رابطه با دوست زنم

    با سلام خدمت تمام دوستان من داستان نوشتن اصلا بلد نیستم اما دلم نیومد ننویسم چون برای خودم خیلی خوشایند بود خلاصش میکنم تا زیاد سر شما رو هم درد نیارم امیدوارم لذت ببرید
    به نظر من حشری بودن بدترین درد دنیاست چون همیشه در عذابی فکر میکنم دوستان هم با من هم عقیده باشن بگذریم بریم سراغ داستان
    همه چیز عین حقیقته فقط برای این که واسم بد نشه اسامی رو تغییر دادم من محمد هستم و ۲۸ سالمه داستانی که واستون تعریف میکنم مربوط میشه به یک سال پیش داستانی که هنوزم تموم نشده و ادامه داره
    مدتی بود بیکار شده بودم و برای اینکه تو خونه حوصلم سر نره با ماشین میرفتم کار میکردم یه روز وقتی که نهارمو خوردم از خونه زدم بیرون اما چند دقیقه بعد به خاطر مشکلی که واسه گیربکس ماشینم ایجاد شده بود ماشین دیگه حرکت نکرد خدا روشکر همونجا یه مکانیکی بود که ماشینو گذاشتم پیشش و برگشتم خونه بی سر صدا از راه پله ها بالا اومدم تا به پشت در ورودی رسیدم و با صدای زنم که داشت با تلفن جرو بحث میکرد کنجکاو شدم و پشت در فال گوش واستادم اما صداش نا مفهوم بود تا اینکه دیگه طاقت نیوردمو کلیدو انداختمو وارد شدم زنم فورا گوشی رو قطع کردو از دیدن من شکه شد منم با عصبانیت ازش پرسیدم که کی بود چی میگفتی چرا تا من رسیدم قطع کردی اون هم که دیگه فهمیده بود نمیتونه بپیچونه ماجرا رو واسم تعریف کرد که دوستش ازش خواسته تلفنی شوهرشو امتحان کنه اینم تو عالم رفاقت قبول کرده بود اما شوهرش فهمیده بود داستان چیه و زنگ زده بود به زن من و شاکی شده بود منم که خیلی ناراحت بودم از این موضوع فرصت رو غنیمت شمردم و به دوست زنم که تو اینستا داشتمش پیام دادم و با حالت طلبکارانه به خاطر درخواستی که از زنم کرده بود تحقیرش کردم اون هم ازم معذرت خواهی کرد ولی من دیگه ول کنش نشدم چون قبلا چند باری دیده بودمش استیل خوبی داشت همیشه پیش خودم میگفتم چی میشه من یه روز اینو بکنمش و حالا که فرصتش پیش اومده بود و میتونستم راحت و بدون هیچ ترسی بهش پیام بدم بهترین زمان واسه زدن مخش بود قسمت جالبش اینجا بود که اون فکر میکرد زن من با شوهرش رابطه داره و بازنم حرفش شده بود وقهر کرده بود خلاصه همه چی دست به دست هم داده بود تا من به وصالم برسم منم برای اینکه به هدفم نزدیکتر بشم به این موضوع دامن میزدم تا اینکه بهش پیشنهاد دوستی دادم اونم بخاطر اینکه از شوهرش و زن من انتقام بگیره قبول کرد من که از خوشی بال در اورده بودم ازش خواستم بیاد خونه تا باهاش صحبت کنم اما قبول نکرد با کلی اصرار بالاخره راضیش کردم ناگفته نماند من زنم مغازه داره و معمولا خونه نیست منم که بیکار بودمو تو خونه تنها بعد از تقریبا نیم ساعت زنگ آیفونو زد و آروم از پله ها اومد بالا منم درو باز کردم و به استقبالش رفتم اوردمش خونه و کفشهاشم اوردم تو که کسی نبینه خلاصه گرم صحبت شدم باهاش سعی کردم نزدیکش بشم اما اصلا راه نمیداد تا اینکه بهش گفتم مگه نمیخوای انتقام بگیری اینجوری که نمیشه یه نیش خندی زدو منم ازش خواستم شالشو در بیاره و با کلی اصرار قبول کرد کم کم نزدیکش شدم دستمو انداختم دور گردنش ممانعت کرد اما من با پرویی تمام به کارم ادادمه دادم و موفق شدم تو آعوش بگیرمش دیگه از مغزم فرمان نمیگرفتم این کیرم بود که افسارمو گرفته بودو هدایت میکرد قلبم داشت از دهنم میزد بیرون از بس که هیجان داشتم باورم نمیشد این همون پری که مدتهاست تو کفشم احساس میکردم دنیا تو دستامه یکم باهاش صحبت کردم و ور رفتم تا تونستم به زور یه لب ازش بگیرم آخ که چه حالی داد هیچ وقت فراموش نمیکنم خیلی از دستم ناراحت شد به خاطر این کارم بلند شد کفشاشو پوشیدو با یه خدا حافظی تلخ رفت منم که حس میکردم به خاطر اون حرکتم از دستش دادم همش خودم لعنت میکردم و میگفتم خاک تو سر حشریت آخه ادم تو قرار اول همچین کاری میکنه تو همین حال احوال بودم که دوباره بهش پیام دادم و ازش معذرت خواهی کردم اونم قبول کرد کم کم رابطمون گرم شد چند باری بیرون رفتیم اونم با شوهرش سر موضوع امتحان کردنو یه سری مشکلات دیگه که از قبل داشتن جنگ اساسی کردن و کارشون به طلاق رسید تو همون ایامی که قهر کرده بود خونه باباش میموند زن پسر عموم رفت شهرستان منم که با پسر عموم عین داداشم ازش خواستم که پریو ببرم خونشون اونم با کمال میل قبول کرد من به بهونه سرکار و پری هم به بهونه جوازش (اخه اونم آرایشگاه داشت) ۸ صبح زدیم رفتیم خونه پسر عموم اونم رفت سرکارو خونه رو سپرد دست من منم که دیگه با پری حسابی راحت شده بودم و راحت راجع به سکس صحبت میکردیم رفتم از تو کمد دیواری یه تشک و بالشتو پتو اوردم خوابوندمش رو تشک و حسابی باهاش ور رفتم شلوار رو شرتشو از پاش دراوردم دستمو گذاشتم رو کصش حسابی خیس شده بود انگشت فاکمو سیخ کردمو فرستادم تو کصش آه از نهادش بلند شد ناگفته نماند که دو ماهی بود سر داستان طلاقش رنگ سکس ندیده بود جوری ارضا شد که آبش از کصش پاچیده بود بیرون وریخته بود روی تشک (با بدبختی تمیزش کردیم )خلاصه وقتی که دیدم داره بیهوش میشه شلوارو شرتمو در اوردم کیرم که ۲۳ سانته(الان یه سری از دوستان فکر میکنن دارم کصشعر میگم اما عین حقیقته) رو انداختم تو دهنش اونم همچین برام میخورد که داشتم دیوونه میشدم دیگه طاقت نیووردم خوابوندمشو پاهاشو باز کردمو یه ورانداز کردم کصشو آخ که چه کصی بود گوشتیو تپل مپل با یه حرکت کل کیرمو فرستادم تو کصش یه آه کشیدو شروع کرد به همکاری از اونجایی که من خیلی وقت بود تو کفش بودم بعد از چند بار عقب جلو کردن آبم اومد اما چون خیالم راحت بود که تا غروب منو پری در اختیار همیم اصلا ناراحت نبودم تا غروب دو بار دیگه ترتیبشو دادم که جمعا میشد سه بار تو یه روز دیگه نا نداشتم یه ساعت خوابیدیم بعد پسر عموم اومد و من خونه رو تحویلش دادم بردم پریو رسوندم و از اون روز تا همین الان که واستون مینویسم ماهی یکی دوبار باهاش سکس میکنم امیدوارم همه دوستان به مراد دلشون برسن از تمام دوستان هم عذر خواهی میکنم به خاطر قلم بدی که داشتم چون اولین بار که مینویسم تمام داستان عین واقعیته فقط خواهشا فوحش ندید.


    نوشته: tornado

  • 7

  • 36




  • نظرات:
    •   A....k
    • 1 ماه،3 هفته
      • 9

    • خب عزیزم زنت پیچوندتت خوب هم پیچوندتت شوهر طرف با زنت رابطه داره جیگر زنت هم پشت گوشی داشت سر قیمت بحث میکرد


      داستانت از این داستان خز و خیل ها بود که خیلی وقته کسی دیگه حتی باهاشون شق هم نمیکنه


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،3 هفته
      • 17

    • یک سوالی من داشتم همسر شما که مغازه داشت حالا ارایشگاه یا هرچی پس روزا خونه نبود و شما مشکل مکان نداشتید پس برای چی منت پسر عموتون رو کشیدید برای جا؟(biggrin)



      • پی نوشت دوستان دقت کردید نوشت من به بهانه کار و زنم به بهانه!!!!! جواز زدیم بیرون یعنی خودشم میدونسته جواز بهانه است و زنش داره میره بده!!(biggrin)


    •   KingAsshole
    • 1 ماه،3 هفته
      • 7

    • از یجای داستان به بعد دیگ خودت نبودی، کیرت بود :/


    •   serpico173
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • شاید بهتر باشه ادمین محترم یه محدودیت برای اندازه کیر نویسندگان داستان در نظر بگیره در غیر اینصورت و با این فرمون که از هیجده به بیست و سه رسیدیم بزودی رکورد 100 سانتو میزنیم و باید بریم غول بکنیم.


    •   Cleverman
    • 1 ماه،3 هفته
      • 7

    • لایق فحش دادن که نیستی!
      حشری بون بدترین درده؟!! بدبخت شاشت نگرفته عاشقی یادت بره .
      در ضمن چون خیانت بود دیسلاک


    •   mortezastranger
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • فقط می تونم بگم خوش به حال پسرعموت کمد دیواری دارن
      (حالا اگه نمی گفتی تشک رو از کجا آوردی) کسی سوالی هم در موردش ازت نمی پرسید کیر 23 سانتی
      ی بار نشد یکی با کیر زیر 18 سانت بیاد داستان بنویسه
      انگار وقتی دروغ میگن کیر بلورین تقدیم کونشون میشه


    •   Lucky.man
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • چند ابهام
      آیا شما در طلاق ایشان موثر بودی؟
      همسرت با شوهر پری رابطه داشت؟


      داستانت رو نپسندیدم. به نظر میاد داخلش خیلی خیانت وجود داشت. طوری که گندش درآمده بود و حاصلش طلاق بود.


    •   Mhm13621m
    • 1 ماه،3 هفته
      • 7

    • اگر میگفتی 22سانت باور میکردم ولی 23رو هیچ رقمه باور نمیکنم مگه کره خری؟ کره خر


    •   hari.chobin
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کسکش پس زنت کجا میداد
      بیارش اهواز بکنمش


    •   رباینده
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • اگر فرصت کردی یک سری هم به مکانیکه بزن گیربکس ماشینت رو تعمیر کرده خیلی وقته تو گاراژ مونده یهویی باتری ش نخوابه


    •   Siyavas
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کوس مغز حشری مطمعنی زن تو شوهراون نمیگاعه اگرم نگاعیده من بعد میگاعه اونم نگاعه من میگاعم کوسکش با زن شوهر دار لاشی


    •   Pragmatism
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • جقی ها انسانهایی بسیار خطرناک اند؛
      اگر در عالم واقعیت شما رو نکنند
      در ذهن خودشان شمارو میکنند


    •   Pragmatism
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • سردنده+ گیربکس+ صفحه کلاج تو کونت


    •   farirad
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • فحش چیه حاجی به تو باید مدال داد خدایی دمت گرم زنت رو دادی شوهر اون بکنه تا خودت بتونی دوست زنت رو بکنی اخه جغی وقتی میدونی زنت میده و تو بیکاری چرا توهم میزنی بشین خونه و از مشتریهای زنت پذیرایی کن تا ی چیز هم گیرت بیاد


    •   mard_teh
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • راست گفتی: همون 23 سانتی اختیار مغز و قلمتو دست گرفته. :(


    •   tara.-tt
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • کص کش جقول دروغگو


    •   موری.جون
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • کس شعر محض مگه نگفتی خانومت مغازه داره و مشکل خونه نداری پس چه دلیلی داشت خایه مالی پسرعموتو کنی واسه خونه خالی خخ خخخ


    •   Nasr7070
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • مطمعنی خانمت میره مغازه ؟ بعدشم فکر نکن خانمت اسکل تشریف داره . اولین کسی که متوجه تغییر رفتار مرد میشه زنشه ولی شوهر آخرین نفریه که خبر جندگی زنش بهش میرسه زرنگ خان


    •   HYPERMAN98
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • بخاطر اینکه یه کوس بکنی، زنتو به شوهر طرف چسبوندی و مهر خیانت و جندگی به زنت زدی!! فکر نمیکنی تو هم در جدایی اینها سهیم هستی؟

      زمین گرده، آسیاب به نوبت
      بیچاره زنت که با توی آشغال زندگی میکنه


    •   Aryo20
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • بهترین موقعیت بود برای ضربدری و سکستون رپ علنی کنید درضمن دوستانی که میگن ۲۳ سانت نمیشه شما سر متر رو از سوراخ کونت بگیری تا ۲۵ سانت هم میرسه


    •   mehdize3
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ذلان تو داشتی کس میکردی یا زنت داشت به شوهر دوستش کس میداد


    •   Mahsatt78
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • ارزو به دلم موند ی داستان بخونم توش سوتی نبینم :(


    •   Hamidarakii
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • 100درصد زنتم عین یه جنده حرفه ای میده. شک نکن


    •   Mmy29673
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • کیرتو یبار دیگه اندازه بگیر.۲۳کمه احتمالا"۳۳هس.کیر خشایارشاه تو کونت


    •   Ali_545
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • یعنی فکر میکنی اون اشتباه کرده ک زنت با شوهرش رابطه داشته کس مخ


    •   ramin-11
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • ۱-داستان اگه یک هزارم درصد تو دنیای واقعی اتفاق افتاده باشه ولی با این نگارش آدم به همه چیز شک میکنه.
      ۲-مرد ۲۸ سال حشری حتما زن جوون و خوبی داره پس ۲۴ ساعته سکس دارن ( این فراتر از حشری)
      ۳- من چندتا از داستان ها رو خوندم خدایش چرا همه سایز کیرشون رو تغییر میدن اونی که تغییر میدن اسامی و سن که خیلی هم مهم نیست
      ۴-اضافه کردن ۷ الی ۱۰ سانت به کیر تو داستان ( شما داستان خوب بنویس ولی با خلال دندون اب طرف و بیار


    •   Behzadjafari
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • کله کص


    •   arasahbokonsexy
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • آخه کس کش مگه مجبوری داستان تخیلی بنویسی 0خوب منم داستان می نویسم که زنتم من گاییدم خوبه بنویسم 0کیرم دهنت توهمی


    •   Mester.kir
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • من نمیدونم چرا تو همه داستانای سکسی همه چی جور در میاد که این بره اونو بکنه
      یعنی کاهناتم با سکس این دوتا معافقن
      من دیگه رد دادم


    •   hast1373
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • اون ک از شوهرش جدا شده مهم نیست ولی تو به فکر زنت باش که به زودی داستانش با شوهر پری خانوم همین جا فرستاده میشه. پس داتانارو با دقت بخون


    •   Shahab___sang
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • ازتوداستانای شهوانی متوجه شدم که همه کیرشون بالای بیست سانته وفکرکنم فقط مال من زیربیسته.یارورنگ کس به خودش ندیده بعداومده اینجاکسشعرتلاوت میکنه


    •   danny19
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • داداش میشه بگی سانتی متر تو فرهنگ لغت مغزت چطور تعریف شده؟


    •   javati n
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • اخه خر هم ادعای همچین اندازه کیری نداره ??


    •   Rbleipzig
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • يه زندگى جنده وارى داشتيى حالا تعريف كردن نداره .اون زنتو كرده شده عين گونى برنج ، توى احمق نفهميدى اومدى اينجا واسه ما تريپ بكنارو گرفتى اسكول ،الان هم كه مشغول نوشتنى تو مغازه كير ممد تو دهن زنته برو برس شايد يه جق نصيبت شد :) اشگول


    •   Broken_man
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ناگفته نماند ک همسر نویسنده بخاطر کوتاهی الت شوهرش ب شوهر دوست خود داد.
      اینم اومده اینجا تو کصتانش نوشته 23 سانت دارم??


    •   J.khalse
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • فک کنم کیرش اینو واسمون نوشته?


    •   J.khalse
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • این که پری دوماه رنگ سکس و نبینه کار هموناست
      میخوان جمعیتمون کم شه?


    •   کازینو۲۸۱۴
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • فکر میکرد که زنت با شوهرش رابطه داشته؟؟این فکر کردن باعث شده که طلاق بگیرن؟؟؟کورنومتر بندازی رو کس زنت،حتما جامپ میکنه.مرتیکه جقی


    •   دکترجقچیان
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • آخرش نفهمیدی زنت میداد؟
      اسم داستانو مینوشتی زنم به شوهر دوستش میده شاید چارتا از این بیغیرتای جقی میومدن لایکت میکردن


    •   hajmosenkheyri
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کیری بود


    •   Hooman.esf.59
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • نه اصلا فکر نمی‌کنیم داری کوصشعر میگی
      چون داری کوصشعر تلاوت میکنی
      اولا 23 سانت نیست و 32 سانته البته مال تو نه
      مال پسرعموت، تازه وقتی که نیم دور از کمرش وا کرده باشه
      اگه کامل از دور کمرش وا کنه میشه 48سانت
      زنتو میزاره وسط تخت از لب تخت با ریموت عقب و جلو میکنه
      خیلی خری که نفهمیدی چرا با کمال میل قبول کرد بهت کلید بده


      چیطوری زن جیندا؟!


    •   Fatdev2
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ساعت ۸ صبح از کمد دیواری تشک و پتو بالشت در آوردی، بجای سکس باید صبحونه میخوردید میخوابیدین.
      حالا بماند این بالشته کجای داستانته


    •   iraniact
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • معلومه خیلی دوس داشتی اینا واقعی بودن.


    •   Newah007
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • شک نکن که شک پری خانم بی ربط نبوده و نیست و خانم محترمتون زیر خواب شوهر پری جان شده.....


      یه ضربدریه مخفیانه رفتید هرچهارتاتون :)


    •   Mustapha.ya1374
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • احتمال خیلی زیاد زنگ با شوهرش رابطه داشته خره برو مچ زنتو بگیر که ریدی


    •   Arash_hellboy12
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • اول داستان زنت مغازه نداشت و ماشینت که خراب شد تو خونه بود .وسطای داستان که لنگ مکان بودی یهو زنت مغازه دار شد؟ تا همینجا خوندم


    •   aliabadan
    • 19 ساعت،3 دقیقه
      • 0

    • دهنت سرویس⁦:-D⁩⁦:-D


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو