رابطه جنسی لذت بخش با دوستم

    سلام


    امروز که این داستن را می نوسیم یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸ هست ولی داستان من مال دوشنبه هفته قبل هستش


    اسم من عرفان هست یه پسر لاغر ولی یه کمی مامانی و سفید پوست راستش بکم لاغر هستم ولی کونم بزرگ نیست کونم هم لاغره مثل خودم
    من کلاس ۱۲ هستم


    من یه دوست خیلی صمیمی دارم که خیلی باهاش گرم هستیم و طوری که توی داستان متوجه بشید رابطه ما گرم تر هم شده حالا اسمش را نمیارم
    اونم مثل خودم لاغره و سفید هست اون خیلی باهام شوخی میکنه از وقتی هم که با سکس اشنا شدیم شوخی سکسی هم میکنه مثلا انگشت


    ماجرای اصلی از اون جای شروع شد که روز یک شنبه هفته قبل بود که توی کلاس ادبیات بودیم که یه رونم را می مالید راستش بگم منم بدم نمی امد به این خاطر کارش نداشتم و میزاشتم ادامه بده تازه دوستم داشتم کون دادن را حداقل برای یک بارم شده امتحان کنم به این خار منم یه کمی شیطنت کردن اروم با دستم زدم به کیرش وقتی این کارو کردم یه حس عجیب بهم دست داد واقیتش کونم خارید اون یه لبخند زد و هی رونم را می مالید منم دوباره داست زدن به کیرش ولی این دفع محکم گرفتمش توی دستم و ولش کردم اونم فهمید که کیرش را میخوام بهم گفت یکم از سر جات بلند شو یک بلند شدن دستش را گذاشت زیر کونم منم نشستم روش واییییییی
    دستش را زیر کونم جابه جا میکرد چه لذت داشت
    و همین ماجرا ادامه داشت گه گفت فردا میای خونمون بهش گفتم چرا گفت عزیزم تو بیا کارت دارم ودستش را زیر کونم در اورد و پوش کرد منم فهمیدم چه بلای می خواد سرم بیاد گفتم نه فردا کار دارم گفت کُس شعر نگو بیا گفتم حالا اگر شد میام مدرسه که تمام شد تا سر کوچه مون قربون صدقه ام میرفت منم کیف میکردم من رفتم خونه و هی فکر می کردن فردا چطور منو میکنه
    شب هی با واتساب پیام میداد عزیزم با ایموجی بوس می فرستاد
    ولی من جواب نمیدادم نمی دونم چرا جواب نمی دادم ولی احساس میکردم فکر نکنه کونی ام
    صبح رفتم مدرسه اصلا نزدیکم نکرد منم خورد توی ذوقم
    زنگ اخر فقط امد بیشم گفتم یادت نره بیای هااا
    و یه چشمک زد منم خندیدم
    درجا رفتم خونه نهار خوردم و را افتادم دم حیاط منتظرم نشسته بودم تا رفتم بغلم کرد مثل این که سال نو بود هم چین بوسم میکرد
    رفتیم داخل وارد که شدیم با چک اروم زد به کونم من فقط یه لبخند زدم رفتیم نشستیم توی خونه یه ۳ یا ۴ دقیقه نشستیم نه من حرف میزدم نه اون هم من عیبم میامد شروع کنم هم اون
    راستش من واقعا میخاریدم ولی بازم میترسیدم
    ارم نزدیکش شدم اون فهمید من واقعا می خوام ارم دهنش را اورد نزدیک گوشم و گفت دوست دارم من سرم را چرخوندم نگاش کردن با زبونش زد لبم من دوباره لبخند زدنم یواش گردنم را لیس میزد بعدش لبم را گرفتم وایییی چه حس عجیبی داشت اون لحظه فقط لب هم دیگه را گرفته بودیم و دیگر هیچ
    بعدش بلند شد لباسش را در اورد یه کیر تقریبا سبزه داشت شاید ۱۳ بوده باشه کیرش بعد این یه وحشی افتاد رو من لباس را در اورد من اصلا کاری نکردم وفقط راحت وایساده بودم تا لباسم را در بیاره
    لباسم را که در اورد گفت جونم و امدم ممه هام را لیس می زد من که اصلا یه بسر لاغریم ممه ندارشتم ولی اون نقطه های کوچک را لیس میزد من اصلا توی فضااا بودم اینقدر حس خوبی داشت
    بعد خودش زانو زد روی زمین گفت بلند شو بلند شدم و منو برگدوند اون سمت طوری کنم افتاد روی لبش کونمو لیس میزد یا هی زبون میکرد داخلش واقعا لذت بخش بود
    بعد ش گفت وقتشه ساک بزنمی گفتم چشم
    رفتم سمت کیرم اول با زبون نوکش را لمس میکردم بعد چند بار کردمش توی دهنم یکدفعه منو انداخت اون طرفم گفتم چی شد گفتم وقتی ابم بیام
    دوست دارم ابم توی کونت خالی شه و امد سمت من و منو به سینه انداخت روی زمین و انگشتش را کرد توی کون وای یه حس خیلی خوب داشت و یکم درد
    بیش خودم میگفتم این انگشتش اینقدر حال میده کیرش چطوره
    بعد انگشتش را در اورد و امد با دستش در دهنمو گرفت و کیرش گذاشت دم سوراخ کاملا افتاده بود روم و هیچ کاری از دستم بر نمی امد
    یکم کیر را با تمام قدرت فرستاد تو و نگه داشت من خوب از درد داشتم می مردم ولی کاری از دستم بر نمی امد
    یه سه یا چهار تا دلبمه زد و ابش امد
    ولی وقتی ابش را ریخت داخلم یه لذتی داشت
    که کیری توی کونت باشه و اب ش خالی شه واییییییییییی
    یه چند دقیقه روی من موند و بلند شد
    و هی بوسم میکرد
    بعدش بلند شد بهش گفتم بس من جی اب من نیامد
    امد بوسم کرد گفت کونی تو همین که به من کون دادی بسته
    من خیلی ناراحت شدم از این حرفش با اعصبانیت لباس هم را پوشیدم که برم از پشت بغلم کرد و گفت تو عشق منی نمی زارم ناراحت یه جلق علکی برام زد ابم را اورد
    منم را فتادم برم واقعا کونم خیلی درد میکرد به زور تا خونه رفتم در جا رفتم حموم اونجا که نگاه به کونم کردم
    دست میزدم به سوراخ سوز میداد به انداره یه انگشت شست پاه باز شده بود کونم یکم زور زدن اب دوستم از کونم ریخت بیرون یه چند روز کونم باز بود بعد از چند روز از وقتی دردم اروم شد و دوباره تنگ شد دوست دارم اون درد را تجربه کنم ولی فکر کنم یخم با دوستم از بین رفته شاید خودم بهش بیشنهاد را بطه بدم یا همان کون دادن
    بای


    نوشته: Erfaan

  • 17

  • 21




  • نظرات:
    •   backback
    • 3 ماه،2 هفته
      • 4

    • واقعا نتونستم بخونم خیلی بد نوشتی


    •   Minow
    • 3 ماه،2 هفته
      • 7

    • واي بچه ي كلاس دوازدهمي اخه؟؟؟
      راست ميگن پسرا تو اين سن خر نرو حامله ميكننا بي جنبه ها اين كارارو ميكنيد بجاي اينكه مرداي اين مملكت مرد باشن ي مشت كوني ميشن بعدا هم ك ب پست و مقام ميرسن...


    •   Ginglz
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • منم بلدم بکنم هااا..خخ


    •   hasan2015
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • کوووووون میخام


    •   Hosseinkaa5311
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • کیرم تو این نوشتنت


    •   سرو_تنها
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • چی گفتی ناموسا؟؟؟؟ (dash) (dash)


    •   samsepg
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.
      ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   Mechanik52
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • از نوشتن متنت مشخصه که تو کلاس بجای درس خوندن همش در حال کون دادن به این و اون بودی . کیرشو داست گرفت ؟ یعنی رفته بودی درو داست خورد به کیرش ؟ بشین درست رو بخون یه هفته پیش کلاس 12 بودی الان فکر نکنم با این املا که نوشتی کلاس پنجم هم راهت بدن


    •   sajad091
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • جوون منم میخام خب


    •   toolejen
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • تابلوئه که دختری?


    •   parto_banoo
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • امروز ک اومدم تو سایت هر داستانیو باز میکنم تگ گی خورده
      کس زنای مملکت کپک زد انقد کونکونک بازی کردین یا خواهر زناتونو کردین


    •   shahab_kir_k0l0ft
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • يه دستي ننويس


    •   ali97bo
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • کلاس دوازدهم گه میخوری همچین چیزی مینویسی پلشت
      تو کلاس دوازدهمی یا دوازده سالته
      البته دوازده ساله ها هم بهتر از این مینویسن
      کصخل کونی


    •   amhojo
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • خروس برای اومدن آبش یکم بیشتر مقاومت میکنه با چهار تا تلمبه آبش اومد؟


    •   Mustang.gt
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • لوک خوش شانس یه سگ داشت اسمش بوشوک بود اون برینه تو دهنت و این کستانت


    •   pinkford74
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • پلشت پخمه سواد نداری داستان ننویس


    •   arba2018
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • عرفان من میخوامت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو