دیازپام خوردن مامانم

    1389/4/4

    من محمد هستم و 21 سالمه.
    این داستان که می خوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به 2 ماهه پیش.من خیلی سکس با فامیل رو دوست داشتم .نزدیک ترین کسیم که بهش دسترسی داشتم مامانم بود.به هر نحوی که شده دیدش میزدم.تو رخت خواب. موقعه از حموم اومدن. خلاصه هرجا که موقعیت داشتم.هر وقتم خونه نبود میرفتم سره کمدش با شرتش و سوتینش ور میرفتم.اینو بگم مامانم 46 سالشه ولی خیلی سفید وتوپه.
    دونبله موقعیت میگشتم که خودمو بهش نزدیک کنم .ولی همیشه میترسیدم.مامانم چون اعصابش همیشه از دست بابام خورد بود شبا موقعه خواب دیازپام میخورد.یه دفعه وقتی من و مامانم خواب بودیم ساعت حدود 11:30 شب بود بابام از اصفهان زنگ زد .چون مامان وباباش اونجا زندگی می کردن. بعضی وقتها چند روزی می رفتن اونجا بهشون سر بزنه. صدای موبایلش به حدی زیاد بود که من تو اتاقم خواب بودم و در اتاق بسته بود بیدار شدم.رفتم تواتاقش دیدم بیدار نمیشه و موبایلش همینطوری داره میزه تو سره خودش.
    گوشیرو برداشتم دیدم بابامه.شرو کردم باهاش صحبت کردن .صداش بد میومد .بلند بلند باهاش صحبت کردم ولی بازم مامانم بیدار نشد .بابم سراغشو گرفت گفتم مثل اینکه دیازپام خورده بیهوشه. خدافظی کرده و اومدم از اتاق بیام بیرون یه فکری زد به سرم.


    رفتم بالا سره مامانم هی گفتم مامان بابا زنگ زده . هی تکونش دادم ولی انگار نه انگار. آروم دستمو گذاشتم رو ساقه پاش آخi با دامن خوابیده بود دامنش رفته بود بالا. آروم دستمو رو پاهاش بالا پایین کردم. اصلا تکون نمیخورد.بیشتر دل و جرات پیدا کردم.دامنشو دادم بالا یه شرت سفید پاش بود .کیرم داشت میترکید.دستمو آروم گذاشتم رو شرتش خیلی داغ بود .آروم دستمو تکون دادم دیدم انگار نه انگار.دستمو کردم تو شرتش خیلی نرم بود .آروم شرتشو یه ذره دادم پایین گیر کرده بود زیره کمرش. به زور دادمش پایین.چه صحنه ای میدیدم شروع کردم به مالوندنه کسش .خیلی لیز بود به کیرم یه ذره تف زدم وآروم گذاشتم لای پاش.خیلی حال میداد.برای من جالب بود که اصلا بیدار نشده بود .به زور برشگردوندم.یه بالشت گذاشتم زیره شکمش.سوراخه کونش پیدا شد.کیرمو آروم گذاشتم دمه سوراخشو فشار دادم تو نمی رفت از تو دراورش یه کرم آوردم مالیدم سره کیرم دوباره امتحان کردن سرش رفت تو .مامانم یه تکونی خورد ولی بیدار نشد.دیگه کیرم رفته بود تو.یه چند بار جلو عقب کردم نتونستم جلوی خودمو بگیرم آبمو کامل ریختم توش..اون شب تا صبح از ترس خوابم نبرد.دلهره بدی داشتم .صبحش مامانم بیدار شد و برای صبحانه صدام کرد .قرمز شده بودمو از ترس لکنت زبون گرفته بودم.رفتم سره میز صبحانه مامانم یه نگاه بهم کرد و محکم زد تو گوشم .که هنوز که هنوزه صداش تو گوشمه.با داد بهم گفت کمبود داری بدبخت .لالی ،نمیتونی بهم بگی باید تو خواب بیای سراغم.آروم بهش گفتم هرچی صدات زدم بیدار نشدی.


    اومد سمتم فکر کردم بازم می خواد بزنه که دستمو گرفتم رو صورتم .آروم دستشو گذاشت رو دستمو منو بلند کرد برد تو اتاق.گفت الان ببینم چکار میکنی.داشتم شاخ در میاوردم.شلوارمو داد پایین و آروم شروع کرد به خوردن کیرم.انگار براش کوچیک بود تا ته داشت می خوردش.بعد منو خوابوند رو تخت با دستش کیرمو گذاشت دمو کسش و نشست روش.وای چه حال میداد.بهش گفتم مامان من اختیارم دسته خودم نیست که یهو از روم پرید کنار.گفت خاک تو سر بی ارادت کنن.بعدش گذاشتش دمه سوراخ کونشو آروم فشارش داد تو یاده دیشبش افتادم و5 یا 6 بار که بالا پاین کرد دوباره حالم بد شد.مامانم فهمید چون توش داغ شده بود.از روم بلند شدو گفت خوب بود.گفتم آره.بهم گفت مردش باش هروقت نیاز داشتی خودت بیا بهم بگو.از اون موقع تا الان 6 بار دیگه باهم سکس داشتیم .ولی اون چکی که خوردم هیچوقت یادم نمیره .

  • 13

  • 5




  • نظرات:
    •   hoffman
    • 8 سال،8 ماه
      • 5

    • خب عزيزم مگه نشنيدي
      آدم که کس مي خخاد بايد پاي لرزش هم بشينه


    •   Ehsan-GameOver
    • 8 سال،4 ماه
      • 6

    • آفرین ;)


    •   Mahsa_Misi
    • 8 سال،3 ماه
      • 6

    • وای


    •   kiramtodahanet
    • 7 سال،6 ماه
      • None

    • kos goftii kiram to dahanet


    •   parvizshojae
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • شرمنده ام


    •   @MERSAD@
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • bi sharaf dorogh go


    •   arash kos kon 434
    • 6 سال،9 ماه
      • None

    • من که باورم نشد


    •   ahb_90
    • 6 سال،7 ماه
      • None

    • مممممممممممممممممممميييييييييييييييييشه منم مامان جججججججججججججججوووووووووونتووووووووووووو بكنم


    •   bizhandadar
    • 6 سال،6 ماه
      • None

    • nooshe joonet.mishe manam ba mamanet sex konam?asheghe marefatesh shodam.khahesh mikonam age emkanesh hast bahash hamahang kon.


    •   ostad11
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • كس شعر بود جونه داداش.راستي تو كه بلد نيستي بنويسي ديگه مامانتو جنده نكن


    •   conga
    • 6 سال،4 ماه
      • None

    • بابا اینها مریضیهههههههههههههههههههههههههههههههه


    •   conga
    • 6 سال،4 ماه
      • None

    • بابا اینها مریضیهههههههههههههههههههههههههههههههه


    •   SHERL0CK HOLMES
    • 6 سال
      • None

    • بیا تا منم به تو کیرازپازم بدم بخوری بچه کونی


    •   SHERL0CK HOLMES
    • 6 سال
      • None

    • بیا تا منم به تو کیرازپام بدم بخوری بچه کونی


    •   SHERL0CK HOLMES
    • 6 سال
      • None

    • بیا تا منم به تو کیرازپام بدم بخوری بچه کونی


    •   SHERL0CK HOLMES
    • 6 سال
      • None

    • بیا تا منم به تو کیرازپام بدم بخوری بچه کونی


    •   SHERL0CK HOLMES
    • 6 سال
      • None

    • بیا تا منم به تو کیرازپام بدم بخوری بچه کونی


    •   real madrid c f
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • کیرم تو کونت خیلی نامردی خیانت به مادر
      اگه جایگاه مادرو میدونستی این کارو نمیکردی بی غیرت
      توف تو کون بی شرف


    •   Mahdi1988
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • منم وقتی13-12 سالم بود یه روز توی خونمون دخترخالمو دستمالی میکردم که مامان وخالم باهم سر رسیدن چنان چوبی هردومون خوردیم که هنوز یادم نمیره بعد این کسکش میگه مادرش بهش گفته هر وقت نیاز داری بیا به خودم بگو


    •   t.n
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • فاک یووووو
      مسخره بود
      کیرم دهنت


    •   hoseinf1
    • 3 سال،9 ماه
      • None

    • قشنگ بود دمتگرم


    •   Aligood18
    • 3 سال،2 ماه
      • 0

    • عجب


    •   محی4
    • 2 سال،8 ماه
      • 0

    • جالبه


    •   اله
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • (wanking) (erection)


    •   Plasman
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • این ایده پردازیا بدرد برازرز میخوره.موفق باشی جوجه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو