رابطه با زن متاهل

    سلام خدمت دوستان شهوانی
    امیدوارم از حقیقتی ک براتون تو قاب داستان میگم لذت کافی ببرید
    حمید هستم ۱۸ ساله همدان
    قد بلند قیافه نرمال عینکی موهام بلند
    نسبتا بخاطر خوش تیپ بودم تو لباس زیاد ت چشمم بگذریم
    کوچه پشتی ما زنی متاهل ب اسم زهرا ۳۲ سالشه با دو بچه
    پسر یکی ۱۱ساله یکی ۱۵سال زندگی می کنه تازه از منطقه دیگ اومده
    بودن طرف ما پایین شهر همدانیم
    وضعیت مالی خوبی نداشتن بخاطر
    این ک خونوادش تو منطقه ما بودن اومده بود شوهرش معتاد تو آبادان کارگری می کرد زهرا هم تو خونه مستاجر با بچه هاش می موند
    کوچه ما هم خونوادش زندگی می کردن
    زیاد رفت آمد می کرد تابستون سال۹۸
    بود ک اولین ماه های تابستان اومده بودن من اینو زیاد ت کوچه می دیدم
    بدجوری بهم نگاه می کرد چشای درشت
    قیافه زیاد تعریفی نداش همیشه هم با چادر می دیدمش قدشم کوچیک بود
    من تا حالا با زن سن بالا بجز دو ۳ باری
    جنده کرده بودم رابطه عاطفی عشقی نداشتم بدجور رفته بود ت مخم یکی دو ماهی هی منو اینو می دیدم این دفعه دیگ منم پرو شده بودم بهش نگاه می کردم ی بارم ت میوه فروشی دوستم بودم ک اومد خرید کنه با دوستش بهش چشمک انداختم وارد پاییز می شدیم ک عصری من خوش تیپ کرده بودم برم بیرون ک اینو داخل شهرک دیدم
    دیگ خلاصه دنبالش کردم شماره ب زور زحمت از مغازه آرایشگری ک می رفتم
    جور کردم کارتم نداش تموم کرده بود داخل کاغذ نوشتم دو ۳ باری ت موقعیت کوجه های خلوت خواستم بهش بدم نگرفت تا دم خو نشون رفتم آخرش ب زور شماره از پنجره آومد بیرون نگاه کنه سریع کوچه خلوت بود بهش دادم رفتم
    از ی طرف خوشحال بودم از ی طرفم ناراحت ک خدایا نکنه ب برادرش یا شوهرش بده ک خلاصه اونشب اصلا خوابم نبرد تا لنگ ظهر فردا خوابیدم وقتی بیدار شدم من اول گوشیمو چک می کنم دیدم یکی پیام دادم سلام
    خلاصه بعد نشونی اینا فهمیدم خودشه
    با سن بالایی ک داشت ولی خوب تلگرام اینا بلد بود دوستان خبر دارن ک تل فیلتر شده بود ما مجبوری واتساپ
    چت می کردیم بالاخره امارشو گرفتم
    چیکارس شوهرش چیو قبلا با یکی دیگه ام دوست بود زن سر سختی بود
    خیلی مغرور وابسته هم دیگ شده بودیم دوست دخترا قیچی کرده بودم فقط با این حرف می زدم بخاطر شرایطش کلا ی بار بیرون رفتیم منم ک همجورع
    ازش خوشم اومده بود پایه چت سکسی
    زنگ زدن عکس دادن رفتن خونش بود منم مخالفتی
    نداشتم منظورم خونه رفتن فقط حرف زدن دیدن هم بود وگرنه پای رابطه وسط نبود همیشه سوپرایزش می کردم
    براش کارهای فانتزی می کردم مث گل دادن گرفتن، کیک تولد انواع میوه ها
    خلاصه یجورایی هر چی کار می کردم می رف پای اون ی شب ک منو دعوت کرد خونش دوستشم اونجا بود اعظم ک رفیق صمیمی بچگیش بود شوهرش گفته بود ک میاد پیش زهرا باهاش بمونه کار داره یجوری پیچونده بود منم این رفت امدم بگم ۲ شب اینا بودا وقتی بچه هاش خواب بودن راحت بحرفیم
    اونشب دوست شم اونجا بود تعجب کردم من زهرا رفتیم اتاق ی لباس مجلسی جذب
    مانتو کرده بود تنش من خیلی از این لباس پوشیدنش خوشم نیومد دوس داشتم ساپورت بپوشه تنش دید بزنم
    مثال لب اینا گرفتنی بهش بمالم
    ولی امشب انگا موضوع فرق می کرد خودشو آماده کرده واسه سکس از چهره حشریش میشد فهمید دوستشم نگهبان اورده بود ک خیالمون از بچه ها راحت باشه بیدار شدن بگا نریم اومد کنار من نشست سرشو گذاشت رو شونم باهام این دفعه خیلی سکسی حرف میزد
    جوری ک حرفاش آروم می کشید آدم دیونه می کرد با صدای ت دماغیش ک من عاشقش بودم کم کم گرفتمش بغل
    این دفعه هیچ مقاومتی نکرد از لب گرفتن زیاد خوشش نمی یومد دیونه وار گردن گوشاشو می خوردم کیرم کلا ۱۰ سانته لوله ای اصلا کلفتم نیس داش زیر شلوار لی غوغا می کرد اونم دامن پوشیده بود اصلا نمی تونست حرکت کنه کم کم لباس مجلسیشو در اوردم ممه هاش تعریفی نبودن ۶۵ ترشیده ک بخاطر دل اونم شده ۱۰ دقیقه ای خوردمشون لباسشو در اوردم وای
    بدن سفید بدون مو نرم تپل از شونه هاش تا خود شکمشو دیوانه وار می خوردم دیگ کم کم نوبت دیدن کسش شده بود دامن جذب تنگ بود برگردوندمش از پشت زیپتشو باز کردم
    وای داشتم دیونه میشدم اصلا شورتم
    نپوشیده بود بهش گفتم ناقلا شرتت کو
    خندید برگردوندمش باز رو ب صورت
    وای رونهای گوشتی فوق العاده ورزشی
    سفید بودنشم دیونم می کرد لای پاشو باز کردم کسش تمیز کرده بود بخاطر نداشتن رابطه زیاد کسش بکر سفید مونده بود افتادم جونش می خوردم قربون صدقش می رفتم ران هاش می خوردم قلقلکی می شد بیشتر دیونه میشدم اخ اخ کیرم داش می شکست
    پا شدم سریع شلوار در اوردم افتادم باز جونش از گردن تا پایین باز خوردمش
    یکم چندشش میشد دیگ نمی ذاشت صورتشو بوس کنم چون کسشو خورده بودم کیرم سیخ سیخ بود عرق کرده بود
    پاهاشو دادم بالا سرشو کردم تو اولش خواستم عین فیلما اول بمالم یکم سرشو
    خودش کسشو تا ته زد رفت ت کیرم اخ داشتم دیونه میشدم چقد کسش گرم بود
    ۱ دقیقه نشده آبم اومد ریختم کف دستم پاشد از میز آرایشش دستمال آورد باز
    افتادم جونش یکی دو دقیقه ک گذشته بود کیرم سر حال شد باز کردم توش تو صورتش نگاه کردم چشمک زدم نمی دونم یهو چرا ناراحت شد اصلا سکسمون
    دیگ نچسبید منم با دیدن ناراحتی اون اصلا کیرم خوابید دیگ کشیدم بیرون
    بعد پرسیدم چی شد چته ک گف تا حالابجز شوهرشم با کسی سکس نداشتم عذاب وجدان گرفتم
    اونشب منم ناراحت اومدم خونه صبح ک ساعت ۱۱ پا شدم از خواب واتساپ چک کردم دیدم نوشته ک پشیمونه اشتباه کرده زیاده روی خیانت منم مسدود کرده
    ک زد حال خوردم دیگ نشد تلافی کنم
    گفتم زن متاهل خودمو بگا میدم
    دیگ منم قطع رابطه کردم
    دیگ ن من از اون سراغ گرفتم ن اون از من ولی هنوزم واقعا دوسش دارم
    بعد از اون اتفاق های خیلی بدی تو زندگیم رخ داد تصادف کردم بدبیاری روزی زندگیم رف اینا واقعا دلیل دوستی با زن متهل می دونم ولی بازم از کارم پشیمون نیستم بهترین لحظات براش برآورده کردم ت مدت ۴ ماه دوستیمون


    نوشته: حمید رضا

  • 1

  • 41




  • نظرات:
    •   .سامان.
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • داستان راجع به زن شوهر دار فقط به درد دیسلایک میخوره.


    •   mrganja
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • اگه شرکت نفت نبود داستان سکسی های ایران عقیم میموند


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،3 هفته
      • 7

    • خیلی خیلی خیلی چرند بود . اگر گرسنگی مردی هم سراغ شغل نویسندگی نرو.......


    •   mohrb
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • ریدم توی نگارشت. دادی گوگل ترنسلیت برات نوشته؟!


    •   Mah_mb7
    • 1 ماه،3 هفته
      • 7

    • اول اینکه داستانی بود در قالب حقیقت!
      دوم اینکه هرکیم میخواد زن شوهردار بکنه، شوهرش فرسنگها اونطرف تره .شگفتا!
      قدش کوچیک بود؟ ای خدا .
      وسط دادن عذاب وجدان گرفته؟
      به جز غلط املایی، علائم نگارشی نداشته و سر و ته جمله هایی که معلوم نیست..
      فحش خور این داستان بالاست..


    •   Aryo20
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • چه حیف شد منتظر بودم بگه کیر تو دو‌برابر کیر شوهرشه


    •   saeedno15
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • یعنی ریدی با این نوع نگارش و جمله بندی و علائم دستور زبان, حالا اینا به کنار این کهکلی واسه خودت نوشابه باز کردی و خوش تیپی هیچ رقم توی کتم نمیره.(dash)


    •   Blue_Angel
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • این چه شر و وری بود سرهم کرده بودی؟نگراش کلمات اشتباه بدون پاراگراف بندی و نقطه گذاری
      جملاتت هم که معنی نداشت یهو میپریدی رو یه چیز دیگه
      اونقدر کس.شعر بود نتونستم تمومش کنم


    •   خوشگلخانم
    • 1 ماه،3 هفته
      • 9

    • این نشونیاکه شمادادی ازین خانم بیشتربا آدم کوچولوهامیخورد!بعدشم ازکیره کوچیکت وزودارضاعیتو کمرشلتو سکسه شخمیت حالش بهم خورده بلاکت کرده !البته شمابه خودت نگیراوصولا فکرکن عذاب وجدان داشته !!


    •   esijooon
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • الان به تو چی باید گفت ! آخه تو دوسداری خیالبافی کنی و جق بزنی ، بقیه چه گناهی کردن که باید بشینن و بخونن و حرص بخورن؟ ادمین جان جسارتا انقدر به این بچه مچه های خالی بند بها نده قربونت برم یکم هم به فکر بقیه اعضا باش بنظرم ۴ تا داستان خوب و با محتوا خیلی بهتراز ۲۰تا داستان تخمی تخیلیه که فقط اعصابمونو خورد میکنه اینو از کامنتهای بچه هاهم میشه فهمید! پیشنهاد میکنم یه رای گیری کن تا معلوم بشه اکثریت چجور داستانهایی رو دوسدارن و میپسندن!
      بقول معروف: رفتیم خونه خاله دلمون وا بشه --- خاله چوسید و دلمون پاک پوسید !!!! ما میایم ابنجا حال و هوامون عوض بشه تواین اوضاع تخمی ولی با این داستانهای سرتاسر دروغ و الکی بدتر حالمون زیرو رو میشه تازه اینترنت و وقتمونم ازبین میره ! شهرت اعتبار شهوانی روهم درنظر بگیر لطفا


    •   mard_teh
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • بهتره دنبال همون شغل "پوست خر کندن" بری


    •   mamali888
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • انگار ب یه زبون ناشناخته نوشته شده . اصلا قابل فهم نیست .
      واقعا بعضیا چرا احساس میکنن حتما باید داستان بنویسن ،شاید مثل این کسخلهایی ک موقع انتخابات باهاشون مصاحبه میکنن و میگن رای دادن تکلیف شرعی و وظیفه اجتماعی هستش این نویسنده های مشنگ هم احساس میکنن باید دینشون رو ب سایت ادا کنن و در راستای آرمانهای ادمین راحل بیان پای کار و کستان بنویسن.
      برای چندمین بار ب ادمین پیشنهاد میکنم اگه خودش وقت خوندن و بررسی کیفیت داستانها رو نداره حداقل به چندتا از کاربرا بده ک مطالعه کنن و ببینن ارزش آپ شدن داره یا نه .
      اینجوری هم کیفیت بالا میره و هم هر ننه قمری تریپ نویسندگی بر نمیداره و با کسشعراش وقت خواننده ها رو هدر نمیده


    •   lezatbebarim
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • خب بعدش چی شد داستان و وعریف نکردی اخر قرار بود داستان بگی ولی این که چرندیات بود حدواقل یک خط داستان و تعریف میکردی بعد میرفتی .خخخخخ


    •   mamh7030
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • یعنی متولدهشتادی.
      دوستان واقعا کارمون به کجاکشیده؟؟؟به کجاداریم میریم؟؟؟این بچه شوشول هنوزشاشش کف نکرده زن متاهل گاییده واون بیچاره رو به فناداده تازشم میگه روزی اززندگیش رفته....شتتتت....


    •   ایکاروس
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • دیگه باید به وزیر کار نامه بنویسم تا شرایطی جور کنه که هر کارگری در هر شهری کار می کنه یک منزل مسکونی هم همونجا داشته باشه !
      اعتیاد هم که کار دشمنه !
      موضوع تکراری و به فساد کشوندن جامعه هم کار استکبار جهانیه !
      من هم فرارمینی هستم دوستان ! باور کنید ...


    •   msn717
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ننویس


    •   arash.abi
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • ت چشم
      ت کوچه
      ..
      مثه این که از ( و )
      خاطره خوشی نداری، افتابه گذاشتی تو ادبیات فارسی‌


      توووووووووو روحت


    •   Binamariai
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • خدای چلنگر باید بیاد ترجمه کنه مغزم گوزید خودت یدور بخون ببین متوجه میشی فکر کنم شوهرش تو کونت گذاشته و درعین حال در حال نوشتن بودی


    •   Saeed_ni2000
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • بیلاخ


    •   zanbory
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • نوشتن بلد نیستی بعد موندم چجوری داستان سرهم میکنی ..نخوندم چون زیاد غلط و قولوط داشطی ...ننویس لوطفن


    •   Pirefarzane
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • دیگه ننویس. . . . . . . . . . . حالم بهم خورد. رابطه با زن متاهل بدترین فانتزی سکسی حتی در عالم کف دستیه..تمام حرفات بوی توهین به اون زن رو داره.برای همین وسط سکس از تو بدش اومده.وگرنه قبلش هم میدونست داره به شوهرش خیانت می‌کنه.اون زن ساده دل نمیدونسته تو چه آشغالی هستی.وسط سکس فهمیده پس وجدان درد گرفته.این همه دختربا هر سنی هست چرا زن متاهل!؟مرد به مرد نباید خیانت کنه.تو زن نگیر بزار نسلی ازت نمونه.هر چند زنت هم بچه دیگری رو توی خونه تو بزرگ می‌کنه مطمئن باش


    •   سالاربیمکان
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • آخه بچه-کیر کوچیک و کوچه های پایین شهر و شهرک!!! و بچه 11 و15 ساله و ...


    •   Mobin18836
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • با این سوادی که تو داری بایدم عاشقش شده باشی
      آخه سگ نگا تو میکنه
      کسش بکر بود؟ دوتا بچه رو از کون حامله شده بود


    •   arash20177
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ریدم تو بیانت


    •   LOOLOO_KHAN
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • تورو جون عمت قبل از داستان نویسی برو کلاس نگارش
      این‌چ‌طرز نوشتنه
      خدایی خودت خوندیش؟
      ریدی به ذهنیت مجقولت


    •   farfar22
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • منكه با هر زن متاهلي بوده همش خير و بركت اورده برام اين كوس شعرا چيه ميگن رابطه با زن متاهله بدبياري مياره ولا واسه من چنديدن ساله همه چي نرمال و عاليه


    •   Kiyan726
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ا شوهردارش بگذریم ک خیلی دیوثی
      جا کش 10 سانت میخاسی بدی بش انتظار 85 داشتی ازش؟؟؟
      اخ 10 سانت دیوث؟؟؟
      میچرخیدی اون انگشت میکرد تو کونت بهتر ا 10 سانت تو بود ک


    •   ma30top
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ای کیرم تو نگارشت
      گل دادی میوه گرفتی کیک تولد خوردی
      از بس کونت گذاشتن همش هزیون میگی توخواب صبح پامیشی فکر میکنی کص کردی شروع به نوشتن میکنی


    •   off_boy
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • قشنگ تيغيده ات بعد عذاب وجدان گرفته!
      وقتي خرجش ميكردي عذاب وجدان نداشت!!!
      ولي خب با خودش حساب كتاب كرده گفته حداقل اگه قراره بگا برم سر هسته خرما بگا نرم.دنبال كير بوده نه انگشت كوچيكه ي پاي بابا بزرگم (biggrin)


    •   lezat ses
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • فارسی نوشتن و حرف زدن یادم رفت


    •   elmira abl
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • چرا آقایون اینقدر زن متاهل رو دوس دارن؟


    •   ayda8647
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • زنه ۳۳ سالش بود بعد بچش ۱۵ یعنی ۱۸سالش بوده که بچه دار شده؟


    •   Alat_Tanasoli
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • خدا رو شکر هنوز دیس این داستانهای خیانت آمیز بالاست.
      ولی روزی رو میبینم که ایناهم مث داستانای کونکونک بازی برن تو برگزیده ها....
      هر نسل بدتر از نسل قبل.... (نسل شهوانیون رو میگم)


    •   Mosi_mnmn
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوب بود


    •   fuckermofti
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • یه کون تاقار دیگه برو آب چاقی دیگه ننویس ببم جان باشه ایندفه تو کانت میسپوخما


    •   بهرام۲۱
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • چی بگم هیچی در خود فحش خلاصش میکنم


    •   محمد۱۳
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • اون معلم املاتو سگ بگاد ،تو ی بند از کسشری که نوشتی ۱۶ تاغلط بود مجبوری مگه خر که کونت نزاشته برو بچسب به صابون گلنار تن نویسدهای مملکتو تو گور نلرزون


    •   ehsan9705
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • یعنی اگه هیکل نرمال باشه خوش تیپن اگه ان تیپ باشن خوش هیکلن.
      خلاصه یه خوشیی این وسط هست.
      مرده‌شور اون ریخت تیپ و داستانتو ببره.


    •   arman1981a
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کس شعر نوشتی بجا داستان. البته چون 18 سالته میبخشیم


    •   omidario
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • همون خط اول رو که خوندم گفتی 18 ساله فهمیدم در این رابطه تو گاییده شدی و بعد فقط خط بعدی رو خوندم که زن 32 ساله...دیگه ادامه ندادم و فهمیدم یا مرد 32 ساله بوده که گاییده تت یا اگر هم خانم بوده با دیلدو کردتت
      موفق باشی دادا


    •   Pedram5212
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • اون بخاطر کیر10سانتیت پشیمون شده کیر کوچولو مغز کیری کیرم تو کون خودتو داستانت


    •   YaserYZ081
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ریدی به هرچی بچه همدانه کصخل اسم دودولتو کیر نزار تو تهش بتونی بچه 14 ساله بکنی بازم نمیتونی ارضاش کنی اون وقت رفتی سن بالا کردی؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو