ذهن مازوخیست من

1399/09/07

بعد اون دعوای شدید و قهر طولانی مدتش و همه حرفایی که خودش خانوادش بهم زدن
بعد اون همه ابرویی که رفت
بعد این که کلی ازش خواهش کرده بودم
اومدیم همو دیدیم
خیلی دلتنگش بودم تو یه کافه خلوت جای همیشگی که میرفتیم
وقتی دیدمش حس و حالم عوض شد برگشتم به قبل …اخه دیوانه وار دوسش داشتم .حد نداره این علاقه
جوری که حتی خودمم حس میکنم بعضی وقتا از علاقه بهش جنون بهم دست میده
حتی یادم نمیاد چند وقت بود ندیدمش
و چندین بار ازش خواستم ببینمش
بیست دقیقه گلگی از هم
تو چی گفتی من چی گفتم
تو چیکار کردی من چیکار کردم
تو مقصر بودی من نبودم
من دوسش دارم خیلی زیاد
همه اشتباهاتو گردن میگیرم
اره یه سری جاها که نه ولی خیلی جاها از من اشتباه سر زد
ولی این قول ما بود که تا ابد با هم باشیم چی شد
دوسش دارم …همه اشتباهات گردن من
ولی مال من بشه .
مال من باشه .حتی اگه من نوکرش باشم
نوکریشو کنم و هر روز با تف و توسری و هرچیزی تحقیرم کنه
ولی دوسش دارم
همه از بودن ما کنار هم مشکل داشتن
خیلی دوست دارم روی همه شونو بکوبونم زمین و شصتمو بگیرم سمتشون و بگم کس ننه همهتون
من بهش رسیدم و مال خودم شد
من اونو برا خودم کرده بودم شش سال برا من بود با این که شوهر داشت ولی من عاشقش بودم عشقی که کنارش بودم ولی دلتنگش بودم
عشقی که نمیتونم مثالشو بگم .رابطه ای که عادی شکل نگرفت ولی عاشقش بودم .هستم خواهم بود
اون برای منه
اولین چیزیه که خودم انتخابش کردم
انقدر عاشقشم که همه چیز گردن من فقط ازش ممنون بودم که اومدش تا ببینمش
یک ساعت گذشت
تف تو تک تک ساعتای این شهر که وقتی نبود تمام عقربه هاش تو چشمام بودن و حتی برعکس حرکت میکردن
حالا که پیشمه انقدر زود گذشت
اصلا کی گذشت من که قانع نشدم
یک ساعت و ده دقیقه گذشت
بلخره حالمو پرسید
خوبی .چیکارا کردی .من که میدونم با کسی دوست شدی
ولی من با کسی دوست نشدم
من فقط اونو میخوام
حد نداشت این خواستن
خیلی درده که مرد باشی
سکس بخوای ولی فقط با یه نفر
وقتی قهر کرد رفت بعد دو هفته شهوت تمام وجودمو گرفته بود
ارامش نداشتم
کیرم میترکید وقتی عکساشو میدیدم
با یه نفر که جنده نبود ولی خوب در کل پا داد قرار گذاشتم
و تمام ذهنم سکس بود
الکی مخشو زده بودم که فقط یه ساعت بکنم برم .
ولی تمام شهوتم خوابید وقتی پیشش لخت شدم وقتی تو ایینه اسم لعنتیشو رو سینم دیدم
تمام حسم خوابید
خودم زده بودم اسمشو که هیچ وقت هیچ زنی نخواد کنارم باشه وقتی اسم اون رو سینمه
دختره منو کشید سمت خودش .قیافه داغونمو دید و حرف نزد
ساک زد یکم حسم برگشت
ولی نتونستم کاری کنم چون دست خودم نبود ترجیح دادم لباسمو بپوشم و برم بیرون
و رفتم
رفتم رفتم
لعنت بهت اصلا میدونی چقدر شبا پیاده رفتم
چقدر کم‌حرف شدم
حالم از این شهر و ادماش به هم میخوره
چقدر ذجه زدم برگرد دیوونه کسی اندازه من دوست نداره
برگرد من میخوامت من لعنت به من
من من من
حالم از خودم به هم میخوره
یک‌ساعت و نیمه دارم میبینمش و ازش زده نمیشم
لعنت به این چشما بیاد که همیشه برام‌تازس همیشه یه چیز جدید توشون کشف میکنم
برگرد لطفا
این بارم باز ازش خواهش کردم
ولی نخواست
برگرده
یه خداحافظی سرد .خیلی سرد
حتی دستمم نگرفت
ازش خواستم تا مسیری برسونمش
نشست تو ماشین
ولی من سمت خونه خودم رفتم
یعنی من نرفتم ماشین خودش میرفت
من اصلا اون لحظه پشت فرمون نبودم من فقط اونو میخواستم
حتی شده برای بار اخر
اون برا من باشه
چرا اصلا منو نخواست من بهش بدی نکردم
اون خوابیده بود اروم‌خوابش برده بود مثل یه بچه رو صندلی
خوابیده بود
همیشه وقتی میخوابید انگار یه بچه مظلوم رو تخته
فکر کنم تاثیر قرصاییه که تو آب ریخته بودم
خوابیده خیلی اروم
انقدر که وقتی بغلش کردم نفهمید
کل راه پله تو اسانسور تو خونه تو بغلم بود
نفهمید
وقتی دونه دونه لباساشو دراوردم
تمام وجودشو خوردم و بوسیدم و از علاقم گفتم از شش سال علاقه از شش سال رابطه که دوست نداشتم تموم بشه
من دیوونش بودم
شاید تنها کاری که خوب بلدم تحریک کردنش باشه که شد
همیشه با من موافق بود تو تحریک شدن
کارمو بلد بودم میدونستم از کجاها شروع کنم
تمام گردنشو بوسیدم و میک زدم اولین بار بود دوست داشتم تنشو کبود کنم هنو اثر قرصا نرفته بود
هیچی بهتر از چسب نیست
چسب پهنو رو دستاش از پشت بستم
پایین پاهاش ساق پاهاش از زیر چسب هنوزم دیدنی بود
اون پاهای تپلش حس کردم رون پاهاشم باید از زیر چسب قشنگ بشه بستم رنگ پوستش عوض شده بود
صورتی میشد کم کم انقدر دوسش داشتم که میتونستم جریان خونشو حتی حس کنم
چسب رو سینه هاش چطوری میشه
سینه هاشم یعنی همینجوری کبود میکنه
باید امتحان میکردم
ولی تحمل نداشتم اول باید تنشو حس میکردم
لخت شدم
پیش ابم خیسم کرده بود لیز بود خودش
فقط با یه حرکت جا دادم تو بدنش
عجیبه حتی داد زدنش از زیر چسب چقدر دلنشینه
دلم درد میخواد یه دردی مثل کمربند اخ رد کمربند چرمیم رو باسنش رو کمرش صدای چسب خوردش
و باز دوباره فرو کردن تو بدنش
تقه زدن
امروز میخوام یه کاری کنم
هیچ وقت اجازه سکس از پشت بهم نداد
ولی همیشه براش لیسش میزدم انقدر که از حال میرفت و قربون صدقم میرفت
ولی الان فقط لیس نمیزنم
کیرم تشنه کونشه که بکنم توش تا ته
ولی اروم دل ندارم درد بکشه
به بغل خوابوندمش دستم رو گونش خیس شد انگار داره گریه میکنه
اخه خیلی تنگه
فتحش کردم کردم کردم کردم
مطمعنم بارها این صحنه تو ذهنم میتونه شهوت منو به اوج برسونه
عجیبه از خوردنش سیر نمیشم
بهتره از دور ببینمش
چقدر دلم میخواد ارضا بشم
ولی انقدر زیباس که نمیتونم تنشو با ابم کثیف کنم دوست دارم گرمای ابمو تو تنش حس کنه
آخخخخ که چقدر بود که انتظارشو کشیدم اخه بی معرفت من بهت بدی نکردم
ولی راضیم حتی تو این شرایط بازم با من ارضا شد
چون همیشه براش از حسم گذاشتم
حس بالاترینه تو هرچیزی قدرت بالایی داره
اخ چقدر تو این حالت دیدنیه
لعنت به این ساعتا
پنج ساعته رو تخت افتاده من دارم نگاهش میکنم تک‌تک اجزای بدنشو
هنوزم دلتنگشم هنوزم میخوامش
کاش برای من باشه
عزیزم من خیلی دوست دارم‌
ببخش منو ببخش که ادم‌ خوبی نشدم تو زندگیت
کاش برگردی
عزیزم این فقط یه گوشه ای از ذهن مازوخیسمیه من بود
که هیچ وقت بروز ندادم و نخواهم داد
من هیچ وقت اسیبی به تو نمیزنم
فقط دیوانه وار دلتنگتم

نوشته: mas_ter1362devil


👍 1
👎 9
11601 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

779096
2020-11-27 23:45:04 +0330 +0330

داداش اینجا داستان مینویسن تا ملت حشری بیان باهاش بزنن
این کسیو تحریک میکنه اخه؟میشه با همچین چیزی زد؟
برو این چیزا توی بخش تاپیکا بنویس نه داستان

1 ❤️

779111
2020-11-28 00:56:53 +0330 +0330

میدونستی این میشه سادیسم؟
مازوحیست یعنی خود ازاری
سادیسم میشه دیگر آزاری
از اول ریدی

4 ❤️

779152
2020-11-28 05:21:18 +0330 +0330

تخماتیک

یعنی بعد از یک ماه اومدم دوباره یک داستان بخونم. چقدر مزخرف نوشتی. چرت و پرت. ادبیات تخمی. احتمالا چهار تا فیلم کیری دیدی و فکر کردی میتونی داستان بنویسی. حتی معنی مازوخیست را هم نمیدونی. شاشیدم توی هیجانات جقی.

**ها کـُ‌کا **

1 ❤️

779186
2020-11-28 13:24:37 +0330 +0330

دنبال یه ارباب مازوخیسمی هستم که وحشی باشه و شکنجه کنه
کم سن باشه از تهران

0 ❤️

779204
2020-11-28 16:33:43 +0330 +0330

کصتانی دیگر

1 ❤️

779214
2020-11-28 19:25:01 +0330 +0330

اسم داستان رودیدم اومدم فحش بدم کونیپاتیک اوبی

0 ❤️

779215
2020-11-28 19:26:00 +0330 +0330

سلام دمبال یک دخترم اگه کسی هست پیامم بده

0 ❤️

779248
2020-11-29 00:44:03 +0330 +0330

ارباب واقعی میخوام کسی که واقعا از ایت حس زجر و درد لذت ببره و شهوتی بشه با درد کشیدنم.🥰

0 ❤️

779371
2020-11-29 23:43:26 +0330 +0330

من داستان رو اصلن نخوندم
فقط عنوان رو دیدم،خواسم بگم مازوخیسم،نه مازوخیست🤣🤣

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom