رابطه ی مستقیم زنونه پوشی و کونی شدن

    سلام ، این داستان گی هستش، اگه دوست ندارین نخونین
    دانیالم، ۲۶ ساله، قد ۱۷۵, وزن ۷۰, پوست روشن، موهای مشکی، و یه چهره ی معمولی
    بدنم در کل کم مو بود ولی شیو میکردم و کلا بدم میومد پشمالو باشم
    هیچ حسی هم درباره ی گی و همجنسگرایی نداشتم و همیشه دنبال دختر بودم تا اینکه
    یه بار تو استخر حس کردم یه نفر خیلی دور و برم می پلکه، و هرجا میرم میاد
    رفتم سونا، دراز کشیدم اومد کنارم
    آروم در گوشم گفت لامصب تو باید دختر می شدی...از این جملش بدم اومد و زدم بیرون از استخر ولی فکرم مشغول شد
    اومدم خونه و بیخیال شدم تا اینکه دو باره هفته ی بعد همون روز و همون ساعت رفتم استخر طبق معمول
    تو جکوزی نشسته بودم و چشامو بسته بودم که حس کردم دست به نفر روی ران پامه، یهو جا خوردم و چشامو وا کردم دیدم خودشه، یه جوون تقریبا پشمالو قد بلند تر وتو پر تر از من که یکم شیکم داشت و چهره ی بدی هم نداشت ، ساکت بودم و چیزی نمی تونستم بگم ولی اون یه لبخند شیطانی داشت میزد و دستش و روی ران پای من حرکت میداد و آروم می برد لایه پام و منو بدجوری تحریک میکرد و داشت تازه خوشم میومد، یواش درگوشم گفت بیا سونا و رفت...منم دیگه کرمم گرفته بود و پاشدم پشت سرش رفتم
    داخل پر از بخار بود و چیزی دیده نمی شد ، یکم صبر کردم عادی که شد دیدم فقط چهار پنج نفر هستن و اونم نشسته بود گوشه ی سونا، رفتم کنارش گفت دراز بکش ماساژت بدم
    دراز کشیدم واقعا حرفه ای بود توی این کار
    از نوک پا شروع کرد و آروم آروم ذره ذره ی بدنمو ماساژ داد انگار جون تازه گرفته بودم اومد بالا رسید به ران پام ، من ران پاهام نرم و یکم گنده است وقتی تکونش میدی می لرزه مث ژله ، تا اینکه رسید به کونم
    نیشگون های کوتاه می‌گرفت که درد نداشت لذت عجیب داشت، کپل های کونمو می لرزوند و محکم فشارشون میداد. انگار خستگی تموم عمرم داشت در می رفت ، حواسم بود که اون وسطا انگشت شو آروم به سوراخم فشار میداد ،
    برای چند ثانیه دست نگه داشت و یهو اومد نشست روی کونم واسه ماساژ کمرم و کتف و دستام...
    ماهرانه ماساژ میداد اما من دیگه حواسم به ماساژ نبود ، یه چیز داغ و سفت لای کونم حس میکردم که یه تجربه ی جدید بود برام و هی بیشتر فشار میداد و من زیر فشارش داشتم یه لذت جدید تجربه میکردم تو اوج لذت دست نگه داشت و گفت بسه دیگه ، بریم؟
    گفتم باشه پاشدیم رفتیم بیرون و توی رختکن، شماره شو بهم داد و گفت هروقت ماساژ خواستی بگو...
    بعد از چند روز کل انجار کردن با خودم بهش پیام دادم و کلی حرف زدیم ، بهم گفت تا حالا ساپورت پوشیدی
    و داستان زندگی من با این جمله تغییر کرد
    گفتم نه
    آدرس پستی منو گرفت و توی بسته های خرید اینترنتی دو سه دست ساپورت و لباس خواب سکسی واسم فرستاد گفت اینارو بپوش و عکس بده
    منم رفتم تو اتاقم و به زور ساپورت و پوشیدم خیلی تنگ بود، یه ساپورت مشکی نازک طرح دار، وقتی رفتم جلوی آیینه، شاخ درآوردم
    کون سفیدم توی ساپورت بدجوری سکسی شده بود خودم عاشقش شدم کلی عکس گرفتم و واسش فرستادم
    یه لباس خواب حریر خیلی خیلی نرم و تنگ هم فرستاده بود...اونو که پوشیدم رفتم جلوی آیینه ، از شدت لذت تا دوبار دست به کیرم زدم آبم اومد
    بدن سفیدم توی اون لباسا، عجیب سکسی و ناز شده بود
    عکسارو که براش فرستادم گفت باید بیای پیشم و واسم بپوشی تا از نزدیک ببینمت اینجوری با عکس نمیشه
    منم می ترسیدم برم واسه همین گفتم چند روز دیگه خونه مون خالی میشه تو بیا
    اونم گفت باشه
    گفتم لباس جدید هم بخر
    گفت چشم
    با پر رویی تمام گفتم کفش پاشنه بلند هم بگیر
    خندید و گفت راه افتادی باید واست کفش بخرم دیگه
    تا چند روز دل تو دلم نبود ، نصفه شب یواشکی لباس خواب و می پوشیدم و کونمو کیرمو می مالیدم و از بس که لباسا نازک و نرم و خوشگل بودن عاشقشون شده بودم و زودی ارضا میشدم
    تا اینکه روز موعود رسید
    پیام داد ظهر میاد
    از صبح بیدار شدم و حموم رفتم و شیو کردم، از استرس ضربان قلبم رو هزار بود نمی دونستم قراره چی بشه تا اینکه زنگ خورد
    اومد داخل ، نشست رو مبل
    سکوت ...
    گفت خوبی
    گفتم آره
    گفت چرا قرمز شدی؟
    گفتم استرس دارم
    اومد کنارم نشست و بوسم کرد ...گردنمو بوسید
    حرارت بدنم بالا رفته بود
    دستشو گذاشت لایه پام و آروم کیرمو فشار داد
    گفت واست لباس جدید گرفتم پاشو بپوش عشقم...
    دلم ریخت و با خودم گفتم دارم چیکار میکنم
    دیگه وقت پشیمونی نبود
    لباس و برداشتم ک برم تو اتاق، گفت نه همینجا بپوش
    پلاستیک و باز کردم ، یه لباس خواب یک سره و بلند و نازک و چسبون
    با یه شرت لامبادا مشکی، که یه قسمتیش زنجیری بود و بدجوری سکسی بود با یه کفش پاشنه بلند مشکی ، که بند بند بود و توی فیلمای پورن زیاد دیده بودم
    خجالت کشیدم لباسمو جلوش در بیارم ، دس دس کردم و گفت خجالت نداره عشقم بلند شد و منو برگردوند
    منم خودمو در اختیارش قرار دادم، شلوار و شورت مو با هم کشید پایین ، و بعد تی شرتمو، لخت جلوش وایستاده بودم و کیرم نیمه شق بود...
    گفت حالا بپوش عشقم
    آروم آروم لباسمو پوشیدم و کفشارو پام کردم ، رفتم جلوی آیینه قدی
    واقعا سکسی شده بودم ، هی می چرخیدم و با خودم حال میکردم یکم روم باز شده بود
    دیدم اومد و از پشت بغلم کرد ...لخت شده بود و یک چیز حدودا ۱۷ سانتی کلفت و سفید داشت
    وقتی از پشت بغلم کرد رفت لای پام و آروم عقب جلو میکرد و منو محکم بغل کرده بود و گردنمو لیس میزد...تموم بدنم شل شده بود ... با یه دستش جوری سینه هامو می مالید که آه می کشیدم دست دیگش هم لای پام بود به شدت حرفه ای بود و می دونست داره چیکار میکنه
    بغلم کرد و منو برد سمت دستشویی! گفتم چیکار می‌کنی گفت باید کونتو تمیز کنم چون میخام بخورمش!!! اینو دیگه نشنیده بودم اولین بار بود
    لباس و داد بالا ، شرتمو کشید پایین گفت بشین
    اولین بار بود تو عمرم که دو نفری دستشویی می رفتم!
    شیلنگ و برداشت و کونمو با آب گرم شست
    موقع شستن آروم آروم انگشت اشاره شو میکرد تو
    گفت من شیلنگ و دم سوراخ کونت میگیرم سعی کن کونتو جمع کنی که آب بره توش، بعد چند ثانیه با فشار آبو بده بیرون، گفتم باشه
    چند باری سعی کردم ولی کونم زیادی تنگ بود و نمی شد ولی بالاخره موفق شدم و آب داغ و کشیدم توی کونم ، و با فشار دادم بیرون میتونم بگم عجیب ترین حسی بود که تجربه کردم و داشت خوشم میومد هفت هشت بار این کارو کردیم تا اینکه دیگه فقط آب تمیز برمیگشت و گفت تمومه... پاشدیم و دستامونو شستیم و بغلم کرد و رفتیم روی تخت...تازه داستان شروع شد
    ...
    اگه دوست دارین ادامه شو بنویسم انرژی مثبت بدین عشقا


    نوشته: Danialkon

  • 29

  • 8




  • نظرات:
    •   Daland
    • 2 هفته،4 روز
      • 2

    • اصلا کاری به راست و دروغ کستانت ندارم.ولی وجدانا شماها کجاید که ما اونجا نیستیم.کجایید که یکیتون به پست ما نمیخوره.....


    •   محمدرضاگلزار
    • 2 هفته،4 روز
      • 0

    • نظر شما چیه؟ گی نخانده دیس فاک فاک فاک سیسی خاک برفاک سر.


    •   its.nima
    • 2 هفته،4 روز
      • 4

    • حالا خوبه فقط بهت دست زده تحریک شدی انگشتت میکرد به کل استخر میدادی . سرسره هارم شیاف میکردی


    •   sissyznpsh2
    • 2 هفته،4 روز
      • 3

    • اومممم عالی بود منم دوستدارم


    •   Mahan.king
    • 2 هفته،4 روز
      • 2

    • خودتونو مارو باهم گاییدید بکشید بیرون از این گی


    •   varna008
    • 2 هفته،4 روز
      • 4

    • مگه پمپ آبه کونت که آب رو میکشه تو :)


    •   Sitoo
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • واقعا پوشیدن لباس زنونه لذت بخشه :)


    •   hunterxxxx
    • 2 هفته،4 روز
      • 2

    • شما دختر باز هستید بعد اسم خودتون رو میگذارید گی؟ شما حتی دو جنس گرا هم به حساب نمیاید دیگه چه برسه به گی


    •   Saeedسعید۲
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • به دنبال سوراخ داغ می گردم


    •   Qashng
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • اونقدی که کونی داریم جنس مونث نداریم


    •   شاه ایکس
    • 2 هفته،4 روز
      • 0

    • فکر کنم باید تا شرمنده نشدم ماساژو ترک کنم!!(biggrin)


    •   Emperatoorxxx
    • 2 هفته،4 روز
      • 0

    • خرچنگ


    •   Farnaz s
    • 2 هفته،4 روز
      • 0

    • انصافا چقد راحت کونی شدی..
      بابا یکم اعتماد به نفس داشته باشین، خیر سرتون کیر دارین
      یک اصلی هست که میگه: کس کردن خیلی بهتر است از کون دادن. (rolling)


    •   Amircdahwazii
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • آخ خوش به حالت
      چقدر دلم میخواد یه مرد سن بالا از اهواز مثل همینی ک تو گیرت اومد
      بم لباس سکسی بده بپوشم واسش و از من لذت ببره


    •   forestgumpnew
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • استخر سوناها رو کی باز میکنن؟


    •   مردتنها90
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • خدایا من دیگه ررررررررد دادم


    •   Saeidbokon1
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • چه عجب یه بار کار اصولی رفت جلو


    •   Rjackson
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • گی =فاک دیس دیس دیس


    •   Hadi200090
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • بدک نبودخوشمان امد


    •   Parsa_81_esf
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • 18 اصف فقط همسن بیاد برا رابطه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو