دکمه باز مانتوی زنم (۲)

    در قسمت قبل, داستان باز شدن دکمه ی روی سینه ی مانتوی خانمم -شیرین- در سالن انتظار سینما و جق زدن پسرا با دیدن سینه ی لخت زنم را تعریف کردم و اینک ادامه ی ماجرا.:
    اگر قسمت اول داستان 100% واقعی بود, این قسمت 70% واقعیه و اگر چه خطو ط اصلی ماجرا در دنیای واقعی اتفاق افتادن ولی 30% هم شاخ و برگیه که خودم بهش دادم.
    من که دور از چشم خانمم, جا دکمه ای مانتوش را گشاد کرده بودم, بی صبرانه منتظر بودم تا دوباره بپوشتش و یک ماجرای سکسیه هیجان انگیز برای ما شروع بشه ولی متاسفانه خانمم اونقدر مانتو داشت که به این نوبت نمیرسید تا اینکه برای یک مهمونی شب لاک دست و پاش را زرشکی کرد و من مطمین شدم بزودی نوبت این مانتو میرسه و همین اتفاق هم افتاد.
    یه پنجشنبه بود که هوس کرده بودیم بریم مرکز خرید پالادیوم هم دوری بزنیم و هم شاید خریدی کنیم. دیدم همسرم طبق معمول بدون سوتین مانتوی زرشکیش را که من دستکاریش کرده بودم پوشید و با شلوار استرچ برمودای سفید و صندل جلو باز و لاک های های زرشکیش آماده ی رفتن شده بود. اینقدر جذاب و سکسی شده بود که همینجوریش آدم راست می کرد ببینتش.
    رفتیم پاساژ ولی هر چه من کشیک میکشیدم که این دکمه ی دومش باز شه, باز نمیشد. دیگه حتی وسوسه شده بودم که موبایلش رو زمین بندازم تا خم شه که از خیرش گذشتم ترسیدم بو ببره.
    خلاصه ناامید بودم تا وقتی که 10 شب شده بود و سوار ماشین شده بودیم تا برگردیم خونه, یه دفعه دیدم که دکمه باز شده و نصف پایین سینه های سفید زنم عین یک گل که میشکوفه, افتاده از مانتوش بیرون.
    کلی منتظر بودم توی پاساژ این اتفاق بیفته که نشده بود حالا توی ماشین شده بود. به خودم گفتم که درسته تو شاپینگ مال خیلی میتونست هیجان انگیز بشه ولی حالا اگه یه جای دیگه هم بتونم ببرمش شاید بشه یه ماجرای بامزه و تحریک کننده رخ بده و شهوت شب جمعه ی ما را تامین کنه.
    بهش گفتم: عزیزم شام چی میخوری؟ از شانس من گفت : گرسنم نیست همون از ناهار هر چی مونده میخوریم.
    دیدم رستوران بیا نیست, گفتم.: نه من مونده ی ناهار نمیخورم. بیا دو تا پیتزا از این پیتزایی سر راه بگیریم.
    منظورم یک پیتزایی کوچیک توی فرعی بود که یه جورایی زیر پله ای و کوچیک بود و فقطم دلیوری داشت و جا برای نشستن نداشت.
    خوشبختانه قبول کرد که سر راه بریم به لحظه بخریم و ببریم خونه بخوریم.
    وقتی رسیدیم اونجا, دیدم جای پارک نیست بهانه کردم گفتم: عزیزم من باید ماشینو جلوی پارکینگ مردم بذارم, نمی تونم برم, تو میتونی یه دقه بری سفارش بدی و بیای؟
    میخواستم بی من بره تا ببینم چی خواهد شد و با تصور اتفاقات احتمالی تحریک شم .
    گفت : باشه عزیزم.
    پیاده شد و رقت از پله ها پایین بره و وارد پیتزاییه که زیر پله ها بود بره. موقع رفتن دیدمش که دو تا سینه های تپل سفیدش تو تاریکی شب میدرخشیدن و خودم راست کرده بودم.
    حدود پنج دقیقه طول کشید تا برگرده و موقع برگشتنش دکمش هنوز باز بود و سینه های لختش بیرون.
    اومد و سوار شد و گفت : تا 10 دقیقه دبگه آماده میشه و تلفن دادم وقتی آماده شد زنگ بزنه.
    من که ناامید شده بودم پرسیدم : خبری نبود؟ اتفاقی نیفتاد؟
    گقت؛: نه مشتری نداشتن, یه پسر جوون پشت دخل بود و یه کارگره هم پیتزا ها را درست میکرد.
    پیش خودم فکر کردم چقدر آدمها چشم و دل پاک شدن و نگاه به نامحرم نمیکنن. ولی باورم نمیشد کسی بتونه در برابر این صحنه و دو تا سینه ی زیبا و خوش فرم شیرین مقاومت کنه ونگاه نکنه. من که زنم بود و صد ها بار این سینه ها را تو دستم چلونده بودم بازم با دیدنشون راست کرده بودم.
    بهس زنگ زدن و گفتن پیتزا آماده است و بیاین بگیرین. دوباره خانم من با سینه های بیرون افتادش راهی زیرپله شد.
    باید زود برمیگشت ولی این دفه هرچی منتظر شدم نیومد. یه ربع شده بود که تماس کرفته بودن که پیتزا آماده است و منطقا باید سریع برمیگشت ولی هنوز نیومده بود. از هیجان می لرزیدم و هزار نا تصور تو ذهنم میومد ولی یک کم هم نگران شده بودم آخه دبگه چه اتفاقی ممکنه افتاده باشه که بعد 25 دقیقه بالاخره خانمم اومد ولی ایندفعه با دکمه ی بسته.
    تا نشست احساس کردم قیافش تغییر کرده و یهو زد زیر گریه. فهمیدم که باز از اینکه بدون اینکه بفهمه بدنش را غریبه دیده خجالت کشیده و گریش گرفته, اخه خیلی هم نازک نارنجی بود.
    گفتم چی شده آخه؟ لابلای گریش داستان را برایم تعریف کرد که من از زبان اون برایتان تعریف میکنم.
    گفت: رفتم زیر پله که پیتزاها را بگیرم که پسر پشت دخل بهم گفت : بیا این فیلم را ببین.
    من یه دفعه تعجب کردم که چرا اینقدر این پسره صمیمی شده و منو اول شخص خطاب میکنه و تازه میخاد بهم فیلم هم نشون بده.
    ازش گرفتم و دیدم ای وای فیلم خودمه که دوربین مداربسته ی اینجا گرفته بوده و دکمه ی مانتوی من باز بوده و سینه هام بیرون افتاده بوده و من که برای سفارش اومده بودم و روی منو خم شده بودم حتی نوک سینه هام هم بیرون افتاده بوده. قالی تهی کرده بودم و نمیتونستم حرف بزنم.
    پسره بهم نگاه کرد و گفت: ببین خانم شیک وپیک, اگه خودت جنده ای و اومدی بدی که راحت بگو اگرم اون شوهر دیوثت تو رو اینجوری فرستاده تا ما را تحریک کنه وتشنه کنه که غلط کرده, ننشو میگام.
    من لال شده بودم و فقط با لکنت گفتم: نه بخدا اتفاقی بوده, که پرید تو صحبتم و گقت؛: خفه شو جنده ی دروغگو, مگه میشه شوهر قرمساقت تو رو ببینه و نفهمه سینه هات بیرونه. حالا خوب گوش بده من قصد آزارت را ندارم ولی باید تنبیه شی. اگه کوچکترین لوس بازی دربیاری با حرکت انگشت من این فیلم آپ لود میشه و تو اینستا گرام پخش میشه و فردا انگشت نمای تهرانی.
    نفسم بند اومده بود. ترسان گفتم چقدر پول میخای؟ گفت پول نمیخام حتی دست هم بهت نمیزنم ولی باید جبران کنی.
    گفتم : چه جوری؟
    گفت : میای اینور پیشخوان پیش من و زانو میزنی جلوم و بعد کیر منو میذاری لای سینه های خوشگلت و اینقدر میمالونی تا آبم بیاد. اینجا دوربین , دید نداره منم قول میدم بعدش فیلمت را پاک کنم و تمام.
    من شوکه شده بودم و در جا شروع کردم به گریه و التماس که تو روخدا بگذر و فیلم رو پاک کن.
    گفت: التماس بیخود نکن, تحریکم کردی باید آرومم کنی. اگه تا یه دقیقه دیگه نیای فیلمت را پخش میکنم.
    با ناراحتی رفتم اونور پیشخوان و جلوش زانو زدم و دکمه ی بالایی مانتوم را هم باز کردم و سرم رو پایین گرفتم تا کیرش رو در آره که گفت: جنده دوزاری, برای من ژست نگیر, عین فاحشه های حرفه ای تو هستی, خودت زیپم را باز کن و شلوار و شورتم را بده پایین و همش هم رو به بالا و توچشمام نگا کن.
    دیدم چاره ای نیس شلوار و شورتش را دادم پایین و کیرش را در اوردم. کیر بزرگ و کلفتی داشت و از مال تو به مراتب بزرگتر بود. گذاشتمش لای سینه هام و شروع کردم با دستام سینه هام را دو طرف کیرش بالا و پایین کشیدن. تو چشاش که نگاه می کردم میخندید و همین جور حرفای زشت بهم میزد. میگفت: جنده ی لکاته, خوب تمرین داری. چند تا مرد رو تا حالا اینجوری ارضا کردی. سگ کثیف مطمینم از کون مردا میخوری که بکننت.

    خیلی حالم بد بود و دوباره از شدت تحقیر گریم گرفته بود. منی که عزیزکرده ی خانواده بودم و تو دوره ی مجردیم پسرای آنچنانی رو تحویل نگرفته بودم و بعدشم که شوهر کرده بودم, حالا زانو زده بودم جلوی یه پسر بیست ساله ی جنوب شهری و براش باسینه هام جق میزدم و تازه بهمم میگه جنده و لکاته.
    پنج شیش دقیقه که براش حق زدم احساس کردم داره منفجر میشه و یه دفه گفت : جنده داره میاد روت و همون لحظه آبش پرید بیرون و روی گردن و بالاتنم پخش شد. خوشحال شدم که تموم شده بود و پسره هم یه دستمال بهم داد وگفت: آفرین جنده ی بالاشهری, کارت رو خوب انجام دادی. پیش من یه انعام هم جایزه داری.

    کثافت , بددهن بود و ول کن هم نبود. سریع گفتم : پس تو هم فیلم را همین الآن پاک کن.
    درست همین موقع سر و کله کارگره پیدا شد و گفت: پس خانم سهم ما چی میشه.
    اشهدم را گفتم. به پسره گفتم: این دیگه چی میگه

    خود کارگره کفت: هیچ راهی نداره اگه میخای بی دردسر و با خیال راحت بری بیرون باید منم راضی کنی.
    دیگه واقعا به التماس افتاده بودم. حاضر نبودم به این کارگر بوگندوی کثیف هم سرویس بدم. هی خواهش کردم ولی تاثیری نداشت.
    پسره میگفت : ببین جنده اگه ما مهربون نبودیم الان همینجا ترتیبت داده شده بود. دیگه قدر بدون و همکاری کن.
    دیدم چاره ای نیست. شلوار چرب و شورت کثیف کارگره را دادم پایین و دیدم یه کیر کلفت و چاق که خیلی دراز نبود با یک عالمه موی بلند پیچ خورده ی پایین تنش و بوی تعفن اومد بیرون.
    میخواستم بالا بیارم ولی خودم را کنترل کردم و کیر کثیفش را گذاشتم لای سینه های برگ گلم و هی براش مالوندم تا آبش بیاد. خیلی داشت حال می کرد و انگار توی بهشت بود. فکر می کنم تو تمام عمرش هم نمی تونست دستش حتی به طور اتفاقی به یه دختر مثل من بخوره چه برسه به اینکه دختره باسینه هاش براش جق بزنه.
    حس کردم بزودی آبش میاد که یه دفعه کارگر بیشعور دستش را گذاشت روی سرم و سریع کیرش را آورد, بالا و چسبوند به دهنم و فشار داد و من طوری غافلگیر شده بودم که نتونستم مقاومت کنم و کیرش شق شدش رفت داخل دهنم و صورتم چسبید به موهای کثیف زیر شکمش. تا به خودم بیام دیدم گفت جون, جون و آبش پاشید ته حلقم و داخل دهنم را پر کرد وریخت از اطراف کیرش بیرون.
    دیگه نمی تونستم جلوی گریه ام را بگیرم. ضجه میزدم. کارگره دست کثیفش را یه لحظه به گونه ام کشید و گفت: خیلی چسبید, آفرین جنده. یه سیب زمینی تنوری هم اضافه جایزه پیشم داری.
    من دیگه حتی حرف هم نتونستم بزنم و راه افتادم اومدم پایین, طرف ماشین پیش تو.
    از اینجا به بعد دوباره داستان را از زبون خودم برایتون تعریف میکنم.
    زنم خیلی داغون شده بود. فکر نمی کردم کار به اینجاها بکشه. دلم به حالش سوخته بود. شلوار سفیدش سر زانوهاش کاملا سیاه شده بود و قطرات حشک شده ی اب کیر اونا روی چانه و گردن و بالاتنش خشک شده بود.
    به خودم گفتم اگه واکنشی نشون ندم میفهمه منم در جریان باز بودن دکمش هستم پس خودم را ناراحت و در هم شکسته نشون دادم و گفتم: همینجا بمون تا من برم ببینم چه خبره.
    با خجالت رفتم زیر پله و تا چشمم به پسره افتاد نگذاشت حرف برنم و گفت: مرتیکه دیوث, آدم زنش رو با سینه ی لخت می فرسته تو خیابون. جاکش , خجالت نمی کشی.
    تو هم باید قبل از اینگه فیلم را پاک کنم تنبیه بشی . من تا اومدم چیزی بگم گفت : خفه شو دروغ گو. بیا این سطل و پارچه را بگیر خوب کف زمین را بشور.
    چاره ای نبود, من با این همه پول و شخصیت اجتماعی ,زانو زدم و کف پیتزافروشی اینها را شستم و سرتون را درد نیارم بعدشم بخاطر کارگره مجبور شدم توالت بوگندوشون رو هم بشورم و خلاصه تاوان این شیرین کاری خودم را دادم.
    شیرین زن من اینقدر ضربه روحی خورده بود که اصلا نمی تونستم بهش نزدیک شم و نا بهش دست میزدم به یاد اون شب میفتاد و عق میزد و منم با تصور صحنه های جق زدنش برای اونا هر,شب جق میزدم. سیب زمینی تنوری جایزه را هم هیچکدوم نتونستیم بخوریم.


    نوشته: آرش

  • 4

  • 40




  • نظرات:
    •   As-pikc
    • 6 ماه
      • 0

    • ک س ک ش یذره پول بیشتر بده جنس بهتر بخر


      حروم زاده این ک س شعرا چجوری به مغز عن گرفتت میاد


      چجوری روت میاد بنویسی
      ممه هاش تو دوربین مدار بسته افتاده بود بیرون خودش نمیفهمید? حساسم بود رو پوشش??


      من میخام ١٠٠ درصد مادرتو ب گ ام هفتاد درصد خودم میگام سی درصد بقیه بچه ها


    •   Look1366
    • 6 ماه
      • 1

    • این حد از کوس شعر نوبره بدبخت اینقدر جق زدی رد دادی حیف درد زایمان ننت


    •   شاه_بلک
    • 6 ماه
      • 4

    • کیر تو ناموست توی کونی همون باید دستشویی بشوری ریدم تو اون بابایی که تورو تربیت کرده فانتزیای کصشعر موقع جغ زدنت هیچ جذابیتی برا ما نداره میای اینجا مینویسی پلشت


    •   farhad.bi
    • 6 ماه
      • 1

    • جان ننت فلان فلان شده ات ادامه نده عقده ای پایین شهری


    •   Soroush_Khi
    • 6 ماه
      • 2

    • به جان خودم اگه پیدات کنم جوری میکنمت که ندونی از کجا خوردیش!
      کثافت تخم سگ جنده ی عوضی کس کش بی غیرت کره خر!
      حیف اون زن که دادنش به تو!
      تو باید میفتادی دست من تا بهت میگفتم دنیا دست کیه؟!


    •   ehsan balae
    • 6 ماه
      • 3

    • کیر خر تو کص زنه آدم دروغگو


    •   bokon_18cm
    • 6 ماه
      • 1

    • خیلی کسخلی ??


    •   ژوسف
    • 6 ماه
      • 1

    • واقعا جای تاسف داره تا این حد ادم کونی وکس کش باشه اخه یه ادم تا چه حد میتونه کس کش وبیغیرت و بی شخصیت باشه


    •   AtishXXX
    • 6 ماه
      • 1

    • من نمی دونم چرا هر کی اینجا داستان می نویسه
      خریداش و ‌پالادیوم می کنه و دور دوراشون شب جمعه کون اندرزگو رو پاره کرده
      حتما اونیکه می ره بازار رضا خرید می کنه و شاه عبدالعظیم بستنی قیفی لیس می زنه منم دیگه...


    •   Ar18963
    • 6 ماه
      • 1

    • خيلي اخرش مزخرف بود


    •   reza6264
    • 6 ماه
      • 1

    • من دومین داستانیه که نظرمیدم ناموستوگاییدم چطوری این کسپرتها تومخت میاد ؟جنسش چیه سنتی باصنعتی قاطی داره داداچ خارکونی مشخصافقیری بیش نیستی گشنه گدا حمال مادرتو چیز چیز


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 6 ماه
      • 1

    • دو خطشو خوندم فهمیدم نویسنده حاصل یه رابطه نامشروعه


    •   Abnabatam
    • 6 ماه
      • 0

    • برچسب و عنوان کافیه که دیسلایک بدم


      خودت چند تا فحش رکیک هم اضافه کن


      حوصله ندارم


    •   rezahot1981
    • 6 ماه
      • 0

    • تو خودت فح ش نامو سی هستی، مطمئن هستم ح روم زا ده ای،


    •   Javane.jahel
    • 6 ماه
      • 0

    • خیلی ک‌س شعر بود. در ضمن مگه بچه جنوب شهر چجورین؟


    •   girl+angel
    • 6 ماه
      • 0

    • چقدر فوش بدیم تا این کصشعرات رو ننویسی؟فهمیدم یک عدد ملجوقی که نیاز به فحش داری.خاک برسر بیغیرت.بیمارید شما


    •   darya54
    • 6 ماه
      • 0

    • اون همسر بینوا هر شب از اون تجاوز حالش بده و عق میزنه و‌شما بجای اینکه ببرینش پیش روانشناس برای درمان ضربه ای که خودتون بهش زدین, به یاد این تجاوز جق میزنین؟؟!!! خدایا مگه داریم مگه میشه؟
      بعدم بجای اینکه برین با مشت و لگد بیفتین به جون اون دوتا بیشرف دیوث،رفتین براشون کار کردین؟
      مگه شما چه شخصیت معروفی بودین که پخش کردن فیلمتون اینقدر مهم بود؟
      فوقش به پلیس فتا شکایت میکردین.
      واقعا به اینهمه حقارت خودتون و خانومتون می ارزید؟
      بعدم خانومتون یه ریع دیر کرد نباید میرفتین دنبالش؟!


    •   30parham30
    • 6 ماه
      • 0

    • کی ر تو ک ون خودت و زنت ک س کش خالی بند


    •   khale_qom
    • 6 ماه
      • 0

    • سلام
      خاله هستم از قم
      با مکان دارم
      روز دو ساعت 150 تومان
      شب تا صبح 250 تومان
      15 تا 18 سال 400 تومان
      مکان برای سکس 50 تومان
      هر کسی خواست فقط پیام یا تلگرام بده
      خودم تماس میگیرم
      09385340118
      تماس جواب نمیدم


    •   Am1360
    • 6 ماه
      • 0

    • تمیدونم چی بگم تو‌کشور ما تو یه‌پیتزا فروشی کوچیک چه اتفاق هایی که نمیوفته دارم شاخ در میارم


    •   nimax96
    • 5 ماه،4 هفته
      • 0

    • ملت حرومزاده ديگه افتادن به عنخوري و ياوه گويي بر نسل بي ريشه و حرومزادتون لعنت عاشغالاي كثيف


    •   امیرسام972709
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • ریدم دهنت حرومی


    •   lovely_grl
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • همچی ک تو قیصر وار رفتی سراغشون‌گفتم میزنی دخلشون رو میاری خخخخ


    •   asda0012
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • جالب بود سبک نوشتنت دل نشینه
      خسته نباشی


    •   ایکاردی@
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • چیبگم اصلا ملت نفهمی هستیم ببین تو نویسنده شده وزیر یه کله پزه یه عراقی ریس دستگاه های اجراییه یه مزدور سرتیپه یه بسیجی با لنگ اقتصاد دانه خب توم نویسنده چه اشکالی داره


    •   jendijei
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • بازم بنویس.جالب بود


    •   Koshti.pars
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • تف به ذاتت تو دیگه کی هستی بزن بقل راننده کامیون تو لات زیر بازارچه هستی مریدت شدم
      جنست رو عوض کن قاطی بهت میدن یا پارکت رو عوض
      یه راهکار هم داره
      کم ببند کم بزن کم تو کف ناموس مردم باش
      در آخر با واژه مهرانگیز و دل انگیز و شور انگیز کسکش باهات خداحافظی میکنم
      کسکش


    •   بهـــرام
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • آخه مردک این اراجیف چی بود که سرهم کردی به خورد ما دادی ...
      بیام اونور پیشخوان مُرده و زندت و بگام ...؟
      بیام یا نیام


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو