر
      عجب روز هایی بود .الکلاسیکو ها فک رئال میومد پایین


    •   شاه ایکس
    • 4 هفته،1 روز
      • 21

    • البته شما خیلی کارت درسته ولی میشه بگی شما که همش خونت خالیه خانمت کجاست؟؟ (biggrin)


    •   Irish..GuNNer
    • 4 هفته،1 روز
      • 16

    • آره کاملا بازتاب خوبی داشت ۴لایک ۱۰ دیس . راضیم ازت (dash) (dash) .


      باز هم شاهد داستانی بودیم که لحظات سکسش، نویسنده دست‌به‌کیر تایپ میکرده و آبش اومده. خب چاقال چند بار بگم اول جقتونو بزنین بعد بنویسین . غلطاتون این هشدارو میده که به سکس نزدیک میشوید . نکنین این کارارو.


    •   Alouche
    • 4 هفته،1 روز
      • 12

    • تو خوبی دخترا همه بدن!!کی وقت کردی با همشوووون باشی اخه نکبت دیس به تفکر خرابت و نقل قول مسخرت


    •   Arazgh
    • 4 هفته،1 روز
      • 9

    • عجب...... دوتا کیر رفت توش اونم اوخ نگفت چه جالب داداش احیانا کونش زمین والیبال نبود ؟


    •   shervin9990
    • 4 هفته،1 روز
      • 7

    • کص ننت با این داستانت


    •   hunterxxxx
    • 4 هفته،1 روز
      • 9

    • نه متاسفم دوشتان شما را نمیبخشند


    •   chiiman
    • 4 هفته،1 روز
      • 7

    • کسگم بیام پرات قیچی بکنم :D


    •   Blue_Angel
    • 4 هفته،1 روز
      • 9

    • نگارش که افتضاح
      دوست عزیز حتی تو پورن ها هم یکم تنهایی زنه انال سکس میکنه یهو وقتی یه کیر تو کسش هست یکی هم نمیکنه تو کونش


    •   amir21mash
    • 4 هفته،1 روز
      • 7

    • داستان قبلتم ک گفتن ننویس و ابراز محبت کردن بت
      تو چجوری برداشت کردی ک استقبال شده
      ترا ناشتا میخوری؟


    •   amindada78
    • 4 هفته،1 روز
      • 4

    • خانمت همیشه میره بده؟یعنی همون خانمت میره به ده؟یعنی همون روستاها!!!مرگ خودت و شاه ایکس اگه فکر کنی منظورم دادن بود!!


    •   Mustang.gt
    • 4 هفته،1 روز
      • 5

    • حتما حتما برو یکم املا تمرین کن بعد شروع کن به نوشتن با این املا مشخصه که چه دستخط تخمی تخیلی داری


    •   Esfandiar49
    • 4 هفته،1 روز
      • 6

    • دیگه ننویس .
      عیالت هم جینده س ، هم کز کج . فهمیدیم باوا
      .
      برو تو کف جمله فقط .....


    •   royaei
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • چرت بود و غیر قابل باور و بدون ویرایش ؛
      موفق باشی


    •   Meisam65
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • کلی فکر کردین که کیر همو ببینین شاش بند میشیم بعد چون خودش اصرار داشت نتیجه گرفتین مادر جفتتون کونیه.عزیزم قربون شکل ماه تخمیت خودت کونی چرا فامیلو‌ زیر سوال میبری


    •   saeed7989
    • 4 هفته،1 روز
      • 5

    • کاری به داستان ندارم.
      یه سوال ،من که دارم کص میکنم انگشتم میکنم تو کونشون قشنگ هم تنگ میشه هم کیرمو احساس میکنم وقتی دوتا کیر میره تو یه ادم یکی از جلو یکی از عقب اون تو چه خبره؟یعنی کیرای همو چقدر حس میکنین؟


    •   saeedno15
    • 4 هفته،1 روز
      • 5

    • نوشتن که بلد نیستی,غلط املایی که داری, به دروغ هم میگی که داستان قبلیت باز خورد خوبی داشته,اینا یعنی داری داد میزنی که به من دیس بدید (biggrin)
      فقط بگو زنت کجا میره که تو همیشه خونتون خالیه؟


    •   Mohammad_emad
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • چرا من حس میکردم دنی سگه ؟


    •   hot_top_boy
    • 4 هفته،1 روز
      • 4

    • یکی منو بگیره قاطی کردم ، یَک یَکِشانِه از دم تیغ میگذِرانم (dash) لعنتیای کذایی ، دیگه ننویسید
      حیف حجمی که پای سسشرای شما از بین رفت (dash)


    •   FuCkinGLaugh
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • دوشتان ببخشنت؟از پا منقل پاشو فعلا تا باهاشون صحبت کنم


    •   khodam2079
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • بازتاب خوب؟ بازتاب عنه؟


    •   zanbory
    • 4 هفته،1 روز
      • 4

    • بادختره میرفتی سکس گروهی بعد به رفیقت گفتی این به کسی پا نمیده و شرط بستی..کسشعر کمتر تف بده. داستانت رایجور دیگه باید ردیف میکردی و پای دوستت رو به سکس گروهی باز میکردی.
      شما باز برو روی تاب یکم تاب بخور تا بازتابت بهتر بشه.
      این همون راحله نبود که به کل فامیلشون میداد از بابا گرفته تا داداش و پسرخاله و پسرعمو و وووووووووو انگاری خودشه .


    •   mamad_trns
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • اما اون دختر مجردی که همزمان با دو نفر بوده
      هرزه هست
      اما تو که با وجود زنت باز بهش خیانت میکنی خیلی پاکی؟


    •   nasrin1980nn
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • حتمی تو داستان بعدی هم میگی از این داستان استقبال خوبی شده


    •   ایکاروس
    • 4 هفته،1 روز
      • 5

    • مگه میشه ؟
      مگه داریم ؟
      ما داریم به کجا میریم دوستان !؟


    •   Phoniix
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • داستان تفکرات یه کس مغز رو هم بنویس ازش استقبال میشه ??????


    •   Winston991
    • 4 هفته،1 روز
      • 4

    • من موندم کدوم خری از این کسشعرا استقبال خوبی کرده که این گوزو جو گیر بشه :(


    •   پروفسور بالتازار
    • 4 هفته،1 روز
      • 6

    • دوستان، استقبال خوب که نویسنده مدعیه از داستان قبلیش شده منظورش فحشایی هست که خورده که نوش جانش باشه، اما داستان این آقا اونجاش جالب بود که نوشته با رفیقش صبحانه و سیگار و قرص خورده! خب داداش وقتی سیگار رو بخوری مخت اینجوری به گوزیدن میفته


    •   Caboos1
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • اینا رو فوش میدی براشون بازتاب مثبته
      خیلی قشنگ بود داستانت ازگل قلم تخمیت مانا


    •   کون.کن.قهار
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • سه نفره نمیخواد دهنش حیفه خالی بمونه??


    •   Avvaaa
    • 4 هفته
      • 2

    • دیس به تگ،دیس به بی شرف


    •   hamid30gari
    • 4 هفته
      • 3

    • دوشت عزیز مرشی که مارو تو فانتزیت شریک کردی.
      داستان قبلیت پنج تا لایک داشت ۱۲ تا دیسلایک بعد میگی بازتاب خوبی داشت اینم نوشتم؟؟؟
      معنی بازتاب خوبم فهمیدیم.
      بعد میگن فحش ندید،خُب وقتی فحش میدیم طرف میگه استقبال شده، فحش ندیم که فردا داستان کردن مارو مینویسن که


    •   hamid30gari
    • 4 هفته
      • 3

    • میگم توکه زنت همیشه بیرونه شمارشو بده دانیال یه امتحان کن شاید مُخ اونم زد دوتایی کردیدا، اینطوری یه داستان دیگه هم واسه نوشتن داری


    •   arash.abi
    • 4 هفته
      • 0

    • تعداد دیسلایکا نشون از بازتاب خوب داستانت داره (hypnotized)
      چقدر از این عقده ای هایی که دانیالو، دنی صدا میکنن، مازیارو مازی بدم میاد..


    •   toolejen
    • 4 هفته
      • 0

    • حواست به این دنی باشه!!!یهو میبینی تا مرغ و چوریا خونتون رو هم کرده


    •   padeshahe_velgard16
    • 4 هفته
      • 0

    • ایرانی می تواند اینکه مرزهای توهم و کسشعر را تنهایی جابجا کند درود بر تو هموطن


    •   بابک37
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • منم یه خاطره دارم ولی نمیدونم کجا بنویسم


    •   Vashkin
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • کیرم تو دهن آدم دروغگو
      مادر به خطا همچین میگه داستان قبلی استقبال شد،من رفتم ببینم چی بوده داستان!
      ۱۳ تا دیس
      ۵ تا لایک
      ۵،۶ نفرم نظر دادن
      حروم زاده دروغگو میخوای کسشعر بگی بیا بگو خب دیگه چرا منت سر بچه‌ها میزاری!
      چون داستان قبلی استقبال شده تصمیم گرفتم این داستانم تعریف کنم.
      زن جندهٔ دو عالم


    •   خوشگلخانم
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • چقدتندنتد نوستی داشتانتو بقول خودت دیس


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو