دیـوونـه ایـم اگــه همـدیگـرو از دسـت بـدیم

    _بــاور نمی شد. باورم نمی شد صدایی که دارم می شنوم صدای ناله های شـیــمـاست. باورم نمی شد کـس خیس و داغی که دارم با تمام وجود می خورم برای شیـمائـه. اولین باری که دیدمش آرزو و یه جورایی رویا بود که یه روزی بیفته تو چنگم ولی الان این من بودم که داشتم ناله های نازش رو از نزدیک می شنیدم و با دهنم دارم کاری می کنم که بدنش پیچ و تاب بـخـوره.


    _اصلا مهم نیست که چطوری به اینجا رسیدیم. اصلا وقتی چوچولش رو از زیر پوستش در اووردم و دارم توی دهنم محکم میکش می زنم و و انگشتمم داره توی سوراخ خیسش جلو عقب می ره مـگـه مهمه که چطوری به اینجا رسیده بودم ؟ اصلا و ابدا !! تنها چیزی که مهم بود این بود که اون بدن ناز بالاخره گیر من افتاده بود. گیر کسی که ماه ها منتظر این داستان بود ....


    _نرمی رونش رو پشت گردنم حس میکردم. همین شیر ترم می کرد. محکم تر چوچولش رو میک می زدم و حرکات انگشتم توی کسش با پیچ خوردنای بدنش میزون شده بود. هر چی ناله هاش میرفت بالاتر و بـیـشـتـر پیـچ می خـورد، سـرعت انـگشـت کـردنـم بـیشـتر مـی شـد. قـدرت مـیـک زدنم رو بردم بالا و همین بـاعث شد دستاش رو برسونه روی سـرم و موهامو بگیره توی مشتش. انـقـدر بی حال شده بـود که نفهمیدم منظورش از این حـرکت ایـنـه کـه بـیـشتـر و بـیـشـتـر بخـورمـش یا ایـنکـه ولـش کنـم تـا نـفس بـگیـره. بـازم برام مهم نبود. می دونستم احتمالا این آخرین بـاریه که لخت گیر من میفته پس باید کاری می کردم که تا آخر عمرش این سکس رو یادش باشه.


    _چوچولش رو ول کردم و زبون درازم رو انداختم به جون چاک کسش. اول از همه با نوک زبونم زیر چوچولش رو تند تند لیس میزدم با بند انگشتم سوراخش رو آروم آروم می مالیدم. بعد نوک زبونم رو عین یه کــرم کــوچـیک آرووووم به سمت پایین حرکت دادم. انقدر آروم که ذره ذره چاک کسش حس کنه زبـون داغ و خـیسـمـو. زبـونـمـو رسـونـدم به ورودی کسـش و یـکـم لـیـسش زدم. بـا زبـونـم قـلقـلکـش دادم و یه تکون محکمی خورد. فهمیده بود میخوام چیکار کنم ولی هیچ کاری نمی تونست کنه. یعنی بدنش بهش اجازه کاری رو نمی داد. بـیشـتـر و بـیشـتـر مـی خواست. زبونم رو سفت کردم و آرووووم کردم توی کسش. یه آه کشید و پاهاش رو سفت کرد. با نوک زبونم آروم آروم وارد بدنش شدم و تا جایی که جا داشت زبونم رو کردم تو. داغی کسش داشت زبونم رو می سوزوند ولی خب زبون من پررو تر از این حرفا بود که جا بزنه. شروع کردم لیسیدن دیواره های کسش. هر جایی که زبونم بهش می رسید رو لیس می زدم و از تو آتیشش می زدم و نوک انگشتام داشت آروووم پهلوهاشو میمالید و می رفت بالا و از بیرون آتیشش می زد.


    _زبونمو دراووردم و پایین بدن دراز کشیدش زانو زدم. صورت خوشگلش خماره خمار شده بود. وقتی فهمید دارم نگاش می کنم نگاهم کرد و با نگاش معلوم بود که فکرش رو هم نمی کرده بتونم همچین بلایی سرش بیارم. زل زدم توی چشماش و یه نیشخند شیطانی بهش زدم تا بفهمه هنوز کلی باهاش کار دارم. یک کلمه هم نمی تونست حرف بزنه ولی اون چشمای خمارش و اون نگاه شهوتیش هر چیزی رو که باید بدونم رو بهم می گفت. کـیـرم رو گذاشتم روی کسش و شروع کردم با گوشت نرم زیر کیرم روی کسش رو مالیدن و جلو عقب کردن روش ...


    _پاهاشو گذاشتم روی شونه هام و یه دستمو گذاشتم روی شیکش نرمش. آروووم دستمو روی بدنش حرکت دادم و بردم بالا. هنوز زل زده بودم به چشماش تا نگاهش دیوونه ترم کنه. ممه های نازش رو ناز کردم و دستمو رسوندم به گردن. گردنش رو گرفتم توی دستم و یه فشار کوچیک بهش وارد کردم. خم شدم جلو تا نزدیک صورتش بشم. انقدر نزدیک که جفتمون نفسای داغ همدیگه رو حس کنیم. یه لبخند زدم ازش پرسیدم " بــکــنـمـت خــانـــوم خــوشــگـــلــه ؟ " ،،، واقعا چه سوالی بود اونموقع کردم ؟ الان که فکرش رو می کنم به خریت خودم خندم میگیره. احتمال اینکه یه فیلِ آبی و پرنده از پنجره اتاق بیاد تو و شروع کنه به بندری رقصیدن بیشتر بود تا اینکه بهم بگه نــه ،،،


    -بدنم رو صاف کردم. مچ پاهاشو گرفتم توی دستش و پاهاش رو باز کردم. کیرمو بردم دم سوراخش که دیگه خیس خـیـس شده بود نیازی به هل دادن بـرای اینکه کیرم بره توش نداشت. لبای کسش غنچه شده بود و آماده ی پذیرش کیرم بود. آماده بود تا یه ســاک حــســابــی برای کـیرم بزنه. کیر منم سیخه سیخ داشت خودش رو می کشت تا بره توی اون کس گوشتی و نرم و داغ. دیگه بیشتر کیرم و کسش رو اذیت نکردم. کیرم رو کردم تو ...


    _ناله های جفتمون قطع شد. انگار جفتمون انتظار همچین لذتی رو از اونیکی نداشتیم. کنترل از دستم و ذهنم خارج شده و تمام کمال اومده بود دست کیرم. کیرم سرخود شروع کرد به تو رفتن. انگار که می خواست تا جایی که می تونه توی اون کس ناز و گرم نفوذ کنه و آروم بگیره. کس اونم به بهترین شکل ممکن داشت کمکش میکرد. انگار اونم داشت عشق میکرد از اینکه یه کیر سفت داره بازش می کنه و گودی های دیوارشو با رگاش و کلفتیش پر میکنه. بدون اینکه بتونم جلوی خودم رو بگیرم و بدون اینکه بتونه مقاومتی کنه کیرم تا ته کسش رفت. " هـــوف لــعنت بهت کــیرم داره توی کسش آب مـی شـه شـیــمـا " ...


    _تلمبه هام رو شروع کردم. اولش با یه ریتم آروم و نرم شروع کردم به گاییدن کسش. انقدر کیرم قشنگ توی کسش می رفت و میومد که نمی تونستم نگاهم رو ازش بردارم. ولی شهوت و آتیشِ دیدن صورت خمارش باعث شد نگاهم رو ببرم روی صورتش و شیما جـونم رو ببینم. غرق در شهوت و لذت بود. سرشو داده بود بالا و آروم آروم داشت ناله می کرد. همونجوری که تلمبه می زدم دهنم رو بردم سمت ساق پاهاش و شروع کردم به میک زدن و خوردن ساق پاش. منِ دیوونه ی پر و پاچه مگه می تونستم از پاهای شیما بگذرم ؟ ..


    _سرعت تلمبه هام بیشتر و بیشتر میشد. صدای گاییدنش اتاق رو برداشته بود. دیگه نه اون ناله می کرد نه من. انقدر غرق لذت شده بودیم که صدامون در نمیومد. فقط صدای نفسامون و تلمبه زدنای من بود که اتاق رو پر کرده. بود. همیشه تو سکس هام چنتا پوزیشن رو امتحان می کنم ولی گاییدن شیما برام انقدر لذتبخش بود که دلم نمی خواست حتی 1 ثانیه کیرم رو از تو کسش در بیارم. پاهاشو چسوندم بهم و گذاشتم روی شونه ی راستم تا کسش برام تنگ تر بشه. تلمبه هام قوی تر شد. قوی تر و قوی تر. می خواستم ضربات محکم کیرم رو تا ته کسش حس کنه. می خواستم تا آخر عمرش تلمبه هام یادش بمونه و کسش همیشه یه خاطره عالی از کیرم داشته باشه. تند تر ... تندتر ... تندتر و تند تر ....


    _پاهاشو باز کردم و خودمو انداختم توی بغلش. بدنای عرق کرده و داغمون چسبید بهم و به تقلید از اونا، لبامون هم چسبید بهم. دیوانه وار لبای همدیگه رو می خوردیم و منم دیوانه وار داشتم می گاییدمش. یـعنـی مـن نـمـی گـایـیـدمـش. ایـن کیرم بـود که داشـت به صورت خودکار و هر جوری که عشقش می کشید کـسش رو مـی گـاییـد. پاهاشو دورم حلـقه کرد و با دستاش منو بیـشتر به خودش فشار داد. یادم نـیست چقدر طـول کشید ولـی انـگار ساعت ها بود لب تو لب هم هسـتیـم و داریم با هم عشق می کنیم. انگار جفتمون می دونستیم دیگه قرار نیست انـقـدر بهم نزدیک بـشیـم و ایـن لـذت رو تـجربـه کـنیـم. بـرای هـمیـن جـفتـمـون داشـتیـم سـنگ تـمـوم مـی زاشـتـیـم ...


    _همون لب بازی کارم رو ساخت. سرعت جاش رو به قدرت داد و تلمبه هام قدرتی شد. خودم فهمیدم آبم داره میاد ولی هیچ مقاومتی برای اینکه جلوش رو بگیرم از خودم نشون ندادم. می خواستم سکسم با شیما طبیعی ترین سکس عمرم باشه برای همین جلوی خودم رو نگرفتم. نزدیک اومدن که بودم لباشو ول کردم سرمو بردم کنار سرش. لاله ی گوشش رو کردم توی دهنم و شروع کردم میک زدن. کمرو تا جایی که می شد بردم بالا و تا تـــه کـسش کوبیدم و همونجا نگهش داشتم .... نگهش داشتم و تموم قدرت و مردونگیم رو توی بدنش خالی کردم. بعد از چند دقیقه سکوت ناله ی جفمون در اومد و همدیگه رو بیشتر تو بغل هم فشار دادیم ...


    _تو راه برگشت به خونه یه پیام برام اومد. شیما بود. نوشته بود " دیـوونـه ایـم اگــه هـمدیـگـرو از دسـت بــدیم ،، "


    مـخــلــص هــمــگی


    نوشته: کـون.بـاز

  • 7

  • 6




  • نظرات:
    •   407TT
    • 1 ماه،1 هفته
      • 13

    • راست گفته حاجی ناموسن این جوری که تو تعریف کردی هرکی بود می گفت دیونه ایم مگه همو ول کنیم!!!


      حقیقتا قلم نویسنه از کیر بوده جوهرش از اسپرم کاغذش از پوست ممه وگرنه این همه حشر بی سابقس!!!!


    •   رادی-
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • این رویای دست نیافتنی شما آکبند که نبود؟! زدی توش اول بسم الله؟ نافم تو چشم توصیف های تخمی تخیلیت : رگاش داره باز میکنه...


    •   The.BitchKing
    • 1 ماه،1 هفته
      • 8

    • این صد بار. توصیف صحنه به صحنه پورن به چه درد میخوره آخه؟ وقتی داستان هدف و مقصد و منظور نداشته باشه که آدم رو درگیر و همراه کنه به چه درد میخوره؟ خو آدم میره فیلم سوپر میبینه که قشنگ تصویری هم هست. اصلا خوشم نیومد. دیس.


    •   teen...wolf
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • دیوانه ایم اگه این کسشرارو باور کنیم...


    •   Mester.kir
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • کسخلی که تقریبا نصف جمله هاشو با حروف کشیده نوشته بنظرتون چن سالشه


    •   آقامهربون
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • بدکی نبود
      ولی غرق در تخیل


    •   Bad.booy7
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • تا وسطا خوندم فک کردم داستانه لزبینه بعد دیم نه چی بگم بهت که لایقت باشه؟!
      ایرانودوسدارم داداش این که همجنسگرایی نیس بابا توام رد دادی انگار!!


    •   19masoud13
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • اینا رو هم تو ننوشیتی کیرت نوشته
      حالت سکس رو خیلی خوب توضیف کردی ولی اصلا داستان نداشت
      انگار یه فیلم پورن که از همون لحظه اول دارن میکنن تا لحظه ی آخر فقط هم جقی ها میبینن


    •   ممد_مارمولک
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • این کشیده نویسی به داستانا هم سرایت کرده ظاهرا! باور کنین نمیخواستم اینطوری شه


    •   Real_slim_shady-
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • لاشقی مساوی کسشر و دیس


    •   منیر۶۵
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کپسول اتش نشانی دنبالت ببر اتیش نگیره همه جا .البته اول کاندوم .عمو کاندومی یه مدته نیس بیاد اینا را دعوا کنه.بیا عمو اینا همه ایدز وسفیلیس گرفتنا


    •   Alouche
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • دوس نداشتم اصن بدون هیچ مقدمه ای آشنایی چیزی همینجوری فقط توضی دادی!دیس


    •   Shahintrump
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • به داستان کسشعرت ک هیچی ازش معلوم نی کاری ندارم ولی اسمت :/ کونی هستی یا با کونت بازی میکنی چیشد نفهمیدم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو