ديگرون عروسی ميكنن ما رو ميكنن

    سلام به دوستان شهواني يه توضيح مختصربدم وبعدش برم سراصل مطلب اولين داستانه مينويسم نميخوام اسم اصليموبگم درواقع همه چي خاطره واقعيت داره فقط اسمها اونم بدليل امنيت واينا اسميكه دوستام صداميكنن ملانيه سنم17ست ولي اندامم به سنم نميخوره قدم 167و وزنم 50.به قول نامزدم همه وزنم توسينه و باسنم جمع شده چون سينه هام خيلي بزرگه اونم بخاطراينه خيلي باهاشون ورميرم ولي دركل سكسيه


    داستانم ازاونجاشروع ميشه كه برادرم تصميم كبري گرفت وخواست تكميل دين كنه وبعد از اينكه از دخترداييم نااميد شد تصميم گرفت بادختر پسرعموم ازدواج كنه كه واسه من و برادرش خيلي ميمون ومبارك بود اينم بگم باهاشون رفت وامد نداشتيم ولي بعد عقدشون ماشالله رفت وامد كه چه عرض كنم تو اين رفت وامدا نگاه هاي گاه و بيگاه محمودو رو خودم حس ميكردم منم آدميم با لباس گشاد راحت نيستم و همش تنگ ميپوشم يكي از شبا كه خونشون خوابيده بودم بهم اس داد پاشو بيا توحياط منم خودم حسي بهش داشتم دروغ چرا ولي نه اونقد كه زود وا بدم رفتم بيرون بهم گفت ملو حسي كه بهت دارم بچه بازي نيس و تو رو واسه ازدواج ميخوام و اگه قبول كني باخونوادم ميايم خواستگاري


    خلاصه بعديه مدت قبول كردمو و كارا تموم شد بعدش به دوماه عروسي برادرم ما خونمون اهوازه وخونه برادرم ابادانه خونه خانمش هم اونجاست تيپ زدم كه نگو لباس كوتاه بلند پوشيدم از ايناكه تنگه و يه لايه حرير از باسن به پايين داره وطرح دكلته وبعددوباره لايه حريرتنگ گردني سينه هام اززيرلايه حريره خودنمايي ميكردن وروناي تپلم بااون لباس زيرباسني خيلي توچشم بودن طوريكه وقتي مينشستم شورت مشكي توريم علني چشمك ميزداصلا حال خودمونداشتم بااون همه مشروب كه خورده بودم البته زيادنبودولي سنگين بود نوبت رقص تانگوشدزوجارفتن وسط منومحمودجزاوليابوديم نوركم شدوبزورديده ميشديم محمودم دستاش روپهلوام بود دستاموكه گزاشتم دورگردن متوجه شدم حرارتش رفته بالاازش پرسيدم:عزيزم سرماخوردي لبام دم گوشش بود يهو دستاشو گذاشت رو باسنم و كشيدم جلو. تازه متوجه شدم اقامون مورد داره اونقد رو زير شكمم حسش ميكردم كه خودم حالم داشتم عوض ميشد حرفاي كه ميزد وكيرش و نور و فضا همه و همه دست به دست هم داده بودن كه منو حشري كنن نفسام كه به گردنش ميخورد جري ترش ميكرد
    نزديكای تموم شدن ترانه بود و بعدشم تالارو بايدخالي ميكرديم ساق و شال ومانتو رو پوشيدم و نشستم تو ماشين و رفتيم عروس كشون
    تموم راه محمودحرفاي سكسي ميزد ازاونجاكه خونمون اماده بوديكسره بعدتحويل عروس داماد منو برد خونه بخاطر كفشام و سنگ فرش حياط يواش راه ميرفتم يهو بين زمين و اسمون معلق شدم يكراست منو برد اتاق خواب و انداختم رو تخت وخودش خيمه زد روم و وحشيانه لب ميگرفت ودندون ميزدمنم باهاش همراهي ميكردم خودش ميدونه گوش وگردنم حساس ترين جاي بدنمه گوشمومك وزبون ميزدنفساش ميخوربه گوشم ومن فقط نفس نفس ميزدم تارسيدبه گردنم ولي لايه لباسم اذيتش ميكردطوري زيپ لباسوبازكردكه صداجرخوردنش به گوشم رسيدگفتم عزيزم يواشتر باكمال ناباوري گفت لباسيكه باهاش دلبري كني همون بهترمثل كست جربخوره راستش ترسيدم چون پرده داشتم البته بعد معذرت خواهي كرد لباسموخودم دراوردم واون داشت شكمموليس ميزد وقتي كامل درش اوردم فقط ساقه موندقبول نكردخودم درش بيارم دوباره خيمه زدوشروع كردگردنمومك وزبون زدن اونقدكه صدا اه كشيدم داشت ديوونه ترش ميكردرسيدبه سينه هام وگفت ناكس كجاقايمشون كرده بودي دوماهه توكفشونم وتوازم فرارميكردي ولي امشب باهات كاري بكنم وحالي بهت بدم بارديگه باپات بياي انچنان ليس ميزدكه داشتم به سرحدجنون ميرسيدم محكم مك ميزدوبعدزبونشودورنوكش ميچرخوندو گازميگرفت اهههههههههههه اييييييييي محمودمحكمتتتتتتتتتتترجون من محكمتر همش واسه خودته.......اونقدمحكم مك ميزدكه نوك سينه هام واطرافش قرمزشده بوديكيوميمكيدودوميوميماليدداشتم ميمردم يواش اومدپايينترتارسيدبه نافم زبونشودورش ميچرخوندوبعدميكردتوش .تواين فاصله دستاش داشتم ساق تنگموميكند داشت كمرمودادم بالاتاراحت تركارشوبكنه كه بايه حركت باسنم پريدبيرون دوباره داشت وحشي ميشدمحكم درش اوردوشرتمم باهاش كندپاهاموازهم بازكردخجالت ميكشيدم اماوقتش نبودحال من بدتربود همينكه چشم به كسم خوردچنان اه كشيدكه گفتم ابش اومدولي بعدفهميدم ترومادول خورده لباساخودشم دراوردتواين فاصله دستم روچوچولم بود كه دوباره پاهاموبازكرد ونشست وسط پام دستموبرداشت ودست خودش وگزاشت وتندتندتكون ميداداينقدتندبودكه داشتم به خودم ميپچيدم اه كشيدنم به جيغ تبديل شده بوداههههههههههه الانم كه ياداون لحظه ميفتم ناخوداگاه دستم پايين ميره سرشوگزاشت لاپام وبازبون ازپايين تابالاروليس زد وتندتندزبون ميزدازخودبي خودشده بودم وچوچولم كه ميرفت تودهنش ومك ميزدكمرمومحكم ميبردم بالاوميكوبيدم وسرشوبادستام فشارميدادم يه جيغ فرابنفش زدم لرزيدم وشل شدم ارگاسم شده بودم ولي اون ول كن نبود هي ميگفت تشنمه بزارباشم داشتم دوباره تحريك ميشدم كه منوروزانونشوندوخودش ايستادروبه روم سر كيرشوگزاشتم تودهنم يه ليس زدم كه صداي مردونش دراومدوجري ترم كردازسركيرش تاته ليس زدم وبعدكامل گزاشتم تودهنم ومحكم مك ميزدم صداش خيلي بلندبودوباصدااوق زدنم قاطي بودتخماشوميزاشتم تودهنم وااااااااااي چقدخوشمزه بود خوابوندمش و ازش لب گرفتم ودوباره رفتم سروقت كيرش و مكيدمش كه اب اوليه ش اومد منو برد لبه تخت و پاهام پايين بود ازم پرسيد اماده اي منم گفتم واسه يكي شدنمون لحظه شماري ميكنم اونم انگارمنتظراين حرفم بودمنوخوابوند و يه لب طولاني ازم گرفت و دوباره افتاد به جون كسم ليسش زد و يه تف انداخت سر كيرش وكيرشو به لا كسم ميماليد و من كه دوباره حشرم زده بودبالا التماسش ميكردم بكنه تو ولي وقتي اين حالتمو ديد با اينكه حال بهتري نداشت بيشتر ميكشيدكه تشنه ترم كنه بعدكه ديگه صداناله هام بيشترشدتنظيمش كرد رو كسم و ميلي مترميليمترميكردداخل ولي واقعا تنگ بودم داشت دردم ميگرفت ولي اون ميخواست كسم عادت كنه خوابيد رو و لباش و گذاشت رو لبمولباموميخوردداشت دردم يادم ميرفت وباهاش همراهي ميكردم كه بايه فشار كاروتموم كردولي لباشوچنان گازي گرفتم كه دلم كباب شد يخورده نگه ش داشت وبعدشروع كردتلنبه زدن ودستشوگزاشت روچوچولمووميماليدكه دوباره صداجيغام رفته بودبالابه دستاش چنگ ميزدم وخودشم صداضربه هاييكه واسه تلنبه زدنش بودباصدا اه كشيدنش هماهنگ بودكه واسه اولين باربافاصله خيلي كم بعدشل شدنم وارگاسم شدنم اونم ابش اومدوريخت روسينه م وافتادجفتم خيلي بيحال بوديم سينموپاك كردومنوبغل كردوتاصبح لخت خوابيديم واولين شب زناشويي شروع شد

    ببخشيداگه زيادشدشايدمتنم درست نباشه ولي اولين نوشتمه پس به بزرگي خودتون ببخشيدلطفااگه كسي فش يابدوبيراه داره براخودش نگه داره اوناييكه نظرميدن خيلي احترام قائلم پس اميدوارم متقابلا اين احترام نگه داشته بشه تاخاطره بعدي بااااااي


    نوشته: ملانی

  • 9

  • 2




  • نظرات:
    •   MMR-AMP
    • 4 سال
      • None

    • کس نگو بابا من خودم کس بلدم biggrin


    •   MMR-AMP
    • 4 سال
      • None

    • ولی خب در کل بخوام بگم داستانت خوب بودا ولی چون عادت کردیم طرفو به باد فحش ببندیم دوست میداریم فحش بدیم biggrin
      اما در مورد داستانت خیلی خوب بود.
      موضوع رو خوندم خندم گرفت این باعث شد بیام بخونمش dance4


    •   payam-sweden
    • 4 سال
      • None

    • با اینکه میگی اولین خاطره هست که مینویسی،اما خوب نوشتی.
      الان زن و شوهر هستید دیگه.نه؟
      امیدوارم روزها و شبهای خوبی رو با هم تجربه کنید.


    •   mostafa93Eskandarzadeh
    • 4 سال
      • 1

    • من ازدخترهایی که مثل شماخودشونونگه میدارن واسه شوهرشون خیلی خوشم میاد،فقط ازصمیم قلب برات ارزوخوشبختی میکنم.اولین شبه زناشویت،همه شبهای دیگه نوش جونت


    •   alibcy
    • 4 سال
      • None

    • :|


    •   sancy tala
    • 4 سال
      • 2

    • خوب پرت و پورت سر هم کرده بودی با اینگه اول بارت بود که کیر بارت میکردن و اسم زیدت چی بود محمد ? محمود ? احمد ? احمدی نژاد ? هر چی و هر کی بود خوب گاییدت که شونصد بار ارگاسم شدی و لباساتو جر واجر کرد و فرو کرد تو کون قشنگت که تو عروسی بهت میگفتن ملانی کون قشنگه ???? راستی مشروبم خوردی ??? زیاد نبود ولی سنگین بود ??? ما مشروب سنگینو اولین باره گوش میکنیم !!! نکنه مشروبو با شیشه اش خوردی که سنگین بوده یا مشروبو از بالا خوردی و شیشه اشو از پایین ??? بهر حال به ما چه ??? ولی از ابادان رفتی اهواز یا از اهواز رفتی خرمشهر ولی اگه بچه ابادانی کاکو فقط مرداتون چاخان پاخان نمیکنن خانوماشونم دست کمی از او نا ندارن نه که میگن پشت هر مرد موفق آبادانی یه زن ناموفق آبادانی خیز ور داشته همینه کاکو !!!! فقط مواظب باش کوکا نشی کاکو


    •   gholam hosein
    • 4 سال
      • None

    • In badbakht bichare malom mishe nenesh arosyam nabordash ke bebine to arosy nemishe az in goha khord pesarey majlogh


    •   مانی1213
    • 4 سال
      • 1

    • الان چی شد؟؟
      کی به کیه؟؟ کی کیرو کرده؟؟؟
      تو عروس بودی یا جنده؟؟؟


      به قول دوستان مجلوقی بیش نیستی


    •   zohrehjoon96@gmail.com
    • 4 سال
      • None

    • خوشبحالت که کسا دادی ما که توکفیم


    •   ali-joker
    • 4 سال
      • None

    • اخه کیرم تو نوشتنت طوری نوشته بودی که وقتی می خوندم خیال می کردم یه خط و جا گذاشتمو نخوندم خخخخخ
      تو اسمت ملانی نیست و ملا نصرالدینه خخخخخخخخ


    •   F16e
    • 4 سال
      • None

    • کسو شعری بیش نبود


    •   ΤΌΜ
    • 4 سال
      • 1

    • بیاما عروسی نکرده بکنیمت


    •   رویال حشری
    • 4 سال
      • None

    • کستو که شوهرت کرد حداقل کونتو هم بده من برات پلمشو باز کنم


    •   mohamad jojo
    • 4 سال
      • None

    • خوشبخت بشی گلم کیریم که خوردی نوش جونت خاطرت جالب بود kiss2


    •   kavehkhatar
    • 4 سال
      • None

    • خوب بود همیشه بده ، به مام بدی بد نیستا ...


    •   BiQeyrat pmbede.
    • 3 سال،7 ماه
      • None

    • از اونجایب که گفتی نوبت رقص تانگو شد نخوندم دیوث مگه اروپا کیر ار پهنا‌تو کون عروستون


    •   kir kolofte shomali
    • 3 سال،7 ماه
      • None

    • agha in site mage nagofte zire 18 sal nabas bian tu in bache macheharo chejuri rah midan masulin resudegi konan


    •   clever_ali
    • 1 سال
      • 0

    • همشهري به منم بده ????


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو