دیدن کس مادر زن

    1391/10/18

    با عرض پوزش از اینکه نمی تونم متن خوبی بنویسم باید به بزرگی خودتان ببخشیداز اونجا شروع می کنم که من از موقعی که از خدمت اومدم همیشه توی کف فیلم سوپر بودم و همیشه زیاد نگاه میکردم و عشقم این بود که جرق بزنم تا اینکه ازدواج کردم سالهای اول ازدواج زیاد سکس داشتم


    گذشت ومن صاحب دو فرزند شدم البته با زنم بعداز حاملگی اول برای مسایل جنسی مشکل داشتم توی این سالها ی رفت وامد منزل پدر خانم یه خواهر زن داشتم که بزرگتر از زنم بود و سه تا بچه داشت و بعضی وقت ها با بلوز شلوار جلوی من می اومد از ان زمان یه جورای هوس کردم که غیر از کس زنم کس خواهرش را هم ببینم مدت زیادی از این هوای نفس من می گذشت تا اینکه خونه مان جابه جا شد این خونه یه دستشوی داخل حیاط داشت که دو پله کوچ کداشت بعداز مدتی یه روز در دستشوی سفت شد ومن در حین درست کردن در تکه ای از پاین در که پوسیده بود کنده شد وقتی دیدم فکری به سرم زد شبها که زنم می خواست بره دستشوی می اومدم ونگاه می کردم اولین بارکه دیدم خیلی حال کردم اخه کس زنم لبو لوچه های بزرکی داره و وقتی می خواست شاش کنه شاش میزد به لبو لوچه و اونارو از هم باز میکرد


    یه مدت این جوری نگاه میکردم تا اینکه یه روز پدر خانم و مادر خانمم اومدن خونه ما از قضا چراغ داخل چند روزی سوخته بود ومن دعا می کردم که خواهر خانمم بیان خونه ما که ان روز پدر خانم ومادر خانمم اومدن وقتی بعد نیم ساعت نشستن به گفتن برو پسرت را بیار از خونه بابام اخه خونه بابام نزدیکمون بود ولی من گفتم بعد می رم میارمش گذشت بعد از یه ساعت دیدم مادر خانمم بلندشده وبه سمت بیرون میره منم از این فرست استفاده کردم وگفتم برم پسر را بیارم و پشت سر مادر زنم اومدم بیرن دیدم مادر زنم هنوز نرفته توی دستشوی در حیاط را باز کردم واومدم بیرون ولی تا صدای بسته شدن در دستشوی اومدم داخل و سریع خودمو به جلوی در دستشوی رسوندمونشستم واز سوراخ پایین در نگاه کرم که دیدم مارزنم نشسته روی سنگ دستشوی وکس تپلش روبروی من چند دقیقه نگاه کردم واز لبو لچه کس مادر زنم لذت میبردم طوری اون لحظه احساسی به من دست داد که پیش خودم فکر میکردم کهصدای قلبم را میشنوه خلاصه اون شب به یاد کس مادر زنم حسابی با کش زنم حال کردم البته بعد چند روز یه روز صبح زود از سر کار اومدم خونه وخواهر کوچکه ام خونه ما بود که وقتی در زدم خواهرم در را با کرد وچن اول صبح بود وهوا هنوز روشن نشده بود رفت دستشوی و وقتی رفت داخل منم رفتم واز سوراخ نگاش کردم که دیدم یه کس پر از مو جلومه و داره میشاشه خلاصه از اون سوراخ هم کس مادرزنم را دیدم هم کس خواهرم


    نوشته: سروش

  • 6

  • 3




  • نظرات:
    •   Shahinkoskon
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • Bad nabood


    •   mmansori85
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • Khak bar saret...


    •   شیرجوان...
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • باز یه جلقوز اکشن وارد میشود


    •   EIS
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • بد نبود ، خوب هم نبود


    •   سعيدطلا
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • هي ي ي ي


    •   .romina.
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • دلت به همین خوش باشه که شاشیدن مردمو دید بزنی :D
      ای حال میکردم مادرزنت جای شاشیدن بر*نه :D


    •   hosaco1391
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • پس حالاکه میخوای کس خواهرت البالوگیلاس کون گلابی <;):)


    •   lez kos lis
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • خاک بر سرت کنن شاشیدن دیدی حال کردی خوشحالی خواستی شادیهاتو با ما قسمت کنی? ای بدبخت ....


    •   امام زاده بیژن
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • موفق ترین تلفیق سنت و مدرنیته در ایران " توالت فرنگی شیلنگ دار " بوده


    •   Omid506
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • خراب شه اون توالت رو سرت جقی جون


    •   گنجینه
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • زيارتت قبول
      آخه كس كش الان ايني كه نوشتي چي بود . جنبه سكسيش كجا بود؟
      حيف فحش


    •   amoujoun
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • کس مغز!


    •   محتاجيم به سوراخ
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • ريدم تو سر در شهرتون...
      ما با کيا داريم زندگي ميکنيم؟؟؟


    •   KianParand
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • من به داشتن هموطن هايى مثل تو افتخار ميكنم تو دوره اى كه دنيا پرشده از پيشرفت علم ادمهاى صادقى مثل تو كه به كس پشم بودن خواهرشون اعتراف ميكنن واقعا كم پيدا ميشن ميدونم كه دول پدرزنت رو هم ديدي ولى ازاونجايى كه ادم خيلى محجوبى هستى نتونستى به ما بگى
      ببخش عزيزم اشك تو چشمام حلقه زده نميتونم ادامه بدم
      ميشه ريد تو نگارشت اقاى كون پشم
      درضمن يه تيغى داروى نظافتى چيزي برااون خواهرلجنت بخر تولدش نزديكه
      اسم داستانتم درب توالت بهتربود تا شاش مادرزن


    •   سامي شهوتي
    • 6 سال،5 ماه
      • None

    • خونتون کجاست ؟
      جرات داری بکو بیام خونتون بر دستشویی از زیر در کیرمو نکاه کنی حال کنی هر کدوم از تخمام اندازه سرته
      کیرمو باید ببینی
      یه چیزیه فقط باید بدم بهت بخوریش البته بعد از اینکه پنج لایه کاندوم کلد روش کشیدم
      سامی شهوتی ورژن جدید


    •   royakarama
    • 6 سال،3 ماه
      • None

    • خاک تو سرت بچه کونی تو باید بکننت تا شاید آدم بشی


    •   koon_midam
    • 5 سال
      • None

    • من هم چند بار این کار و کردم


    •   مریم 6868
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • دیوانه ی روانی خدایا اینو شفا بده دیگه احمق حیوون مثل این ندیده بودم این شاهکاره ، اگه زنش بفهمه توی سر شوهرش چه خبره ...


    •   Shahzade...k
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • كس كش متجلق


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو